اللّٰهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ، راضِيَةً بِقَضائِكَ
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلاَءَ،اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِي كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ
.
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
هیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایه هیچ.....
اصلش هم همینه
آدم باید به این برسه که هیچی نیست....
بعد از هیچی بودن لذت ببره
خدایا میشه منم لب تشنه شهيد بشم....
میشه منم مثل مادرت گمنام بشم...
عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است
دادن سر نه عجب داشتن سر عجب است
بمون برای من امام حسین....
هیشکی رو نیار بجای من حسین....
#حسین_ستوده
برای دلخوشی ام سربندی را بالای مزارت گره زدم
مادربزرگت همان لحظه برایم دعاکرد "ایشالا حاجت روا شی"
و من ان شاء اللهی توام با ذوقی را در جواب گفتم
کاش همه برایم دعا کنند حاجت روا شوم🥲❤️🩹
https://eitaa.com/deltir
لالایی شبانه...
چند متری دورتر از مزارت نشستهام؛ همانجا که در خواب به دیدنت آمدم
و غرق در خاطراتی شدهام که چندیست با من همراه هستند.
امروز سه بار نوای «آل یس» را شنیدم و گاه با آن خواندم — برایم لحظاتی ناز و معنوی تداعی شد؛
لحظههای لالاییهایمان برای علیرضا؛
لالاییهایی از جنس امام زمان.
در همان ساعاتی که شب از فرط خستگی به خواب میرفت، پسرم — این پرندۀ شببیدار — چشمانش را به روی هستی باز نگه میداشت، مبادا لحظهای از بودنَت را از دست بدهد.
او میدانست باید از وجودت بهره ببرد، ولی من در خواب غفلت بودم.
در آن ساعات، یکییک دانه وجودمان را بر پتو میگذاشتیم و دو طرفش را میگرفتیم و گهوارهای برایش میساختیم از جنس مهر پدر و مادر؛ و آوایی دلنشین میشد، لالاییای که فضای خانه را از نام و یادِ آقا مالامال میکرد:
«سلام علی آل یس...»
حالا دلم از دنیا شکسته است؛
از عذابی که بر جانم میریزد.
این شبها، در بیخوابیهای علیرضا، چه کسی دست به تسبیح برداشته و به امیرالمؤمنین متوسل میشود تا آرامشگرِ دلش باشد؟
من باز هم میتوانم برایش صوت «آل یس» بگذارم،
اما تو… آیا میتوانی گهوارۀ پر مهرمان را باز هم بسازی؟
حالا که پسرمان، به جای آن که روی سینۀ پدر آرام بگیرد، بر تودۀ خاکی تکیه زده و به جای صورتت، عکست را میبوسد —
آیا کسی هست که او را در بغل گیرد و مانند تو، ببویدش و ببوسد؟
از دنیا گلهدارم —
به بیوفایی و پوچیاش پی بردهام.
اما از تو — که به مصاف مرگ نرفتی و در زمرۀ شاهدان نشستهای — خواهشی دارم:
حواست به علیرضایِ بابا باشد؛ ویژه و همیشه...
https://eitaa.com/deltir
"اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ"