ادمایی که نمیدونن چی به روحت شلیک کردن، بد نیستن...
ادمایی که #میدونن چی به روحت شلیک کردن خیلی بدن بچه ها.. خیلی
" دل ــنامه "
گفتم به جهنم..
چون جای اون گلوله ها درد داره...
چون به سادگی خوب نمیشه...
چون تو انتظار نداشتی
" دل ــنامه "
چون جای اون گلوله ها درد داره... چون به سادگی خوب نمیشه... چون تو انتظار نداشتی
.
.
به خاطر همین مهم نبود
که خیس و گلی و خاک و خل شده لباسم...
پاهام درد گرفته...
و دارم سرما میخورم...
هیچ کدوم مهم نبود..
حسشون نمیکردم،
خداشاهده اذیت نشدم از خیس شدن..
اما
اون حرفا خیلی درد داشتن..
روحم داشت درد میکشید...
درد روحم رو فقط حس میکردم..
راه رفتم...
شهر قشنگ بود
اما هواشو دوست نداشتم
منطقا قشنگ بود
ولی اون لحظه از نگاه و ظرفیت من خارج بود که بخوام دوستش داشته باشم...
من بی دلیل بخاطر حالم، اون لحظه، حالم از شهری که توش بزرگ شدم، بهم خورد..
یه چیزی هم داشت میخوند از هنذفری..
و هی تکرار میشد از اون لیست..
حتی یادم نمیاد چی بود..
" دل ــنامه "
راه رفتم... شهر قشنگ بود اما هواشو دوست نداشتم منطقا قشنگ بود ولی اون لحظه از نگاه و ظرفیت من خار
اونجا برای اولین بار از سمنان بدم اومد
" دل ــنامه "
یه چیزی هم داشت میخوند از هنذفری.. و هی تکرار میشد از اون لیست.. حتی یادم نمیاد چی بود..
من راه می رفتم
و صدای حرفای دلخراش و بد یک سری آدما، هی اکو میشد تو ذهنم..
" دل ــنامه "
من راه می رفتم و صدای حرفای دلخراش و بد یک سری آدما، هی اکو میشد تو ذهنم..
درد داشت بچه ها.. خیلی درد داشت