هدایت شده از حضرت آیت الله قاضی(ره)
🔻 علامه طباطبائی :
🔸 ما کارى مهمتر از خودسازى نداریم "ابدیت"؛ هستیم که هستیم.
🔹 "إنما تنتقلون من دار الى دار".
🔸 انسان از بین رفتنى نیست، باقى و برقرار است، منتها به یک معنا لباس عوض مىکند.
https://eitaa.com/ghazi_ir
هدایت شده از وارِش🌧️ | سحر رئیسی
قند روز های تلخم تبدیل شد به استامینوفن کدئین، هر هشت ساعت یک بار..
ـ سحر
@saharraeisii
برای داشتن یه خطِ زیبا نیاز به تمرین داری... تمرینِ زیاد...
پس چرا فکر میکنی برای رسیدن به یه زندگی زیبا نباید تمرین کنی؟
خراب کردی؟
نقطه سرِخط.
دوباره زندگی کن...
#خط_نسخ
#میدونم_هنوز_جایِ_کار_داره😄
#فقط_حیدر_امیرالمؤمنین_است
@delnava70
دل که جای غم نیست؛ جای حبیبِ
الحمدلله به نقطهای رسیدم که برای هر غمی چند دقیقه سکوت میکنم، نگاش میکنم، بعد میندازمش دور.
هر غمی که باشه!
حالا اگه زیادی غم رو دلم ریخته باشه، یه کاسه آب از چشام برمیدارم میشورمش. تمیز میشه، آفتاب خدا که طلوع کنه خشکِ خشک میشه.
میدونی، جا ندارم. خونهی دلمم انباری نداره. تعداد غما هم که... چه عرض کنم خدمتتون، خودتون در جریان بالا و پایین زندگی هستین دیگه. غمها رو نگهدارم دلم کوچیک که میشه هیچ، فکر و ذکرم رو هم به خودش مشغول میکنه.
از قدیم گفتن؛ دلت بزرگ باشه.
منم میخوام دلم بزرگ باشه. شاید یه مهمون سرزده اومد، خوبیت نداره دم در معطل بمونه تا براش جا پیدا کنم.
مهمون حبیب خداست...
✍️نسرین دهقانی
@delnava70
زندگی جز نفسی نیست، غنیمت شمرش نیست امید که همواره نفس بر گردد +«پروین اعتصامی»@delnava70
فکر کردم صبحِ امروز رو باید با صدای خندهی بچهها بگذرونیم...
دریغا که با صدای جیغ و گریه های دسته جمعیشون گذشت...
اینجاست که باید گفت؛ درد از ابتدا با آدمی زاده شده...
.
.
روز جهانی کودک مبارک
@delnava70
محمد حسین حدادیاننماهنگ حی علی حیدر 320.mp3
زمان:
حجم:
6.9M
عرشِ خدا، پُره از نقشُ نگارِ حیدرِ...❤️
دلنوا | نسرین دهقانی
عرشِ خدا، پُره از نقشُ نگارِ حیدرِ...❤️
چند روزه قفلی زدم روش...😊
دلنوا | نسرین دهقانی
چند روزه قفلی زدم روش...😊
چیکار کنم، عاشقِ مولام...
با اسمش جون میگیرم...
_از کِیْ عاشق شدی؟
_نجف... یعنی خیلیییی قبلتر، امّا نجف بود که فهمیدم یه عشقِ واقعیه، همون یه شب که مهمونش بودم، بارون نمنم میومد، صحن پر از مهمون بود، جا نبود حتی دراز بکشم، اونجا که سرمو رو زانوم گذاشتم، تا خودِ صبح اشکم بند نمیومد، اونجا که اُبهتش دلمو لرزوند، همونجا که تلفیقی از ولایت و عشقِ مولا بود و شرمندگی من...
ولایتش انگار همهی روحم رو احاطه کرد و با تمومِ ذراتِ تنم حسش کردم...
اونجا بود که دلم لرزید...
#یاعلی
#قشنگترین_شبِ_زندگیم
@delnava70