eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
18هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
19.4هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت47 یه روز که لعیا از نظر ظاهری سالم بود و شکستگی هم نداشت بغلش کردم
🤝♥️ چاره ایی نداشتم ،کتابهای مدرسه رو تهیه کردم و توی خونه مشغولش کردم…لعیا واقعا یه نخبه بود و مطالب رو روی هوا میگرفت اما افسوس که معلم نداشت…مهر ماه شد و دوباره تصمیم گرفتم ببرمش مدرسه….باز بغلش کردم و راه افتادم…توی مدرسه هر چی اصرار کردم قبول نکردند….سریع یه کتاب از روی میز برداشتم و گذاشتم جلوی لعیا و یه جمله ی سختشو انتخاب کردم و گفتم:لعیا جان بابا!!!این جمله رو بخون….اون‌موقع لعیا ۵/۵سالش بود و تونست به راحتی و خیلی واضع جمله رو بخون…وقتی دیدم مدیر و معاون متعجب نگاه میکنند سریع تیر اخر رو زدم و گفتم:خانم!!!خودم هر روز میارم مدرسه و‌خودم میبرم….کلا مسئولیت نگهداریش پای خودم و شما در قبال سلامتی و نگهداریش هیچ مسئولیتی نداشته باشید….حتی براتون کتبی مینویسم و امضا میکنم….بخدا هوش و‌استعداد این بچه تو خونه حیف میشه اون روز اینقدر اصرار کردم و تعهد دادم تا بالاخره گفتند بصورت آزمایشی یک هفته بیار تا بعد نظر قطعی رو اعلام کنیم…..
"گوش دادن" مهم‌ترین مهارت ارتباطی است که می‌تواند باعث ایجاد و تداوم احساس صمیمیت شود.🥰 زمانی که خوب گوش می‌دهید، همسرتان را بهتر درک می‌کنید، دقیقا با وی همساز می‌شوید، از رابطه‌ی زناشویی‌تان بیشتر لذت می‌برید و بدون ذهن‌خوانی کردن، دلیل گفتار و رفتار همسرتان را می‌فهمید.🤔 گوش دادن، تعهدی برای درک و همدلی، کنار گذاشتن علایق، نیازها و پیش داوری‌های خود، به منظور دیدن مسائل از نگاه همسرتان است.🥸 گوش دادن به نوعی تحسین همسرتان نیز به‌حساب می‌آید چرا که در بر دارنده‌ی این پیام است: «من به تو توجه دارم و میخواهم بدانم که فکر، احساس و خواسته تو چیست»😍 ❤️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت48 چاره ایی نداشتم ،کتابهای مدرسه رو تهیه کردم و توی خونه مشغولش ک
🤝♥️ یک هفته مثل برق و باد گذشت و قبول کردند و لعیا توی همون سن کم محصول شد…همون سال پایه های یکم و دوم و سوم رو همزمان بصورت جهشی امتحان داد و با نمره ی خوب قبول شد…هیچ کسی باورش نمیشد که این بچه این همه استعداد داشته باشه…توی تمام اون مدت هر روز بغلش میکردم و میبردم مدرسه و دوباره میرفتم و برمیگردوندم…..خیلی مراقبش بودم اما با تمام این مراقبتها باز چند باری دست و پاش شکست و از مدرسه عقب موند……هر بار که بخاطر شکستگی میموند خونه خودم بهش درس میدادم…اینقدر با استعداد بود که سریع جبران میکرد…روزگارمون به همین شکل گذشت….منو هما بخاطر ترس از اینکه بچه ی بعدی هم مثل لعیا بشه دیگه بچه دار نشدیم و به همین سه بچه قانع شدیم…..در حالیکه خواهر و برادرام هر کدوم بالای ۴بچه داشتند….خداروشکر ارزو و امید سالم بودند و قد میکشیدند اما از نظر هوش به گرد پای لعیا هم نمیرسیدند…تنبل نبودند خوب درس میخوندند اما لعیا یه هوش استثنا بود…..
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃 📚 داستان کوتاه مشهدی رحیم باغ زردآلویی کنار جاده ترانزیت دارد. روزی به پسرش جعفر که قصد رفتن به سربازی دارد پندی می‌دهد. می‌گوید: پسرم، هر ساله در بهار وقتی درختان شکوفه می‌دهند و در تابستان میوه‌شان زرد شده و می‌رسد، رهگذران زیادی خودروی خود را متوقف کرده و با درختان من عکس یادگاری می‌گیرند ولی دریغ از مسافری که در پاییز و زمستان بخواهد این درختان را یاد کند، جز پدرت که باغبان آن‌هاست. در زندگی دنیا هم دوستان آدمی چنین‌اند، اکثر آن‌ها رهگذران جاده زندگی هستند و هرگاه پولی یا جمالی بر تو بود که با آن بر آنان زینتی نقش بندد و یا سودی رسد، به تو نزدیک می‌شوند و تبسم می‌نمایند و در آغوش‌ات می‌کشند، آن‌گاه هرگز از آغوش آن‌ها حس حرارت بر وجود خود مکن که لحظه‌ای بیش کنار تو نخواهند ماند، اما والدین تو بسان باغبان عمر تو هستند که تو ثمره تلاش وجود آنان هستی. آنان هرگز در روزهای سرد و گرم زندگی از کنار تو دور نخواهند شد و بالاترین باغبان خالق توست که بعد از مرگ آنان نیز همیشه همراه تو خواهد بود. دوستان عکس یادگاری‌ات را بشناس و بر آنان هرگز تکیه نکن!     🍃🍃🍃🌼🍃 *
خونه فقط یک مکان نیست...❤️🏠 خونه یعنی« آرامش و امنیت»👩‍❤️‍👨 خونه یعنی «یه استکان چای گرم در کنار کسانی که دوستشون داری»☕️ خونه یعنی «جایی که وقتی واردش میشی لبخند بزنی و لبخند ببینی»🥰 ❤️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت49 یک هفته مثل برق و باد گذشت و قبول کردند و لعیا توی همون سن کم مح
🤝♥️ لعیا کلاس پنجم ابتدایی درست وقتی که هفت ساله شد اینقدر شکستگیهاش زیاد شد که نتونست بره مدرسه….تا سه سال خونه موند و چون تحصیلات لعیا از من بیشتر شده بود دیگه از درسهاش سر در نمیاوردم و نمیتونستم بهش یاد بدم…لعیا ازم خواست کتابهای اول راهنمایی رو براش تهیه کنم تا خودش بخونه…..همین کار رو انجام دادم…..الحق که خیلی تلاش میکرد و تقریبا یاد میگرفت اما بی فایده بود و نمیتونست مثل زمان مدرسه رفتن پیشرفت کنه آخه هیچ امتحان پایانی ازش گرفته نمیشد و توی پرونده اش ثبت نمیشد..لعیا ۳-۴سال عقب موند اما چون از اونطرف زودتر شروع کرده بود تازه با همسن و سالهاش به یه ردیف رسید و هیچ عقب افتادگی درسی نداشت..بعداز اینکه لعیا به سن ۱۱-۱۲سالگی رسید حس کردم کمتر از قبل میشکنه……طوری که مدرسه ی راهنمایی ثبت نام کردیم و دوباره شروع کرد به مدرسه رفتن….دوباره خودم بغلش میکردم و میزاشت داخل ماشین و میبردم مدرسه و ظهر هم برمیگردوندم آخه اصلا دوست نداشت کوچکترین دردی رو تحمل کنه……
🍂🍂🍂🍂🍂 ❣خواستگارم مرا رد کرد... 🌼🍃من یک دختر دینی و پابند به اخلاق اسلامی بودم. سالها گذشت و کسی از من خواستگاری نکرد دخترهای جوانتر از من ازدواج کردند و مادران فرزند شدند. عمرم به 34 رسید. یک روز یکی برای ازدواج با من حاضر شد، زیاد خوشحال بودم و ازدواج کردیم دو روز بعد مادر شوهرم آمد و با دیدن من گفت عمرت بنظرم به 40 سال میرسد من گفتم 34 ساله هستم و او برایم گفت این عمر برای بدنیا آوردن بچه مناسب نیست و من تشنهٔ دیدن نوه های خود هستم. 🌼🍃مادر نکاح من را با پسرش فسخ کرد شش ماه را با غم و اندوه سپری کردم و پدرم برای اینکه غم خود را فراموش کنم منو به حج عمره فرستاد،رفتم به سفر عمره و در حرم شریف نشسته و در حال دعای خیر نزد الله بودم که یک زن را دیدم که صدای زیبا یک آیت قران را تلاوت میکند و بارها آنرا تکرار میکند [ الله علیک عظیما] فضل و مهربانی بزرگ الله بر توست 🌼🍃غم خود را با او شریک کردم من را در آغوش گرفت و این آیت را تکرار میکرد [ولسوف یعطیک ربک فترضی] و زود است که برایت بدهد و تو راضی شوی خیلی راحت شدم و به خانه برگشتم که ناگهان یک خانوادهٔ دیندار به خواستگاری ام آمدند، به خوشحالی پذیرفتم و ازدواج کردیم و شوهرم مرد دینداری بود. برای من و خانواده ام احترام زیادی میگذاشت و من نیز احترام شان را میکردم، عمرم به 36 رسید، ماه ها گذشت و محبت اولاد در دلم جا گرفت برای چکاو نزد دکتر مراجعه کردم بعد از معاینات دکتر گفت مبارک باشد! ضرورت به معالجه نیست تو حامله هستی، تا هنگام ولادت هیچگونه معاینهٔ برای تعیین جنسیت بچه انجام ندادم و هر آنچه بود را فضل الله میدانستم، بعد از ولادت شوهرم و خانواده اش در اطرافم نشسته و میخندیدن، وقتی پرسیدم چرا میخندین آنها چی جوابی دادند؟ به یک صدا همهٔ شان گفتند یک پسر و یک دختر است! با شنیدن این حرف اشک خوشحالی از چشمانم جاری شد و دوباره یاد آن خانم در حرم شریف و آیت را که بارها تکرار میکرد افتادم [ولسوف یعطیک ربک فترضی] یعنی که حرف الله متعال حق است [ لِحکمِ رَبِّکَ فَإِنَّکَ بِأَعیُنِنَا] منتظر فرمان رب خود باش، ما تو را میبینيم
اشتباهات همسرداری ⁉️ علت بالا رفتن طلاق عاطفی و رسمی⁉️ 🌀چون بسیاری مردان "زن فقیر " و بسیاری از زنان "شوهر فقیر" هستند!!! ✔️ بسیاری از مادران دخترانشان را برای خانه داری تربیت میکنند، نه برای یار و همسر شدن. 🔴این مادران غافلند از اینکه دامادشان اول همدل و همسر میخواهد نه آشپز !! 👈غذا را میتوان از بیرون خرید ولی دلدار را نه! ✅ یا پسرانشان را جوری تربیت میکنند که عاقبتش "شوهرفقیری" عروسشان است، 👈ماشین دارد ، خانه دارد ، طلا میخرد ولی همدم نیست ، شانه ای برای گریه کردن نیست . ✅ همسری که چند نوع قندان در جهیزیه اش است و همه همیشه شسته و مرتب هستند و پر از قند 👈ولی یک چای سحر یا دم عصر با همسرش نمیخورد. 🌀قطعا طرف مقابلش "همسرفقیر" است . جالب است بعضی ها برای شکستن این قندان بلامصرف ناراحت هم میشوند . 🔻بعضی ها کباب پز دارند خیلی هم مواظبند نشکند یا خراب نشود ولی هیچگاه فکر نمیکنند که با این ، کبابی بپزم و یک عصر با همسرم تو حیاط نوش جان کنیم و لذت ببریم . ❓خش دل همسر مهمتر است یا خش روی ماشین؟ واقعا ماشینی که مواظبش باشی خانمت درب آن را محکم به هم نزند ولی در عوض دلش را در آن میشکنی به درد چه میخورد؟
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃 های رفتاری 💕1⃣ در بحث ها و جدال های خانوادگی بهتر است شما حرفی نزنید. مطمینا او با رفتارها و خصوصیات خانواده اش بهتر آشناست. پس در مواردی که میان شما و خانواده اش مسیله ای ایجاد شد قضاوت را به او بسپارید. 💕2⃣ با پیشنهادات خانواده او در حضور آنها ،موافقت کن ولی اعلام کن که تصمیمت را بعدااعلام خواهی کرد. سپس در تنهایی نظر واقعی خود را به او بگو و باهم تصمیم نهایی را بگویید و توسط او تصمیم خود را به خانواده اش اعلام کنید. 💕3⃣ در بحثهای خانوادگی آنها شرکت نکن و از اظهار نظر کردن جدا خودداری کنید. 💕4⃣ به همسرتان اجازه ندهید که در حضور شما از خانواده اش بدگویی کند. 💕5⃣ حتما گاه گاهی به دیدار خانواده او بروید و اگر به هر دلیلی نتوانستید این کار را بکنید تلفنی جویای حال آنها شوید. 💕6⃣ زمانی که با او هستید در هرجا و در حضور همه به او احترام بگذارید. 💕7⃣ زمانی که احساس کردید حرفی برای گفتن ندارید بهترین کار سکوت است. 💕8⃣ همیشه بخصوص در حضور مادر شوهر به وضعیت شوهرتان برسید. 💕9⃣ در حضور او به پسرش احترام بگذارید و این را بدانید که با اولین بی احترامی به شوهر آنهم در حضور مادر شوهر،به او نشان دادید که اختلاف دارید و به او اجازه دادید که در زندگی خصوصیتان دخالت کند 💕0⃣1⃣ در حضور او از شوهرتان بدگویی نکنید. 💕1⃣1⃣ همواره مراقب هزینه هایی که صرف زندگی، لباس، و وسایل آرایش خود میکنید باشید. لازم نیست دیگران از هزینه های کوچک زندگی شما باخبر شوند. با این کار شما به اختلافات خانوادگی دامن میزنید. 💕2⃣1⃣ فقط خصوصیات بد او را نبینید و از خصوصیات خوب او نیز تقدیر کنید. 💕3⃣1⃣ هرگاه تحت تاثیر محبتهای او قرار گرفتید آنرا به شوهرتان بگویید تا او بداند که مادرش را دوست دارید. 💕4⃣1⃣ اگر برای اولین بار مساله ای را با او درمیان گذاشتید و نتیجه گرفتید،سعی کنید تا دیگر این کار را انجام ندهید چون به هیچ وجه به نفعتان نیست. 💕5⃣1⃣ با سردی با او حرف نزنید و سعی کنید دوستانه تر باشید. جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥بداخلاقی با همسر و بازتاب آن در آن دنيا ▫️خاطره وحشتناک مرگ موقت 📺 برنامه زندگی پس از زندگی