https://eitaa.com/dakedel/7096
کیبوردی که کلمات تایپ شده ات رو تغییر و حذف میکنه>>>>🚮:////
..
واقعا 🚮
ولی اونایی ك میگین آسید حواسش نیست و ناشکری میکنین ..
آسید حواسش به همه هس ..حتما حکمتی داره ..
یا دیر جواب میده ك کامل حل شه ، یا جور دیگه ای ك بهتره جواب میده ولی فک میکنی شانس بوده :)! .
عشق به آسید رو دست کم نگیرید ك بدجور ناشکریه ! .
#آقایرئیسی:)
..
++++++++++++++++++
https://eitaa.com/dakedel/7071
واسه ریحانه سادات قشنگ تره البته..
#دخترقمی
..
:)
یه چند روز با اجازه برم به کارام برسم.
ولی حقیقت خدمت رو میخووونم..
#دخترقمی
..
اوممم هر جور راحتی🥲💗
اجازه هست اسم یکی از خوب ترین چنل های ایتا رو بهتون بگم؟
.
.
آسید ابراهیم🍀
#مهلا
..
وایییی😭
دَکِهدل | آسید؛
ولی حدیثه ؛ چقد من دوس داشتم میتونستم به آسید پیام بدم یا آسید هم یه آیدی داشت و ریحانه سادات میفرست
ریحانه سادات واسه اینم برنامه ها داره هااا
عشاق آسید منتظر باشید...
خب بزارید براتون بگم ...
دقیقا برای منم همین مشکل بود ! ..
همین دو سه روز پیش
و کل این مدت ..
ولی دیروز پریروز ...
کامل شکستم له شدم ..
دیگه توانی برام نمونده بود ..
دقیقا یکی که زیر آوار مونده ..
و هی میخواد تقلا کنه ..
حرفی نمیزنه ها ! .. هی میخواد تقلا کنه ولی ،
یک تیکه دیگه روی سرش آوار میشه ! ..
و بقیه با بپر بپر کردناشون اون آوار رو بیشتر میریزونن رو سرش ..
اینطوری خیلی یک نواخت همشون روی سرش خراب میشه ..
اما میدونین چی شد ؟
تا همین دیشب آواری نبود که روی سرم نریزه .. از هیچ طرفی من بی آسیب نمونده بودم .. داغون شدم !
نه امید .. نه حال خوب ..
یکی که فقط کم آورده !
و بین همه هیاهو ها فقط یک سوال داره .. !
« چرا .. چرا اون کمکم نمیکنه ؟»
مگه همیشه دستمو نمی گرفت ؟
مگه همیشه تا صداش زدم نگفت : جـــــانم ؟
مگه همیشه گره گشام نبود ؟
چیشد که اینطوری تنهام گذاشت .. ؟
یهو به خودم اومدمو دیدم و اینقدر تنها شدم .. دارم له میشم .. که اینقدر نبودشون تو زندگیم حس میشه !
دقیقا همون جایی که فهمیدم پس من
« هرچه دارم ازتُ دارم » !
.
.
.
میدونید چیشد ؟
دقیقا نقطه ای که از همه طرف له شده بودم ..
له له له ..
یهو به خودم اومدم و دیدم چیشد ؟
چرا هر چی خراب شد یکباره بهتر ساخته شد ؟؟
مگه میشه ؟؟؟
آخه چرا دونه دونه نه ؟.همه باهم ؟؟؟؟؟
مگه میشه .......
همه چیز باهم برام به بهترین شکل رقم خورد !
جوری همه شون کمکم کردن که ذکر الحمدلله از زبونم کنار نمی رفت ! :)
اره ! ..
عجیب بود میدونی چرا؟
چون به تمام شکل له شدم .. و تنهای تنها ..
تقلا کردم .. تمنا کردم .. اما جوابی نگرفتم !
اما یهو ! ..
جوری دستمو گرفتن .. که هیچ حرفی نموند .
.
.
.
+ گفتم که چی بشه ؟
اینکه تو هم همینه وضعیتت !
کفر نکن .. کفر نکن .. که هیچوقت بالاسریا بدتو نمیخوان!
خود خدا گفت : برات برنامه بهتری دارم همیشه !
مگه برنامه نیاز به فرصت ندارع ؟ نیاز به شرایط ؟ نیاز به زمان .. ؟
پس صبر کن !
« توکلت علی الله ! »