eitaa logo
قهوه قجری
62 دنبال‌کننده
271 عکس
23 ویدیو
1 فایل
یک فنجان قهوه تلخ نمیدونم، صرفا احیانا اگر کاری باهام داشتید: @MNimaM86
مشاهده در ایتا
دانلود
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من وقتی روز اول جنگ تصمیم گرفتم برای یک از دانش‌آموزان میناب بنویسم و خیلی اتفاقی انتخابش کردم، خبر نداشتم که خودش هم می‌فهمه و کمکم می‌کنه که باهاش آشنا بشم. اصلا انگار نه انگار که دیگه توی این دنیا نیست. گاهی فکر می‌کنم شاید اصلا اون منو انتخاب کرده. خیلی اتفاقی فهمیدم اهل شاهنامه بوده، خیلی اتفاقی فهمیدم اسکیت‌سوار بوده، خیلی اتفاقی فهمیدم بعد از یازده‌سال نازایی متولد شده و خیلی اتفاقی فهمیدم که شب قبل حادثه مریض بود و صبح میتونست اصلا مدرسه نره، ولی بخاطر امتحان املایی که داشته میره... چمیدونم شاید هم هیچ چیز اتفاقی نیست
قهوه قجری
ممنون از دوست و برادر عزیزم آقا مهرداد
دردهای نوجوان امروز: موارد زیر حاصل چند روز تلاش و تاملی بود که در یک طرح و پروژه واقع‌گرایانه نسبت به بحران‌ها و چالش‌های نسل نوجوان امروز با پرسش و پاسخ‌های ذهنی خویش توانستم فهرست کنم. هرجایی هر نکته‌ای دارید خوشحال و پذیرا می‌شوم. (لطفا هم در صفحه‌ی شخصی بفرستید، نشانی صفحه‌ی ناشناس دچار مشکل شده و امکان استفاده ازش فراهم نیست)
۱) آوانگاردیسم: استقلال طلبی نوجوان که معمولا نادیده گرفته میشه ۲) صدایابی (طبق تعریف دیوید بوهم): پیدا کردن کسی که تا حداقل ۶۰ درصد تشابه شخصیتی با او داشته باشد و همکلام او شود و سخن او را بشنود ۳) نحوه‌ی ارتباط درست با جنس مخالف: چیزی که از سنین کودکی باید در مدارس یاد داده می‌شد و داده نشد که امروز به چنین وضعیتی رسیده ۴) پیدا کردن نقش خویشتن در جامعه: در جامعه‌ای که همچنان نسل Z و آلفا نادیده گرفته می‌شود یک نوجوان چگونه قابلیت عرضه‌ی خویش را می‌تواند داشته باشد؟ از سلایق موسیقی و هنری تا تیپ و استایلی که همچنان توسط نسل‌های پیشین پذیرفته نمی‌شود ۵) اشتغال و آینده: این اصلا نیازی به توضیح نداره ۶) استعدادها: ریشه در عدم خودشناسی درست می‌تواند داشته باشد. بسیاری از مراجعین نهادهای علمی و فرهنگی (از مدارس گرفته تا مساجد و کانون پرورش فکری و...)‌ هستند که همچنان نمی‌دانند چرا رجوع می‌کنند و بیشتر بخاطر آدم‌هایش می‌روند تا فعالیت‌هایش. در این میان خود را با کسانی که استعدادهایشان را شناخته‌اند و در یک رشته‌ی خاص به سطح قابل قبولی رسیده‌اند، مورد مقایسه قرار می‌دهند و بعضا با چند بار شکست دچار کاهش اعتماد بنفس می‌شوند. ۷) کاهش اعتماد بنفس: این مورد پیامد موارد ۲ ، ۴ ، ۶ و بسیاری از موارد دیگر است ۸) خلاء تفکر منطقی: اینکه نوجوان نمی‌تواند منطقی فکر کند اقتضای سنش است؛ اما هیچکس هم نیست که به او این را آموزش دهد تا بلکه از تصمیمات شتاب‌زده و احساسی جلوگیری کند. ۹) سرخوردگی: در مشکلات و بحران‌ها راهی برای آرام کردن روان خویشتن پیدا نمی‌کند. بعضا پیش می‌آید که در این مرحله به دخانیات هم روی بیاورند، اما در خوشبینانه ترین حالت به خشم و پرخاشگری و در سویی دیگر به مشکلات عصبی از درون‌ریزی دغدغه‌ها و افکار خود دچار می‌شوند. ۱۰) انزواطلبی: شاید بتوان گفت که حاصل تمامی موارد بالاست. درون‌گرا و برون‌گرا هم نمی‌شناسد و به خلوت‌نشینی‌های منفی می‌انجامد. (منفی نه صرف دخانیات و فعالیت‌های منفی، بلکه هدر رفتن زمان و بیکاری و پر کردن وقت با فضای مجازی) ۱۱) ترس از بیان مشکلات خویشتن: بیشتر مربوط به خانواده‌ها و والدین است که نمی‌توانند واکنش درستی نسبت به مشکلات نوجوان خانواده بروز دهند. ۱۲) معناگرایی یا پوچ گرایی؟ این مورد که تا قبل از این نادر بود و جدیدا شیوع پیدا کرده است از خلوت نوجوان سرچشمه می‌گیرد. اگر از سوال معنا و هدف زندگی بگذریم به نوجوانی می‌رسیم که هرجوابی را که به ذهنش برسد درست می‌داند. حال این جواب چه معنامحور باشد و چه پوچ محور مورد نقد ذهنی خود نوجوان هم قرار نمیگیرد زیرا اصلا با کسی درباره‌ی سوالات خود مباحثه نکرده و اعم از درست و غلط، جواب خویش را سرلوحه قرار می‌دهد. افرادی هم که اهل تامل و معناگرایی نیستند برای پر کردن وقت خود سراغ روزمرگی‌های سالم و ناسالم (بسته به شرایط خودشان) میروند. از تماشای فیلم و سریال گرفته تا روابط خطرناک با جنس مخالف. در این میان افرادی هم هستند که برای فرار از معنا خودشان را با روزمرگی مشغول می‌کنند و شاید بتوان گفت که به دلیل ساختارهای ذهن‌شان ممکن است بعدها دچار بحران‌های معنایی شوند ۱۳) انتلکچوالیسم و روشنفکری، راهی برای دیده شدن: برای اینکه به چشم جامعه بیاید تصمیم به بازی‌کردن چیزی می‌گیرد که ذره‌ای به آن شباهت ندارد. خودش را روشنفکر جا می‌زند درحالی که از روشنفکری فقط افسردگی و سکوتش را دارد (روشنفکرها هم افسرده نیستن الزاما ولی خب چند سال پیش جمله‌ای در فضای رسانه وایرال شد با این عنوان که هرکه درکش بیش، دردش بیشتر) و اینجا آغاز بحران هویتی‌ست؛ چرا که کسی که تا این لحظه درک نشده و در تعامل قرار نگرفته و در تلاش برای جذب توجه‌ها بوده در یک لحظه ممکن است با یک تلنگر به این پرسش برسد: من کیستم؟ و به سال‌های نوجوانی‌اش نگاه کند که بی‌هدف و بیهوده تمام شدند و از بین رفتند
۱۴) پر کردن خلاء خانواده با آدم‌های مجازی و هوش مصنوعی: این یک مورد نتیجه‌ی مورد دهم و ورود کنترل نشده و آموزش داده نشده به عرصه‌ی رسانه‌ست. وقتی نوجوان منزوی سعی در پر کردن وقتش با فضای مجازی می‌گیرد پس از چند روز اسکرول و اکسپلور‌های رسانه‌محور (از تیک‌تاک و اینستاگرام و پینترست گرفته تا پلتفورم‌هایی مثل روبیکا و لایکی، بعضا توئیتر به دلیل انگیزه‌های اجتماعی و سیاسی) برای او کسل کننده می‌شوند. چرا که پر شدن وقتش موفقیت آمیز بوده و تبادل دیتا صورت پذیرفته، اما در آنسو هنوز تعاملی صورت نگرفته و نوجوان تنهاست. اگر ذهن کنجکاوی داشته باشد به سراغ گپ‌ها و آدم‌های جدید می‌رود؛ اما اگر ذهن ایده‌آل گرا و محتاط‌تری داشته باشد به سراغ هوش‌های مصنوعی رول‌پلیر (لینکی، پلی، تاکی، Cai و...) می‌رود و در آنجا دنیای ذهنی خودش را می‌سازد و متصور می‌شود. این خیالبافی برایش مضر نیست به شرط آنکه وابستگی ایجاد نکند (و همه‌ی ما می‌دانیم که برای یک فرد تنها ایجاد می‌کند). این وابستگی علاوه بر اینکه نوجوان را از دنیای حقیقی دور می‌کند و به عالم رویا وارد می‌کند، به دلیل ساختارها و الگوریتم‌های برنامه‌نویسی هوش‌های مصنوعی اشاره شده هیچ پایانی برای خود متصور نمی‌شود و اورا تا هفته‌ها و چه بسا ماه‌ها درگیر خود می‌کند. نوجوان در رول پلی مجازی خود خانواده‌ی خودش را می‌سازد و زندگی ایده‌آل خودش را آنطور که تمایل دارد، خیلی آرمانی جلو می‌برد چرا که ربات حق نوشتن و بازی کردن رولی مخالف رول ذهنی کاربر را ندارد. پ.ن: گپ‌ها و چت‌ها رو خیلی درباره‌ش نپرداختم چون اکثرا باهاش آشنایی دارید
۱۵) پروتاگونیست‌های ناسالم: مثال میزنم. نیاز به جواب دادن نیست. کدام یک از این شخصیت‌ها در ذهن نوجوان امروز محبوب ترند؟ بتمن یا سوپرمن؟ مردآهنی یا کاپیتان آمریکا؟ بتمن: مولتی میلیاردر یتیمی که در ظاهر خانواده برایش اهمیتی ندارد اما همیشه حسرت داشتن خانواده را دارد و همیشه مشغول عیاشی و مشروب خوردن و گشت زدن تنهایی در شهر است سوپرمن: شخصیت خانواده‌داری که همه‌ی انسان‌ها به چشمش مهم هستند و سعی در کمک به همگان دارد مردآهنی: نابغه‌ی میلیاردری که در کلوپ‌های شبانه با هرجور آدمی می‌چرخد و اهل سیگار و مشروب است کاپیتان آمریکا: شخصیت بشر دوستی که همیشه در باشگاه است و سلامتی‌اش برایش مهم است و گاهی در حال مقایسه زمان حاضر با ۷۰ سال پیش است حال شاید بهتر بتوانید جواب‌هارا حدس بزنید. نه فقط نوجوانان، بلکه همین الآن و درحال حاضر اگر این سوال را از یک بزرگسال هم بپرسید ممکن است همین جواب را بدهد. سیگار و دود در ذهن افراد جامعه‌ی ما کلاس دارد و نشانه‌ی روشنفکری‌ست. دلایلش هم زیاد است. از محافل شعر گرفته تا جلسات بحث‌های روشنفکری و همچنین رسانه‌ای که سعی در جذاب نشان دادن این وسیله دارد. (آدم نابغه و روشنفکر و انتلکت و کارگاه و... سیگاریست؛ البته از نظر سریال‌ها و فیلم‌ها و داستان‌ها. همین الان جستارها و متن‌هایی که خودم می‌نویسم؛ اگر در آن شخصیت سیگاری و دودی وجود داشته باشد متن بیشتر خوانده می‌شود و بیشتر ویو می‌گیرد)