#عبورزمانبیدارتمیکند🕰
#نویسنده_لیلافتحیپور
#پارت107
مادرم چرا اینقدر تلخ بود. دوباره صدای مادر آمد که انگار در جواب سوال امیرمحسن که پرسید چه شده گفت:
–هیچی پسرم، تو بیابرو سرکارت، فکرت رو واسه این چیزا خراب نکن.
میدانستم که مادر همهی این حرفها را به پدر میگوید، از این موضوع خجالت میکشیدم.
–تو بگو چی شده مامان جوش آورده.
با صدای امیرمحسن سرم را بلند کردم.
بغضم را سُر دادم به انتهایترین قسمت گلویم و گفتم:
–هیچی.
–مادر و دختر چه رازداری میکنیدا.
–امیرمحسن.
–جانم
–چه حسی داری مامان در هر شرایطی باهات مهربونه؟
لبخند زد و روی تخت نشست.
–تو چه حسی داری وقتی اخم مامان رو میتونی ببینی؟ خندههاش رو؟ نگاه از روی محبت یا حتی دلخوری و عصبانیتش رو؟
سرم را پایین انداختم و ناخنهایم را در کف دستم فرو کردم و آرام گفتم:
– اینایی که گفتی رو اگرم دیده باشم یادم نمیاد. ولی صداش همیشه توی گوشمه، بعضی از حرفهاش از یادم نمیره.
پوزخند زد.
–پس توام از خودمونی، ولی لازمه گاهی گوشهات رو ببندی و خوب نگاهش کنی، مامان رو میگم، مامان فقط همین رو میخواد. وقتی میبینه نمیبینیش مجبور میشه صداش رو بلند کنه تا شاید نگاهش کنی.
لبهایم را بیرون دادم.
–یعنی تو نگاهش میکنی که هیچ وقت سرت داد نمیزنه؟
سرش را به علامت مثبت تکان داد.
–اهوم، با تمام وجودم.
از روی تخت بلند شد، دستهایش را جلویش گرفت و آرام آرام به طرف در اتاق رفت، دستش که به در اتاق برخورد کرد مثل همیشه با احتیاط بازش کرد و زیر لب شعر همیشهگیاش را زمزمه کرد.
"صدنامه فرستادم صد راه نشان دادم
یا راه نمیدانی یا نامه نمیخوانی"
امیرمحسن عاشق این شعر بود و بیشتر وقتها زیر لب زمزمهاش میکرد.
بعد از چند دقیقه که آرام شدم. کیفم را برداشتم و جلوی آینه ایستادم. خدا را شکر کردم که قبل از آرام شدنم از اتاق بیرون نرفتم. چون ممکن بود از روی عصبانیت حرفی به مادر بزنم که ناراحت شود.
به طرف آشپزخانه رفتم. مادر تنها در آشپزخانه در حال جمع کردن سفرهی صبحانه بود. جلو رفتم و پرسیدم:
–امیر محسن و آقاجان رفتن؟
جوابی نداد. دوباره گفتم:
–کاری نداری مامان من دارم میرم.
بدون این که نگاهم کند گفت:
–نه، خوش امدی.
همانجا ایستادم و خوب نگاهش کردم. اکثر موهای سرش سفید شده بودند. تا حالا دقت نکرده بودم. مگر مادر چند سال داشت؟ یادم است یکبار که عمه به مادر گفت چقدر زود موهایش سفید شده، مادر در جواب گفت: "مگه درد امیرمحسن کم دردیه، بچگیاش خیلی وقتها منم مثل بچم ندیدم تا بتونم خیلی چیزها رو بهش یاد بدم. اون دقایقی که نمیدیدم پیر شدم.
برای چند لحظه چشمهایم را بستم. مگر میشود به جای کس دیگری ندید؟ البته که هر کاری از مادرها برمیآید. مگر نبود روزهایی که من بیمارستان بودم مادر چیزی نخورده بود و نخوابیده بود آخر هم حالش بد شده بود.
با درد چشمهایم را باز کردم.
مادر روبرویم ایستاده بود و با تعجب نگاهم میکرد. ولی من واضح نمیدیدمش، پرده اشک چشمهایم این اجازه را نمیداد.
جلوتر رفتم و سرم را پایین انداختم.
–مامان، من رو ببخش.
مادر تعجبش بیشتر شد و همانطور مات من شده بود. غرورم بد جور بالا و پایین میپرید. گاهی با خجالت هم دست میشدند و بر علیه عقلم شورش میکردند. ولی اینبار باید جلویشان را میگرفتم. باید بر آنها غلبه میکردم. گرچه شاید هیچ تقصیری نداشتم. دست مادر را گرفتم و فوری روی لبهایم گذاشتم و بوسیدم. مادر زود دستش را کشید و گفت:
–عه، خودت رو لوس نکن، برو سر کارت دیگه. با این کاراتم سر من رو شیره نمال.
کنایهاش را نشنیده گرفتم و لبخند زدم.
–چشم، خداحافظ.
مادر جوابم را نداد و به طرف سینک ظرفشویی چرخید و خودش را مشغول ظرف شستن کرد.
💕join ➣ @God_Online 💕
#سلامبرحسین
#محرم
#کانالدلنوشتهوحدیث
@delneveshte_hadis110
<====🍃🏴🏴🍃====>
خداوند از راههای عجیب و غریب بندگانش را رهبری میکند و ما معتقدیم که مقصود خداوند فقط شاد و خوشبخت ساختن ماست؛ اما خودمان نمیدانیم که خداوند چه نوع خوشبختی را در حقمان روا داشته و از چه راهی به دستمان رسانده است.
#دلنوشته
ارسالی زهرا از تهران
#سلامبرحسین
#محرم
#کانالدلنوشتهوحدیث
@delneveshte_hadis110
<====🍃🏴🏴🍃====>
همه افراد خوشبخت خدا را در دل دارند پس تو را چه غم که اینقدر احساس تنهایی میکنی؟ بدان در تنهاترین لحظات و در هر شرایط خداوند با توست.
#دلنوشته
ارسالی زهرا از تهران
#سلامبرحسین
#محرم
#کانالدلنوشتهوحدیث
@delneveshte_hadis110
<====🍃🏴🏴🍃====>
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
زیباترین چشمان دنیا
تبارک الله احسن الخالقین
#سلامبرحسین
#محرم
#کانالدلنوشتهوحدیث
@delneveshte_hadis110
<====🍃🏴🏴🍃====>
1_379577280.mp3
8.4M
#زیارت_عاشورا
قرائتـــ زیارت عــاشـورا با نوای 🌷شهید حاج قاسم سلیمانی🌷 هدیه میڪنیــم به امام زمــان ارواحنافداه
🦋💖🌹🌟🏴🏴🏴🏴
4_5980980119911531868.mp3
2.07M
♨️مقام و منزلت کربلا
👌 #سخنرانی بسیار شنیدنی
🎤حجت الاسلام #شیرافکن
#السلام_علیک_یا_اباعبدالله_ع
#اللهم_الرزقنا_زیارت_الکربلا
#سلامبرحسین
#محرم
#کانالدلنوشتهوحدیث
@delneveshte_hadis110
<====🍃🏴🏴🍃====>
هدایت شده از ❣کمال بندگی❣
#هفتشهرعشق
#نهمینمسابقه
#صفحهچهاردهم
اكنون امام قلم و كاغذى برمى دارد و مشغول نوشتن مى شود. او وصيّت نامه خويش را مى نويسد، او مى داند كه دستگاه تبليغاتى يزيد، تلاش خواهند كرد كه تاريخ را منحرف كنند.
امام مى خواهد در آغاز حركت، مطلبى بنويسد تا همه بشريّت در طول تاريخ، بدانند كه هدف امام حسين(ع) از اين قيام چه بوده است. ايشان مى نويسد: "من بر يگانگى خداى متعال شهادت مى دهم و بر نبوّت حضرت محمّد اعتقاد دارم و مى دانم كه روز قيامت حق است. آگاه باشيد! هدف من از اين قيام، فتنه و آشوب نيست، من مى خواهم امّت جدّم رسول خدا را اصلاح كنم، من مى روم تا امر به معروف و نهى از منكر بنمايم".
آرى! تاريخ بايد بداند كه حسين(ع)، مسلمان است و از دين جدّ خود منحرف نشده است.
امام برادرش، محمّد حنفيّه را نزد خود فرا مى خواند و اين وصيّت نامه را به او مى دهد و از او مى خواهد تا در مدينه بماند و برنامه هاى امام را در آنجا پيگيرى كند، همچنين خبرهاى آنجا را نيز، به او برساند.
اكنون موقع حركت است، محمّد حنفيّه رو به برادر مى كند:
ــ اى حسين! تو همچون روح و جان من هستى و اطاعت امر تو بر من واجب است، امّا من نگران جان تو هستم. پس از تو مى خواهم كه به سوى مكّه بروى كه آنجا حرم امن الهى است.
ــ به خدا قسم! اگر هيچ پناهگاه امنى هم نداشته باشم، با يزيد بيعت نخواهم كرد.
اشك در چشمان محمّد حنفيّه حلقه زده است. او گريه مى كند و امام هم با ديدن گريه او اشك مى ريزد. آيا اين دو برادر دوباره همديگر را خواهند ديد؟
همه جوانان بنى هاشم و ياران امام آماده حركت هستند. زمان به سرعت مى گذرد. امام بايد سفرش را در دل شب آغاز كند. كاروان، آرام آرام به راه مى افتد.
نمى دانم چرا مدينه با خاندان پيامبر اين قدر نامهربان بود. تشييع پيكر مادرى پهلو شكسته در دل شب، اشك شبانه على(ع) كنار قبر همسر در دل شب، تيرباران پيكر امام حسن(ع). اكنون هم آغاز سفر حسين(ع) در دل شب!
خداحافظ اى مدينه! خداحافظ اى كوچه بنى هاشم!
<=====●○●○●○=====>
#هفتشهرعشق
#قیامامامحسینعلیهالسلام
#همراباکاروانازمدینهتاکربلا
#محرم
#امامحسینعلیهالسلام
#نهمینمسابقه
#نشر_حداکثری
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#کانال_کمال_بندگی
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
eitaa.com/joinchat/177012741Cffe22f43ef
4_5812339195401734693.mp3
13.08M
#زمینه
#حضرت_رقیه س😭😭
محمدرضا بذری
#سلامبرحسین
#محرم
#کانالدلنوشتهوحدیث
@delneveshte_hadis110
<====🍃🏴🏴🍃====>
#فرزندعلیعلیهالسلام
#صفحهپنجاهچهارم
#محمدهلال
* تاريخ: سال 1310 شمسى
تو در كاشان زندگى مى كنى، مدّت ها نزد استاد عبّاس كار مى كردى. او معمار بزرگ كاشى كارى است. گلدسته هاى محمّدهلال(ع)نياز به تعمير دارد. از او خواسته اند تا آن ها را تعمير كند. او نياز به كمك تو دارد و در جستجوى توست. كاشى كارى گلدسته كار هر كسى نيست و نياز به مهارت دارد.
صداى درِ خانه ات را مى شنوى، استاد به ديدن تو آمده است، او از تو مى خواهد كه فردا به كمكش بروى، ولى جواب تو منفى است. استاد تعجّب مى كند، تو پاى خود را به او نشان مى دهى، او كنار زانوى تو، زخم كهنه اى مى بيند، به او مى گويى كه مدّت طولانى است گرفتار اين بيمارى شده اى و شب ها هم از درد خوابت نمى برد.
استاد نگاهى به تو مى كند و مى گويد: "تو فردا بيا، من شفاى تو را از محمّدهلال(ع) مى گيرم".
آفتاب بالا آمده است و تو همراه استاد به سوى حرم محمّدهلال(ع)مى روى. وقتى به حرم مى رسيد با او به سمت ضريح مى روى. آن زمان، ضريح چوبى بود و درِ آن هم باز بود. استاد وارد ضريح مى شود، كنار مرقد آقا، مقدارى خاك به چشم مى آيد. استاد آن خاك را برمى دارد و بيرون مى آيد و آن را روى زخم پاى تو مى ريزد و روى آن را مى بندد...
بعد از سه روز، آن پارچه اى را كه استاد روى زخم بسته بود، باز مى كنى، باور نمى كنى، آن زخم خوب شده است. تعجّب مى كنى، استاد به تو گفته بود كه تو بيا و من شفاى تو را از محمّدهلال(ع)مى گيرم.
اكنون تو در بالاى داربست ايستاده اى و به استاد كمك مى كنى، مرتب، كاشى ها و ملاط را به بالاى داربست مى برى، هيچ كس نمى تواند باور كند كه تو همان كسى هستى كه سه روز قبل، آن زخم كهنه در پاى تو بود.
🏴🌹🏴🌹🏴🌹🏴🌹🏴
#فرزندعلیعلیهالسلام
#محمدهلال
#مرقدشریفکاشان
#سلامبرحسین
#نشرحداکثری
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#کانالدلنوشتهوحدیث
https://eitaa.com/joinchat/3848601639C18dab506c9
بابا کجایی که داره_۲۰۲۱_۰۸_۲۴_۱۳_۱۰_۲۶_۶۶۸.mp3
8.93M
•°🌱
بابا کجایی که داره دخترت میمیره
این زخمای پاهام داره جونمو میگیره
🎙کربلایی حمید علیمی
یا رقیه 😭😭
#اللهم_ارزقنا_کربلا_به_حق_الحسین_ع
#عشاق_الحسین_محب_الحسین_ع
#سلامبرحسین
#محرم
#کانالدلنوشتهوحدیث
@delneveshte_hadis110
<====🍃🏴🏴🍃====>
🤲بخوان دعای فرج🤲
🌹به یاد خیمه سبز🌹
❤️که آخرین گل سرخ❤️
از همه خبر دارد...
#محرم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#واحد_تولید
شبتون حسینی
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
┄┅─✵💝✵─┅┄
#بسم_الله_الرحمن_الرحیم
خدایا،
کمک کن دیرتر برنجم،
زودتر ببخشم،
کمتر قضاوت کنم
و بیشتر فرصت دهم ...
سلاااام
الهی به امیدتو
صبحتون بخیر💖
🌹💖🏴🏴🏴🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
خوابم، بیدارم کن
از عشق سرشارم کن
مثل خوبات آقا
خاص دربارم کن
شبای ابریمو مهتاب کن
منو خلاص از این مرداب کن
مثل شهیدای ارباب کن
#سلامبرحسین
#محرم
#کانالدلنوشتهوحدیث
@delneveshte_hadis110
<====🍃🏴🏴🍃====>
#فرزندعلیعلیهالسلام
#صفحهپنجاهپنجم
#محمدهلال
* تاريخ: سال 1320 شمسى
نگاهى به دخترت مى كنى، دلت سراسر غم و اندوه مى شود، دختر تو نمى تواند راه برود، پاهاى او بسيار ناتوان است، او هميشه زمين گير است، وقتى به بچه هاى ديگر نگاه مى كند كه بازى مى كنند و مى دوند، همه وجودش حسرت مى شود. تو گاهى او را در بغل مى گيرى و بيرون از خانه مى برى.
امروز تو دخترت را در آغوش گرفتى، در ميان راه، يكى از همسايه ها تو را مى بيند و به تو حرفى مى زند كه دل تو را مى سوزاند، او مى گويد: "حالا كه اين دختر كوچك است مى توانى او را بغل كنى، وقتى كه بزرگ شود چه خواهى كرد؟".
تو بغض مى كنى و چيزى نمى گويى، به خانه كه مى رسى، اشك از چشمت جارى مى شود، صداى گريه ات بلند مى شود، تو شنيده اى كه محمّدهلال(ع)نزد خدا آبرو دارد و اگر به او توّسل بجويى خدا حاجت تو را مى دهد، نذر مى كنى كه اگر دخترت شفا بگيرد، روز 21 رمضان كه فرا برسد همراه با مردم كاشان، دخترت را با پاى پياده به زيارت محمّدهلال(ع) ببرى.
چند ماه مى گذرد، نماز صبح را در مسجد مى خوانى، دست دخترت را مى گيرى و با پاى پياده به سوى حرم محمّدهلال(ع) حركت مى كنيد، دخترت ديگر در آغوش تو نيست، او با پاى خودش راه مى رود. روز رمضان است و شما همراه سيل جمعيّت به سوى حرم آقا مى رويد.
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
#فرزندعلیعلیهالسلام
#محمدهلال
#مرقدشریفکاشان
#سلامبرحسین
#نشرحداکثری
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#کانالدلنوشتهوحدیث
https://eitaa.com/joinchat/3848601639C18dab506c9
🍃🌼🍃
❣امام صادق(ع):
بدهی خود را کم کنید!
كه كم قرض داشتن،عمر را زياد مى كند
《خَفِّفُواالدَّيْنَ،فَإِنَّ فِي خِفَّةِ الدَّيْن زِيَادَةُ الْعُمُر》
📚الأمالي(للطوسي)،ص667
#سلامبرحسین
#محرم
#کانالدلنوشتهوحدیث
@delneveshte_hadis110
<====🍃🏴🏴🍃====>
4_5996633068092262422.mp3
2.22M
🎶 همین ڪہ داࢪمت...
⏯ #شور
🎤 #مجید_رضانژاد
#سلامبرحسین
#محرم
#کانالدلنوشتهوحدیث
@delneveshte_hadis110
<====🍃🏴🏴🍃====>
هدایت شده از ❣کمال بندگی❣
#هفتشهرعشق
#نهمینمسابقه
#صفحهپانزدهم
حتماً مى دانى كه هر كس بخواهد به مكّه برود، بايد اعمال "عُمره" را به جا آورد. آرى، شرط زيارت خانه خدا اين است كه لباس هاى دنيوى را از تن بيرون آورى و لباس سفيد احرام بر تن كنى تا بتوانى به سوى خدا بروى. اين كار در بين راه مكّه و مدينه، در مسجد شجره انجام مى شود.
كاروان شهادت در مسجد شجره توقّف كوتاهى مى كند و همه كاروانيان، لباس احرام بر تن مى كنند و "لَبَّيك اللهمّ لَبَّيك" مى گويند.
عجب حال و هوايى است. از هر طرف صداى "لَبَيّك" به گوش مى رسد: "به سوى تو مى آيم اى خداى مهربان!".
نگاه كن، همه جوانان دور امام حسين(ع) حلقه زده اند، من و تو اگر بخواهيم همراه اين كاروان برويم بايد لباس احرام بر تن كنيم و لبيك بگوييم.
خواننده خوبم! فرصت زيادى ندارى، زود آماده شو، چرا كه اين كاروان به زودى حركت مى كند.
نماز جماعت صبح برپا مى شود. همه نماز مى خوانند و بعد از آن آماده حركت مى شوند.
بانويى از مسجد بيرون مى آيد. عبّاس، على اكبر و بقيّه جوانان، دور او حلقه مى زنند و با احترام او را به سوى كجاوه مى برند.
او زينب(س) است، دختر على و فاطمه(ع).
كاروان وارد جادّه اصلى مدينهـ مكّه مى شود و به سوى شهر خدا مى رود. بعضى از ياران امام، به حضرت پيشنهاد مى دهند كه از راه فرعى به سوى مكّه برويم تا اگر نيروهاى امير مدينه به دنبال ما بيايند نتوانند ما را پيدا كنند، ولى امام در همان راه اصلى به سفر خود ادامه مى دهد.
از طرف ديگر امير مدينه خبردار مى شود كه امام حسين(ع) از مدينه خارج شده است. او خدا را شكر مى كند كه او را از فتنه بزرگى نجات داده است. او ديگر سربازانش را براى برگرداندن امام نمى فرستد.
جاسوسان به يزيد خبر مى دهند كه امير مدينه در كشتن حسين كوتاهى نموده و در واقع با سياست مسالمت آميز خود، زمينه خروج او را از مدينه فراهم نموده است.
وقتى اين خبر به يزيد مى رسد بى درنگ دستور بر كنارى امير مدينه را صادر مى كند، ولى كار از كار گذشته است و اكنون ديگر كشتن امام حسين(ع) كار ساده اى نيست.
امام در نزديكى هاى مكّه است. اين شهر نزد همه مسلمانان احترام دارد و ديگر نمى توان به اين سادگى، نقشه قتل امام را اجرا نمود. مكّه شهر امن خداست و تا به حال كسى جرأت نكرده است به حريم اين شهر جسارت كند، امّا آيا او در اين شهر در آرامش خواهد بود؟
<=====●○●○●○=====>
#هفتشهرعشق
#قیامامامحسینعلیهالسلام
#همراباکاروانازمدینهتاکربلا
#محرم
#امامحسینعلیهالسلام
#نهمینمسابقه
#نشر_حداکثری
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#کانال_کمال_بندگی
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
eitaa.com/joinchat/177012741Cffe22f43ef
کانال امام حسین (_۲۰۲۱_۰۸_۲۵_۱۲_۳۷_۲۳_۳۴۱.mp3
6.91M
•°🌱
یـــابـــن الشبیب
جـــــــد مـــــا را
سوار ها کشتند!
🎙 محمد حسین پویانفر
#اللهم_ارزقنا_کربلا_به_حق_الحسین_ع
#عشاق_الحسین_محب_الحسین_ع
#سلامبرحسین
#محرم
#کانالدلنوشتهوحدیث
@delneveshte_hadis110
<====🍃🏴🏴🍃====>
•°🌱
پرسشی بد نگران کرده
منِ مجنون را
اربعین کربُبلا
هک شده درتقدیرم؟😭
#اللهمارزقنیاربعین
#اللهم_ارزقنا_کربلا_به_حق_الحسین_ع
#عشاق_الحسین_محب_الحسین_ع
#سلامبرحسین
#محرم
#کانالدلنوشتهوحدیث
@delneveshte_hadis110
<====🍃🏴🏴🍃====>
CQACAgQAAx0CRkUDywACDLFgOrrp4m4u0tswRpF6IOvoIVFY6gACuQcAAvhjIVOpembaq0oFxh4E.mp3
7.61M
🎼روزای دوری از حرم
🎤حاج حسین_سیب سرخی
#شور
#اللهم_الرزقنا_ڪربلا 💔
#اللهم_ارزقنا_کربلا_به_حق_الحسین_ع
#عشاق_الحسین_محب_الحسین_ع
#سلامبرحسین
#محرم
#کانالدلنوشتهوحدیث
@delneveshte_hadis110
<====🍃🏴🏴🍃====>
▪️▪️✨
▪️▪️✨▪️▪️✨▪️
▪️✨▪️
✨
#زبان
آیت الله جاودان حفظه الله به نقل از علامه طباطبایی رحمه الله:
من سرم را ضمانت میکنم که کسی دهانش را ببندد، به حکمت میرسد. کسی که به حکمت برسد، به محبت خداوند خواهد رسید. ما اصلا نمیتوانیم این محبت را تصور کنیم و اگر یک سر سوزن از آن را بچشیم به خاطر آن از دنیا و آخرت میگذریم. آن موقع است که اگر درب بهشت را باز کنند و بگویند برو در بهشت، نگاه به بهشت نمیکند!
🍁أمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ 🍁
#سلامبرحسین
#محرم
#کانالدلنوشتهوحدیث
@delneveshte_hadis110
<====🍃🏴🏴🍃====>
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
☝️ثواب سلام به امام حسین ..
🎙#استادمسعودعـــالے
#سلامبرحسین
#محرم
#کانالدلنوشتهوحدیث
@delneveshte_hadis110
<====🍃🏴🏴🍃====>
آیت الله فاطمی نیا :اگر میخواهی تمامی درهای خیر را به رویت باز کنی ، متواضع باش. تکبر،درهای خیر را به روی انسان می بندد.
#سلامبرحسین
#محرم
#کانالدلنوشتهوحدیث
@delneveshte_hadis110
<====🍃🏴🏴🍃====>