eitaa logo
قهوه قجری
65 دنبال‌کننده
272 عکس
23 ویدیو
1 فایل
یک فنجان قهوه تلخ نمیدونم، صرفا احیانا اگر کاری باهام داشتید: @MNimaM86
مشاهده در ایتا
دانلود
و چشمان، که زبان مشترک ماست...
آخرین سخن از چارلی.
باد وزید و برگ را با خاک، همسایه کرد.
چشمانش مثل دریاچه‌ای زلال و عمیق بود که فقط ستاره ها آن را درک می‌کردند. نگاهش پراز خورشید بود. شب ها که به آسمان نگاه می‌کرد، آسمان به رنگ امید نورانی می‌شد. یک بار مردم چشمش برایم داستانی عاشقانه روایت کرد. ریشه های نگاهش دور قلبم پیچید. اما تقدیر طوفانیست که بید را ریشه‌کن می‌کند. ای کاش یک بار دیگر کنارم بنشیند و با چشمانش برایم‌ داستان بگوید. خیلی دوست دارم بدانم این بار از چه فریاد می‌زند.
طاقتِ فرسودگی‌ام هیچ نیست در پیِ ویران شدنی آنی‌ام...
و شاید قدرت دیدن زیبایی مدوسا از عجز و ناتوانی‌های دیگران بود که از دیدنش می‌ترسیدند...