eitaa logo
قهوه قجری
62 دنبال‌کننده
271 عکس
23 ویدیو
1 فایل
یک فنجان قهوه تلخ نمیدونم، صرفا احیانا اگر کاری باهام داشتید: @MNimaM86
مشاهده در ایتا
دانلود
آخر انیمیشن پارانورمن یک دیالوگی رد و بدل شد که با فکر کردن درباره‌ش دیدگاهم نسبت به مرگ عوض شد. آکی به درخت نگاه می‌کنه دستی روی پوست درخت می‌کشه و میگه: منو اینجا خاک کردن؟ نورمن به درخت نگاه می‌کنه و میگه: اینجا جای قشنگی برای خوابیدنه. اینطوری میتونی برگردی پیش مامانت. و بعدش اکی برای همیشه می‌خوابه و روحش آزاد میشه. به قول سورنا: تو باید زرد بشی بریزی، تا که سبز بشی بچینی شاید مرگ آخرین ایستگاه باشه ولی بلیت این ایستگاه با چه قطاری قراره به سمت مقصد بره؟ یه قطار تمیز یا خراب؟ و سیدی که یک عمر مراقب خودش و رفتارش بود و قطارش براش مهم بود. به قول سعدی: مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
پ.ن: انیمیشن پارا نورمن یک انیمیشن بزرگساله. نرید یه وقت با خانواده و کودک ببینید گناهش بیوفته گردن من😂 البته فکر کنم رده‌ی سنی‌ای که براش زدن PG-13 باشه
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من وقتی روز اول جنگ تصمیم گرفتم برای یک از دانش‌آموزان میناب بنویسم و خیلی اتفاقی انتخابش کردم، خبر نداشتم که خودش هم می‌فهمه و کمکم می‌کنه که باهاش آشنا بشم. اصلا انگار نه انگار که دیگه توی این دنیا نیست. گاهی فکر می‌کنم شاید اصلا اون منو انتخاب کرده. خیلی اتفاقی فهمیدم اهل شاهنامه بوده، خیلی اتفاقی فهمیدم اسکیت‌سوار بوده، خیلی اتفاقی فهمیدم بعد از یازده‌سال نازایی متولد شده و خیلی اتفاقی فهمیدم که شب قبل حادثه مریض بود و صبح میتونست اصلا مدرسه نره، ولی بخاطر امتحان املایی که داشته میره... چمیدونم شاید هم هیچ چیز اتفاقی نیست
قهوه قجری
ممنون از دوست و برادر عزیزم آقا مهرداد
دردهای نوجوان امروز: موارد زیر حاصل چند روز تلاش و تاملی بود که در یک طرح و پروژه واقع‌گرایانه نسبت به بحران‌ها و چالش‌های نسل نوجوان امروز با پرسش و پاسخ‌های ذهنی خویش توانستم فهرست کنم. هرجایی هر نکته‌ای دارید خوشحال و پذیرا می‌شوم. (لطفا هم در صفحه‌ی شخصی بفرستید، نشانی صفحه‌ی ناشناس دچار مشکل شده و امکان استفاده ازش فراهم نیست)
۱) آوانگاردیسم: استقلال طلبی نوجوان که معمولا نادیده گرفته میشه ۲) صدایابی (طبق تعریف دیوید بوهم): پیدا کردن کسی که تا حداقل ۶۰ درصد تشابه شخصیتی با او داشته باشد و همکلام او شود و سخن او را بشنود ۳) نحوه‌ی ارتباط درست با جنس مخالف: چیزی که از سنین کودکی باید در مدارس یاد داده می‌شد و داده نشد که امروز به چنین وضعیتی رسیده ۴) پیدا کردن نقش خویشتن در جامعه: در جامعه‌ای که همچنان نسل Z و آلفا نادیده گرفته می‌شود یک نوجوان چگونه قابلیت عرضه‌ی خویش را می‌تواند داشته باشد؟ از سلایق موسیقی و هنری تا تیپ و استایلی که همچنان توسط نسل‌های پیشین پذیرفته نمی‌شود ۵) اشتغال و آینده: این اصلا نیازی به توضیح نداره ۶) استعدادها: ریشه در عدم خودشناسی درست می‌تواند داشته باشد. بسیاری از مراجعین نهادهای علمی و فرهنگی (از مدارس گرفته تا مساجد و کانون پرورش فکری و...)‌ هستند که همچنان نمی‌دانند چرا رجوع می‌کنند و بیشتر بخاطر آدم‌هایش می‌روند تا فعالیت‌هایش. در این میان خود را با کسانی که استعدادهایشان را شناخته‌اند و در یک رشته‌ی خاص به سطح قابل قبولی رسیده‌اند، مورد مقایسه قرار می‌دهند و بعضا با چند بار شکست دچار کاهش اعتماد بنفس می‌شوند. ۷) کاهش اعتماد بنفس: این مورد پیامد موارد ۲ ، ۴ ، ۶ و بسیاری از موارد دیگر است ۸) خلاء تفکر منطقی: اینکه نوجوان نمی‌تواند منطقی فکر کند اقتضای سنش است؛ اما هیچکس هم نیست که به او این را آموزش دهد تا بلکه از تصمیمات شتاب‌زده و احساسی جلوگیری کند. ۹) سرخوردگی: در مشکلات و بحران‌ها راهی برای آرام کردن روان خویشتن پیدا نمی‌کند. بعضا پیش می‌آید که در این مرحله به دخانیات هم روی بیاورند، اما در خوشبینانه ترین حالت به خشم و پرخاشگری و در سویی دیگر به مشکلات عصبی از درون‌ریزی دغدغه‌ها و افکار خود دچار می‌شوند. ۱۰) انزواطلبی: شاید بتوان گفت که حاصل تمامی موارد بالاست. درون‌گرا و برون‌گرا هم نمی‌شناسد و به خلوت‌نشینی‌های منفی می‌انجامد. (منفی نه صرف دخانیات و فعالیت‌های منفی، بلکه هدر رفتن زمان و بیکاری و پر کردن وقت با فضای مجازی) ۱۱) ترس از بیان مشکلات خویشتن: بیشتر مربوط به خانواده‌ها و والدین است که نمی‌توانند واکنش درستی نسبت به مشکلات نوجوان خانواده بروز دهند. ۱۲) معناگرایی یا پوچ گرایی؟ این مورد که تا قبل از این نادر بود و جدیدا شیوع پیدا کرده است از خلوت نوجوان سرچشمه می‌گیرد. اگر از سوال معنا و هدف زندگی بگذریم به نوجوانی می‌رسیم که هرجوابی را که به ذهنش برسد درست می‌داند. حال این جواب چه معنامحور باشد و چه پوچ محور مورد نقد ذهنی خود نوجوان هم قرار نمیگیرد زیرا اصلا با کسی درباره‌ی سوالات خود مباحثه نکرده و اعم از درست و غلط، جواب خویش را سرلوحه قرار می‌دهد. افرادی هم که اهل تامل و معناگرایی نیستند برای پر کردن وقت خود سراغ روزمرگی‌های سالم و ناسالم (بسته به شرایط خودشان) میروند. از تماشای فیلم و سریال گرفته تا روابط خطرناک با جنس مخالف. در این میان افرادی هم هستند که برای فرار از معنا خودشان را با روزمرگی مشغول می‌کنند و شاید بتوان گفت که به دلیل ساختارهای ذهن‌شان ممکن است بعدها دچار بحران‌های معنایی شوند ۱۳) انتلکچوالیسم و روشنفکری، راهی برای دیده شدن: برای اینکه به چشم جامعه بیاید تصمیم به بازی‌کردن چیزی می‌گیرد که ذره‌ای به آن شباهت ندارد. خودش را روشنفکر جا می‌زند درحالی که از روشنفکری فقط افسردگی و سکوتش را دارد (روشنفکرها هم افسرده نیستن الزاما ولی خب چند سال پیش جمله‌ای در فضای رسانه وایرال شد با این عنوان که هرکه درکش بیش، دردش بیشتر) و اینجا آغاز بحران هویتی‌ست؛ چرا که کسی که تا این لحظه درک نشده و در تعامل قرار نگرفته و در تلاش برای جذب توجه‌ها بوده در یک لحظه ممکن است با یک تلنگر به این پرسش برسد: من کیستم؟ و به سال‌های نوجوانی‌اش نگاه کند که بی‌هدف و بیهوده تمام شدند و از بین رفتند