دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز اول چله دعای توسل به نیت شهید محمد ثقفی ✅
شهید پاسدار محمد ثقفی
متولد: 18بهمن1377 - شهرضا
شهادت: در 31 خرداد 1404 توسط رژیم منحوس اسرائیل به مجروحیت رسید و پس از 78 روز که در کما به سر میبرد در شامگاه 14 شهریور به مقام شهادت نائل آمد
یاد و خاطره این سرباز فداکار اسلام و وطن، همیشه در قلبها زنده و جاویدان است.
روحش شاد و یادش گرامی.
https://eitaa.com/deltir
انتظار فرج در شخصیت شیخ رجبعلی خیاط
#کتاب
کیمیای محبت
https://eitaa.com/deltir
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز اول چله دعای توسل به نیت شهید محمد ثقفی ✅
روز دوم چله دعای توسل به نیت شهید امیر حسین براتی✅
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز دوم چله دعای توسل به نیت شهید امیر حسین براتی✅
شهید امیرحسین براتی
متولد ۸۰.۱.۱۵
شهادت ۱۴۰۴.۳.۲۷
تازه داماد دهه هشتادی، فرزند اول خانواده که ماه عسلش را فدای وطن کرد💔🥺..
فقط چهار ماه از عشق زمینیاش میگذشت که عاشقانه پر کشید🌿🕊...
او راهی بهشت شد، برای ماه عسل جاودانه..
⚜لینککانال:
┄•https://eitaa.com/shahid_amirhosseinbarati_ahb
https://eitaa.com/deltir
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
🥺❤️ https://eitaa.com/deltir
نوای سبزِ تنها
یادم میآید، در ایام کودکی، جفتی مرغ عشق داشتیم. دنیا، که با عشقشان سر ستیز داشت، مادرجوجه هارا برد. خوب به خاطر دارم که آبی بود؛ رنگی از آسمان در قفس کوچک ما.
و پس از آن، جفت سبزرنگش، تا واپسین دم، در گوشهای از قفس کز کرد. آنقدر در سکوت غصه خورد تا یک روز صبح، که از خواب برخاستم، نفسش بریده بود. گویی دل سبزش، تنها آبی محبوبش را میخواست. شاید هر بار که آوازی غمگین سر میداد، خدا را التماس میکرد که او را به جفت دلبندش ملحق کند.
اکنون، من همان سبزِ غمگینم و تو آن آبی محبوب.
آبی محبوبی که رفتی و خانه عشقمان، یکسره ویران شد.
در گوشهای کز کردهام و نجوای محزونم "تویی..."
من همان جفت سبز رنگی هستم که از آغاز میدانستم دنیا قفسی بیش نیست، اما بودن تو، تحمل میلههایش را آسان ساخته بود.
و اکنون، در فقدان تو، چون پرندهای، خود را به میلههای این قفس میکوبم؛ شاید که آزادی، چون رحمتی ناگهان، بر من نازل شود
و پرواز کنم...
نه به سوی تو...
که تو خود بهانهای بیش نیستی...
بهانهای زیبا و دوستداشتنی...
بهانهای که دلتنگش میشوم...
اما حقیقت، چیز دیگری است.
حقیقت، پناه بردن به سایهی حق است...
رها شدن از همهی قفسها...
رها شدنی که پایانش سعادت باشد...
که در پایان این شکستن و رستن،
پرندهی وجود از این قفس برهد...
و به دامنههای سبز عالم پرواز کند...
نه آنکه در پهنهی آتش بسوزد و نابود شود.
https://eitaa.com/deltir
زیبایی این قصه از آغاز تو بودی
من خاک نشین بودم و پرواز تو بودی
🥲💔
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز دوم چله دعای توسل به نیت شهید امیر حسین براتی✅
روز سوم چله دعای توسل به نیت شهید سعید یونسی✅
شادی ارواح طیبه شهدا بالاخص شهید عزیز محمد ثقفی فاتحه ای قرائت بفرمایید 🙏🥺❤️
https://eitaa.com/deltir
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
شادی ارواح طیبه شهدا بالاخص شهید عزیز محمد ثقفی فاتحه ای قرائت بفرمایید 🙏🥺❤️ https://eitaa.com/del
جمعهها با املتهای محمدپز آغاز میشد و با سر زدن به خانوادههایمان ادامه مییافت.
گاهی خانهٔ مادرت،
گاهی خانهٔ مادرم،
گاهی هر دو.
شادی و غم درهم میآمیخت، اما مهم این بود که تو بودی؛
محمد خوشذوقی که کنارش روز را به شب میرساندم و تمام هفته در انتظار جمعهای میماندم که از صبح تا شب با هم بودیم.
اما دنیا وفا نکرد.
جمعهای آمد و تو املتهایت را نپختی.
جمعهای آمد و تو به سر کار رفتی.
چند ساعت بعد، حدود ساعت هشت یا نه صبح، با من تماس گرفتی.
«فاطمه، اسرائیل زده... سردارها رو شهید کرده... سلامی و باقری و...»
تندتند اخبار را میگفتی و دنیا دور سرم میچرخید.
شب قبل زود خوابیده بودیم و اخبار را ندیده بودیم؛ خواب غفلتی که کاش بیپایان بود.
ایران،
جنگ،
اسرائیل،
شهادت...
کلماتی که تنها چند حرف نبودند؛ ابعادشان به اندازهٔ خبری بود که دنیا را در بر گرفت.
آن روزها گذشت و من فهمیدم دوازده روز زمان کمی نیست.
یک ساعت از آن میتواند آنقدر طولانی باشد که عزیزی را از خانوادهای بگیرد و روز روشن را به شبی تار بدل کند؛ شبی که تا ابد ادامه یابد.
فهمیدم میتوان در دقایقی گیر افتاد و هرگز از آن رها نشد.
فهمیدم دوازده روز، زمان بسیار درازی است.
و اما حالا...
روزها با غمی در دل و لبخندی بر لب میگذرد
و وای از شبها؛
شبهایی که صبح نمیشوند.
میان خوابهای پریشان، هزار بار بیدار میشوم و هر بار ملتمسانه از خدا میخواهم رویای تو را ببینم.
جمعهها پشت سر هم میآیند و میروند و گاهی ما کنار مزارت جمع میشویم و به یاد جمعههای بودنت اشک میریزیم.
دنیا چون اسبی تیزپا میتازد و روز و شب را به پایان میرساند.
و چه دردی بالاتر از این که اسب تیزپای عمر من، هرچه میدود، به تو نمیرسد.
خواستم بگویم:
محمد عزیزم، دلتنگم.
دلتنگیای که پهنایش به اندازهٔ ۱۶۶ روز نیست،
شاید به اندازهٔ ۱۶۶ قرن است.
و هیچ چیز آرامم نمیکند، جز وعدهٔ وصال...
https://eitaa.com/deltir
دلتیر
( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز سوم چله دعای توسل به نیت شهید سعید یونسی✅
روز چهارم چله دعای توسل به نیت شهید علی اصغر صفری ✅