eitaa logo
" دل ــنامه "
49 دنبال‌کننده
263 عکس
70 ویدیو
11 فایل
سلام🌱 دل ـنامه رو ساختم، تا مهمون اکتشافات روحمون بشیم که به این منِ مبتلا به جبر یاداوری کنم که یه روز قراره اسم کتابت بشه، که تو مقدمش بخونید: "خدا رفیقِ دلایِ هِلهِل شده هم هست..."
مشاهده در ایتا
دانلود
من اینهمه برای دل نوشتم و به این که دل شمع داره، نرسیده بودم..
خب ما یک متنی بدهکاریم از وحدت.. قول میدم تکمیلش کنم و بذارم. و پس از اون برای مدتی نیستیم. 🙏 کم وکسری و قول و وعده وعید و هماهنگی هارو پیامک بزنید حتما زنگ میزنم🍬 آه فرزندانم؛ برای کفش هایم دعا کنید. برای تنهایی های لنگه به لنگه اش در تاریکی جاکفشی. و برای بندهایِ نگران ِگره ی کور خورده اش..
" دل ــنامه "
خب ما یک متنی بدهکاریم از وحدت.. قول میدم تکمیلش کنم و بذارم. و پس از اون برای مدتی نیستیم. 🙏 کم
آه فرزندانم، قلبم محزون است. و مبتلا به حزنی هستم که روشنم می داردـ چه حزن شریفی! آی دنیا، قلبِ کوچکِ الهام نظری محزون است. و توای روزگار،آیا خجالت نمی کشی که خط خطی های عجیب وناخوانایی روی نوار قلب الهام نظری به جا گذاشته ای؟ آیا از بستن راه گلوی ما خسته نشدی؟ فرزندانم، نه شما چنین فازی نگیرید قلب شما محزون نیست . اصلا فکر کنید پانسمان قلب الهام نظری جنسش خوب نبود،چیزی نیست. نمی خواهم ناراحتتان کنم، نمی خواهم اثر کلامم آشفته اتان کند. می خواهم بدانید به یک حزن شریف، گرفتارم.
" دل ــنامه "
فکر می کنم در این دنیا فقط یک چیزی می تواند آرامم کند که دق نکنم.
به آغوش مامانِ شهید گمنام سومار همان مامان شهید گمنام 61 پناه ببرم. محکم بغلش کنم و چند دقیقه چشم هایم را ببندم و به هیچ چیزی فکر نکنم. دست هایش راببوسم، بوی روسری اش را به ریه بکشم و اشک هایی که منشا گرفتاری اشان را نمی دانم از اسارت آزاد کنم.
💔خانومِ "زرین تاج بهرامی" مادر شهید بهروز صبوری، کجایید؟
بیت یادنامه: سال 98 دیریست که از قافله ها جاماندم از محفل اشک آسمان جاماندم بگذار که پرواز کنم بی پروا تاباد چنین باد چنین فرصتها من با دل محزون خودم جنگیدم من با تپش یک رویا خندیدم... گفتند غریبید و خزانید و فلانید گفتیم چه خوب است سرانجام غریبی وخزانی و فلانی..
لقلقله ی زبانم،... یادگار ثانیه های بیچارگی... این من، درست شدن را بیشتر از هرجمله ی امیدبخش و حتی بیشترازدوست داشتن، دوست می دارد.
" دل ــنامه "
لقلقله ی زبانم،... یادگار ثانیه های بیچارگی... این من، درست شدن را بیشتر از هرجمله ی امیدبخش و ح
65684.wav
حجم: 412.1K
یه روز یه دختر بسیجی اینو گوش داد، رفت تو فکر حزن شریف قلبش بعد گریه هاشو با پشت دستش کنارزد و رفت جلوی اینه خندید وگفت، داغ غربت روی پیشانی ماست..
خب
خدایا شکرت