سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت73 همون رابطه ی زوری کار دست خاتون داده بود و باردار شده بود. خاتون
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت74
خاتون با فهمیدن حقیقت ماجرا تازه میفهمه دل محمد رو به خاطر چه حیوونی شکونده، خودش میگفت انگار یکی چشم هام رو باز کرد و فهمیدم مفت زندگیم رو باختم... هاشم بعد از اینکه حقیقت رو به خاتون میگه اون رو تو خونه زندانی میکنه تا نتونه خانواده اش رو ببینه، خاتون اما به هر سختی بالاخره فرار میکنه و به امید اینکه محمد اون رو ببخشه برمیگرده. تو اولین دیدارش با مادرم از سر عذاب وجدان و البته بیشتر برای نشون دادن پشیمونیش حقیقت ماجرا رو میگه و از خانواده ی من کمک میخواد. مادرم باورش نمیشد یک آدم انقدر سنگدل باشه که همچین بلایی سر یک طفل بیگناه بیاره. محمد هم وقتی فهمید بهم ریخت... داغون شد وقتی فهمید بچه اش احتمالا خوراک گرگ های بیابون شده. اولش هیچکس باور نکرده بود که هاشم همچین کاری کرده باشه، محمد و پدرم با تهدید اینکه از هاشم شکایت میکنن پدر خسرو رو انداختن وسط و ازش خواستن از زیر زبون هاشم بکشن که بچه رو چیکار کرده، حداقل آدرس جایی که رهاش کرده رو بده. هاشم قسم میخورد که بچه رو تو بیابون رها کرده، انقدر کثافت بود که بچه رو با همون پتوی دورش جایی رها کرده بود که به قول خودش تا چشم کار میکرد هیچ آبادی نبود... میگفت تو تاریکی شب اینکار رو کردم و یادم نمیاد کجا بچه رو رها کردم. محمد و پدرم و مرتضی مشغول گشتن شدن، روستا به روستا... آبادی به آبادی رو گشتن بلکه خبری از دختری که تو یک نیمه شب زمستونی تو بیابون رها شده پیدا کنن.. اما هیچکس از اون بچه خبر نداشت، تا اینکه بعد مدتی یک مرد ادعا کرد همون روزهایی که هاشم دختر محمد رو تو بیابون رها کرده نزدیک یک برکه صدای گریه ی نوزاد شنیده، منتهی تو تاریکی شب نتونسته منبع صدا رو پیدا کنه و در نهایت صدای نوزاد قطع شده بود. اونم میگفت جایی که صدای بچه رو شنیده صدای گرگ و کفتار هم میومده و یک جورایی ما رو مطمئن کرد اون بچه از بین رفته. اما بازم محمد دست از تلاش نکشید. تو سرنوشت اون بچه خودش رو مقصر میدونست. میگفت اگر من به خاطر عشق احمقانه ام به خاتون اونم باردار نمیشد و همچین بلایی سر یک طفل معصوم نمیومد... محمد یک سال تمام زندگیش رو برای پیدا کردن اون بچه گذاشت. بارها بهش گفتن اون بچه خوراک گرگ ها شده اما محمد دست نکشید از تلاشش، از هاشم هم شکایت کرد، منتهی هاشم زد زیر همه ی حرف هاش و به واسطه ی برادرش که سرهنگ کله گنده ای بود حتی پاش به کلانتری هم باز
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃
#تلنگر
لطفا همه با تامل بخونن خصوصا متاهلین محترم !!
✍️روزی استاد روانشناسی وارد کلاس شد و به دانشجویانش گفت: "امروز میخواهیم بازی کنیم!"
🌺سپس از آنان خواست که فردی به صورت داوطلبانه به سمت تخته برود.
❣️خانمی داوطلب این کار شد. استاد از او خواست اسامی سی نفر از مهمترین افراد زندگیش را روی تخته بنویسد.
❣️آن خانم اسامی اعضای خانواده،
بستگان، دوستان،هم کلاسی ها و همسایگانش را نوشت.
🌺سپس استاد از او خواست نام سه نفر را پاک کند که کمتر از بقیه مهم بودند.
❣️زن، اسامی هم کلاسی هایش را پاک کرد.
🌺سپس استاد دوباره از او خواست نام پنج نفر دیگر را پاک کند.
❣️زن اسامی همسایگانش را پاک کرد. این ادامه داشت تا اینکه فقط اسم چهار نفر بر روی تخته باقی ماند; نام مادر/پدر/همسر/و تنها پسرش...
کلاس را سکوتی مطلق فرا گرفته بود.
چون حالا همه می دانستند این دیگر برای آن خانم صرفا یک بازی نبود.
🌺استاد از وی خواست نام دو نفر دیگر را حذف کند.
کار بسیار دشواری برای آن خانم بود.او با بی میلی تمام,نام پدر و مادرش را پاک کرد.
🌺استاد گفت:"لطفا یک اسم دیگر را هم حذف کنید!"
❣️زن مضطرب و نگران شده بود.با دستانی لرزان و چشمانی اشکبار نام پسرش را پاک کرد.و بعد بغضش ترکید و هق هق گریست....
🌺استاد از او خواست سر جایش بنشیند و بعد از چند دقیقه از او پرسید:"چرا اسم همسرتان را باقی گذاشتید؟!!" والدین تان بودند که شما را بزرگ کردند و شما پسرتان را به دنیا آوردید.شما همیشه می توانید همسر دیگری داشته باشید!!
دوباره کلاس در سکوت مطلق فرو رفت.
همه کنجکاو بودند تا پاسخ زن را بشنوند.
❣️زن به آرامی و لحنی نجوا گونه پاسخ داد:"روزی والدینم از دنیا خواهند رفت.پسرم هم وقتی بزرگ شود برای کار یا ادامه تحصیل یا هر علت دیگری,ترکم خواهد کرد"
پس تنها مردی که واقعا کل زندگی اش را با من تقسیم می کند ,همسرم است!!!
🌺همه دانشجویان از جای خود بلند شدند و برای آنکه زن، حقیقت زندگی را با انان در میان گذاشته بود برایش کف زدند.
با همسر به از آن باش، که با خلق جهانی🌺❤️
تقویم نجومی اسلامی
✴️ شنبه 👈16 فروردین/ حمل 1404
👈6 شوال 1446👈/5 آوریل 2025
🕌 مناسبت های دینی و اسلامی.
🌙⭐️ احکام دینی و اسلامی.
❇️امروز برای همه امور خوب و شایسته است خصوصا برای امور زیر:
✅خواستگاری عقد و ازدواج.
✅مسافرت.
✅خرید و فروش.
✅درختکاری.
✅امور زراعی و کشاورزی.
✅قرض و وام دادن و گرفتن.
✅و خرید وسیله سواری خوب است.
✅ برای پیوستن به کانال تقویم نجومی اسلامی و دریافت تقویم هر روز کافی است کلمه "تقویم همسران "را در تلگرام یا ایتا و سروش جستجو کنید و به ما بپیوندید.
🚘 مسافرت: مسافرت خوب است.
👶زایمان خوب و نوزاد خوب تربیت شود.
🔭 احکام و اختیارات نجومی.
🌓 امروز قمر در برج سرطان است و برای امور زیر نیک و پسندیده است.
✳️استحمام.
✳️و تراشیدن سر نیک است.
📛ولی فصد و بنایی خوب نیست.
🔵نوشتن حرز ، حکاکی ها و نماز حرز و بستن آن خوب است.
💇💇♂ اصلاح سر و صورت.
طبق روایات، #اصلاح_مو (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ،باعث بلای ناگهانی می شود.
💉💉 حجامت:
فصد زالو انداختن خون_دادن یا #حجامت در این روز از ماه قمری،باعث رعشه اعضا می شود.
💑حکم مباشرت امشب شب یکشنبه: دستوری برای مباشرت وارد نشده است.
😴😴 تعبیر خواب:
خواب و رویایی که امشب. (شبِ یکشنبه) دیده شود تعبیرش در آیه ی 7 سوره مبارکه "اعراف" است.
و الوزن یومئذ الحق فمن ثقلت موازینه...
و از مفهوم و معنای آن استفاده می شود که خواب بیننده انجام کاری از کارهای خود را به افرادی واگذارد و برخی در انجام آن ها تلاش کنند و برخی سستی کنند و از چشم وی بیفتد و از این قبیل امور قیاس شود.
کتاب تقویم همسران صفحه ۱۱۶
💅 ناخن گرفتن.
شنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مناسبی نیست و طبق روایات ممکن است موجب بیماری در انگشتان دست گردد.
👚👕دوخت و دوز.
شنبه برای بریدن و دوختن،#لباس_نو روز مناسبی نیست آن لباس تا زمانی که بر تن آن شخص باشد موجب مریضی و بیماری اوست.(این حکم شامل خرید لباس و پوشیدن نمی شود)
🙏🏻 استخاره:
وقت #استخاره در روز شنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۰ و بعداز اذان ظهر تا ساعت ۱۶ عصر.
📿 ذکر روز شنبه ،یارب العالمین ۱۰۰ مرتبه
📿 ذکر بعد از نماز صبح ۱۰۶۰ مرتبه #یاغنی که موجب غنی و بی نیاز شدن میگردد.
💠 ️روز شنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_رسول_اکرم_(ص). سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌بعضیا با ذهنیت ازدواج می کنند.
🟣 عروسها حساسیت را از مادرشوهرشان کم کنند .
✅حس دلسوزی فقط برای مادر شما نیست، نباید برای مادرشوهر گارد بگیرید.
#دکتر_سعید_عزیزی
♥️🍂💫🍁
🍁
💫
🍂
♥️
#انگیزشی
انسانها را همانگونه که هستند، بپذیریم.
نه کسی را سرزنش کنیم، نه قضاوت! #وقتی داستان یک فیلم یا یک سریال را دنبال میکنیم، به تک تک شخصیتها برای رفتارهایشان، حق میدهیم، و با توجه به داستان فیلم، رفتارشان را در ذهنمان توجیح میکنیم.
#حتی بدترین شخصیت بدترین داستانها هم، برای رفتارش دلیلی دارد.
#زندگی هم همین است، با این تفاوت که ما از شرایط و اتفاقات پشت پردهی رفتار و واکنش انسانها بیخبریم. از چند وجه یک ماجرا، یک اتفاق، یک زندگی یا رفتار، یک وجهش را، آنهم به سختی میبینیم.
ما جای آدمها نیستیم، و از هیچیک درماندگیها، مشکلات یا اتفاقات زندگیشان خبر نداریم، و صرفا به واسطهی یک یا چند واکنش مشهود که میبینیم، حس میکنیم که همه را میشناسیم.
#حتما لازم نیست به کسی حق بدهیم، همین که شخصیت یک انسان را با یک رفتار قضاوت نکنیم، کافیست
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️ #حوریه #پارت74 خاتون با فهمیدن حقیقت ماجرا تازه میفهمه دل محمد رو به خاطر چه ح
#سرگذشت_یک_زندگی🤝♥️
#حوریه
#پارت75
محمد شب و روز نداشت، سه ماه تابستون تو اوج گرما روزه گرفت، شب و روز نماز خوند و از خدا طلب بخشش کرد، هرچی بهش میگفتیم تو مقصر این اتفاق نیستی قبول نمیکرد.افسرده شده بود، محمدی که عاشق بچه ها بود بچه اش رو بدون اینکه حتی یکبار ببینه از دست داده بود. انقدر این حقیقت بهش فشار آورده بود که یک روز سد راه هاشم شده بود و اون رو به حد مرگ کتکش زده بود. کار هاشم به بیمارستان کشیده شد و محمد بازداشت شد...در نهایت با فشارهای ما مبنی بر اینکه شکایت میکنیم و ماجرای دزدیدن بچه رو جدی پیگیری میکنیم سرهنگ هاشم رو مجبور کرد رضایت بده به شرطی که محمد دیگه سد راهشون نشه.محمد اون روزها غیرقابل کنترل بود. در نهایت انقدر مادرم قسمش داد تا بالاخره دست کشید از هاشم و قبول کرد سرنوشت و اقبال دخترش این بوده...خاتون هم اسیر دست هاشم شده بود، اسیر دست مردی که به معنای واقعی کلمه روانی بود، تو این رفت و آمد ها مرتضی با خسرو رفیق شده بود، خسرو خیلی خوب میدونست عموش آدم نرمالی نیست، میدونست خاتون داره تو زندگی با اون مرد ذره ذره نابود میشه. خاتونی که امید داشت محمد اون رو ببخشه و نجاتش بده، اما محمد دست شسته بود از عشقش... وقتی دید خاتون از هر فرصتی استفاده میکنه و سر راهش سبز میشه تا طلب بخشش کنه زندگیش رو جمع کرد و برای کار و زندگی راهی یزد شد. با رفتن محمد، خاتون فهمید دیگه راهی برای برگشت به گذشته نیست. مدتی برای تنبیه خودش با هاشم زندگی کرد. اما تحمل هاشم کار هرکسی نبود، شب ها یک روانی به تمام معنا بود و روزها یک عاشق دلخسته... جسته و گریخته خبرها بهمون میرسید که خاتون به آخر خط رسیده، اما به خاطر پسری که از هاشم داشت مجبور بود تحمل کنه... تا اینکه... چند سال قبل، وقتی پسر خاتون و هاشم حدودا شش ساله بود از لای در میبینه که هاشم داره داغ میذاره رو بدن خاتون... بچه وقتی گریه و زاری مادرش رو میبینه میره جلو تا مانع پدرش بشه... طفل معصوم تقاص گناه پدر و مادرش رو داد، هاشم که تو حال خودش نبوده و مست بوده سعی میکنه پسرش رو از خودش دور کنه، اما با ضربه ای که به پسرش میزنه بچه زمین میخوره و در جا فوت میکنه...بعد فوت سینا، خاتون دیگه دلیلی برای ادامه ی زندگی نداشت،به شدت افسرده بود، چندین و چند بار دست به خ...ودک..شی زده بود اما موفق نشده بود. تصمیم جدی داشت که خودش رو خلاص کنه،اما خسرو و مرتضی نذاشتن... یعنی همه فکر میکنن خاتون خودش رو کشته... اما در اصل با کمک خسرو و مرتضی مرگش رو جعل کرد... وقتی هاشم م..ست بود صحنه ی مرگش رو جعل کردن، پزشک جعلی آوردن تا هاشم باورش بشه خاتونش مرده..
♥️❄️
💫
#موضوع
💠کارهایی که زوجهای خوشبخت پس از بازگشت به خانه انجام میدهند.
#بخش_اول
💌 از حال هم اطلاع دارند.
#زوجهای_خوشبخت از حال هم باخبرند. البته منظور مسائل ریشهای و بنیادی نیست، #اگرچه زوجهای موفق در مورد این مسائل هم با هم گفتوگو میکنند، اما اکنون مقصود این است، زوجهایی که #خوشبختاند و درک مناسبی از هم دارند، نسبت به احوالات هم بیتفاوت نیستند. زوجهای خوشبخت وقتی از سر کار به منزل میآیند با هم صحبتی صمیمی و خودمانی دارند و درباره اوضاع پیرامونشان، محل کار، فرزندانشان و... صحبت میکنند.
💌خنده را از یاد نمیبرند.
#خندیدن_زوجها به مسالهای مشترک در کنار هم سبب نزدیکی بیشتر آنها میشود. پس برای داشتن اوقاتی دلپذیر، خوش و بهبود رابطهتان، بعد از اینکه از سرکار به منزل میآیید زمینه شادی خود و همسرتان را فراهم کنید. برای مثال، برای هم لطیفه بگویید، داستانهای خندهدار تعریف کنید و به هر طریقی سعی کنید شادی و خوشی را به #زندگی_مشترکتان بیاورید. البته باید این مساله را در نظر بگیرید که شوخیها درباره طرف مقابل نباشد و همواره مرز بین شوخی و بیاحترامی را حفظ کنید.
💌محبت به هم و نوازش کردن را از یاد نمیبرند.
#زوجهای خوشبخت بعد از آمدن به خانه هیچ خستگی جسمی و روحی ندارند و تمام خستگیهای کاری را فراموش میکنند. شما هم تلاش کنید همانند زوجهای خوشبخت با #محبت، نوازش و... ، بار خستگیها را از روی دوش همسرتان بردارید و حامی همدیگر باشید.
این مبحث ادامه دارد...
♥️❄️
💫
#موضوع
💠کارهایی که زوجهای خوشبخت پس از بازگشت به خانه انجام میدهند.
#بخش_دوم
💌به پیکنیک میروند.
#حقیقت این است پیکنیک رفتن در زندگی مشترکتان معجزه میکند. اگر هوا مناسب است، غذایی ساده درست کنید و به همراه #همسرتان به جایی زیبا بروید و بهترین لحظات را در کنار هم رقم بزنید. حتی اگر هوا سرد است، کف خانهتان زیراندازی پهن کنید و پیکنیک خانگی داشته باشید. پیکنیک رفتن سبب میشود حال و هوایتان بهتر شود و آرامش و استراحت خوبی برای خود فراهم کنید. #نباید همیشه به فکر ثبت عکسهای عاشقانه، پیکنیک تجملاتی و لوکس باشید، بلکه یک پیکنیک ساده نیز زندگیتان را متحول میکند. #همیشه سادگی و راحتی از بهترینهاست.
💌به باشگاه میروند
#وقتی از محل کار به خانه باز میگردید، زمانی را برای انجام تمرینات ورزشی درنظر بگیرید. #وقتی_فردی کنارتان باشد که در تحقق اهداف کمکتان میکند، #انگیزه بیشتری برای رسیدن به آن هدف خواهید داشت. با همسرتان ورزش کردن، اهمیت دادن به سلامت جسمانی و نشاط میتواند تاثیر زیادی در شما داشته باشد.
💌پیادهروی شبانه را از یاد نمیبرند.
شبها برای پیاده روی با #همسرتان از خانه بیرون بروید. آرامش و تاریکی شب سبب میشود صمیمیت بیشتری وارد رابطهتان شود و عشق بیشتری بینتان شکل گیرد. #آرامشی که قدم زدن در کنار همسر، زیر نور ماه و با خنکی نسیمی که میوزد به شما میدهد، توصیف ناشدنی است.
💌با هم پای تلویزیون مینشینند.
#بعد از برگشت به خانه و انجام کارهای لازم، در #کنار_همسرتان بنشینید و با هم برنامهی موردعلاقهتان را تماشا کنید. هنگام تماشای تلویزیون دست او را بگیرید و توجهتان را بیشتر کنید. باید از هر فرصتی برای عشق ورزیدن و توجه به هم استفاده کنید تا هر روز محبتتان بیشتر شود.
این مبحث ادامه دارد...