eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
18.1هزار دنبال‌کننده
8.4هزار عکس
19.4هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
✍🏻 هر مردي که شما را دوست دارد براي زندگي كردن مناسب نيست ➖بزرگترین اشتباهی که یک دختر مرتکب میشود این است که بگوید، چون یک مردی من را خیلی خیلی دوست دارد پس او مردِ مناسبِ من است و به دردِ من میخورد و به خاطرِ علاقه اش به من چنین یا چنان خواهد کرد. •● ابدا این موارد ارتباطی با هم ندارند و قرار است که شما هم او را دوست داشته باشید، نه اینکه چون او شما را دوست دارد به او علاقمند شوید. ❤️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #گلبهار #ادامه_دارد . گفتم: مادر این عمارت یه عروس داره اونم گلبهاره و تمام.
📜 🩷 . خدای من..... من  چه غلطی کردم!!.... دلربا اگه این حرفها راست باشه، من چیکار باید بکنم؟؟!!.... یعنی منه احمق، این دختر بیگناه رو به زور تصاحب کردم؟؟!!..... وای بر من، وای بر من..... دلربا بعداز گفتن حرفهاش و دلداری دادن به من که میتونم اوضاع رو درست کنم و دل گلبهار رو دوباره بدست میارم، خداحافظی کرد و رفت.... موقع رفتن بهش سپردم که به کسی چیزی نگه و اونم بهم اطمینان داد که همه این حرفها بین خودمون میمونه... میدونستم اگه برم سراغ مادرم همه چی رو انکار میکنه، پس باید یه فکر درست و درمونی میکردم... از خودم متنفر بودم، ندیده و نشنیده خام حرفهای مادرم شده بودم و به گلبهار که آرزوی داشتنش برام مثل یه رویای دست نیافتنی شده بود انگ بی عفتی زده بودم و ناجوانمردانه بهش تعرض کرده بودم.... الان که مال من شده و خدا بهم رسوندتش با کارهام دارم از بین می‌برمش و نابودش میکنم.. اینقدر فکر کرده بودم که به مرز جنون رسیدم، شب تا صبح پشت بند هم سیگار بود که بین دستام جا خوش کرده بود، اجازه نفس کشیدن به خودم نمی‌دادم و به محض خاموش کردن، یکی دیگه بغل لبم جا میگرفت...... خلاصه اون شب رو روز کردم، آفتاب طلوع کرده بود که خوابم برد، نمیدونم چقدر خوابیده بودم که هراسون از خواب پریدم، ساعت7بود، بدون خوردن صبحانه با عجله لباسی پوشیدم و به طرف خونه فیروزه راه افتادم تا از زبان افروز هم حقیقت رو بشنوم، میدونستم که جای دیگه ای ندارن و مطمئن بودم به روستای خودشون برگشتن..... بعد از چند ساعت رسیدم، روستای باصفایی داشتن، پدر افروز تا از دور منو دید به سمتم دوید و ابراز خوشحالی کرد..... ارباب بنده نوازی کردین....... قدم رنجه کردین..... خیلی خوش آمدین.... چه عجب ارباب یادی از فقیر و فقرا کردین؟!.... سلام مش قادر حالت خوبه؟ فیروزه خانم و افروز خوبن؟ دست بوسن آقا جان، الان میرسن خدمتتتون.... افروز...... خانم.... بیایید.... ارباب بهادر خان تشریف آوردن.... بعد چند لحظه فیروزه خانوم به همراه افروز از داخل خانه بیرون اومدن..... از وقتی یادم میاد فیروزه خانم و مش قادر تو عمارت بودن و یکی از افراد مورد اعتماد پدر مرحومم، فیروزه خانم برای من هم حکم دایه داشتن و خیلی زحمتم رو کشیده بودن..... . جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌
اگر روزی تهدیدت کردند؛ @daneshanushe✍️
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗣 نعمت هایی که خدا بهت داده، بدبختت می‌کنن؛ اگه... ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
🌸🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃 🌸🍃🍃🍃
🌿🌺﷽🌿🌺 اضطراب قبل و بعد از نماز همه مال شیطان است. مگه ما کار گریم؟!!! همش کار !!! یک لحظه آرامش داشته باش بشین و با خدا صحبت کن. اسباب و علل همه دست خداست . ⁉️شما اگر با فرد معمولی قرار بگذارید و سر موقع به قرار نرسید چقد خودتان را سرزنش می کنید؟؟ 🔆خداوند مالک و مدبر دو جهان است . حی یعنی 🏃همین الان بیا سرقرار خانم هایی که عذر شرعی دارند ،مستحب است سجاده بیندازند و روی سجاده بنشینند و ذکر بگویند. 🌻 ارتباطتان را با خداوند و آسمان کم یا قطع نکنید چون در مسائل گوناگون زندگی کم می اورید. 📿حتما با تسبیح به رختخواب بروید 💕انس با خدا را شروع کنید. از نماز اول وقت،تعقیبات بعد از نماز ،مسجد،حرم،ذکر،مناجات،... ⚽️کسی که عاشق فوتبال یا سریاله یک ربع قبل از فوتبال یا سریال زودتر تلویزیون رو روشن می کنه هزار تا آگهی میبینه تا فوتبال شروع شه. 💕باید تمرین کنیم تا عاشق خدا شویم.. جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・
✨خاموش بودن ‌‍‍‍‌‌‍ نصف حکمت است ✨تعقیب نکردن دیگران ، نصف آرامش ؛ ✨ومداخله نکردن در کار دیگران ، نصف ادب ... ✨همیشه آنکه قویتر بود ، ✨کمتر زور میگفت ... ✨و آنکه راحتر میگفت اشتباه کردم ؛ ✨اعتماد به نفسش بالاتر بود ... ✨آنکه " صدایش " آرامتر بود ، ✨حرف هایش بانفوذتر بود ... ✨آنکه خودش را واقعا " دوست داشت " ؛ ✨دیگران را واقعی تر دوست داشت ... ✨آنکه به " تفاوت بین انسانها " واقف بود ؛ ✨بیشتر نقاط مشترک میان خود و دیگران را پیدا میکرد .. ✨در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم و نگران بودم, تا اینکه آنها را تجربه کردم و حالا ترسی از آنها ندارم. ✨از "تنهایی" میترسیدم, یاد گرفتم "خود را دوست بدارم" ✨از "شکست" میترسیدم, یاد گرفتم "تلاش نکردن یعنی شکست" ✨از "نفرت" میترسیدم, یاد گرفتم "به هر حال هر کسی نظری دارد" ✨از "درد" میترسیدم, یاد گرفتم "درد کشیدن برای رشد روح لازم است" ✨از "سرنوشت" میترسیدم, یاد گرفتم "من توان تغییر آن را دارم" ✨از "گذشته" میترسیدم, فهمیدم "گذشته توان آسیب رساندن به من را ندارد" ✨از "تغییر" میترسیدم, تا اینکه یاد گرفتم, حتی زیباترین پروانه ها هم قبل از پرواز کرم بودند, و "تغییر آنها را زیبا کرد"... ✨ودرآخردریافتم تاخدانخواهدهیچ چیز رخ نمیدهد همان خدایی که بدون اذن آن برگی ازدرخت جدانمیشود
💕صادق هدایت چه قشنگ گفت: نابینا غصه نخور . . در دنیا چیز قشنگی برای دیدن وجود ندارد ماهم که میبینیم خود را به کوری زده ایم باور کن! ماهی ها گریه شان دیده نمیشود . . گرگ ها خوابیدنشان عقاب ها سقوطشان و انسان ها درونشان... ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻣﻴﻔﻬﻤﻴﺪﻧﺪ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﺩﺭﻛﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻧﺎﻣﺤﺪﻭﺩ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻴﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ! ﺑﻪ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﯼ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺗﻮﻟﺪ - ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﺮﮒ ﺁﻧﻬﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﻳﻚ ﺧﻂ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ، ﻫﻤﻴﻦ ﺧﻂ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻛﻮﭼﻚ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺪتی است ﻛﻪ ﻣﺎ ﺭﻭﻱ ﻛﺮﻩ ﺯﻣﻴﻦ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻳﻢ، ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻳﻚ " ﺧﻂ ﻓﺎﺻﻠﻪ " ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﻢ ! ﻭ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﻳﻦ ﺧﻂ ﻛﻮﭼﻚ ﺭﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻋﺸﻖ ﻭﺭﺯﻳﺪﻩ ﺍﻧﺪ.
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه وقتایی ... دلت باید با خدا خلوت کنه ! وقتایی که ... خسته ای و کم آوردی ! باید از ته دل بگی، خدایا جز تو کسی رو ندارم ... بگذار که خدا خدایی کند ! باورش کن که خدا قدرت مطلق است ! به خدا بگو: برایم خدایی کن، خودت درستش کن ! و به روح و جسمم آرامش بده ..🌺 💚 ✨✨
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #گلبهار #ادامه_دارد . خدای من..... من  چه غلطی کردم!!.... دلربا اگه این حر
📜 🩷 . افروز به محض دیدنم سرش رو پایین انداخت و زیر لب سلامی کرد؛ بعد تعارف داخل خانه شدم و شروع کردم به صحبت و حرفهای دلربا رو گفتن و از افروز خواستم حقیقت رو بهم بگه.... دختر بیچاره با گریه و ناراحتی بخاطر حال بد  گلبهار، همون حرفهای دلربا رو گفت... و شهادت افروز هم مهر تاییدی بود به حرفهای دلربا که من با بدبینی و افترای بزرگ عفت این دختر رو لکه دار کرده بودم.... فیروزه خانم در ادامه حرفهای افروز گفت: آقا جان بعد اون روز نیرخاتون به نگهبان ها سپردن و افروز رو به فلک بستن و بچم خیلی عذاب کشید، هم بخاطر تنبیهی که خانم جان کردن و هم بخاطر احوال بده گلبهار خانم...... بعد از اون هم تهدیدمون کردن اگه حرفی به شما بزنیم افروز رو به اجبار به عقد مش رسول که ۴۰ سالی ازش بزرگتره درمیارن و ما رو از عمارت بیرون کردن..... اینا حرف میزدن و منم تو فکر فرو رفته بودم که خدای من این همه دشمنی مادرم  با این دختر بخاطر چیه؟؟!! از وقتی یادمه اهالی روستای پایین چند باری برای صلح اومده بودن، ولی هر بار مادرم چنان گوش پدرم رو پر میکرد که پدرم راضی به صلح نمیشد... از وقتی هم پدرم فوت کرد همیشه بهم میگفت و تو گوشم میخوند ما با اهالی اون روستا یه کینه و دشمنی قدیمی داریم، مبادا خام حرفاشون بشم و صلح کنم.. این وصیت پدرت هست بهادر، مبادا باهاشون سر یه سفره بشینی و راضی به  سازش بشی... ولی اون روزها جوان بودم و خام، نمیفهمیدم کینه مادرم بخاطر آب روستامون نیست و مساله خیلی فراتر از این حرفهاست.... کنجکاوی دست از سرم برنمیداشت و آروم و قرار نداشتم تا سراز این راز سر به مهر برنمیداشتم آروم نمیگرفتم.... به اصرار مش قربون و فیروزه خانم ناهار رو همونجا مهمونشون شدم و تا عصر خونشون موندم و غذایی بشدت خوشمزه و ساده رو کنار هم خوردیم، چقدر به صمیمیت بینشون و سفره ساده و پربرکتشون غبطه خوردم، منم زندگی اینطوری میخواستم و از عشق و محبت بین مش قادر و فیروزه خانم لذت می‌بردم... همین که عزم رفتن کردم، طوفانی شدید شروع و هوا کولاکی شد.... جوری بود که چشم چشم رو نمیدید و هیچ جا معلوم‌ نبود و من به ناچار اونجا موندگار شدم، مش قادر میگفت.... اگه تو این هوا عزم رفتن کنم حتما تو کولاک گیر میکنم و طعمه گرگها میشم، منم قبول کردم که چند روزی بمونم تا هوا بهتر بشه.... از شانس من هوا بدجور کولاک شد و تمامی راه ها هم  بسته بودن..... . جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・