eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
18هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
19.4هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بفرست برای همسرت ❤️ خوشبختی همسرت به تو بستگی داره🌹 زمانی که تو همسرت رو غرق محبت کنی میتونید باهم مسیر جاده مشترک رو قشنگ تر طی کنید... تو به همسرت محبت کن ، مطمئن باش بی جواب نمی مونه!
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت52 خونه ایی که توی روستا داشتیم رو به همون صورت دست نخورده گذاشتیم
🤝♥️ لعیا رو با ویلچرمیبردم و میاوردم اما به هر حال برای جابجایی لعیا از داخل ویلچر به ماشین و بالعکس حتما باید بغلش میکردم …. از طرفی ویلچر رو جمع کنم و بردار و بزارم و غیره که حتما در طول روز ۲-۳بار تکرار میشد یه کم برای من که چهل سال رو رد کرده بودم سخت بود..،اما من تمام این کارهارو با کمال میل انجام میدادم و خوشحال بودم که دخترمو به هر زحمتی که بود کشیدمش بالا…..هر چند هوش و استعداد و تلاش خودش هم ۷۰درصد تاثیر داشت….هما هم از موفقیت لعیا خوشحال بود…لعیا دوره های پزشکی رو با پاس کردن واحدهای بیشتر زودتر تموم کرد و برای تخصص ارتوپدی زد و قبول شد..لعیا بخاطر مشکل جسمی که داشت ارتوپدی رو انتخاب کرد تا به کسایی که مشکلی مشابه دارند کمک کنه،…تمام دوران تخصصی هم خودم بغلم میکردم و با ماشین و بعد با ویلچر میبردم و میاوردم….آرزو که درسش تموم شد وارد بازار کار شد و همونجا یکی از همکاراش ازش خواستگاری کرد و منو هما بعداز تحقیق متوجه شدیم پسر خوبی هست …پس رضایت دادیم و این وصلت انجام شد و آرزو طی مراسم خوبی سر و سامون گرفت…
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌ هرچیزی از حدش خارج شود بی‌مزه می‌شود./دکتر عزیزی 🎥
❌ سعی کنید را از خودتان دور نکنید، اگر می توانید مرتب به کلاس های ورزشی بروید، اگر فرزند کوچک در خانه دارید و یا هزینه‌های کلاس های ورزشی برای شما بالاست می توانید با برنامه های تلویزیونی و یا انفرادی نرمش کنید، برقصید ❌ لباس های ، پاره و آنهایی که بر اثر شستشو از رنگ و رو رفته اند را دور بریزید، هیچ چیز مثل لباس کهنه ای که به تن شما زار می زند، چهره تان را پیر و روحیه تان را نمی کند ❌هر روز صبح را شانه بزنید و ابروهایتان را مرتب کنید، سعی کنید یک گلسر زیبا و راحت هم به موهایتان بزنید و یا یک روز موهایتان را ببافید و روز دیگر یک مدل دیگر، موهای خانم ها در زیبایی شان تاثیر فوق العاده ای دارد. ❌از گردنبند و گوشواره هایی که در اعماق کمدتان کرده اید، لذت ببرید، آنها را بیرون بیاورید و هر هفته از یکی از آنها استفاده کنید. می توانید با زدن یک رژ لب زیبا، خود را شاد کنید.همیشه برای خودتان به خودتان اهمیت بدهید نه یک نفر دیگر ❌روزانه حداقل ۵ دقیقه به خودتان دهید، آرامی را پخش کرده و چایی در آرامش بنوشید و به رویاها و برنامه‌های شخصی خودتان فکر کنید و برایشان برنامه اجرایی بریزید
❤️❤️ راز زندگیت رو بر ملا نکن میزان بدهی و وام هایتان را به کسی نگید. همان طور که دارمد خانواده و میزان دخل و خرجتون باید مثل یک راز بین زن و شوهر بمونه،میزان بدهی ها هم از همین قانون پیروی میکنه. بازگو کردن میزان قسط و بدهیتون باعث میشه خانواده ها فکر کنند شما به اندازه کافی خوشبخت نیستید و مشکلاتتون زیاده. در صورتی که تو تمام زندگی ها فراز و نشیب زیاده. پس با سکوت کردن در این زمینه به دیگران فرصتی برای قضاوت و دخالت کردن در زندگی مشترکتون ندین. ‌‌
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا خواندن تلقین بعد از اینکه میت داخل قبر گذاشته می‌شود صورت می‌گیرد؟ 🎙
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت53 لعیا رو با ویلچرمیبردم و میاوردم اما به هر حال برای جابجایی لعیا
🤝♥️ توی همون روزها امید هم درسش تموم شد و وارد بازار کار شد..با یه دختری هم در ارتباط بود اما تصمیم گرفت تا خدمت سربازی نرفته ازدواج نکنند..منو هما هم به نظرش احترام گذاشتیم و حرفی نزدیم….لعیا همچنان با شوق و ذوق درس میخوند و چون من میبرد و میاوردم با دوستاش و هم کلاسیهاش آشنا بودم..یه روز که رفتم دنبال لعیا بهش گفتم:لعیا!!باباامروز چطور بود؟لعیا با خنده گفت:دوست داری شفاف بگم؟؟گفتم:معلوم که میخواهم…لعیا گفت:راستش امروز یکی از بچه های دوره ی تخصص اطفال ازم خواستگاری کرد…ته دلم خوشحال شدم چون هیچ وقت فکر نمیکردم بخاطر شرایط جسمیش کسی ازش خواستگاری کنه اما به روی خودم نیاوردم و با تعجب گفتم: خب!!شما چی جواب دادید؟؟لعیا گفت:بهش گفتم‌که باید بیشتر در این باره حرف بزنیم‌چون کسی که قراره با من ازدواج کنه باید خیلی چیزهارو در مورد من بدونه.از جواب لعیا احساس شعف کردم که دخترم چقدر پخته شده و خوب حرف میزنه…برای همین گفتم:درسته بابا جان!!!هر تصمیمی که فکر میکنی درسته همونو انجام بده…..
♥️🍀 ✅ چه چیزهایی مرد رو آزار میده❓ ، اختلاف باور، احساس چك شدن ، مردها را آزار می‌دهد. به فكر چك كردن گوشی نباشید. یک باور اشتباه این است كه چون ما زن و شوهر هستیم، از محیط كار هم، گوشی شخصی، صحبت‌های شخصی همسرمان با مادر یا همكارهایش و. . . مطلع باشیم. هرگز پرسش‌های زنجیره‌ای نپرسید. سوال‌هایی مثل اینكه كی بود زنگ زد؟ چی‌كار داشت؟ چی می‌گفت؟ و. . . خیلی وقت‌ها مردها چون حوصله پاسخ دادن به این سوال‌ها را ندارند جواب دادن را از سر خودشان باز می‌كنند. همین مساله منجر به اختلاف زن و شوهر می‌شود و خانم احساس می‌كند كه مورد توجه قرار نگرفته یا آقا فكر می‌كند كه خانم در مسائل شخصی‌اش خیلی دخالت می‌كند. اگر ناراحت است به او فرصت دهید بعدا حرف بزند. برخلاف خانم‌ها زمانی كه در بیرون منزل درگیری فكری پیدا می‌كنند یا از مساله‌ای ناراحت و دلخور هستند همان لحظه در موردش صحبت نمی‌كنند و بعد از مدتی راجع به همان موضوع شروع به صحبت می‌كنند و این بخشی از طبیعت مردهاست؛ پس اصرار بی‌خودی برای صحبت كردن نكنید. رابطه زناشویی👩‍❤️‍👨
راهكار براى برخورد با همسر بداخلاق و عصبی 🔻باورش کن: بیشتر مردان دل شان می خواهد که همسرشان باورشان کند. انها دوست ندارند که همسرشان در توانایی ها واستعدادهایشان (مثلا در تامین امنیت ورفاه و…) شک داشته باشد. با رفتار و گفته هایتان به آن ها بفهمانید که توانایی ومهارت و استعداد و پشتکارشان را باور دارید البته دروغ نگویید بلكه سعى كنيد خصوصيت مثبت وی را پررنگ تر کنید
💙خانواده برتر❤️ 💝اگر در زندگي، محبت وجود داشت، سختي‌هاي بيرون خانه آسان خواهد شد. براي زن هم سختي‌هاي داخل خانه آسان خواهد شد💝 👈مطلع عشق (گزيده اي از رهنمودهاي حضرت آيت الله خامنه اي به زوج‌هاي جوان)، ص۶۷
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #توحید #پارت54 توی همون روزها امید هم درسش تموم شد و وارد بازار کار شد..با یه
🤝♥️ لعیا گفت:فقط یه چیزی هست که باید بدونید….گفتم:چی؟گفت:اون پسر هم یه پاشو بخاطر تصادف از دست داده و پاش مصنوعیه….. البته میدونم که در برابر معلولیت من چیزی نیست که به چشم بیاد چون نه ویلچریه و نه حتی عصا دستش میگیره اما لازم دونستم که شما هم در جریان باشید…. وقتی لعیا این حرف رو زد یه کم از نگرانیم کمتر شد و گفتم:باشه….هر جور که راحتی اگه دوست داری باهاش بیشتر آشنا بشی بگو‌بیاد خونه یا هر جا که دوست داری خودم میبرم…لعیا لبخند زد و برگشتیم خونه….به دو روز نرسید که همون پسر (محمد)با هماهنگی لعیا همراه پدر و‌مادرش اومدند خونمون برای خواستگاری شب خواستگاری هما حسابی به لعیا رسید و لباسهای مرتب براش پوشوند و من هم گذاشتمش داخل ویلچر تا راحت تر باش و پدر و مادر محمد هم در جریان وضعیتش باشند…خانواده محمد تا لعیارو دیدند حسابی خورد به ذوقشون…کاملا از رفتار و حرفهاشون متوجه شدیم،ولی محمد از من اجازه گرفت تا با لعیا تنهایی حرف بزنه…..