#همسرداري
اولین نیاز مردان "احترام" است
خانومی که به همسرش احترام نمیزاره، بدون شک خونش مث جهنمیه که پرخاشگریها و ناسازگاریهای همسرشو با دستای خودش به خونه آورده
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت24 رفتم تو اتاقم و لباس رو دراوردم انداختم یه گوشه و رو تخت افتادم و
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت25
بعد از رفتن خسرو گوشه اتاق نشستم و شروع کردم به گریه کردن
بازم فرشته خانم آمد تو اتاق و هر کار کرد بیرون نرفتم اونم تهدیدم کرد که دارم برات و رفت از اتاق بیرون
اینقدر گریه کردم تا خوابم برد که یهو یکی داشت تکونم میداد و از خواب پریدم دیدم که فرشته خانم هست و دستمو گرفت و بهم گفت باید از اینجا بری دیگه حای تو اینجا نیست با همون لباس نازک منو از خونه پرت کرد بیرون
یه بارون شدیدی هم میومد
هر جا نگاه کردم هوا خیلی تاریک بود هر چی التماس فرشته خانم کردم ولی به حرفم گوش نداد و با سنگدلی پرتم کرد بیرون
از ترس اینکه بلایی سرم نیاد رفتم زیر درختی نشستم تا هوا روشن بشه برم یه جوری خودم رو برسونم به روستا
از بس زیر بارون بودن همه بدنم بی حس شده بود و اصلا نمیتونستم از جام تکون بخورم
بانوان گرامی😍
توجه داشته باشید که برای این که همسری خوب ونمونه باشید ابتدا باید از خودتان شروع کنید.
تاخودتان را دوست نداشته وبه خودتان عشق نورزید نمی توانید همسرتان را دوست بدارید.
فراموش نکنید که خود دوستی یعنی مراقب سلامتی تان ،افکارتان و نیاز ها یتان باشید.
باید از درون غنی و بی نیاز باشید تا بتوانید آن را نثار همسر وفرزندان واطرافیان کنید
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت25 بعد از رفتن خسرو گوشه اتاق نشستم و شروع کردم به گریه کردن بازم ف
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت26
در اصلی عمارت باز شد و خسرو هراسون آمد بیرون و داشت دور و بر نگاه میکرد که منو دید اصلا نمیفهمیدم چی با خودش میگه ولی باسرعت آمد طرفم و منو بغل کرد و برد داخل خونه بعد از اون چشمام رو هم افتاد و هیچی نفهمیدم
وقتی چشمام رو باز کردم دیدم تو اتاقی که برا خودم بود هستم همه دیشب یادم افتاد و دوباره گریه ام گرفت
تا اینکه صدای بحث از بیرون میومد
برای چی وقتی من پرتش کردم از خونه بیرون آوردیش داخل خونه
تو اون بارون هیچ آدمی با دشمن خودش هم اینکار رو نمیکنه
نه بگو دلت گیر کرده و اینکار رو کردی
اصلا اینطور نیست اون رو دادن دست ما امانت حق این رفتار رو نداری باهاش بکنی
ببین خسرو من مثل دایی و زنداییت نیستم که از رعیت عروس بگیرم اینو تو گوشت فرو کن
میرم به فرامز بگم بیاد ببرتش واقعا از شما این انتظار رو نداشتم
❤️🍃❤️
#آقایان_بخوانند
👈زنها نیاز به دیده شدن دارند👀👉
👈گاهی بخاطر دست پختش
👈گاهی بخاطر آراستگی ظاهرش
👈گاهی بخاطر همراه بودنش باشما🌷
ازاو تشکر کنید🙏
💜حتی لبخندمرد برای همسرش
شفا دهنده روح زن است🌷💜
🎀 #سیاستهای_همسرداری 🎀
#آقای_خونه_باید_بدونه
زندگی مانند كامپيوتر؛ دارای دو جنبهی #سخت_افزاری و #نرم_افزاری میباشد.
❣اغلب مردان كه مديران خانه هستند با تهيهی غذا، مسكن، پوشاک و... قسمت سختافزاری را تأمين میكنند. اما از قسمت نرمافزاری زندگی، مانند گفتگوهای صميمانه با اعضای خانواده،
خريد گل🌹
يا كادوی هر چند ارزان قیمت🎁
برای همسر و بچهها، ابراز كلامی عشقتان😘
تفریح، شركت در جلسات مثبت و..... غافلاند.
👌بنابراین اگه میخواید از زندگی لذت ببرید و اهل خانه شاد و سرحال باشن باید به نرم افزار هم بها بدین😍💍🫂
#همسرانه
خانمها آقایون بدانید
این جملات را هرگز به همسرتان نگویید!
زنان از مردهای داد و فریاد زن، فحاش و منت گذار متنفرند.
این جملات چه از زن شنیده شود و چه از مرد، شکننده است:
👈 ما هیچوقت بیرون نمی رویم.
👈 همه به من بی محلی می کنند.
👈 می خواهم همه چیزرا فراموش کنم.
👈 خیلی خسته ام، هیچ کار نمی توانم بکنم.
👈 خانه همیشه کثیف است.
👈 هیچ کس دیگر حرف مرا گوش نمی دهد.
👈 من در این خانه ارزشی ندارم، فقط یک کارگرم.
👈 دیگر دوستم نداری.
👈 من که از تو خیری ندیدم.
👈 تو گولم زدی، خواستگاران زیادی داشتم.
👈 حرف هایت برای من دیگر ارزشی ندارد.
👈 زن زیاد است، از تو بترها هم وجود دارد.
👈 نمی خواهی برو طلاقت را بگیر.
👈حوصله ات را ندارم.
👈 من طلاق می خواهم، از تو متتنفرم.
👈 در خانه پدرت به تو چیزی یاد ندادن.
👈 عجب آدم زبان نفهمی هستی.
👈 خرت که از پل گذشت، دیگر ما را آدم به حساب نیاوردی.
👈 تو هیچی نداشتی، من تو را به اینجا رساندم.
👈 حیف خوبی، حیف از این همه زحمت و تلاش، تو
👈 لیاقت نداری، لیاقت تو همین است.
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت26 در اصلی عمارت باز شد و خسرو هراسون آمد بیرون و داشت دور و بر نگاه
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت27
چند ساعت بعد فراموش آمد دنبالم و با هم رفتیم طرف روستا
فرامز بهم گفت بهتره اصل ماجرا رو نگم و به خانوادم بگم بخاطر عروسی حنیفه زودتر فرشته خانم بهم مرخصی داده تا کمک کنم بهشون
بعد که منو رسوند دم خونه خودش رفت خونه برادرش
مامان تو منو دید گرفتم تو بغل و کلی بوسم کرد
ولی یه چیزی خیلی عجیب بود ملیح گریه کرده بود و گوشه اتاق بود
از حنیفه و فهیمه پرسیدم که گفتن مثل اینکه رضا پشیمون شده و میخواد نامزدی رو بهم بزنه
وا مگه مشکلی داشتن
نه هیچ مشکلی نداشتن ولی معلوم نیست چی شده که رضا این حرف رو زده
آقا هم هی بهش سرکوفت میزنه که حتما کاری کردی که پسره ولت کرده
اون شب کلا درد خودم رو فراموش کردم و تا کلی با ملیح حرف میزدم و آرومش میکردم
ولی آقا که آمد تو خونه منو دید شروع کرد غر زدن که چرا این از الان آمده حتما اینم پرت کردن بیرون
نه من بخاطر عروسی خواهرم آمدم کمک ننه نمیخواد نگران باشی
ملیح یه کم آروم شده بود
فردا صبح قبل از اینکه بریمحموم عروس ملیح تمام وسایل هایی که رضا این مدت براش خریده بود رو جمع کرد و پس داد
خیلی گرفته بود ولی بخاطر حنیفه چیزی نمیگفت و همگی رفتیم به سمت حموم همراه حنیفه
همه از حنیفه تعریف میکردن
خواهر بهرام هم که فقط تیکه مینداخت ولی کسی بهش محل نمیذاشت
بعد از اون با ملیح و فهیمه رفتیم خونه تا آماده بشیم کلا یادم رفته بود برا ننه قضیه فرشته خانم رو بگ
#همسرانه
💠 پخش شدن گاز در یک محیط بسته، فضا را مسموم میکند و یکی از توصیههای مهم این است وقتی بوی زیاد گاز را در خانه استشمام کردید حتی کلید لامپ را نزنید چرا که یک جرقه، باعث انفجار خواهد شد.
💠 گاهی بین زن و شوهرها حرفهایی رد و بدل میشود که فضای زندگی را مسموم میکند. حرفهایی از جنس تهمت، تمسخر، نیش و کنایه، گلایهها و توقعات بیجا، دروغ، بددهنی کردن، زورگویی، داد و بیداد و ...
💠 تقابل و یکی به دو کردن در این مواقع، باعث انفجار و تشنّجی خواهد شد که زن و شوهر و فرزندان را قربانی خواهد کرد.
💠 در این هنگام برخی کلمات و حرفهایی که به نیّت جواب دادن به همسرِ مقصّر به کار برده میشود نقش فندکی دارد که آن را در فضای گازدار، روشن میکنیم لذا مسموم بودن بهتر از انفجار مخرّب و ویرانگر است.
💠 و البته میتوان با تکنیکهای کلامی و رفتاری، فضای مسموم را از بین بُرد. با باز کردن پنجرههای صبوری، خونسردی، سکوت، تغافل، مهربانی، تایید مصنوعی همسر در برخی مواقع، تغییر فضای گفتگو، مدارا و دهها پنجره دیگر میتوانید هوای سالم و آرامش را به زندگی برگردانید و یا از درجهی مسمومیت فضا بکاهید.
❤️