eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
17.5هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
19.6هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
بانوان گرامی😍 توجه داشته باشید که برای این که همسری خوب ونمونه باشید ابتدا باید از خودتان شروع کنید. تاخودتان را دوست نداشته وبه خودتان عشق نورزید نمی توانید همسرتان را دوست بدارید. فراموش نکنید که خود دوستی یعنی مراقب سلامتی تان ،افکارتان و نیاز ها یتان باشید. باید از درون غنی و بی نیاز باشید تا بتوانید آن را نثار همسر وفرزندان واطرافیان کنید
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت25 بعد از رفتن خسرو گوشه اتاق نشستم و شروع کردم به گریه کردن بازم ف
🤝♥️ در اصلی عمارت باز شد و خسرو هراسون آمد بیرون و داشت دور و بر نگاه می‌کرد که منو دید اصلا نمیفهمیدم چی با خودش میگه ولی باسرعت آمد طرفم و منو بغل کرد و برد داخل خونه بعد از اون چشمام رو هم افتاد و هیچی نفهمیدم وقتی چشمام رو باز کردم دیدم تو اتاقی که برا خودم بود هستم همه دیشب یادم افتاد و دوباره گریه ام گرفت تا اینکه صدای بحث از بیرون میومد برای چی وقتی من پرتش کردم از خونه بیرون آوردیش داخل خونه تو اون بارون هیچ آدمی با دشمن خودش هم اینکار رو نمیکنه نه بگو دلت گیر کرده و اینکار رو کردی اصلا اینطور نیست اون رو دادن دست ما امانت حق این رفتار رو نداری باهاش بکنی ببین خسرو من مثل دایی و زنداییت نیستم که از رعیت عروس بگیرم اینو تو گوشت فرو کن میرم به فرامز بگم بیاد ببرتش واقعا از شما این انتظار رو نداشتم
❤️🍃❤️ 👈زنها نیاز به دیده شدن دارند👀👉 👈گاهی بخاطر دست پختش 👈گاهی بخاطر آراستگی ظاهرش 👈گاهی بخاطر همراه بودنش باشما🌷 ازاو تشکر کنید🙏 💜حتی لبخندمرد برای همسرش شفا دهنده روح زن است🌷💜
🎀   🎀 زندگی مانند كامپيوتر؛ دارای دو جنبه‌ی و می‌باشد. ❣اغلب مردان كه مديران خانه هستند با تهيه‌ی غذا، مسكن، پوشاک و... قسمت سخت‌افزاری را تأمين می‌كنند. اما از قسمت نرم‌افزاری زندگی، مانند گفتگوهای صميمانه‌ با اعضای خانواده، خريد گل🌹 يا كادوی هر چند ارزان قیمت🎁 برای همسر و بچه‌ها، ابراز كلامی عشق‌تان😘 تفریح، شركت در جلسات مثبت و..... غافل‌اند. 👌بنابراین اگه میخواید از زندگی لذت ببرید و اهل خانه شاد و سرحال باشن باید به نرم افزار هم بها بدین😍💍🫂
خانمها آقایون بدانید این جملات را هرگز به همسرتان نگویید! زنان از مردهای داد و فریاد زن، فحاش و منت گذار متنفرند. این جملات چه از زن شنیده شود و چه از مرد، شکننده است: 👈 ما هیچوقت بیرون نمی رویم. 👈 همه به من بی محلی می کنند. 👈 می خواهم همه چیزرا فراموش کنم. 👈 خیلی خسته ام، هیچ کار نمی توانم بکنم. 👈 خانه همیشه کثیف است. 👈 هیچ کس دیگر حرف مرا گوش نمی دهد. 👈 من در این خانه ارزشی ندارم، فقط یک کارگرم. 👈 دیگر دوستم نداری. 👈 من که از تو خیری ندیدم. 👈 تو گولم زدی، خواستگاران زیادی داشتم. 👈 حرف هایت برای من دیگر ارزشی ندارد. 👈 زن زیاد است، از تو بترها هم وجود دارد. 👈 نمی خواهی برو طلاقت را بگیر. 👈حوصله ات را ندارم. 👈 من طلاق می خواهم، از تو متتنفرم. 👈 در خانه پدرت به تو چیزی یاد ندادن. 👈 عجب آدم زبان نفهمی هستی. 👈 خرت که از پل گذشت، دیگر ما را آدم به حساب نیاوردی. 👈 تو هیچی نداشتی، من تو را به اینجا رساندم. 👈 حیف خوبی، حیف از این همه زحمت و تلاش، تو 👈 لیاقت نداری، لیاقت تو همین است.
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت26 در اصلی عمارت باز شد و خسرو هراسون آمد بیرون و داشت دور و بر نگاه
🤝♥️ چند ساعت بعد فراموش آمد دنبالم و با هم رفتیم طرف روستا فرامز بهم گفت بهتره اصل ماجرا رو نگم و به خانوادم بگم بخاطر عروسی حنیفه زودتر فرشته خانم بهم مرخصی داده تا کمک کنم بهشون بعد که منو رسوند دم خونه خودش رفت خونه برادرش مامان تو منو دید گرفتم تو بغل و کلی بوسم کرد ولی یه چیزی خیلی عجیب بود ملیح گریه کرده بود و گوشه اتاق بود از حنیفه و فهیمه پرسیدم که گفتن مثل اینکه رضا پشیمون شده و میخواد نامزدی رو بهم بزنه وا مگه مشکلی داشتن نه هیچ مشکلی نداشتن ولی معلوم نیست چی شده که رضا این حرف رو زده آقا هم هی بهش سرکوفت میزنه که حتما کاری کردی که پسره ولت کرده اون شب کلا درد خودم رو فراموش کردم و تا کلی با ملیح حرف میزدم و آرومش میکردم ولی آقا که آمد تو خونه منو دید شروع کرد غر زدن که چرا این از الان آمده حتما اینم پرت کردن بیرون نه من بخاطر عروسی خواهرم آمدم کمک ننه نمیخواد نگران باشی ملیح یه کم آروم شده بود فردا صبح قبل از اینکه بریم‌حموم عروس ملیح تمام وسایل هایی که رضا این مدت براش خریده بود رو جمع کرد و پس داد خیلی گرفته بود ولی بخاطر حنیفه چیزی نمی‌گفت و همگی رفتیم به سمت حموم همراه حنیفه همه از حنیفه تعریف میکردن خواهر بهرام هم که فقط تیکه مینداخت ولی کسی بهش محل نمیذاشت بعد از اون با ملیح و فهیمه رفتیم خونه تا آماده بشیم کلا یادم رفته بود برا ننه قضیه فرشته خانم رو بگ
💠 پخش شدن گاز در یک محیط بسته، فضا را مسموم می‌کند و یکی‌ از توصیه‌های مهم این است وقتی بوی زیاد گاز را در خانه استشمام کردید حتی کلید لامپ را نزنید چرا که یک جرقه، باعث انفجار خواهد شد. 💠 گاهی بین زن و شوهرها حرفهایی رد و بدل می‌شود که فضای زندگی را مسموم می‌کند. حرف‌هایی از جنس تهمت، تمسخر، نیش و کنایه، گلایه‌ها و توقعات بیجا، دروغ، بددهنی کردن، زورگویی، داد و بیداد و ... 💠 تقابل و یکی به دو کردن در این مواقع، باعث انفجار و تشنّجی خواهد شد که زن و شوهر و فرزندان را قربانی خواهد کرد. 💠 در این هنگام برخی کلمات و حرفهایی که به نیّت جواب دادن به همسرِ مقصّر به کار برده می‌شود نقش فندکی دارد که آن را در فضای گازدار، روشن می‌کنیم لذا مسموم بودن بهتر از انفجار مخرّب و ویرانگر است. 💠 و البته می‌توان با تکنیکهای کلامی و رفتاری، فضای مسموم را از بین بُرد. با باز کردن پنجره‌‌های صبوری، خون‌سردی، سکوت، تغافل، مهربانی، تایید مصنوعی همسر در برخی مواقع، تغییر فضای گفتگو، مدارا و دهها پنجره دیگر می‌توانید هوای سالم و آرامش را به زندگی‌ برگردانید و یا از درجه‌ی مسمومیت فضا بکاهید. ❤️
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت27 چند ساعت بعد فراموش آمد دنبالم و با هم رفتیم طرف روستا فرامز به
🤝♥️ بالاخره مراسم عروسی فهیم رسید، مراسمی که روز اول قرار بود مختصر باشه اما آقا فرامرز دل داده بود به دل فهیم و براش عروسی مفصلی گرفته بود. میگفت من زن دارم و یکبار مراسم عروسی گرفتم، این دختر که گناهی نداره بخواد عین زن های بیوه بیاد تو خونه ی من... مراسم خونه ی کدخدا برگزار شد، حیاط خونه انقدر بزرگ بود که وسطش رو پرده ی بزرگی کشیدن و یک طرف شد مجلس زنونه و یک طرف شد مجلس مردونه دل تو دلم نبود که خسرو رو ببینم، میدونستم تو مراسم عروسی دایی اش میاد... دلم براش تنگ شده بود، با همه ی تلخی هاش نمیتونستم فراموشش کنم. تو اون مدت هروقت بیکار میشدم به خسرو و رفتارش فکر میکردم، با خودم میگفتم حتما به خاطر ترس از مادرش ازم دوری میکرده، یا شایدم هنوز دو دل بوده و نمیدونسته دوستم داره یا نه! تو خیالم خسرو عین یک ناجی بود! ناجی که قرار بود من رو از بدبختی خونه ی آقام نجات بده سینی های برنج و گوشت از حیاط پشتی به سمت حیاط اصلی میومد و بین مهمون ها پخش میشد و من با چادر آبی رنگی که ننه به زور روی سرم انداخته بود رو گرفته بودم و مدام بین مهمون ها سرک میکشیدم. فرشته خانم رو که دیدم خیالم راحت شد که خسرو هم اومده. فقط نمیدونستم چطور باید ببینمش کنار ننه نشسته بودم و همونطور که غذام رو میخوردم یواشکی به فرشته خانم نگاه میکردم. مادرشوهرش هم کنارش بود و مدام زیر گوش هم پچ پچ میکردن و هر از گاهی با ایما و اشاره نگاهی به منم میکردن ننه همونطور که دور دهنش رو پاک میکرد گفت +حوری، ننه پاشو بریم ی سلامی به فرشته خانم اینا بکنیم. هرچی نباشه این مدت خونه اشون بودی، درسته کار خونه اشون رو میکردی اما مزدش رو میگرفتی...پاشو ننه دلم نمیخواست برم، اما نمیتونستم بهانه ای برای ننه بیارم. برای همین بعد جمع شدن سفره همراه ننه به سمت فرشته خانم رفتیم. هووی فهیم هم با فاصله ازشون نشسته بود و با غمی عمیق چند قاشقی غذا خورده بود و بعد سرش رو گرم دختراش کرده بود ننه نزدیک فرشته خانم شد و گفت +خوبید خانم؟ اومدم بابت این مدتی که حوری بهتون زحمت داده ازتون تشکر کنم، بچه ام حوری آب زیر پوستش افتاده، معلومه حسابی هواش رو داشتید... الانم بعد عروسی خواستید برگردید شهر، حوری هم باهاتون میاد. ما که اینجا کاری نداریم. بیاد کمک حال شما باشه فرشته خانم خیره شد بهم و با تلخی گفت +به ننه ات نگفتی؟ لب گزیدم و سرم رو پایین انداختم، ننه با تعجب گفت +چیو به من نگفته؟ کار بدی کرده؟ حرفی زده؟ حوری... ننه؟فرشته خانم چی میگه؟
ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺸﺖ « ﺳﻨﺪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ » ﺩﺭﺝ ﺷﻮﺩ ! ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺟﻔﺖ ﮔﯿﺮﯼ ﻧﯿﺴﺖ ! ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺗﺠﺎﺭﺕ ﻣﻬﺮﯾﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﺁﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ... ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺧﯿﺎﻻﺕ ﻭ ﺗﻮﻫﻤﺎﺕ ﻣﺠﺮﺩﯼ ﻧﯿﺴﺖ ! ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻧﻮﺍﻗﺺ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﻭ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ... ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺳﻄﺤﯽ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ ! ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﻋﻼﻗﻪ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺧﻮﺩﺵ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﺸﻪ ﻧﯿﺴﺖ... ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ ﻭ ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ نیست ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺑﺎ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﻔﯿﺪ ﺭﻓﺘﻦ ﻭ ﺑﺎ ﮐﻔﻦ ﺳﻔﯿﺪ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﻧﯿﺴﺖ... ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : " ﻭﻇﯿﻔﻪ ﺷﻪ " ﻧﯿﺴﺖ ! ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﭼﻮﻥ ﻣﻦ ﻣﯿﮕﻢ ﻧﯿﺴﺖ... ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﯼ ﻭ ﺳﻨﺖ ﺍﻧﺪﯾﺸﯽ ﻧﯿﺴﺖ ! ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺎﻩ 3 ﻣﯿﻠﯿﻮﻧﯽ , ﮔﻞ ﺁﺭﺍﯾﯽ 5 ﻣﯿﻠﯿﻮﻧﯽ , ﻣﺮﺍﺳﻢ 100 ﻣﯿﻠﯿﻮﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ... ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﺗﻌﻬﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮ ﻧﯿﺴﺖ ! ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ : ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻧﯿﺴﺖ... « ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ » ﯾﻌﻨﯽ : ﺻﺪﺍﻗﺖ ، ﺷﻨﺎﺧﺖ ، ﺁﺯﺍﺩﯼ , ﺁﮔﺎﻫﯽ , ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻭ ﺍﻧﻌﻄﺎﻑ، ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﻲ ﺻﺤﻴﺢ یعنی ﻋﺸﻖ ﺑﻲ ﺍﻧﺘﻬﺎ... « ازدواج » ﻳﻌﻨﻲ : ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻴﺎﻧﺖ، ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻘﻠﻴﺪ ﺍﺯ ﺍﻓﻜﺎﺭ ﺑﺪ !!!! اﺯﺩﻭﺍﺝ ﯾﻌﻨﯽ : ﺁﺯﺍﺩﺍﻧﻪ « ﻋﺎﺷﻖ » ﺑﺎﺷﯽ...!!! ┅┄┅┄┅┄◜🔥🍷◞┄┅┄┅┄┅