❌چگونه خطرات رابطه با همسالان را در نوجوان کاهش دهیم ❌
✔️والدین شناخت درستی از نوجوانی و تغییرات آن داشته باشند.
✔️رابطه مثبتی با نوجوان خود برقرار کنند.
✔️روابط خانوادگی با بستگان و آشنایان داشته باشند.
✔️اعتماد به نفس نوجوان خود را با برقراری رابطه مثبت و پرورش استعدادهای خاص در او از دوران کودکی بالا ببرند
#فرزندپروری
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت21 که فرشته خانم صدام زد رفتم پیشش بله خانم تو به چه حقی به خسرو گ
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت22
اینو فردا شب میخوام بپوشی و نباید کسی بفهمه که تو اینجا کار میکنی
مثل یه خانم میای تو مهمونی و یه گوشه میشینی کارها رو دخترا انجام میدن
چشم خانم ببخشید من نمیدونستم که آقا خسرو نباید بفهمن که تولدشون هست
حالا اتفاقی هست که افتاده کاریش نمیشه کرد بگیر بخواب فردا خیلی کار داریم
اون شب هم با کلی ناراحتی گرفتم خوابیدم
فردا صبح هم بلند شدم کارها رو انجام میدادم و خسرو هم داخل سالن نشسته بود و تلویزیون نگاه میکرد
تا ظهر همه کارها رو انجام دادم فرشته خانم که رفته بود آرایشگاه نبود فقط برای خسرو ناهار بردم و خورد و بعد هم فرشته خانم آمد
مامان برای چی عمو و بیتا رو دعوت کردی
یعنی چی که چرا دعوتشون کردم اون که عموته بیتا هم نامزدت هست
بیتا نامزد من نیست این حرفیه که شما خودتون گفتین و من هیچ وقت تایید نکردم
به هر حال اون نامزدت هست الان چیزی نمیخوام بشنوم
منم رفتم تو اتاق رو و لباسی که فرشته خانم برام آورده بود رو پوشیدم رنگ لباس خیلی به رنگ چشام میومد و عالی شده بودم تو سالن نگاه کردم کسی نبود رفتم تو راه رو و روبروی اینه قدی خودمو نگاه کردم واقعا تو اون لباس خیلی قشنگ شده بود که یهو خسرو آمد و منو دید بعد هم اخماش رفت تو هم
👌#حکایتی_زیبا_و_آموزنده
مردی خانه بزرگی خرید. مدتی نگذشت
خانه اش آتش گرفت و سوخت. رفت
و خانه دیگری با قرض و زحمت خرید.
بعد از مدتی سیلی در شهر برخاست و
تمام سیلاب شهر به خانه او ریخت و
خانهاش فرو ریخت.
شیخ را ترس برداشت و سراغ عارف
شهر رفت و راز این همه بدبیاری و
مصیبت را سوال کرد.
ابو سعید ابوالخیر گفت: خودت میدانی
که اگر این همه مصیبت را آزمایش الهی
بدانیم، از توان تو خارج است و در ثانی
آزمایش مخصوص بندگان نیک اوست.
شیخ گفت: تمام این بلاها به خاطر
یک لحظه آرزوی بدی است که از دلت
گذشت و خوشحالی ثانیهای که بر تو
وارد شده است.
شیخ گفت:
روزی خانه مادرت بودی، از دلت گذشت
که، خدایا مادرم پیر شده است و عمر
خود را کرده است، کاش میمرد و من
مال پدرم را زودتر تصاحب میکردم.
زمانی هم که مادرت از دنیا رفت، برای
لحظهای شاد شدی که میتوانستی
خانه پدریات را بفروشی و خانه
بزرگتری بخری. تمام این بلاها به
خاطر این افکار توست.
مرد گریست و سر در سجده گذاشت و
گفت: خدایا من فقط فکر عاق شدن کردم، با
من چنین کردی اگر عاق میشدم چه
میکردی؟؟!! سر بر سجده گذاشت و توبه کرد
✨✨✨
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت22 اینو فردا شب میخوام بپوشی و نباید کسی بفهمه که تو اینجا کار میکنی
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت23
این چیه که پوشیدی
اینو مادرتون داد که برا شب بپوشم
عه جالبه اصلا ت آمدی اینجا که درس بخونی یا دنبال شوهر بگردی همین حالا میری درش میاری و امشب هم از اتاقت بیرون نمیای
از صدای داد زدن های خسرو آقای سرهنگ و فرشته خانم هم از اتاق آمدن بیرون
چته پسر صدات رو بلند کردی
این چه وضعش هست مادر من برای چی این دختر روستایی باید تو تولد من باشه از الان بگم اگه این دهاتی پاش رو بزاره داخل مهمونی همه چیز رو بهم میزنم
بعدم هم ول کرد رفت طرف اتاقش
اینقدر تحقیر شده بودم که دلم میخواست قید درس و همه چیز رو بزنم برگردم به روستا خونه خودمون حداقل اونجا کسی هی بهم سرکوفت نمیزد و حرفی بارم نمیکرد
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت22 اینو فردا شب میخوام بپوشی و نباید کسی بفهمه که تو اینجا کار میکنی
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت23
این چیه که پوشیدی
اینو مادرتون داد که برا شب بپوشم
عه جالبه اصلا ت آمدی اینجا که درس بخونی یا دنبال شوهر بگردی همین حالا میری درش میاری و امشب هم از اتاقت بیرون نمیای
از صدای داد زدن های خسرو آقای سرهنگ و فرشته خانم هم از اتاق آمدن بیرون
چته پسر صدات رو بلند کردی
این چه وضعش هست مادر من برای چی این دختر روستایی باید تو تولد من باشه از الان بگم اگه این دهاتی پاش رو بزاره داخل مهمونی همه چیز رو بهم میزنم
بعدم هم ول کرد رفت طرف اتاقش
اینقدر تحقیر شده بودم که دلم میخواست قید درس و همه چیز رو بزنم برگردم به روستا خونه خودمون حداقل اونجا کسی هی بهم سرکوفت نمیزد و حرفی بارم نمیکرد
♥️❄️💫
#هنر_زندگی_کردن
# شوهر_لجباز❗️
🔖در مقابل شوهر لجباز کوتاه بیایید اما نه همیشه!
#شاید شما با این فکر که شوهر و #زندگیتان را دوست دارید همیشه بر سر لجبازی و پافشاری او در انجام خواسته و یا اِعمال سلیقهاش کوتاه آمده و نظر او را پذیرفته باشید.
#اما فکر نکنید همیشه کار درستی کردهاید.
خوب است که با گذشت و فداکاری سعی در حفظ زندگی خود دارید
#اما رفتار شما باعث میشود او کار خود را درست بداند و روی آن اصرار بیشتری داشته باشد و از همه بدتر لجبازی او را به یک عادت تبدیل کند.
🍂در #مواقعی که بر خلاف میل باطنی خود اما به دلایل بالا نظر همسرتان را پذیرفتید حتما خاطر نشان کنید پذیرش نظر او فقط به خاطر این بوده که او را دوست داشتهاید و برایش احترام قائلید اما باز هم تأکید کنید آنچه اتفاق افتاده نظر شما نبوده است.
سعی کنین اعتماد به نفس بالایی داشته باشین، و با اعتماد به نفس بالا و ارزش دادن به خواسته های خودتون، مدیریت و دانا بودن همسرتون رو تایید کنین.
#خانومها_بخوانند
🔵خانومهایی که دوست دارن احترامشون به جا باشه.
عزیزم خودت به عنوان یک بانو چقدر ارزش برای خودت قائلی؟🤔
🔵آیا از خود گذشتگی رو در این میبینی که بهترین غذا رو سر سفره برای دیگران بریزی و خودت ته قابلمه رو بتراشی؟😳
🔵آیا فکر میکنی اگه لباس کهنه ها رو دور نندازی و بارها تو خونه استفاده کنی خیلی صرفه جویی کردی؟😳
🔵آیا هر وقت ازت میپرسن شما چی میخوری میگی هر چی بقیه سفارش میدن همونو میخورم؟😳
و هزاران مثال اینجوری!!!🤔🤔🤔
🔵بیا از امروز از همین لحظه متفاوت باش. اعتماد بنفستو بالا ببر، نمیخواد بریز و بپاش راه بندازی و اسکناس خرج کنی😜
🔵فقط یک خانوم باش💃
از خودت شروع کن.
همیشه تمیز و مرتب لباس بپوش.👌👌جلو بقیه افراد خانوادت برای خودت وقت بذار.👌👌
🔵خودت بهتر از من میدونی کارایی که باعث پایین اومدن ارزشت میشه ⛔️ممنوع
همسرانه
❤️