سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت49 یک هفته مثل برق و باد گذشت و قبول کردند و لعیا توی همون سن کم مح
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#توحید
#پارت50
لعیا کلاس پنجم ابتدایی درست وقتی که هفت ساله شد اینقدر شکستگیهاش زیاد شد که نتونست بره مدرسه….تا سه سال خونه موند و چون تحصیلات لعیا از من بیشتر شده بود دیگه از درسهاش سر در نمیاوردم و نمیتونستم بهش یاد بدم…لعیا ازم خواست کتابهای اول راهنمایی رو براش تهیه کنم تا خودش بخونه…..همین کار رو انجام دادم…..الحق که خیلی تلاش میکرد و تقریبا یاد میگرفت اما بی فایده بود و نمیتونست مثل زمان مدرسه رفتن پیشرفت کنه آخه هیچ امتحان پایانی ازش گرفته نمیشد و توی پرونده اش ثبت نمیشد..لعیا ۳-۴سال عقب موند اما چون از اونطرف زودتر شروع کرده بود تازه با همسن و سالهاش به یه ردیف رسید و هیچ عقب افتادگی درسی نداشت..بعداز اینکه لعیا به سن ۱۱-۱۲سالگی رسید حس کردم کمتر از قبل میشکنه……طوری که مدرسه ی راهنمایی ثبت نام کردیم و دوباره شروع کرد به مدرسه رفتن….دوباره خودم بغلش میکردم و میزاشت داخل ماشین و میبردم مدرسه و ظهر هم برمیگردوندم آخه اصلا دوست نداشت کوچکترین دردی رو تحمل کنه……
🍂🍂🍂🍂🍂
#داستان_زیبا_و_واقعی
❣خواستگارم مرا رد کرد...
🌼🍃من یک دختر دینی و پابند به اخلاق اسلامی بودم.
سالها گذشت و کسی از من خواستگاری نکرد
دخترهای جوانتر از من ازدواج کردند و مادران فرزند شدند.
عمرم به 34 رسید.
یک روز یکی برای ازدواج با من حاضر شد، زیاد خوشحال بودم و ازدواج کردیم دو روز بعد مادر شوهرم آمد و با دیدن من گفت عمرت بنظرم به 40 سال میرسد
من گفتم 34 ساله هستم و او برایم گفت این عمر برای بدنیا آوردن بچه مناسب نیست و من تشنهٔ دیدن نوه های خود هستم.
🌼🍃مادر نکاح من را با پسرش فسخ کرد
شش ماه را با غم و اندوه سپری کردم و پدرم برای اینکه غم خود را فراموش کنم منو به حج عمره فرستاد،رفتم به سفر عمره و در حرم شریف نشسته و در حال دعای خیر نزد الله بودم که یک زن را دیدم که صدای زیبا یک آیت قران را تلاوت میکند و بارها آنرا تکرار میکند [#فضل الله علیک عظیما] فضل و مهربانی بزرگ الله بر توست
🌼🍃غم خود را با او شریک کردم من را در آغوش گرفت و این آیت را تکرار میکرد [ولسوف یعطیک ربک فترضی] و زود است که برایت بدهد و تو راضی شوی
خیلی راحت شدم و به خانه برگشتم که ناگهان یک خانوادهٔ دیندار به خواستگاری ام آمدند، به خوشحالی پذیرفتم و ازدواج کردیم و شوهرم مرد دینداری بود.
برای من و خانواده ام احترام زیادی میگذاشت و من نیز احترام شان را میکردم، عمرم به 36 رسید، ماه ها گذشت و محبت اولاد در دلم جا گرفت برای چکاو نزد دکتر مراجعه کردم بعد از معاینات دکتر گفت مبارک باشد! ضرورت به معالجه نیست تو حامله هستی، تا هنگام ولادت هیچگونه معاینهٔ برای تعیین جنسیت بچه انجام ندادم و هر آنچه بود را فضل الله میدانستم، بعد از ولادت
شوهرم و خانواده اش در اطرافم نشسته و میخندیدن، وقتی پرسیدم چرا میخندین آنها چی جوابی دادند؟ به یک صدا همهٔ شان گفتند یک پسر و یک دختر است! با شنیدن این حرف اشک خوشحالی از چشمانم جاری شد و دوباره یاد آن خانم در حرم شریف و آیت را که بارها تکرار میکرد افتادم [ولسوف یعطیک ربک فترضی] یعنی که حرف الله متعال حق است [#وَاصبِر لِحکمِ رَبِّکَ فَإِنَّکَ بِأَعیُنِنَا] منتظر فرمان رب خود باش، ما تو را میبینيم
اشتباهات همسرداری
⁉️ علت بالا رفتن طلاق عاطفی و رسمی⁉️
🌀چون بسیاری مردان "زن فقیر "
و بسیاری از زنان "شوهر فقیر" هستند!!!
✔️ بسیاری از مادران دخترانشان را برای خانه داری تربیت میکنند،
نه برای یار و همسر شدن.
🔴این مادران غافلند از اینکه دامادشان اول همدل و همسر میخواهد نه آشپز !!
👈غذا را میتوان از بیرون خرید ولی دلدار را نه!
✅ یا پسرانشان را جوری تربیت میکنند که عاقبتش "شوهرفقیری" عروسشان است،
👈ماشین دارد ، خانه دارد ، طلا میخرد ولی همدم نیست ، شانه ای برای گریه کردن نیست .
✅ همسری که چند نوع قندان در جهیزیه اش است و همه همیشه شسته و مرتب هستند و پر از قند
👈ولی یک چای سحر یا دم عصر با همسرش نمیخورد.
🌀قطعا طرف مقابلش "همسرفقیر" است .
جالب است بعضی ها برای شکستن این قندان بلامصرف ناراحت هم میشوند .
🔻بعضی ها کباب پز دارند
خیلی هم مواظبند نشکند یا خراب نشود
ولی هیچگاه فکر نمیکنند که با این ، کبابی بپزم و یک عصر با همسرم تو حیاط نوش جان کنیم و لذت ببریم .
❓خش دل همسر مهمتر است یا خش روی ماشین؟
واقعا ماشینی که مواظبش باشی خانمت درب آن را محکم به هم نزند
ولی در عوض دلش را در آن میشکنی به درد چه میخورد؟
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃
#نکته های رفتاری
💕1⃣ در بحث ها و جدال های خانوادگی بهتر است شما حرفی نزنید. مطمینا او با رفتارها و خصوصیات خانواده اش بهتر آشناست. پس در مواردی که میان شما و خانواده اش مسیله ای ایجاد شد قضاوت را به او بسپارید.
💕2⃣ با پیشنهادات خانواده او در حضور آنها ،موافقت کن ولی اعلام کن که تصمیمت را بعدااعلام خواهی کرد. سپس در تنهایی نظر واقعی خود را به او بگو و باهم تصمیم نهایی را بگویید و توسط او تصمیم خود را به خانواده اش اعلام کنید.
💕3⃣ در بحثهای خانوادگی آنها شرکت نکن و از اظهار نظر کردن جدا خودداری کنید.
💕4⃣ به همسرتان اجازه ندهید که در حضور شما از خانواده اش بدگویی کند.
💕5⃣ حتما گاه گاهی به دیدار خانواده او بروید و اگر به هر دلیلی نتوانستید این کار را بکنید تلفنی جویای حال آنها شوید.
💕6⃣ زمانی که با او هستید در هرجا و در حضور همه به او احترام بگذارید.
💕7⃣ زمانی که احساس کردید حرفی برای گفتن ندارید بهترین کار سکوت است.
💕8⃣ همیشه بخصوص در حضور مادر شوهر به وضعیت شوهرتان برسید.
💕9⃣ در حضور او به پسرش احترام بگذارید و این را بدانید که با اولین بی احترامی به شوهر آنهم در حضور مادر شوهر،به او نشان دادید که اختلاف دارید و به او اجازه دادید که در زندگی خصوصیتان دخالت کند
💕0⃣1⃣ در حضور او از شوهرتان بدگویی نکنید.
💕1⃣1⃣ همواره مراقب هزینه هایی که صرف زندگی، لباس، و وسایل آرایش خود میکنید باشید. لازم نیست دیگران از هزینه های کوچک زندگی شما باخبر شوند. با این کار شما به اختلافات خانوادگی دامن میزنید.
💕2⃣1⃣ فقط خصوصیات بد او را نبینید و از خصوصیات خوب او نیز تقدیر کنید.
💕3⃣1⃣ هرگاه تحت تاثیر محبتهای او قرار گرفتید آنرا به شوهرتان بگویید تا او بداند که مادرش را دوست دارید.
💕4⃣1⃣ اگر برای اولین بار مساله ای را با او درمیان گذاشتید و نتیجه گرفتید،سعی کنید تا دیگر این کار را انجام ندهید چون به هیچ وجه به نفعتان نیست.
💕5⃣1⃣ با سردی با او حرف نزنید و سعی کنید دوستانه تر باشید.
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥بداخلاقی با همسر و بازتاب آن در آن دنيا
▫️خاطره وحشتناک مرگ موقت
📺 برنامه زندگی پس از زندگی
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت50 لعیا کلاس پنجم ابتدایی درست وقتی که هفت ساله شد اینقدر شکستگیهاش
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#توحید
#پارت51
هر بار که لعیل رو برای آزمایش و کنترل بیماریش میبردم دکتر میگفت:تراکم استخوانهاش بیشتر شده…به امید خدا به سن بلوغ که برسه کم کم طبیعی میشه و دیگه نمیشکنه…وقتی این حرفهارو میشنیدم دلم میخواست بالا در بیارم و پروازکنم…خداروشکر رفته رفته که لعیا به بلوغ رسید تقریبا شکستگیش به صفر رسید و مثل همه ی ادمها طبیعی شد…درسته که لعیا درمان شد و تراکم استخونهاش طبیعی شد اما در طول این ۱۳سال بقدری شکستگی داشت که فرم بدنش کلا عوض شده بود..مثلا پاهاش هر بار کج جوش خورده بود و بخاطر همین بسختی میتونست راه بره و از طرفی دختر بزرگی شده بود و هم خودش تمایلی نداشت بغل من باشه و هم من توانایی بغل گرفتنشو نداشتم….برای حل این مشکل یه ویلچر براش خریدم تا اذیت نشه…دستهاش هم مثل پاهاش شده بود طوری که توانایی انجام بعضی از کارهارو ازش میگرفت…باز خداروشکر از پس کارهای شخصی خودش برمیومد…برای اینکه امکانات بیشتری برای لعیا فراهم کنم تصمیم گرفتم یه خونه داخل شهر نزدیک روستامون بخرم تا بچه هام مخصوصا لعیا راحت تر زندگی کنه…
958.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🩶
وقتی یه نفر . . .
همه جوره باهاتون . . .
کنار میاد ولی قدرشو نمیدونین . . .
روزگار جوری باهاتون بازی میکنه . . .
که گیر یکی بیوفتین که مجبور شین . . .
همه شرایطش رو بپذیرین و عذاب بکشین . . .
.
.
🖌#کانال_دڪتر_انوشه
اینستاگرام ما👇
🖌#کانال_دڪتر_انوشه
💖@daneshanushe✍️
↴
نگرشتان درباره عشق را اصلاح کنید
اگر فکر میکنید که عشق واقعی یعنی عشق رومئو و ژولیتی و توقعات غیرواقعبینانهای دارید که با دنیای واقعی سازگار نیست، در نگرشتان نسبت به معنی و نشانههای عشق، تجدید نظر کنید و معنای واقعی و حقیقی عشق را یاد بگیرید. این کار به شما کمک میکند که از همسرتان انتظارات عجیب و غریب و تخیلی نداشته باشید و بتوانید در کنار هم، آنچه که واقعی عشق است را تجربه کنید. به خاطر داشته باشید که زندگی واقعی، داستان یا فیلم نیست، بلکه بر مبنای واقعیت است
•┈┈••✾❀🍃♥️🍃❀✾••┈┈•
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♥️🍃
پرسش : وقتی با خانم های نامحرم احوالپرسی می کنم ، خانمم ناراحت می شود ؛ آیا این رفتار درست است ؟
همسرانه
❤️