" دل ــنامه "
من نمیتونم حرف بزنم... چون نمیخوام دردای امانتی ِبقیه ، سرریز کنه..
حالا فهمیدین چرا نمیتونم حرف بزنم..
چرا راه میرم تا هضم شه...
چرا این دل محرم اسراره؟
" دل ــنامه "
یه روز، یه جایی... چیزای بدی به من نسبت دادن..
میدونین اون نسبت دادنه چی بود؟
"واژگان بد از سو برداشت. عقده گشایی ازتو بخاطر لج بودن با ادم هایی که..
تحقیرکردن در جمع و نقل یک عیب و کینه پیش دیگران... جوری که خورد بشی.
فقط بخاطر کینه داشتنشون از، ادمایی که بهشون" مربوطی... "
" دل ــنامه "
و همه چی رو فراموش کردم
از اون موقع تاحالا
من ظرفیتم بیش از حد شده..
دیگه هرچیزی ناراحتم نمی کنه
یا اساسا چیزهای زیادی هست که ناراحتم نمی کنه...
نه اینکه بی حس باشم...
دیگه ناراحتی نسبت به یک سری چیزا برام از معنا تهی شده..
اره بابا
منم مثل شما نمیدونم که
این بزرگ شدنه یا پیر شدنه
یا هردوش
" دل ــنامه "
#فولدر_هیفده🌱
دس نمیزنین بچه ها؟ ☺️
این همه مطلب غم انگیز فلسفی گفتم:))
تا بگم این اهنگه چیه 🙈
" دل ــنامه "
دس نمیزنین بچه ها؟ ☺️ این همه مطلب غم انگیز فلسفی گفتم:)) تا بگم این اهنگه چیه 🙈
اون روز نمیدونم این از کجا دستم خورد دانلود شد.