eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
17.5هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
19.5هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت1 سبد نون رو جلوی در خونه ی تاجی خانم گذاشتم و دستی به کمر دردناکم
🤝♥️ و با وجود فشار های مادرش هیچوقت راضی نشده بود سر تاجی خانم هوو بیاره. ننه میگفت کدخدا مرد بد اخلاق و زورگویی بوده، اما در برابر تاجی خانم همیشه با ملایمت رفتار میکرده و هرگز روی حرف زنش حرف نمیزده صدای تاجی خانم که بلند شد سیمین به اجبار راهم داد داخل +سیمین، واسه چی بحث میکنی؟ بگو نون ها رو بیاره غذا یخ کرد اینو که شنیدم قند تو دلم آب شد، میدونستم تاجی خانم بی نصیبم نمیذاره و لقمه ای از غذاشون  بهم میده سیمین با غرور وارد حیاط شد و منم پشت سرش نون رو برداشتم و بردم داخل، تو یک موقعیت که سیمین حواسش نبود نون تکه شده رو زیر لباسم مخفی کردم، میدونستم تاجی خانم اهل شمردن و حساب پس گرفتن نبود. اگر میگفت سی تا نون و ده تا تحویل میگرفت باز پول سی تا نون رو میداد و کلامی اعتراض نمیکرد سبد نون رو گذاشتم تو مطبخ و بلاتکلیف ایستادم تا تاجی خانم بیاد پولمو بده،بوی خوش غذا باعث شده بود شکمم به قار و قور بیفته، سیمین چشم غره ای رفت و گفت +ایستادی اینجا چیکار؟ برو تو حیاط تا مادرم بیاد مزدت رو بده به سمت حیاط که رفتم چشمم به تاجی خانم افتاد، با خوشروئی بهم نزدیک شد و گفت +خوبی حوری؟ مادرت خوبه؟ بیا این مزد سی تا نون، واسه شب مهمون دارم، واسه شام گفتم پلو بذارن اما نون گرم هم میخوام، ببین مادرت میتونه پنجاه تا نون دیگه واسم بپزه؟ خودتم سر شب بیا کمک، گل پسرم داره از شهر میاد، چند تا از دوست هاشم باهاش میان، خونه شلوغ میشه حسابی، صغری و فرخ از پس کارها برنمیان با ذوق چشمی گفتم و لقمه ی نون و گوشت رو بی تعارف ازش گرفتم و بی توجه به چشم غره های سیمین بدو بدو از خونه اشون بیرون زدم اسمم حوری هه، تو یکی از سردترین شب های زمستون  دهه ی سی به دنیا اومدم، ننه میگفت مرده به دنیا اومدی... بعد سه تا دختر وقتی آقات دید مرده به دنیا اومدی نفس راحتی کشید و گفت باز خوبه اگر دختره لااقل مرده اس و نون خور اضافه نمیشه! نیمه شب به دنیا اومده بودم، نیمه شبی که بعد سال ها برف کمی تو روستا میومد، آقام به ننه گفته بود حالا که مرده ببر بذارش تو حیاط تا جنازه اش بو نکرده تا صبح ببرمش جایی خاکش کنم... ننه هم گوش به فرمان شوهرش با دلی خون و صورتی خیس از اشک من رو برمیداره و میبره تو حیاط، با دست کمی برف تو حیاط رو جمع میکنه و من رو با قنداق سفید میذاره وسط برف ها و خودش میشینه بالای سرم به گریه کردن! میگفت آقات عین خیالش نبود چون نه ماه بچه تو شکمش نبوده، چون درد زایمان نکشیده بوده
یکی از اصول خیلی خیلی مهم در زندگی مشترک که باعث روابط زوجین میشود👇 و است یعنی چشم بستن بر هوا و هوس های بعدی و احترام گذاشتن به انتخابی که داشته‌اید. یعنی مراقبت از رابطه ✅با توجه به تجربیاتی که در حوزه خانواده کسب کرده ام و آسیب شناسی که در اختلافات و انجام داده ام یکی از مسائلی که فراوانی آن به شدت بالاست عدم توجه زوجین به مسئله تعهد در است 🔰مراقب زندگی هاتون باشید شما در با یک جنس مخالف آتش به جان همسرتون میندازه و روابط رو به شدت تحت تأثیر قرار میده 🔰طرف مقابلتون رو درک کنید به جای اینکه بگویید مگه چکار میکنم ؟ تو حساسی تو بدبینی یا .... ❤️ یعنی مراقب رفتارم باشم که به روح و روان همسرم آسیب نزنم 💙 یعنی وقتم را صرف همسرم کنم تا نشاط و شادابی داشته باشد و....
۴ اشتباه والدین 🍀التماسشان میکنیم یک لقمه بیشتر غذا بخورند. 🍀جلوی چشم کودکان دعوا میکنیم ولی در خلوت دونفریمان آشتی میکنیم.... 🍀خودمان کتاب نمیخوانیم ولی از او میخواهیم مطالعه کند.... 🍀همه وقت و تلاشمان را صرفِ تربیت ورشدِ کودکمان میکنیم ولی برای رشد خودمان خیر....
563.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لحظه اجابت دعاست🌷 خدایا ظهور حجتت را برسان 🌷 خدایا قلب مقدسش از ما راضی وخشنود بگردان 🌷 خدایا موانع ظهورش برطرف بگردان 🌷 خدایا عاقبت همه مارو ختم به خیر بگردان 🌷 خدایا ما را آنی وکمتر از آنی به خودمان وامگذار🌷 خدایا تا مارو نبخشیدی از این دنیا نبر🌷 الهی آمین بحق حضرت زینب(س)🌷 🍃🌸🌹اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمّد وَعَجِّل فَرَجَهُم وأهْلِك أَعدَائَهُـم أجمَعین🌹 🌹 التماس دعا🌹
تقویم نجومی اسلامی ✴️ چهارشنبه 👈 29 اسفند / حوت 1403 👈18 رمضان 1446 👈19 مارس 2025 🏛 مناسبت های دینی و اسلامی. 🌙⭐️ احکام دینی و اسلامی 🌗 امروز قمر در برج عقرب و از نظر نجومی مناسب است برای امور زیر است: ✳️خرید مزرعه و باغ. ✳️کندن چاه و کانال و مطلق حفاری ها. ✳️کلیه امور زراعی و کشاورزی. ✳️درختکاری. ✳️از شیر گرفتن کودک. ✳️جراحی چشم. ✳️تحقیق و تفحص. ✳️استحمام. ✳️و استعمال دارو نیک است. ✳️برای مطالب بیشتر و دریافت تقویم نجومی هر روز با جستجوی کلمه" تقویم همسران" به کانال ما در تلگرام و ایتا بپیوندید. 📛ولی از امور اساسی و همیشگی سفر و ازدواج پرهیز شود. 🔵امور مربوط به نوشتن حرز و نماز آن خوب نیست. 💑 مباشرت امشب: شب پنجشنبه: از مباشرت به قصد فرزند آوری اجتناب شود. 💉💉 حجامت. خون دادن و فصد ممکن است باعث قوت بدن شود. 💇‍♂💇 اصلاح سر و صورت باعث غم و اندوه می شود. 😴🙄 تعبیر خواب: خوابی که (شب پنجشنبه) دیده شود تعبیرش طبق آیه ی 19 سوره مبارکه "مریم علیها السلام" است. قال انما انا رسول ربک لاهب لک غلاما... و از مفهوم این آیه چنین استفاده میشود که فرستاده ای از جانب فرد بزرگی نزد خواب بیننده بیاید و خبرهای دلپسند و خاطر خواه برای او بیاورد. و شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید. ✂️ ناخن گرفتن. 🔵 چهارشنبه برای ، روز مناسبی نیست و باعث بداخلاقی میشود. 👕👚 دوخت و دوز. چهارشنبه برای بریدن و دوختن روز بسیار مناسبی است و کار آن نیز آسان افتد و به سبب آن  وسیله و یا چارپایان بزرگ نصیب شخص شود.ان شاالله. ✴️️ وقت استخاره. در روز چهارشنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ ظهر و بعداز ساعت ۱۶عصر تا عشای آخر( وقت خوابیدن) ❇️️ روز چهارشنبه: یا حیّ یا قیّوم  ۱۰۰ مرتبه ✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۵۴۱ مرتبه که موجب عزّت در دین میگردد. 💠 ️روز چهارشنبه طبق روایات متعلق است به #امام_رضا_علیه السلام_ و . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد 🌸زندگیتون مهدوی ان شاالله...🌸
🙏نیایش صبحگاهی خدایا نگاهت را از ما و لحظه هایمان نگیر نگاه تو یعنی نعمت نگاه تو یعنی برکت نگاه تو یعنی محبت نگاه تو یعنی راستی و درستی نگاه تو یعنی عاقبت بخیری نگاه تو یعنی بی گناهی 🙏الهی کـه نگاه خـدا همیشه روی زندگی تـون باشـه 🌸🍃‎‌‎﷽🍃🌸
💞✨💞 ✨💞 💞 💠 خوبی‌های همسرتان را برای فرزندان خود بازگو کنید: - ببین عزیزم چقدر بابا زحمت میکشه - ببین پسرم کدوم مادری اینقدر دلسوزه؟ - و... 💠 با این کار، هم فرزندت ارزش و جایگاه والدین را می‌فهمد و هم به همسرت احساس بالندگی دست می‌دهد.
🌺🍀🌺🍀 . همسرداری هر دو بخوانیم💑 نباید در زندگی زناشویی جوری رفتار کنید که گویا کارهایی که همسرتان انجام می دهد وظیفه اوست! ❤️آقای محترم وقتی خانوم ظرف ها را می شوره از او تشکر کن ❤️😍 ❤️خانوم محترم وقتی اقا از سر کار بر میگردد، یا زباله ها را می برد یا... هربار از او برای زحماتش تشکر کنید.
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت2 و با وجود فشار های مادرش هیچوقت راضی نشده بود سر تاجی خانم هوو بیا
🤝♥️ و با وجود فشار های مادرش هیچوقت راضی نشده بود سر تاجی خانم هوو بیاره. ننه میگفت کدخدا مرد بد اخلاق و زورگویی بوده، اما در برابر تاجی خانم همیشه با ملایمت رفتار میکرده و هرگز روی حرف زنش حرف نمیزده صدای تاجی خانم که بلند شد سیمین به اجبار راهم داد داخل +سیمین، واسه چی بحث میکنی؟ بگو نون ها رو بیاره غذا یخ کرد اینو که شنیدم قند تو دلم آب شد، میدونستم تاجی خانم بی نصیبم نمیذاره و لقمه ای از غذاشون  بهم میده سیمین با غرور وارد حیاط شد و منم پشت سرش نون رو برداشتم و بردم داخل، تو یک موقعیت که سیمین حواسش نبود نون تکه شده رو زیر لباسم مخفی کردم، میدونستم تاجی خانم اهل شمردن و حساب پس گرفتن نبود. اگر میگفت سی تا نون و ده تا تحویل میگرفت باز پول سی تا نون رو میداد و کلامی اعتراض نمیکرد سبد نون رو گذاشتم تو مطبخ و بلاتکلیف ایستادم تا تاجی خانم بیاد پولمو بده،بوی خوش غذا باعث شده بود شکمم به قار و قور بیفته، سیمین چشم غره ای رفت و گفت +ایستادی اینجا چیکار؟ برو تو حیاط تا مادرم بیاد مزدت رو بده به سمت حیاط که رفتم چشمم به تاجی خانم افتاد، با خوشروئی بهم نزدیک شد و گفت +خوبی حوری؟ مادرت خوبه؟ بیا این مزد سی تا نون، واسه شب مهمون دارم، واسه شام گفتم پلو بذارن اما نون گرم هم میخوام، ببین مادرت میتونه پنجاه تا نون دیگه واسم بپزه؟ خودتم سر شب بیا کمک، گل پسرم داره از شهر میاد، چند تا از دوست هاشم باهاش میان، خونه شلوغ میشه حسابی، صغری و فرخ از پس کارها برنمیان با ذوق چشمی گفتم و لقمه ی نون و گوشت رو بی تعارف ازش گرفتم و بی توجه به چشم غره های سیمین بدو بدو از خونه اشون بیرون زدم اسمم حوری هه، تو یکی از سردترین شب های زمستون  دهه ی سی به دنیا اومدم، ننه میگفت مرده به دنیا اومدی... بعد سه تا دختر وقتی آقات دید مرده به دنیا اومدی نفس راحتی کشید و گفت باز خوبه اگر دختره لااقل مرده اس و نون خور اضافه نمیشه! نیمه شب به دنیا اومده بودم، نیمه شبی که بعد سال ها برف کمی تو روستا میومد، آقام به ننه گفته بود حالا که مرده ببر بذارش تو حیاط تا جنازه اش بو نکرده تا صبح ببرمش جایی خاکش کنم... ننه هم گوش به فرمان شوهرش با دلی خون و صورتی خیس از اشک من رو برمیداره و میبره تو حیاط، با دست کمی برف تو حیاط رو جمع میکنه و من رو با قنداق سفید میذاره وسط برف ها و خودش میشینه بالای سرم به گریه کردن! میگفت آقات عین خیالش نبود چون نه ماه بچه تو شکمش نبوده، چون درد زایمان نکشیده بوده
🟢مردها چه زنهایی را ترک می کنند : 🟣1.زنان توجه طلب (هیسترونیک): زنانی هستند که دوست دارند مورد توجه واقع شوند، دلشان می خواهد گرم و قدرتمند به نظر برسند در صورتی که به شدت در پشت صحنه، یخ زده اند. 🟣2. زنان مهرورز حمایتگر: این گروه از زنان، مردان را با کودکان خود، اشتباه گرفته اند. دلشان می خواهد مانند یک مادر، شش دانگ مراقب شوهر خود باشند. 🟣3. زنان بچسب (سریش): این گروه از زنان، به شدت گیر می دهند. در محبت و بی محبتی، افراط می کنند. دلشان می خواهد همه جا به همسر خود منگنه شوند. این گروه از زنان گاهی آن قدر در مهرورزی افراطی هستند که مردان را از خود دور می کنند. 🟣4. زنان شکاک: این گروه از زنان به طرز شگفت انگیزی به همسر خود شک دارند. به طور مداوم در جست وجوی نشانه ای از خیانت، هستند. این زنان بدون مقدمه به دنبال مردشان راه می افتند و او را تعقیب می کنند. 🟣5. زنان مردنما: این خانم ها، دوست دارند کارهای مردانه انجام دهند و به طرز عجیبی از ظرافت زنانه، دور مانده اند. مردانی که با این گروه زندگی می کنند؛ مردانگی خود را از یاد می برند رابطه زناشویی👩‍❤️‍👨
* 🔺یافتن قلق همسر بهترین راهنما این است که به حرف های همسر خود با دقت گوش بدهید و ببینید او چه می خواهد و چه حرف هایی را مدام تکرار می کند. حتی می توانید حرف های او را ضبط کنید و بارها گوش کنید. قلق همسر ، همان حرف های تکراری و مکرر او در دعواهاست. مثلا اگر همسرت مدام تکرار می کنه که به من بی احترامی می کنی و بد حرف می زنی. قلق همسرت در احترام گذاشتن است بهتر است بجای جواب دادن و مقابله با او، از همسرت کمک بخواهی که موارد بی احترامی را ذکر کنه و یادآوری کنه و تو هم به جد در رفع آن بگوش که این مهمترین عامل زندگی برای همسرت هست و قلق او هست. خیلی از راه حلهای که بکار می برید کاملاً خوب است اما به این خاطر جواب نمیده که در انجامش ثبات رفتار ندارید و دائماً وسط کار با یه رفتار مخرب دیگه میزنید خراب می کنید. بنشینید و موضوعات دعواهای خود را از بیشترین به کمترین مرتب کنید، خواهید دید که دعواهای شما تکراری و دارای یک سبک همیشگی است وقتی که سبک دعوای زناشویی خود را یافتید، راه حل خود بخود، هویدا خواهد شد.
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت3 و با وجود فشار های مادرش هیچوقت راضی نشده بود سر تاجی خانم هوو بیا
🤝♥️ حنیفه و ملیحه رو میفرستاد واسه چوپونی گله ی کدخدا و تاجی خانم هرچی بهشون میداد ننه قایم میکرد و از دوره گردی که ماهی یکبار میومد ده واسشون جهاز میخرید و دور از چشم آقا تو انبار میذاشت تا دختراش رو دستش نمونن! دایی اکبرم زنش رو سر زا از دست داده بود و بعدش هرچی ننه سعی کرده بود واسش زن بگیره حریفش نشده بود،میگفت بعد فرشته ی خدابیامرز هیچ زنی چشمم رو نمیگیره، واسه همین اغلب خونه ی ما بود، هروقتم میومد دست پر میومد، اگر اون نبود ما سالی یک بار هم برنج و مرغ نمیخوردیم، واسه همین بود که همه دایی اکبر رو دوست داشتیم، حتی بیشتر از آقای بی مهر امون... هر از گاهی دستی به سرمون میکشید و خنده ای به لبمون میاورد آقام که گفت میخوام زن دوم بگیرم ننه افتاد به هول و ولا! یک روز دخیل میبست به امام زاده ی ده بالا، یک روز هرچی کار کرده بود رو میداد به دعا نویس تا مهر شوهرش به سمت زن دیگه ای نره! یک روز قهر میکرد و با دلخوری سعی میکرد آقا رو منصرف کنه از تجدید فراش و یک روز با زبون نرم و خوش سعی میکرد فکر زن دوم گرفتن رو از سرش بیرون کنه هرچی که بود آقا در نهایت کار خودش رو میکرد، هفته ای دو شب دست ننجون رو که سن و سالی ازش گذشته بود و فراموشی هم داشت میگرفت و دوره می افتاد تو ده دنبال زن! اولش حسابی خودش رو بالا گرفته بود و میرفت خواستگاری دختر مجرد، ولی وقتی دید کسی بهش زن نمیده کم کم رضایت داد به زن شوهر مرده، ولی خب تو ده همه آقا سیف الله رو میشناختن! میدونستن اگر دختر بهش بدن دخترشون عین ننه خودش باید خرج خودش و بچه هاش رو بده! واسه همین بود که کسی رغبت نمیکرد دخترش رو به سیف الله گدا بده! لقب گدا رو مردم ده به آقام داده بودن، بس که خسیس بود و آب از دستش نمیچکید! حتی همون پولی که درمیاورد رو هم دلش نمیومد خرج کنه و اغلب قایمش میکرد جایی که به فکر شیطون هم نرسه! البته که من جای پولش رو بلد بودم،میدونستم کل پولش رو زیر قالی زهوار در رفته ای که دایی اکبر بهمون داده بود قایم میکرد، البته نه اینکه زیر فرش باشه ها! نه... فرش رو که بالا میزدی باید یک موزاییک رو بلند میکردی و مشتی خاک رو کنار میزدی تا به گنجینه ی آقا برسی! اولین بار که به ننه گفتم جای پول ها رو میدونم تعجب نکرد! ننه میگفت از بین این دخترا، فقط به آینده ی تو امید دارم چون هم زبلی، هم سر و زبون داری و بلدی از حق خودت دفاع کنی بعد از اون هر از گاهی دستبردی به اون پول ها میزدم و یواشکی پول رو میدادم ننه!