8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا زن باید کتک بخوره ؟!
#دکتر_سعید_عزیزی
❤️· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠
#موضوع
#صمیمت_با_همسر
✅ صمیمت در رابطه چطور به وجود میآید؟
#بخش_اول
🏷نیازهایش را بشناسید!
تا زمانی که نیازهای شریک #عاطفیتان را نشناسید نمیتوانید در کنارش باشید و ادعا کنید با یکدیگر صمیمی هستید! البته شناخت نیاز به تنهایی کافی نیست، #شما برای ایجاد صمیمیت بینتان علاوه بر شناخت نیازهایش باید در صدد رفع آن نیز بر بیایید. خیلی از شما در خیلی از اوقات میدانید شریک عاطفیتان در کنارتان به چه چیزی نیاز دارد، دوست دارد چه چیزی از شما ببیند، دوست دارد چه رفتاری در شما تغییر کند و خیلی از این خواستهها منطقی و معقول نیز هست!
#اما آن را نادیده میگیرید تا زمانی که متوجه شوید او ناراحت است و شروع میکنید به قول دادن که از این به بعد او را بیشتر درک خواهید کرد! این چرخه کسالت بار صمییمت بین شما را از بین میبرد، قبل از هرگونه کدورتی خودتان پا پیش بگذارید و درصدد رفع نیازهایش بربیایید، البته در حد توان و در راستای نیازهای منطقی!
این مبحث ادامه دارد..
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠
#موضوع
#صمیمت_با_همسر
✅ صمیمت در رابطه چطور به وجود میآید؟
💌جسم و ذهنتان با او باشد!
#همانطور که گفتیم برای صمیمیت باید کنار هم باشید، این در کنار هم بودن فقط حضور فیزیکی شما نیست! نمیتوانید کنار او باشید و سرتان در گوشی یا تلویزیون باشد و هیچ کدام از حرفهای او را نشنوید و انتظار داشته باشید او با شما صمیمی شود!
#حتما بعد از اینکه گله کرد میگویید ” چقدر غر میزنی! من که از صبح کنار تو نشستم”! این مدل کنار هم نشستن به نفع رابطه شما نیست! خودتان را گول نزنید، میدانید که باید برای صمیمیت قدمهای جدیتری بردارید!
💌نقش بازی نکنید!
همانطور که گفتیم #صمیمت نیاز به زمان دارد و باید به وجود میآید، نقش بازی نکنید که صمیمی هستید! نقش بازی کردن ممکن است تعارضاتی در رباطه شما به وجود بیاورد و از آن بدتر فرصت ایجاد صمیمیت را از شما میگیرد.
#وقتی برای شریک عاطفیتان نقش بازی میکنید که صمیمی هستید و او آن را باور میکند ممکن است توقعات یک رابطه صمیمی را از شما داشته باشد اما از آنجا که شما واقعا با او صمیمی نیستید این توقعات ممکن است برایتان معقول نباشد و نتیجه این روند تعارض است! بهتر است با خودتان و او صادق باشید.
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠
#موضوع
#صمیمت_با_همسر
✅ صمیمت در رابطه چطور به وجود میآید؟
🌀با کفش او راه بروید!
#یکی از ملاکهای مهم صمیمیت درک طرف مقابل است. شما باید بتوانید با او همدلی کنید یا به قول معروف با کفش او راه بروید تا بدانید حالش چطور است و بر همین اساس کنارش باشید. فرزانه یکی از مراجعین ما بود که میگفت ” مادر من 6 ماه هست که مبتلا به سرطان بدخیمی شده، راستش دکترها جوابش کردن و هر لحظه ممکنه از دستش بدیم، این موضوع خیلی حال منو بد کرده، هر لحظه نگرانم و استرس دارم، #همسرم ولی متوجه این موضوع نیست و میگه چرا جدیدا هربار میبینمت ناراحتی، منم حق زندگی دارم چه گناهی دارم میام خونه همش ناراحتی مامانت رو بهونه کردی، خوب نمیشه ما زندگیمون رو تعطیل کنیم که”! آیا با چنین درک متقابل ضعیفی از هم میتوان انتظار صمیمیت داشت؟ قطعا خیر!
🌀بدانید چطور لبخند روی لبش میآید!
#باید بدانید همسرتان را چه چیزهایی خوشحال میکند، میدانید چه غذایی را دوست دارد؟ چه هدیهای خوشحالش میکند؟ چطور باید وقت ناراحتی دلداریاش داد؟ چه عطری را دوست دارد و … این موارد را در او جستجو و از آن استفاده کنید! #حتما شنیدهاید که برخی ویژگیها در ما وجود دارد که فقط دوست صمیمیمان از آن خبر دارد، آن دوست صمیمی شما باشید و بدانید همسرتان چطور از دنیا لذت میبرد و در حد توان برایش فراهم کنید.
این مبحث ادامه دارد
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #ادامه_دارد . آروم رفتم داخل و تخم مرغ ها رو جمع کردم وقتی بیرون اومدم
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#ادامه_دارد
.
دست مراد خان درد نکنه اون برام خریده بهم گفت سنگای سبزشو که دیده یاد چشمای من افتاده
بعد نگاهی به من کرد و گفت بسه دیگه پاشو برو کمک ننت کن چرا نشستی اینجا منو نگاه میکنی؟ بهشم بگو نیاز نیست بفرسته پی من
خودم هروقت خواستم میام
نه من خودم اومدم.
نارین ابرویی بالا انداخت و گفت جون عمت!
دیگه چیزی نگفتم و سریع از اتاقش بیرون اومدم و برگشتم پیش ننه چیزایی که دیده بودم رو براش تعریف کردم.
ننه آهی کشید و گفت ای بدبخت پیشونی سیاه اینقدر حمالی کن آخرم یکی بیاد بشینه بالاسرت و بشه سوگلی شوهرت. نگاه دلسوزانه ای بهم کرد و گفت خدا کنه بخت شما مثل من سياه
بعد
نباشه.
ننه
6
*
روزهامون با طاقچه بالا گذاشتنای نارین و حسرت و آه و ناله ی میگذشت. البته نه نارین زن بدی بود و نه ننه ولی کارای آقام باعث به وجود اومدن این مسائل میشد. نارین چند مدتی با ما هم سفره شد ولی چون زیاد از ما خوشش نمیومد به آقام گفت من میخوام سفرهامو جدا کنم و آقام به مطبخ جدا براش درست کرد. اکثر روزا و شبا هم پیش نارین میموند و شاید در هفته یکی دو شب این طرف میخوابید. شش ماه بعد از ازدواجشون نارین حامله شد و از شانس خوبش پسردار شد. بعد از به دنیا اومدن برادرم که اسمش رو امیریل گذاشتن دیگه آقام
به طور کل ما و ننه رو انگار فراموش کرد و همش سرش گرم نارین و پسرش بود. ما بچه ها که عادت کرده بودیم ولی ننه هیچوقت عادت نکرد و تا میتونست غصه میخورد.
یه شب که ننه کنارم خوابیده بود دیدم تو تاریکی چشماش بازه و بی حرکت داره سقفو نگاه میکنه.
صدا زدم ننه؟ جانم؟
به چی فکر میکنی؟
ننه نفس عمیقی کشید و گفت به .قدیما تو میدونستی یه زمانی آقات
سرشو میداد که من زنش بشم؟
لبخندی رو لبام اومد و گفتم یعنی خاطرخواهت بود؟ ننه با هیجان به سمتم برگشت و گفت آره چجورم بابام میخواست من
زن پسر عموم بشم ولی اینقدر آقات رفت و اومد و اصرار کرد که راضیشون کرد اون روزا اینقدر بهم محبت میکرد که هیچوقت فکرشم نمیکردم اینجوری بشه
خندیدم و گفتم الکی نگوننه من که از وقتی یادمه آقام بداخلاق بوده + بداخلاقيش بعد به دنیا اومدن تو شروع شد میگفت پسر میخوام ولی خدا نخواست که من پسردار بشم.
.
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠
#موضوع
#صمیمت_با_همسر
✅ صمیمت در رابطه چطور به وجود
✂️نگذارید آرزوهایتان از خاطراتتان بیشتر شود!
یکی از موارد مهمی که دوستان صمیمی با هم دارند خاطره است! قدرت خاطرات را دست کم نگیرید، در خیلی از اختلافات ریز و درشت، یادآوری خاطرات باعث میشود دلتان نرم شود و #یکدیگر را بیشتر درک کنید. نگذارید آرزوهای شما در رابطه بیشتر از خاطراتتان شود، از هر فرصتی برای با هم بودن و خاطره ساختن استفاده کنید. تصور نکنید حتما برای خاطره ساختن ناچارید یک سفر طولانی و پر هزینه بروید، #گاهی دیدن یک فیلم در آغوش یکدیگر یا پختن یک غذا کنار هم خاطره میشود.
✂️از زبانتان استفاده کنید!
#شاید اگر بپرسند مهمترین ابزار ایجاد صمیمیت چیست، بگوییم زبان! بله زبان! شما باید صحبت کنید، صحبت و گفتگو به شما خیلی کمک میکند که صمیمی شوید، شاید برخی تصور کنند حتما باید حرفی برای گفتن داشت، مثلا از گذشته هم بپرسند، از آهداف، از سلیقه و … که همه اینها متعلق به اول رابطه است! اینچنین نیست! #حتما نباید در مورد این مسائل صحبت کنید، میتوانید از روزتان بگویید، از غذای خوبی که خوردید، از دوستانی که ملاقات کردید و … حتی در مورد مسائل روزانه و فیلمی که دیدید هم میتوانید صحبت کنید. مهم این است که راه گفتگو را باز بگذارید.
این مبحث ادامه دارد...
💠🔸️🔹️♥️🔸️🔹️💠
#موضوع
#صمیمت_با_همسر
✅ صمیمت در رابطه چطور به وجود میآید؟
#بخش_آخر
🖇از او سوال کنید!
سوال کردن را جدی بگیرید. همیشه صبر نکنید شریک عاطفیتان خودش بگوید چه میخواهد یا چه مشکلاتی دارد، حالش را بپرسید، اگر مشکلی داشته بپرسید که حل شده است یا خیر، بگذارید بداند شما به فکر او و کارهایش هستید. حتی مسائل ساده مثل تعمیر ماشین یا رفتن به آرایشگاه را بپرسید و یکی از سوالات مهمتان هم این باشد: “عزیزم کمکی از من ساخته است؟ چه کار میتونم برات بکنم؟”
🖇اختلافاتتان را کهنه نگذارید!
قاتل هر صمیمیتی اختلافات ریز و درشتی است که منجر به کدورت میشود. نگذارید مسائل حل نشده بینتان بماند، هیچ اشکالی ندارد بین شما و شریک عاطفیتان بحث به وجود بیاید، بحث اگر صحیح و اصولی باشد میتواند منجر به شناخت و پیشرفت رابطه شود. بنابراین نگذارید چیزی مانع بین شما و او باشد که مشکلاتتان را حل کنید.
🖇مشکلات روانیتان را حل کنید!
ذکر این نکته ضروری است که برخی مشکلات روانی مانع ایجاد یک صمیمیت اصولی و صحیحی میشوند. مثلا افرادی که اختلال شخصیت خودشیفته دارند اجازه صمیمیت به کسی نمیدهند و با حقی که برای خود قائل هستند کسی هم نمیتواند با آنها صمیمی شود. یا افرادی که دارای طرحواره طرد و رهایی هستند صمیمیت را به چسبندگی و وابستگی بیمارگون تبدیل میکنند. این اختلالات را در خود برطرف کنید تا بتوانید یک رابطه صحیح و امن داشته باشید.
🍃🍃 🤍 🍃🍃
- چرا قدردانی از همسرتان کلید یک رابطه شاد است؟
قدردانی از کوچک ترین کارهای همسرتان می تواند معجزه کند. وقتی از او به خاطر کارهایی که انجام می دهد تشکر می کنید، نه تنها احساس ارزشمندی را در او تقویت می کنید، بلکه انگیزه او برای ادامه این رفتارها نیز افزایش می یابد. قدردانی یک ابزار قدرتمند برای ایجاد صمیمیت و عشق در رابطه است. پس از امروز شروع کنید و ببینید چگونه زندگی مشترکتان پر از انرژی مثبت می شود
سخنان ناب دکتر انوشه👌
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #ادامه_دارد . دست مراد خان درد نکنه اون برام خریده بهم گفت سنگای سبزش
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#ادامه_دارد
.
ه البته مرده حق داره که پسر بخواد ولی من چکار میتونستم بکنم؟ خودشم نمیخواست زن بگیره این فکرو عمت تو سرش انداخت. آخ سوری
میترسم!
از چی؟
+ از اینکه وضعیتمون از اینم بدتر بشه و نارین کاری کنه که آقات کلا دور ما رو خط بکشه. ساکت بودم و نمیدونستم چجوری باید ننه رو آروم کنم دلم براش خیلی
میسوخت معلوم بود که چقدر عاشق آقامه و نمیتونه بی مهریاش و حضور نارین رو هضم کنه ولی راه برگشتی وجود نداشت. ما جایی زندگی میکردیم که به کسی که پسر نداشت میگفتن اجاق کور و دخترو جای آدم حساب نمیکردن
*
نارین بعد از بچهی اولش یه دختر و یه پسر دیگه هم به دنیا آورد. جالب اینجا بود که رفتار آقام حتی با دختر نارین از ما خیلی بهتر بود. یه دفعه که از رفتارای آقام خیلی ناراحت بودم به نارین گفتم چرا آقام ما
رو دوس نداره؟ هوری دختر (نارین هم دختره ولی اونو دوس داره. نارین با همون حالت متکبرش گفت بابات شما رو هم دوس داره ولی هوری دختر منه فرق داره
از حرفش خیلی دلم شکست و عصبانی شدم. با ناراحتی گفتم ولی تو آدم خیلی بدی هستی که اومدی هووی ننه ی من شدى. من اگر بمیرمم هووی هیچ زنی نمیشم.
هوری بی تفاوت گفت حالا نه که خیلی خواستگار داری بیا برو اون ور بذار کارمو بکنم.
با حرص برگشتم تو خونمون و تو فکر رفتم ولی حرفش الکی هم نبود من
اصلا خواستگار نداشتم هرچی بزرگتر میشدیم خواهرام خوشگلتر میشدن ولی چهره ی من چنگی به دل نمیزد پوست سبزه و بینی بزرگ. یه قیافه ی خیلی معمولی دو تا خواهر بعد خودم تو سن دوازده سیزده سالگی براشون خواستگار اومد و ازدواج کردن ولی من همچنان تو خونه مونده بودم و خواستگاری نداشتم خیلی از این بابت غصه میخوردم آخه من پونزده شونزده سالم شده بود و همه هم سن و سالای من شوهر کرده
بودن
هر جا بحث شوهر و ازدواج میشد همه یه جوری به حالم دل میسوزوندن که انگار یه دست یا پا ندارم خودمم وقتی میدیدم دوستام همه ازدواج کردن و خواهرای کوچکترم یکی یکی دارن میرن خیلی ناراحت میشدم یه روز بعد از ظهر که داشتم تو باغ کار میکردم آقام اومد داخل و وقتی داشت از کنارم رد میشد گفت ننتو صدا کن و بیاید داخل.
داستانهای زیبا و آموزنده 💫
‹‹ فقیر نادان ››
🌱روزی در شهری حاکم مهربانی زندگی می کرد، که همه مردم او را دوست داشتند و برایش احترام زیادی قائل بودند.اما در بین آنها مرد فقیر و بیچاره ای بود که همواره سعی می کرد حاکم را نکوهش و از او بدگویی کند. حاکم این موضوع را میدانست، اما شکیبایی به خرج می داد و علیه او فرمانی صادر نمی کرد. تا این که روزی تصمیم گرفت او را از این کار باز دارد. بنابراین در یکی از شبهای زمستان، کیسه ای آرد، جعبه ای صابون و کیسه ای شکر به یکی از خدمتکارانش داد تا آنها را برای آن مرد ببرد. خدمتکار حاکم در خانه مرد را کوبید و گفت: "حاکم این هدایا را برای یادگاری و به نشانه رسیدگی به وضع تو برایت فرستاده است."
🌱مرد فقیر بسیار خوشحال شد و از این هدیه ها تعجب کرد، زیرا می پنداشت حاکم این هدایا را برای راضی کردن او فرستاده است. به همین دلیل با غرور نزد کشیش رفت و کار حاکم را برایش تعریف کرد و گفت: "میبینی حاکم با این هدایا چگونه خواسته است مرا راضی کند؟"
🌱کشیش پاسخ داد:"حاکم مرد بسیار دانایی ست و تو بسیار نادان و احمقی! او با زبان رمز و کنایه خواسته است به تو بفهماند که آرد را برای شکم خالی و گرسنه ات، صابون را برای آلودگی باطنت و شکر را برای شیرین کردن زبان تلخت فرستاده است."
🌱از آن روز به بعد مرد که شرمنده شده بود و از کارش خجالت می کشید، بیشتر از گذشته از حاکم متنفر شد و از کشیش هم که قصد حاکم را برای دادن هدایا برایش توضیح داده بود، کینه به دل گرفت، اما از آن روز ساکت شد و دیگر برعلیه حاکم سخنی نگفت.