eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
17.9هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
19.4هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت6 . مامان انگار به مذاقش خوش نیومده بود گفت: تا حالا بابا رو راض
📜 🩷 . از اون روز که خبر جور شدن پول رو بابا داد چند روزی گذشت و من همه اون روزا عزا گرفته بودم چون میخواستیم از اون خونه بریم ...عمو کمال که خبردار شده بود یه شب با زن عمو اومد خونمون و بعد از حرفای معمول گفت : خب به سلامتی خونه دار شدید !!! بابا گفت : با اجازه اتون دیگه اینهمه سال زحمتتون دادیم آدم رفتنی هم باید بره _مراحم بودی داداش جان این چه حرفیه با اینکه عادت کرده بودیم بهتون و دلم نمیخواد برید ولی همین که مستقل میشید برای من مهم تره زن عمو  ادامه حرفش رو گرفت و گفت : والا دلمون تنگ میشه براتون! مامان گفت : وا اعظم خانم مگه کجا میریم دو تا خیابون پایین تریم _میدونم ولی همینکه هر روز صدا تون رو نمی‌شنویم سخته دیگه _ایشالا برا مصیب خان عروس میاری و دوروبرتون شلوغ میشه _خدا از دهنت بشنوه ما که از خدامونه مریم و من اونشب گوشه ای کز کرده بودیم و نشسته بودیم‌ عمو کمال رو به ما دو تا گفت : چیه شما دوتا مثل ننه مرده ها کز کردین اونجا ؟ بابا زد زیر خنده ‌گفت : ناراحتن میخوان از هم جدا بشن ! _نترسید نمیذارم جدا بمونید بازم مثل الان میرید و میاید سر به زیر گفتم : میشه مثل زری که همیشه پیش ما نیست انگار منتظر شنیدن اسم زری بودن تا یاد اتفاقات بیفتن زن عمو اعظم گفت : راستی شمسی رو دیروز دیدم‌ به کمال گفتم حال خوبی نداشت انگار از چیزی ناراحت بود شما خبر ندارید ازش ؟ مامان گفت : نه والا!!! ولی طفلک شمسی کی حالش خوبه که این بار خوب نبوده _نه خب حالش زیادی میزون نبود بابا گفت : داداش خبری شده چیزی شده ؟ _والا اعظم که گفت شمسی تو این حال بوده رفتم سراغش انگار برا زهره خواستگار اومده _خب اینکه ناراحتی نداره _پسر برادرشوهر شمسیه انگار زهره هم رصایت نداره ولی میدونی که حرف حرف شوهرشه _چیزی نیست که بشه زهره رو مجبور کرد _میدونم _خب نمیشه کاری کرد میدونی که پسرای برادرش چطور ادمایین _اینم میدونم
زن ها از عادی شدن از تکراری شدن از مثل روز اول نبودن می ترسند.😥 ✅زن ها را مثل روز اول دوست بدارید.
❤️🍃❤️ ‼️اگر همسر داریدبخوانید! 👌به جملات آشنای یک مرد یا زن بهانه گیر توجه کنید 👇 👨مرد ❣ چرا خونه همیشه نامرتبه ❣ این بچه کی قراره بخوابه؟ ❣ هیچ وقت غذا سروقت حاضر نیست! ❣ دوباره بی اجازه من مهمان دعوت کردی و... 👩زن 👇 🍒باز که میوه های بدرد نخور گرفتی! 🍒پس کی میخوای آشغال ها را دم در بزاری خونه بو گرفته! 🍒چند دفعه بگم لباس هاتو این ور آن ور پرت نکن 🍒چقدر جورابات بو میده و... و در نهایت، بهانه گیری ها به این جمله ختم می شوند😡 ‼️خسته شدم ‼️چقدر باید خونسردی و بی مسئولیتی تو را تحمل کنم ... 🔺به همین راحتی، همسران می توانند با مکالمات بهانه جویانه روی اعصاب یکدیگر راه بروند و موجب عصبانیت، لجبازی و کشمکش شوند.
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت7 . از اون روز که خبر جور شدن پول رو بابا داد چند روزی گذشت و من
📜 🩷 . بابا گفت : خب باید راهی باشه نمیشه که دختره رو بدبخت کرد _میرم پیش آقا بزرگ بلکه اون بتونه کاری کنه البته میدونم کاسه کوزه ها سر من میشکنه ولی زهره گناه داره و البته شمسی _فکر میکنی آقا بزرگ حریفش میشه ؟ _نمیدونم ولی بهتر از اینه که دست رو دست بذاریم و بشینیم اونشب مریم خونه ما موند و وقتی کنار هم دراز کشیدیم گفت : خوبه که نمیخوان ماها رو شوهر بدن من اصلا دلم نمیخواد از خونه بابام برم _بالاخره بزرگ بشی باید بری مامان سرگرم جمع کردن وسایل خونه بود و از خوشی روی پا بند نبود گاهی خاله هم می اومد کمکش ولی بیشتر زن عمو کمک حالش بود ...با وجود دو تا پسر بچه شیطون جمع کردن اسباب خونه سخت بود ...خونه ای که خریده بودیم رو دیده بودم یه خونه یک طبقه با حیاط نسبتا بزرگی که پر از باغچه بود داخل ساختمون هم خوب بود و همه امیدم این بود که بودن توی خونه جدید باعث بشه اون دوری از مریم رو زیاد حس نکنم توی گیرو دار اسباب کشی دیگه حرفی از زهره و خواستگارش و اینا نشنیده بودم فقط آقا بزرگ و خانم بزرگ اومده بودن تهران و این نشون میداد که اوضاع زیاد خوب نیست که اونها راهی تهران شدن ...آقا بزرگ و خانم بزرگ هر موقع می اومدن مهمون خونه عمو کمال بودن خونه ما هم نمی اومدن آقا بزرگ میگفت : از پله ها نمیتونم بالا و پایین کنم خونه عمه شمسی هم نمیرفتن به خاطر شوهرش...اون روز من و مریم کنار هم نشسته بودیم و تکلیفمون رو انجام میدادیم مامان و زن عم‌و هم توی اشپزخونه مشغول پختن شام بودن آقا بزرگ رو به عمو کمال گفت : چیکار کردی پسره رو دیدی ؟ _نه آقا بزرگ  واقعیت نرفتم  حرف بزنم برم بگم چی؟ بگم چرا رفتی خواستگاری دختر عموت ؟میگه به تو چه!!! بهتره با غلام (شوهر عمه شمسی)حرف بزنیم _فکر میکنی به اون بگیم میگه خیلی ممنون که دخالت کردید اون بدتر میگه _پس چیکار کنیم ؟ _بگو زهره و شمسی بیان من باهاشون حرف دارم _باشه آقا بزرگ فردا خبرشون میکنم رو به مریم گفتم : اههه کاش همین امشب می اومدن نفهمیدیم چی میشه فردا ما مدرسه ایم _شهین به ما چه اخه _بی ذوق نباش دیگه  یه دعوایی راه می افته _سرت به کارت باشه مواقعی که آقا بزرگ و خانم بزرگ می اومدن تهران ماهم شام و ناهار خونه عمو کمال بودیم خواست خانم بزرگ بود میگفت : لااقل تا اینجام شماها رو کنار هم ببینم.
💑تفریحات زن و شوهری 💕یکی از مهمترین کارها برای دست یابی به شادی دو نفره چیدن برنامه های متنوع در زندگی است. اگر زندگی یکنواخت، روزمره و تکراری بشود باعث فرسودگی زوجین می شود. ❣️بهتر است برای آخر هفته خود برنامه تفریحی حتی شده در حد دو یا سه ساعت بچینید تا از کنار هم بودن لذت بیشتری ببرید. خانمای عزیز تو این شرایط کاری و اوضاع اقتصادی که آقایون دارن نیاز به تمدد اعصاب دارن..حتی اگر نمیتونین هزینه کنین برای تفریحات پر خرج و مدت زمان طولانی یا مسافرتهای چند روزه..سعی کنین حتی شده با یک فلاسک چای یک تفریح یک ساعته با همسرتون داشته باشین و کاری کنین کنار شما بهشون خوش بگذره..نیازی نیست حتما برای داشتن اوقات خوش خیلی خرج کنین..همین که از خونه بیرون بریو و تنوع ایجاد بشه خوبه😊اگر شما این تفریحات رو فراهم نکنین متاسفانه مردتون به سمت رفقایی کشیده میشه که خوش
🔆رمز دوم موفقیت؛ تنها زمانی خواهید توانست با دیگران به وحدت برسید که وحدت درونی در خود داشته باشید   تا زمانی که در درون خود به وحدت نرسیم نخواهیم توانست با فرد دیگری وحدت پیدا کنیم و بسیاری از انسان ها در امروز جامعه به دست هم پیر می شوند، نه به پای هم و همچنین بسیاری از افراد نیز در جامعه زیر سقف مشترکی زندگی می کنند غیر مشترک، که منشا اینها همگی از عدم وحدت درونی افراد می باشد./دکتر انوشه ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت8 . بابا گفت : خب باید راهی باشه نمیشه که دختره رو بدبخت کرد _می
📜 🩷 . روز بعد که رفتیم مدرسه از زری درباره زهره پرسیدیم برخلاف همیشه که خیلی آروم و دوستانه جواب میداد عصبانی شد و گفت : به شماها چه که زهره چیکار میکنه و قراره چیکار کنه ؟ بعدم گذاشت و رفت ناراحت شده بودم مریم رو بهم گفت : دیدی گفتم تو کاری که بهمون ربط نداره فضولی نکنیم ولی من مطمئنم بودم چیزی هست که زری اینجوری واکنش نشون داد ظهر که برگشتیم خونه، دم در خونه عمو چند جفت کفش غریبه بود به مریم گفتم : خوب شد رسیدیم عمه و زهره اینجان بریم ببینیم چه خبره پس گردنی بهم زد و گفت : آدم نمیشی؟ وارد شدیم آقا بزرگ طبق معمول بالای هال نشسته بود و خانم بزرگ کنارش بود عمو کمال طرف دیگه آقا بزرگ بود و عمه و زهره و این طرف هال با زن عمو نشسته بودن مامان سینی به دست از اشپزخونه بیرون اومد و ما رو که دید گفت : زود دست و روتون رو بشورید و بیاید هول هولکی آبی به سرو صورتم زدم و مریم رو دنبال خودم کشیدم نشستیم پیش مامان آقا بزرگ همونطور که تسبیح می‌گردوند گفت : تو چی میگی بابا؟ زهره نگاهی به عمه شمسی انداخت و من دیدم که عمه چشم غره ای بهش رفت اونم سرش رو زیر انداخت و گفت : هرچی بابا و مامانم بگن _این که نشد حرف دختر ..دیگه هم تو پسر عموت رو میشناسی هم ماها این آدم وصله تو نیست من موندم چرا ننه بابات لالمونی گرفتن بابات فقط برا ماها زبون داره عمه شمسی گفت: نه آقابزرگ پسر خوبیه ! _چطور یه شبه خوب شد؟ من این آدمها رو سالهاس میشناسم از همین حالا هم دارم میگم زندگی این دختر صد پله از تو بدتر میشه تو بابایی داشتی پشتت باشه ولی این دختر همونم نداره زهره زد زیر گریه و آقا بزرگ گفت : بیا تحویل بگیر داره با زبون بی زبونی میگه نمیخوام چطور دلتون میاد ؟ _آقا بزرگ‌بحث خواستن و نخواستن نیست باباش گفته اینکار باید بشه میشناسیدش که حرف حرف خودشه _غلط کرده ...زهره با ما میاد خونه باغ و اونجا میمونه  باباش حرفی زد بفرستش اونجا تا وقتی هم که ندونم با صدق دل رضا به این کاره یا نه نمیفرستمش خونه اتون زهره اشکهاش رو پاک کرد و عمه ناراضی گفت : ولی آقا بزرگ ؟! _ولی بی ولی ...میدونم برات مشکل درست میکنم و دعوا میشه ولی نمیتونم بذارم  این دختر رو بدبخت کنید.
♥️🍃🍃♥️💫 🍀 ♥️ دو ویژگی تعیین کننده افراد موفق! 1. افراد موفق هنگام مواجهه با موقعیت های جدید و تغییرات بزرگ به خود می گویند : " می دونم این موقعیت ترسناکه اما انجامش میدم " و شعارشان این است : "بترس ولی انجام بده " 2. افراد موفق هنگام روبرو شدن با چالش های بزرگ و موقعیت های مبهم بجای اینکه بگویند : " اگر نشد چی ؟ " به خود می گویند : " اگر شد چی ؟" "اگر اینبار موفق شدم چی ؟" "اگر جواب مثبت بود چی ؟" این تغییر رویکرد و تغییر نگرش شما را از یک فرد منفی گرای ناخوآگاه به فردی مثبت اندیش تبدیل می کند یادتان باشد وقتی می ترسید احتمال گرفتن تصمیم های اشتباه زیاد است ♥️ 🍀 ♥️🍃🍃♥️
❤️☘️❤️☘️❤️☘️❤️ ☘️ ❤️ ☘️ 😉 ☑️ زن به این چیزها نیاز دارد : 🔹 توجه 🔹 درک شدن 🔹 احترام 🔹 صمیمیت 🔹 اعتبار 🔹 قوت قلب 🔹 مرد مقتدر 🔹 صحبت کردن ♦️ اگر مرد مقتدری نباشید، اگر به زن، توجه کافی نداشته باشید، به او بی احترامی کنید، درکش نکنید و...چه بسا زن به مرد غریبه ای که به او توجه می کند و احترام می گذارد و مقتدر به نظر می رسد و...از نظر ذهنی _ و دست کم از نظر ذهنی _ وابسته شود و از شوهرش متنفر گردد و این تنفر روز به روز بیشتر می‌ش😓ود. ♦️ زنان را درک کنید. ♦️ مشاجرات همیشه از عدم درک متقابل و عدم صمیمیت ناشی می‌شود. 😩 ♦️ مرد، احساسات زن را محکوم می‌کند. تمسخر می کند و انتقاد می کند و زن هم با شکایت کردن از مرد، در او احساس شکست،سر خوردگی و نالایقی ایجاد می‌کند. ♦️ درک متقابل، شناخت درست هم و احترام وتوجه به نیاز ها و رفتار ها و روحیات طرف مقابل به صمیمیت و اجتناب از مشاجره، کمک می‌کند. ♦️ قوانین فردی همدیگر را نیز بشناسید و به آن ها احترام بگذارید و بر ارزش های مشترک تکیه وتاکید کنید. @daneshanushe✍️