eitaa logo
Parestar Daye Amir👩🏻‍⚕️
376 دنبال‌کننده
3 عکس
0 ویدیو
0 فایل
خدا_الله تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران تابع قوانین آیتا #یا_امام_حسین #یا_علی.مدد پیوی دایی امیر: @Daye_amir1 کانال توئیت: @tweet_ir کانال آهنگام: @V_Ahngam
مشاهده در ایتا
دانلود
من قربون شما نرم؟🥺 -چشم از امروز بیشتر قسمت میزارم 👩🏻‍⚕️Parestar@daye_amir
🧑🏻‍💼کانال زاپاسمون هم جوین باشین اگر در هر صورت اتفاقی برا اینجا افتاد اونجا ادامه بدیم.. @zapas_Parestar_daye_amir جوین اجباریس☝🏻
Parestar Daye Amir👩🏻‍⚕️
#پرستـــار_بی_hیــا🩺💊 #قشمت_13 نیشخندش ع.صبیم کرد.. یه جوری که انگار اون برند.ست بهم نگاه می‌کرد
🩺💊 تو جام خشک شدم شو‌.نه اشو که بهم زد و هنوزم حس می‌کردم. چطور انقد پرو و عو. .ضی بود؟ دستم‌ از شدت حرص زیادی مشت شده بود عجب گ. هی خوردم.. بمیرمم دیگه رو کسی کرا. ش نمیزنم صدای اروم فرهاد اومد +نوا ... یعنی نه خانوم افشار حالت خوبه ؟ انگار خوب نیستی باعث شد به خودم بیام سر تکون دادم - خوبم +قرار بود بریم قهوه بخوریما نچی کردم - یادم افتاد قراره جای یکی از دخترا شیفت بمونم بمونه برای یه وقت دیگه! یک تای ابروشو داد بالا خیره شد بهم + این پسر رو میشناسی؟ سریع گفتم - نه؛ من باید برم فعلا ... و جوابمو نگرفته رد شدم و به سمت بخش رفتم فکمو روی هم فشردم دختره ی لا. .شی وایساده بود با اون پسره ی بی ریخت برا من لا. .س میزد.. اخمی کردم سرگرمی خوبی بود خوشم نیومد تا چش من روشه چش کسی دیگم بیاد ر.وش اخ اخ که فقط جو. جه بیاد دارم براش پوزخندی زدم مقصر خودش بود؛ لم. س دستش بهم کی.ف داده بود! 🩺ادامه داره.. 👩🏻‍⚕️https://eitaa.com/joinchat/2555905677Ccc32c11e0a
هدایت شده از Parestar Daye Amir👩🏻‍⚕️
🧑🏻‍💼کانال زاپاسمون هم جوین باشین اگر در هر صورت اتفاقی برا اینجا افتاد اونجا ادامه بدیم.. @zapas_Parestar_daye_amir جوین اجباریس☝🏻
Parestar Daye Amir👩🏻‍⚕️
#پرستـــار_بی_hیــا🩺💊 #قسمت_14 تو جام خشک شدم شو‌.نه اشو که بهم زد و هنوزم حس می‌کردم. چطور انقد
🩺💊 جوری ک. یف داده بود که میخواستم اونم توسط من لم. س که هیچی آب روغن قاطی کنه تو.. له.. وسط این همه فکر نا. جور جای ض.ربه ی چا. ...قو به شدت درد گرفته بود اثر مس‌کن رفته بود معلوم نیس کدوم گوری بود صدامو بردم بالا داد زدم +تو این خراب شده یک نفر نیست به ادم رسیدگی کنه؟ در اتا.قم باز شد اومد داخل خودش بود - چته بیمارستان و انداختی رو سرت چرا صداتو بردی بالا؟ +زیادی دیر نیومدی بنظرت کوچولو؟ - علاف و بیکار نیستم که ۲۴ ساعت پیش تو باشم چش. مکی زدم +از اتفاق ۲۴ساعت که هیچی همه جوره باید تو ب. غل من باشی؛ نه؟ چشم غ‌ره ای بهم رفت که تو گلو خندیدم یادم رفته بود... که عصر با اون پسره داشت واسه من می‌گفت می‌خندید... اخمامو کشیدم تو هم نگاش کردم تعجب کرد بهت زده پرسید +چت شد باز؟ ناخوادگاه گفتم - پسره کی بود باش جیک تو جیک بودی؟ تند ل. ب زد +به تو چه اخه - نکنه دوست پسر داشتی منو دسـ. .ت .مالی میکردی؟ عصبی ل. ب زد + من یک گ.هی خوردم تمومش کن دیگه -تمومش کنم؟ حالا ها باهم کار دارم تو. .له؛ اول بیا یه چیز کوفتی بزن درد دارم.. اومد سمتم مچشو گرفتم و.... 👩🏻‍⚕️https://eitaa.com/joinchat/2555905677Ccc32c11e0a
خوشحالم که راضی هسین☺️ 🥺 👩🏻‍⚕️Parestar@daye_amir
هستین ⁉️ یه عالمه قسمت اوردم🔥😘 👩🏻‍⚕️Parestar@daye_amir
Parestar Daye Amir👩🏻‍⚕️
#پرستـــار_بی_hیــا🩺💊 #قسمت_15 جوری ک. یف داده بود که میخواستم اونم توسط من لم. س که هیچی آب روغن قا
🩺💊 تعجب تو اون چشمای گیراش موج زد لبخند بدج. نسی رو ل. بم نشوندم.. که چهره‌ی ک.یوت و شر.شو مظلوم کرد و ل. ب زد: +مچمو ول کن وح. شی! بهت مسکن نم.یزنما.. چرا اینقدر صداش پر از ع.شوه و ناز بود؟ تو. .له س.گ خوب بلد بود دل. بری کنه! یک تای ابرومو دادم بالا و با اخم گفتم: - بگو اون پسره کی بود تا دستتو ول کنم دستی به ته ریشش کشیدم و سوالی پرسید: + برای چی باید بگم؟ بدون اینکه دست خودم باشه ف.شاری به بازو.ش وارد کردم که صدای آخ. ش بالا رفت و تند ل. ب زد: + ا. .ای.ی. . خ.. خب همکارمه! ازم خواست بریم قهوه بخوریم.. عصبی دندونام رو روی هم سابیدم و بدون اینکه کن.ترلی رو ت.ن صدام داشته باشم ل. ب زدم: - گ. .وه خورده بیاد س.مت ک.سی که من چشم  روشه! درحالی که با سرنگ تو دستش ور میرفت گیج شده پرسید: + یعنی چی چشت روشه؟ حرصی نفسم رو تو صورتش فوت کردم: - یعنی اینکه انقد ع.شوه نر.یز تو صدات تح.ملم کمه ها! یهو دیدی ترت.. ..یبتو همینجا دادم! با خجالت هین بل.ندی کشید و دستش رو روی گون. ه‌اش گذاشت تو گلو خندم خجالت کشیدنم بلد بود دختره‌ی بی h یا خوبه باز یه خج.التی از این دیدم.. پا تند کرد به سمت در و از اتاق رفت بیرون طی چند ثانیه از جلو چشمام محو شد! باز داد زدم که اومد برگرده پاش ل.یز خورد و.... 👩🏻‍⚕️https://eitaa.com/joinchat/2555905677Ccc32c11e0a
Parestar Daye Amir👩🏻‍⚕️
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊 #قسمت_16 تعجب تو اون چشمای گیراش موج زد لبخند بدج. نسی رو ل. بم نشوندم.. که
🩺💊 قبل اینکه به خودم بیام دیر شده بود افتاد رو. م دختره ی خن.گ دقیقا روی زخ.مم! ناخوادگاه دستمو دورش پیچیدم که نیوفته مغز نداشتش بپره.. اما به خاطر زخمم عر.بده زدم +اخ دختره اح.مق کوری خوب بود اتاق خصوصی بود وگرنه جف.تمونو درجا از بیمارستان مینداختن بیرون.. سرشو مثل یک بچه گربه بالا اورد میدونست مقصره.. چشپای وح. شیش و مظلوم تو چشمام انداخت ل. ب زد - خب ببخشید پام ل.یز خورد.. بین در.د و سو.زش زخ.مم دلم ضعف رفت یه لحظه براش.. ه.ول کرده بود داشت خودشو جمع میکرد که بلند بشه با وجود دردم اما نمی‌خواستم پاشه و آروم دستا.مو دور کم.رش محکمتر ح.لقه کردم.. پچ زدم - چته تــ.. .ـوله؟ اروم باش +واییییی خا.ک تو س.رم بزار پاشم یکی الان میاد تو ات.اق... غریدم - هیس بچه انقد و.ول نخور لج.بازی کرد ... میخواست از تو بغ. لم بیاد بیرون دستام و سف.ت تر کردم با حالت گریه گفت + بزار پاشم تروخدا اصلا مگه تو در.د نداشتی؟ سر تکون دادم و ت.خس گفتم - آره؛ زخ.ممو چک کن فکر کنم به فا. . .کش دادی! 👩🏻‍⚕️https://eitaa.com/joinchat/2555905677Ccc32c11e0a
🥺🤍 - چشم دارم سعی میکنم بیشتر از قبل در روز قسمت براتون بزارم{یکم درگیرم سرم شلوغه ببخشین یه وقتایی دیر میشه} 👩🏻‍⚕️Parestar@daye_amir کانال زاپاسمون هم جوین بشین عشقا👇🏻 @zapas_Parestar_daye_amir
Parestar Daye Amir👩🏻‍⚕️
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊 #قسمت_17 قبل اینکه به خودم بیام دیر شده بود افتاد رو. م دختره ی خن.گ دقیقا
🩺💊 اخمی کرد زیر ل. ب پچ زد + خیلی بی اد. بی؛ لبا. ستو در. بیار ش.ونه ای بالا انداختم ل. ب زدم - در.دم زیاده نمی تونم خ. م شم خودت باید در بی.اری! عص.بی نگام کرد + د.رد داری دس.تت که چ.لاق نشده هرکی جاش بود و اینجوری با من حرف میزد دهنشو سر. .ویس می‌کردم.. ولی این دخ.تر! فقط ل. بمو کش داد تو گلو خندیدم - غر نزن درب.یار نکنه تحـ.. .ریک می.شی که می. ترسی درار‌.یش ،هوم؟ ا. خماشو کشید تو هم + حالا مثلا چه تح.فه ای هستی؟ - همون که تا دیدی بی.هوشه برای هی. کلش نق... چشاش گرد شد نذاشت ادامه بدم و بین حرفم پ.رید + خیلی بیش. عوری پچ زدم - درب.یار دیگه استخاره نکن کوچولو حالت کلافه گفت + هو.ففف باشه صرفا به خاطر اینکه د.رد داری این کارو میکنم نیش چاک دادم - ای ج.ان من همیشه در.د دارم پس! چشم غ.ره ای بهم رفت.. دس.تش به سمت دک.مه های پی. راهنم که خودش بسته بودش رفت آروم داشت کار.شو انجام می‌داد ولی انگار یک ع.شوه و نازه خاصی تو کاراش بود که هو. ..رمون هامو بهم میریخت یا من قاطی کرده بودم؟ پوفی کشیدم آخرین دک.مه رو که باز کرد سرشو اورد بالا تو چشمام نگاه کرد که... 👩🏻‍⚕️https://eitaa.com/joinchat/2555905677Ccc32c11e0a
🪴 آخرین قسمت امشب رو آپلود کردم.. از همرای شما هم وطن های گلم ممنونم🤍 تا فردا خانواده خودتون رو به آمار 390 برسونید کلی سو.پرایز واستون دارم😍✨ 👩🏻‍⚕️Parestar@daye_amir کانال زاپاسمون هم جوین باشین عشقای دلم👇🏻 @zapas_Parestar_daye_amir آیدی دایی امیر تون👇🏻سوال ، ایده و.. @Daye_amir1 🔻🔻بکوب رو عضویت🔻🔻