🍂
🔻 معرفی
یادمانهای #راهیان_نور
" فتح المبین "
━•··•✦❁❁✦•··•━
🔅یادمان شهدای فتحالمبین در هشت کیلومتری شمالغربی شهرستان شوش قرار دارد، در این منطقه تعدادی از رزمندگان قرارگاه فجر به فرماندهی شهید «مجید بقایی» در ۹ شیار با سنگرهای کمین دشمن درگیر شده و تعداد زیادی به شهادت رسیدند.
🔅 هر ساله و بخصوص در روزهای پایانی سال خیل عظیم شیفتگان و دلدادگان شهادت و ایثار، کولهپشتی عاشقی را کول میکنند و دل به خاکریزهایی میسپارند که پر است از یاد یارانی که جان دادند تا خاک ندهند.
🔅 یادمان فتح المبین در شهر باستانی شوش دانیال در فهرست میراث دفاع مقدس نیز ثبت شده است.
🔅 عملیات فتح المبین در ساعت ۳۰ دقیقه بامداد روز دوشنبه ۲ فروردین ۱۳۶۱ با رمز «یا زهرا» در جبهه جنوبی در منطقه غرب شوش و دزفول با وسعت حدود ۲۵۰۰ کیلومتر مربع انجام شد.
🔅 طرحریزی عملیات فتح المبین از اواسط آبان ۱۳۶۰ آغاز شده بود و بسیاری بر این باورند که این عملیات نقطه عطف جنگ ایران و عراق است که در نهایت منجر به بیرون راندن نیروهای عراقی از بخش بزرگی از خاک خوزستان شد.
استان خوزستان به واسطه اینکه در دوران دفاع مقدس، پایتخت و جغرافیای فرماندهی در جنگ بوده و بسیاری از شهرهای آن به اشغال رژیم بعث درآمده و تا درصد زیادی نیز تخریب شده بودند، دارای یادمانها، مناطق عملیاتی و موزههایی است که هر ساله میزبان کاروانهای راهیان نور دانشجویی، دانش آموزی و مردمی است.
🔅 مشخصات عملیات فتح المبین
مدت اجرا : ۱۰ روز
تلفات دشمن ( کشته ،زخمی و اسیر ) : چهل هزار تن
رمز عملیات : یا زهرا
مکان اجرا : محور شوش ؛ غرب رودخانه کرخه
ارگان های عمل کننده : نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، ارتش جمهوری اسلامی و جهاد سازندگی
اهداف عملیات : آزاد سازی بخش وسیعی از خاک ایران و خارج ساختن شهرهای دزفول ، اندیمشک ؛ شوش و جاده اندیمشک اهواز از برد توپانه و سایت موشکی دشمن بوده و این عملیات طی چهار مرحله انجام گرفت .
━•··•✦❁❁✦•··•━
#راهیان_نور
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂
🔻 #پل_شحیطاط/۱۰۱
ماموریتی برون مرزی
نوشته: ابوحسین
┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄
نوبت به ورود سایر یگانها رسیده بود که کارشان را شروع کنند. این جا نقطه مرکزی قدرت عراق بود. همه چیز برای ورود لشکرهای سپاه جهت ادامه عملیات در عمق آماده بود. عبدالمحمد با خوشحالی گفت به مهدی بگو سریع یگانهای دیگر بیایند. اینجا همه چیز مهیاست معطل نکنند.
اینجا با آمدن یگان ها، در حقیقت پا نهادن روی گلوی صدام بود. هیچکس فکر نمیکرد کار به این خوبی در بیاید.
محسن رضایی فرمان حرکت یگانها را صادر کرد. تمام امید عبدالمحمد این بود که یگانها از این فرصت بهترین استفاده را ببرند و کار عراق را تمام کنند.
ساعاتی بعد، که از شروع عملیات گذشت عراقیها خودشان را پیدا کردند و شروع به ریختن آتش روی سر رزمندگان نمودند. آن قدر آتش سنگینی روی هور و جزایر فرود آمد که رشید یکی از فرماندهان قرارگاه خاتم به آقا محسن گزارش داد انگار در جزیره دشمن دارد طبل میکوبد.
عبدالمحمد برای تهیه گزارش از وضعیت دشمن همراه نیروهایش به جلو رفت و پس از مدتی به عقب آمد و گزارش کامل را با بیسیم به حمید میداد.
آتش دشمن نفس گیر شده بود. لحظهای صدای غرش توپخانه دشمن آرام نمیشد. بلکه بر شدت آنها افزوده میشد. یک مرتبه گویی ورق برگشت و تمام آمال و آرزوهای عبدالمحمد داشت از بین میرفت.
با عجله به حمید گفت پس حرکت این یگانها چه شد؟ چرا خبری نشده است؟
- عجله نکن آقا محسن حواس اش است. آنها میآیند. آرام باش.
- اگر دیر برسند کار خراب میشود. بگو عجله کنند.
- نگران نباش. حالا چقدر شهید دادید؟
- هیچ چیز معلوم نیست.
- اسرای عراقی چه طور؟
- برخی را بازجویی کردم و به عقب فرستادم. اطلاعات خوبی دارند.
- نظر خودت چیست؟
- عراق هار شده است فکری کنید. او سراسیمه آتش میریزد. فکری کنید. وضع خراب است.
قبل از عملیات عباس هواشمی جانشین قرارگاه نصرت در آخرین جلسه تمام نیروهای شناسایی اش گفت: بعد از این که یگانها را به نقطه مورد نظر رساندید سریع خودتان به قرارگاه برگردید کسی نماند.
عده زیادی از بچهها علاوه بر این که راه را نشان یگانهای عملیاتی دادند ماندند و با عراقیها جنگیدند و عاقبت شهید شدند.
کسی دل و دماغ عقب آمدن را نداشت. نمیشد تا دل دشمن بروی و درگیر نشوی.
عبدالمحمد نسبت به سایر یگانها در وضعیت ویژهای قرار داشت. به همراه حمید و سایر نیروهای پیش تاز در ۴۰ کیلومتری روی آب مشغول درگیری بودند.
آنها از ۶ کیلومتر مانده به پل شحیطاط که روی کانال سوئیب نصب شده بود و خشکی را به جزایر وصل میکرد وارد درگیری تمام قد با عراقیها شده بودند.
آن قدر قوی و سریع عمل میکردند که مهدی باکری تصور نمیکرد آنها براحتی بتوانند پل مهم شحیطاط را از چنگ عراقیها بیرون بیاورند.
علی هاشمی وقتی صدای حمید باکری را شنید که میگفت پل شحیطاط آزاد شد، صدای تکبیرش به آسمان رفت.
محسن رضایی با خوشحالی گفت: هیچ کس معطل نکند پل آزاد شده و منتظر شما هستند.
با شروع عملیات علی هاشمی دیگر قدرت ماندن در سنگر فرماندهی را نداشت و دنبال بهانهای بود که به جزیره برود. او با اولین هلی کوپتری که سرهنگ جلالی فرمانده وقت هوانیرو آن را هدایت میکرد همراه عدهای دیگر از فرماندهان راهی هور شد. او دوست داشت شخصاً کار بزرگ نیروهایش را ببیند.
با حمله سیل آسای رزمندگان از شنود بیسیمهای فرماندهی عراقی بخوبی فهمیده میشد که آنها خودشان را جمع و جور کردهاند.
فرمانده سپاه چهارم بخوبی فهمیده بود که ایرانیها بدنبال قطع جاده مهم بصره ـ العماره(میسان) هستند و تلاش میکنند تا بین سپاههای چهارم و پنجم عراق فاصله بیندازند.
آنها وقتی عمق اهداف ایرانیها را فهمیدند به تمام یگان هایشان دستور دادند با تمام قوا و آتش توپخانه سد راه ایرانی شوند. ساعاتی بعد سر و کلهی هواپیماهای عراقی در آسمان هور پیدا شد. آنها با تمام قدرت بمب هایشان را روی سر بچهها خالی میکردند. برای مقابله با آنها خبری از پدافند هوایی نبود. آنها راحت میآمدند و آرام بمب هایشان را خالی میکردند و میرفتند. فاز دوم آنها حملات شیمیایی بود.
صدای عبدالمحمد میآمد که میگفت: آقا دارند شیمیایی میزنند بچهها دارند از دست میروند.
کاری نمیشد کرد تنها راه مقاومت بود. صدام به تمام ارتش عراق دستور مقاومت داده بود. او بلافاصله عدهای از افسران و فرماندهان عراقی را در هور اعدام کرد تا زهر چشمی از باقی فرماندهان گرفته باشد. تمام تلاش عراق این بود که پل را از دست بچهها بیرون بیاورند.
حمید در بیسیم به مهدی فریاد میزد: کاری کنید عراق دارد پل را میگیرد چه کنیم؟
- برادر من! فقط مقاومت کنید.
┄┅┅┅❀💠❀┅┅┅┄
همراه باشید
کانال حماسه جنوب، لینک عضویت👇
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 دوکوهه
قطعه ای از خاک کربلا
یادش بخیر
#کلیپ
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂
🍂 شروع سلسله مطالبی
از استاد شهید ، #علی_جمالپور
در گفتگو با حاج محسن نوذریان
(رزمنده ای که در انهدام پل شحیطاط با شهید عبدالمحمد سالمی نژاد و سیدناصر سید نور و شهید باکری همراه شده بود.)
از امروز در کانال دوم حماسه جنوب | شهدا 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2216820748Cfb12fb35c1
🍂
🍂
🔻 معرفی
یادمانهای #راهیان_نور
"شهدای هویزه"
━•··•✦❁❁✦•··•━
🔅 یادمان زیارتی شهدای هویزه ویژگی هایی دارد که شاید در هیچ جای دیگری نمونه آن پیدا نشود. گذشته از گنبد فیروزه ای و گلدسته های کاشی کاری شده اش که از کیلومترها آنطرفتر جلوه گری می کنـد، نحوۀ شهادت و تدفین برخی از شهدای حماسه هویزه در محل شهادتشان، حال و هوای زائرین منطقه را به روضه های کربلا پیوند می زند.
🔅 معماری زیبا و هنرمندانۀ این یادمان که در همان دوران جنگ توسط نیروهای جهاد سازندگی طراحی و اجرا شده است جاذبه های بصری این بنای مطهر را بیشتر می کنـد. در کنار حرم شهدا نمایشگاه، آشپزخانه، سالن غذاخوری و بازارچه فروش صنایع دستی منطقه برای رفاه بیشتر بازدید کنندگان راه اندازی گردیده است.
🔅 این یادمان به دلیل قرار گرفتن در برنامۀ کاروان های دانش آموزی و دانشجویی بازدید کنندۀ بیشتری نسبت به سایر یادمان های دشت آزادگان دارد. در این زیارتگاه شهیـد گمنام هم دفن گردیده است. اغلب شهدای مدفون در این یادمان، دانشجویان شهیدی هستند که در عملیات نصر به شهادت رسیده و بعد از آزادسازی این منطقه در عملیات بیت المقدس، شناسایی و با از خودگذشتگی خانواده های آنها در محل شهادتشان دفن شدند.
🔅 عملیات نصر
نام عملیات: نصر (هویزه)
زمان اجرا: 15/10/1359
مدت اجرا: ۳ روز
محور عملیات: جاده حمیدیه- سوسنگرد
تلفات انسانی دشمن (کشته، زخمی، اسیر): ۱۸۰۰ کشته
یگان های عمل کننده: نیروی زمینی ارتش، گردان های سپاه پاسداران و تعدادی از نیروهای ستاد جنگهای نامنظم به فرماندهی شهید دکتر مصطفی چمران
🔅 نصر به اهدافش نرسید و در ۲۷ دی ماه ۵۹ شهر هویزه به اشغال ارتش دشمن درآمد. عراق پس از اشغال هویزه شهر را به کلی ویران کرد. ستاد تبلیغات جنگ صدام با اعزام خبرنگاران و تصویربرداران متعدد به منطقه فتوحات نبرد هویزه را به رخ جهان می کشیـد.
در این عملیات جمعی از نیروهای لشکر ۱۶ زرهی قزوین و عده ای از دانشجویان پیرو خط امام و پاسداران به فرماندهی حسین علم الهدی تا آخرین نفس پایداری کردند و سرانجام در نهایت مظلومیت به شهادت رسیدند.
🔅 برخی معتقدند که مقاومت عاشورایی و ایستادگی شجاعانۀ شهید علم الهدی و یارانش اولین جرقه های لزوم تغییر استراتژی جنگ را زد و لذا بعد از آن استراتژی جنگ از تجهیزات محوری به سوی جنگِ مردمی و شهادت طلبی عاشورایی تغییر کرد.
🔅 شهیـد شاخص
سید حسین علم الهدی
حسین فرزند آیت الله حاج سید مرتضی علم الهدی یکی از شهدای شاخص و بزرگ دوران دفاع مقدس است که پس از گذر سالها هنوز هم سیرۀ زندگی انقلابی اش برای ما درس آموز و اثر بخش است. این جوان پرشور و شورآفرین اقدامات موثر و ماندگاری را در منطقۀ خوزستان انجام داد که نشان از عمق بصیرت وی دارد.
علم الهدی در هنگام شهادت فرماندۀ سپاه هویزه بود.
━•··•✦❁❁✦•··•━
#راهیان_نور
http://eitaa.com/joinchat/2045509634Cf4f57c2edf
🍂