eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
18.2هزار دنبال‌کننده
8.4هزار عکس
19.4هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
👩🏻‍❤️‍💋‍👨🏻اگر به کسی برای ازدواج معرفی شدید؛ توجه داشته باشید ❗️که او باید این دو دسته ویژگی‌ را داشته باشد؛❗️ همسر مناسب کسی است که این 2 دسته ویژگی را داشته باشد: 1️⃣ دسته اول ویژگی‌های رفتاری که یک انسان بالغ و عاقل دارد. مواردی مثل توانایی مدیریت هیجانات، مدیریت مالی و… . 2️⃣ دسته دوم ویژگی‌ها، ویژگی‌های رفتاری نزدیک به شماست که باعث می‌شود با هم تفاهم داشته باشید. مثلا اینکه هر دوی‌تان اهل تفریح زیادید و در عین حال به زندگی شغلی‌تان اهمیت زیادی می‌دهید و… . ❤️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #گلبهار #ادامه_دارد . اولین ضربه شلاق که به تنم فرود اومد جیغ بلندی کشیدم😥..
📜 🩷 . دارید چیکار میکنید؟؟!!.... یکی یه حرفی بزنه،ولم کنید،برو‌کنار... وای خدای من...... خانوم توروخدا بگید چی شده؟؟!! بگید ولم‌کننن؟؟... من هیچ کاری نکردم..... بخدا،به جون مادرم من بیگناهم....... اشکام همینطوری سرازیر میشدن،دردام کاملا از یادم رفته بود،تنم می‌سوخت ولی قلبم داشت آتیش دارید چیکار میکنید؟؟!!.... یکی یه حرفی بزنه، ولم کنید، برو‌کنار... وای خدای من...... خانوم توروخدا بگید چی شده؟؟!! بگید ولم‌کننن؟؟... من هیچ کاری نکردم..... بخدا، به جون مادرم من بیگناهم....... اشکام همینطوری سرازیر میشدن، دردام کاملا از یادم رفته بود، تنم می‌سوخت ولی قلبم داشت آتیش می‌گرفت.... خدایا پس چرا بااین همه اتفاق من نمیمیرم.... با گریه و التماس و خواهش، فقط میگفتم ولم کننن... اصلا انگار گریه هام که دل سنگ رو آب میکرد براشون اهمیتی نداشت و هیچ کدوم حتی نگاهمم نمی‌کردن و بهم توجهی نداشتن... همه توجهشون به پیرزنی بود که مشغول معاینه پایین تنم بود.... کارش که تموم شد از وسط پام کنار رفت، همزمان خدمه ها هم رهام کردن... به مادر ارباب نزدیک شد و گفت: خانم جان مبارکه... دختره........ انشالله خودم بچه ارباب رو بدنیا میارم.... پیرزن این حرف رو زد و گفت با اجازتون من برم که زائو در انتظارمه، با اشاره سر مادر ارباب انبار رو ترک کرد.... با شنیدن حرف پیرزن مادر ارباب بهت زده به من زل  زد و گفت: پس دستمال رنگی اون شب!!؟؟...... حرفش رو نصفه و نیمه رها کرد و بعدش مشت و لگدهایی بود که رو سر و صورتم پایین میومدن و من ضعیف تر و بیحالتر از اونی بودم که بتونم باهاشون مقابله کنم....... (بهادر) دیوارنه وار دوستش داشتم و در واقع این حسم چیزی فراتر از عشق و دوست داشتن بود.... باید باهاش صحبت میکردم...... باید بهش از احساسات قلبیم میگفتم..... موقعیت طوری بود که میدیدم هم اون دختره بیچاره عذاب میکشه و هم من، شاید با حرفام امید به زندگی پیدا کنه و کمی جون بگیره..... در برابر گلبهار غرور مردانگی برام معنا نداشت.. تصمیم خودم رو گرفتم هرجور شده بود باید دلش رو بدست میاوردم و گلبهار رو عروس همیشگی عمارت و مادر بچه هام میکردم..... قرار بود چند روزی شهر باشم.... درسته کار زیادی نداشتم و می‌تونستم زود برگردم ولی خودمم خوب میدونستم که از گلبهار و احساساتم بهش، داشتم فرار میکردم..... دیگه توان مقابله و کتمان احساساتم بهش رو نداشتم..... . جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌
❤️🍃❤️ 😍 عشقی است که چند خصوصیت داشته باشد👇👇 ۱ .براسـاس شـناخت بوجـود آمـده باشـد: پـس لازم اسـت کـه مـن خـودم و طـرف مقابلـم  را خـوب بشناسـم  ۲ .دیـدن تفاوتهـا: عشـقی کـه تصـوری ایـده آل از طـرف مقابـل بوجـود آورده باشـد و شـما  فقـط نقـاط مثبـت را ببینـد و هیـچ نقطـه منفـی نبینیـد یعنـی علامـت خطـر  ۳ .پذیـرش: بـه معنـای ایـن اسـت کـه تفاوتهـا را ببینیـم و احتـرام بزاریـم و از خـودم بپرسـم  آیـا ایـن تفاوتهـا مـرا میتوانـد کنـار ایـن فـرد بـه خواسـته هـام و اهدافـم برسـاند؟ 👠👸
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌 بعضی وقت‌ها انسان نیاز به درد و دل دارد - به عنوان یک درمان باید در مراسم‌ها و عزاداری‌ها شرکت کنیم/دکتر عزیزی 🎥 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
🌸✨ باهم دیگه حرف بزنید! ✍🏻 جالبه بدونید که روزی حتی ۵ دقیقه حرف زدن با کسی که بهش وابسته هستید هم ، میتونه شمارو تا چند ماه سر حال نگه داره. ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
۸ قدم برای نوشتن برنامه روزانه : 1- نه گفتن رو یاد بگیر. 2- اندکی به خودت سخت بگیر. 3- در پایان روز به خودت پاداش بده. 4- روز خود را به مراحل مختلف تقسیم کن. 5- چشم اندازی از روز خودتو تصور کن. 6- ساعت خواب و بیداریتو مشخص کن. 7- ساعت مشخصی به استفاده اینترنت اختصاص بده. 8- سرگرمی رو در لیست برنامت بزار. ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #گلبهار #ادامه_دارد . دارید چیکار میکنید؟؟!!.... یکی یه حرفی بزنه،ولم کنید،ب
📜 🩷 . ولی نمیدونم چرا دلشوره بدی اومده بود سراغم..... کلافه وار به این سمت و اون سمت میرفتم... تو دلم آشوب بود و گیج میزدم... نفهمیدم شب رو چطوری به صبح رسوندم...... با طلوع آفتاب با عجله حاضر شدم و به سمت روستا حرکت کردم...... دلم آروم نگرفته بود و گواهی بد میداد..... به روستا رسیدم، وارد عمارت شدم... همه خدمتکارها مشغول کاری بودن و هیچکس متوجه حضور من نشد.... بی اهمیت بهشون حتی سلام هم ندادم که از حضورم باخبر بشن... پاتند کردم و خودم رو به سرعت به اتاق گلبهار رسوندم ولی تو اتاق نبود..... بیرون اومدم و به سمت نشیمن رفتم، اونجا هم نبود... تو اتاق افروز، تو حیاط عمارت... تو باغ...... هیچ جا نبود..... افروز رو هم پیدا نکردم که ازش بپرسم.... از خدمه ها پرسیدم ولی هیچکدوم جواب درستی بهم ندادن و فقط طفره میرفتن... دیگه از سوال کردن دست کشیدم و به سرعت خودم رو به عمارت بالا رسوندم و تو حیاط عمارت بودم که . جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌
🌱🕊 🍃🌸🍃🌸 ✍تا به حال به آپارتمان دقت کردی سقف زندگیه یکی، کف زندگی دیگریست!!!! دنیا به طور شگفت آوری شبیه یک آپارتمان است ؛ سقف آرزو های یکی، کف آرزو های دیگریست... چارلی چاپلین میگه: آدم خوبــــــــــی باش ولی وقتت رو برای اثباتش به دیگران تلف نکن .... ! همیشه آنچه که درباره " من " میدانی باور کن , نه آنچه که پشت سر "من" شنیده ای " من " همانم که دیده ای نه آنکه شنیده ای.......! 💚
🟣غیرت و حیا چه شد؟ شیخ بهاءالدین عاملی در یکی از کتاب‌ های خود مینویسد: «روزی زنی نزد قاضی شکایت کرد که پانصد مثقال طلا از شوهرم طلب دارم و او به من نمیدهد. قاضی شوهر را احضار کرد. سپس از زن پرسید: آیا شاهدی داری؟ زن گفت: آری، آن دو مرد شاهدند.قاضی از گواهان پرسید: گواهی دهید که این زن پانصد مثقال از شوهرش طلب دارد. گواهان گفتند: سزاست این زن نقاب صورت خود را عقب بزند تا ما وی را درست بشناسیم که او همان زن است. چون زن این سخن را شنید، بر خود لرزید! شوهرش فریاد برآورد شما چه گفتید؟برای پانصد مثقال طلا، همسر من چهره ‌اش را به شما نشان دهد؟! هرگز! هرگز! من پانصد مثقال را خواهم داد و رضایت نمی‌دهم که چهره‌ی همسرم درحضور دو مرد بیگانه نمایان شود. چون زن آن جوانمردی و غیرت را از شوهر خود مشاهده کرد از شکایت خود چشم پوشید و آن مبلغ را به شوهرش بخشید.» چه خوب بود که آن مرد با غیرت، جامعه‌ امروز ما را هم میدید که چگونه رخ و ساق به همگان نشان میدهند و شوهران و پدران و برادرانشان نیز هم عقیده‌ آنهایند و در کنارشان به رفتار آنان مباهات می کنند.
وقتی که کودک عصبانی است، شوخی کردن بااواگر چه ظاهراً شرایط را شاد می کند، ولی در واقع به شدت مخرب است. هنگامی عصبانیت کودک است، خندیدن به او باعث می شود احساس بدتری پیدا کند... @daneshanushe✍️