eitaa logo
شاعرِ آیینه‌ها
268 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
24 ویدیو
1 فایل
در بهبه‌ی جریان بی‌روح اطراف؛ من زندگی می‌کنم در اعماق جنگل ذهنم! در اینجا همه پیمان می‌بندیم برای باهم بودن، ما‌ گوش می‌سپاریم به‌موسیقی طبیعت، قدم‌ می‌زنیم در میان پیچک‌های سبز‌رنگ ‌و سرمی‌کشیم فنجان‌تلخ زندگی را؛
مشاهده در ایتا
دانلود
بهم اجازه بدید شیفته‌ی این کار باشم:)))
دیگر در این زمانِ تلخ چه میشود کرد؛ که در چشم ها، هیچ حسی در روح ها، هیچ وجودی در دست ها، هیچ گرمای محبتی و در ذهن ها، هیچ اندیشه ای پیدا نمیشود.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حس میکنم هممون مردیم و اینجا جهنمه-
گزینه مورد نظرم: به طور معمول دوستی ندارم.
هدایت شده از "دار‌العلاجِ روح"
خودت باش حتی اگر نظر کسی را جلب نکردی. همین کافی است که از خودت راضی باشی. زمانی که به خودت اعتماد داشته باشی زیباترینی... -نزار قبانی
- خاک سرد بود؟ برای او شاید، ولی برای فرد آرمیده در گور نه. میدانست آن خاک سست سیاه رنگ، اکنون، بهترین مکان برای آرامش روح آن است. میدانست، ولی اشک هایش نه، چرا که بی هیچ توقفی، بر گونه‌ی های رنگ پریده‌اش میچکیدند. دستی بر خاک نرم کشید. نرم بود، اما سرد. لرزشی بر تنش رعشه انداخت. تن آن در میان خاک بود. نزدیکش. اما روح آن کجا سیر میکرد؟ آن نزدیکی دور بود اکنون. روح نزدیکش به او، از همان زمانی دور شده بود، که خاک برای آن که دیگر در جهان فانی نبود گرم، ولی برای او سرد شده بود. به سردی نبودش.
- https://eitaa.com/deepintheforest/1735 یادمه پارسال، ساعت‌ها زمان گذاشتم و اینجوری بهش اعتراف کردم.) ____ + چه کار فاخری : )