#پرستـــار_بی_hیــا🩺💊
#قسمت_12
نگاهم به امیر خورد..
با نیشخند و نگاه منتظری به من خیره بود
یهو گفت
- خانوم پرستار بگه بمون
میمونم!
چشمای همه گرد شد
من خودم بدتر از بقیه بودم..
دندونمو رو هم فشردم
چی تو ذه.نش میگذشت که چشمای لعن.تیش برق میزد؟!
ل. ب زدم
- آقای..
بین حرفم پرید
- امیرم
حرصی ل. بامو روی هم فشردم
- آقا امیر شما زخمتون هنوز تازست؛ گفتن که نمیتونید مرخص شید!
تکیه زد به میز ایستگاه پرستاری
زخمش؟!
کمی به سمتم خ.م شد
با تفریح پچ زد
- خودتم شیفتی؟
نگاه بقیه رو ما بود ولی مطمئنم صداشو کسی نمیشنید..
خواستم بگم نه
که پچ زد
- اگه نمونی
رئیس بیمارستانتون میفهمه تو بیهوشی به مریضا دس. ت م.یزنی!
قلبم وایساد
ته. دیدم میکرد؟!
ولی اگه میگفت بهش اخ.راج میشدم..
با اجبار ل. ب زدم
- آره شیفتم..
🩺ادامه داره...
👩🏻⚕️https://eitaa.com/joinchat/2555905677Ccc32c11e0a
Parestar Daye Amir👩🏻⚕️
🪴بسم الله الرحمان الرحیم🪴 👩🏻⚕️Parestar ➣ @daye_amir 👩🏻⚕️عمل به قولمون... 🧕🏻مارو به دوستان خود معرف
🪴بسم الله الرحمان الرحیم🪴
👩🏻⚕️Parestar ➣ @daye_amir
👩🏻⚕️عمل به قولمون...
🧕🏻مارو به دوستان خود معرفی کنید...
🤱🏻امیدوارم از خوندنش ل.ذت ببرین
https://eitaa.com/joinchat/2555905677Ccc32c11e0a
👩🏻⚕️داستان #پرستار_بی_hیا🩺☝🏻
#پرستـــار_بی_hیــا🩺💊
#قشمت_13
نیشخندش ع.صبیم کرد..
یه جوری که انگار اون برند.ست بهم نگاه میکرد
تک.یه اشو گرفت
سر تکون داد
- خوبه پس
زود زود بهم سر بزن ممکنه ز.خمم خو.ن ریزی کنه..
بلند گفته بود اینو
ل. بمو روی هم فشردم جلوی بقیه حرفی بهش نزنم.
نگاهم و توچشای عس.لیه خوشگلش انداختم
ل. ب زدم
- شما که حالت خوبه انگار
مواظب چی باشم ؟
نچی کرد
- مواظب من دیگه!
یهو انگار که یه چیزی یادش اومد
حالت عصبی پچ زد
- اون دکتره چیکارت داشت؟
نیش.شو برات وا کرده بودی؛ نکنه اونم لـ. ..ـمس کردی؟ هوم؟؟
دیگه داشت پاشو از گیلیمش درا.ز میکرد
به یه مریض چه ربطی داشت؟
ل. ب زدم
- مگه من مثل دختر خرا... ..بای دور تو ام؟
+ زبو.نت دراز شده
شب بیا بچ.ینمش برات تو.. ..له!
و با ت.نه درشتش بهم زد و از کنارم رد شد..
🩺ادامه داره...
👩🏻⚕️https://eitaa.com/joinchat/2555905677Ccc32c11e0a
من قربون شما نرم؟🥺
#انرژیهاتون
-چشم از امروز بیشتر قسمت میزارم
👩🏻⚕️Parestar ➣ @daye_amir
🧑🏻💼کانال زاپاسمون هم جوین باشین اگر در هر صورت اتفاقی برا اینجا افتاد اونجا ادامه بدیم..
@zapas_Parestar_daye_amir
جوین اجباریس☝🏻
Parestar Daye Amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_hیــا🩺💊 #قشمت_13 نیشخندش ع.صبیم کرد.. یه جوری که انگار اون برند.ست بهم نگاه میکرد
#پرستـــار_بی_hیــا🩺💊
#قسمت_14
تو جام خشک شدم
شو.نه اشو که بهم زد و هنوزم حس میکردم.
چطور انقد پرو و عو. .ضی بود؟
دستم از شدت حرص زیادی مشت شده بود
عجب گ. هی خوردم..
بمیرمم دیگه رو کسی کرا. ش نمیزنم
صدای اروم فرهاد اومد
+نوا ...
یعنی نه خانوم افشار
حالت خوبه ؟ انگار خوب نیستی
باعث شد به خودم بیام
سر تکون دادم
- خوبم
+قرار بود بریم قهوه بخوریما
نچی کردم
- یادم افتاد قراره جای یکی از دخترا شیفت بمونم
بمونه برای یه وقت دیگه!
یک تای ابروشو داد بالا خیره شد بهم
+ این پسر رو میشناسی؟
سریع گفتم
- نه؛ من باید برم فعلا ...
و جوابمو نگرفته رد شدم و به سمت بخش رفتم
#امیر
فکمو روی هم فشردم
دختره ی لا. .شی وایساده بود با اون پسره ی بی ریخت برا من لا. .س میزد..
اخمی کردم
سرگرمی خوبی بود
خوشم نیومد تا چش من روشه چش کسی دیگم بیاد ر.وش
اخ اخ که فقط جو. جه بیاد دارم براش
پوزخندی زدم
مقصر خودش بود؛ لم. س دستش بهم کی.ف داده بود!
🩺ادامه داره..
👩🏻⚕️https://eitaa.com/joinchat/2555905677Ccc32c11e0a
هدایت شده از Parestar Daye Amir👩🏻⚕️
🧑🏻💼کانال زاپاسمون هم جوین باشین اگر در هر صورت اتفاقی برا اینجا افتاد اونجا ادامه بدیم..
@zapas_Parestar_daye_amir
جوین اجباریس☝🏻
Parestar Daye Amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_hیــا🩺💊 #قسمت_14 تو جام خشک شدم شو.نه اشو که بهم زد و هنوزم حس میکردم. چطور انقد
#پرستـــار_بی_hیــا🩺💊
#قسمت_15
جوری ک. یف داده بود که میخواستم اونم توسط من لم. س که هیچی آب روغن قاطی کنه تو.. له..
وسط این همه فکر نا. جور
جای ض.ربه ی چا. ...قو به شدت درد گرفته بود
اثر مسکن رفته بود
معلوم نیس کدوم گوری بود
صدامو بردم بالا داد زدم
+تو این خراب شده یک نفر نیست به ادم رسیدگی کنه؟
در اتا.قم باز شد
اومد داخل خودش بود
- چته بیمارستان و انداختی رو سرت چرا صداتو بردی بالا؟
+زیادی دیر نیومدی بنظرت کوچولو؟
- علاف و بیکار نیستم که ۲۴ ساعت پیش تو باشم
چش. مکی زدم
+از اتفاق ۲۴ساعت که هیچی همه جوره باید تو ب. غل من باشی؛ نه؟
چشم غره ای بهم رفت که تو گلو خندیدم
یادم رفته بود...
که عصر با اون پسره داشت واسه من میگفت میخندید...
اخمامو کشیدم تو هم نگاش کردم
تعجب کرد بهت زده پرسید
+چت شد باز؟
ناخوادگاه گفتم
- پسره کی بود باش جیک تو جیک بودی؟
تند ل. ب زد
+به تو چه اخه
- نکنه دوست پسر داشتی منو دسـ. .ت .مالی میکردی؟
عصبی ل. ب زد
+ من یک گ.هی خوردم تمومش کن دیگه
-تمومش کنم؟
حالا ها باهم کار دارم تو. .له؛ اول بیا یه چیز کوفتی بزن درد دارم..
اومد سمتم
مچشو گرفتم و....
👩🏻⚕️https://eitaa.com/joinchat/2555905677Ccc32c11e0a
Parestar Daye Amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_hیــا🩺💊 #قسمت_15 جوری ک. یف داده بود که میخواستم اونم توسط من لم. س که هیچی آب روغن قا
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊
#قسمت_16
تعجب تو اون چشمای گیراش موج زد
لبخند بدج. نسی رو ل. بم نشوندم..
که چهرهی ک.یوت و شر.شو مظلوم کرد و ل. ب زد:
+مچمو ول کن وح. شی!
بهت مسکن نم.یزنما..
چرا اینقدر صداش پر از ع.شوه و ناز بود؟
تو. .له س.گ خوب بلد بود دل. بری کنه!
یک تای ابرومو دادم بالا و با اخم گفتم:
- بگو اون پسره کی بود تا دستتو ول کنم
دستی به ته ریشش کشیدم و سوالی پرسید:
+ برای چی باید بگم؟
بدون اینکه دست خودم باشه ف.شاری به بازو.ش وارد کردم که صدای آخ. ش بالا رفت و تند ل. ب زد:
+ ا. .ای.ی. . خ.. خب همکارمه! ازم خواست بریم قهوه بخوریم..
عصبی دندونام رو روی هم سابیدم و بدون اینکه کن.ترلی رو ت.ن صدام داشته باشم ل. ب زدم:
- گ. .وه خورده بیاد س.مت ک.سی که من چشم روشه!
درحالی که با سرنگ تو دستش ور میرفت گیج شده پرسید:
+ یعنی چی چشت روشه؟
حرصی نفسم رو تو صورتش فوت کردم:
- یعنی اینکه انقد ع.شوه نر.یز تو صدات
تح.ملم کمه ها!
یهو دیدی ترت.. ..یبتو همینجا دادم!
با خجالت هین بل.ندی کشید و دستش رو روی گون. هاش گذاشت
تو گلو خندم
خجالت کشیدنم بلد بود دخترهی بی h یا
خوبه باز یه خج.التی از این دیدم..
پا تند کرد به سمت در و از اتاق رفت بیرون
طی چند ثانیه از جلو چشمام محو شد!
باز داد زدم که اومد برگرده پاش ل.یز خورد و....
👩🏻⚕️https://eitaa.com/joinchat/2555905677Ccc32c11e0a
Parestar Daye Amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊 #قسمت_16 تعجب تو اون چشمای گیراش موج زد لبخند بدج. نسی رو ل. بم نشوندم.. که
#پرستـــار_بی_h_یــا🩺💊
#قسمت_17
قبل اینکه به خودم بیام دیر شده بود
افتاد رو. م دختره ی خن.گ
دقیقا روی زخ.مم!
ناخوادگاه دستمو دورش پیچیدم که نیوفته مغز نداشتش بپره..
اما به خاطر زخمم عر.بده زدم
+اخ دختره اح.مق کوری
خوب بود اتاق خصوصی بود وگرنه جف.تمونو درجا از بیمارستان مینداختن بیرون..
سرشو مثل یک بچه گربه بالا اورد
میدونست مقصره..
چشپای وح. شیش و مظلوم تو چشمام انداخت
ل. ب زد
- خب ببخشید پام ل.یز خورد..
بین در.د و سو.زش زخ.مم دلم ضعف رفت یه لحظه براش..
ه.ول کرده بود
داشت خودشو جمع میکرد که بلند بشه
با وجود دردم اما نمیخواستم پاشه و آروم دستا.مو دور کم.رش محکمتر ح.لقه کردم..
پچ زدم
- چته تــ.. .ـوله؟ اروم باش
+واییییی خا.ک تو س.رم بزار پاشم
یکی الان میاد تو ات.اق...
غریدم
- هیس بچه انقد و.ول نخور
لج.بازی کرد ...
میخواست از تو بغ. لم بیاد بیرون
دستام و سف.ت تر کردم
با حالت گریه گفت
+ بزار پاشم تروخدا اصلا مگه تو در.د نداشتی؟
سر تکون دادم و ت.خس گفتم
- آره؛ زخ.ممو چک کن
فکر کنم به فا. . .کش دادی!
👩🏻⚕️https://eitaa.com/joinchat/2555905677Ccc32c11e0a