eitaa logo
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
1.7هزار دنبال‌کننده
383 عکس
141 ویدیو
15 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج🌱 دلتیر:"دل"+"تیر"برای دردی که مثل تیرِخاموش فرومیرود ماومجنون‌همسفربودیم‌دردشت‌جنون اوبه‌منزل‌هارسیدوماهنوزآواره‌ایم شهیدمحمدثقفی ولادت:١٨بهمن١٣٧٧ مجروحیت:٣١خرداد١۴٠۴توسط اسرائیل شهادت:١۴شهریور١۴٠۴ ادمین: @Fatemehsadat_Hosseini
مشاهده در ایتا
دانلود
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
🥺❤️ https://eitaa.com/deltir
نوای سبزِ تنها یادم می‌آید، در ایام کودکی، جفتی مرغ عشق داشتیم. دنیا، که با عشقشان سر ستیز داشت، مادرجوجه هارا برد. خوب به خاطر دارم که آبی بود؛ رنگی از آسمان در قفس کوچک ما. و پس از آن، جفت سبزرنگش، تا واپسین دم، در گوشه‌ای از قفس کز کرد. آن‌قدر در سکوت غصه خورد تا یک روز صبح، که از خواب برخاستم، نفسش بریده بود. گویی دل سبزش، تنها آبی محبوبش را می‌خواست. شاید هر بار که آوازی غمگین سر می‌داد، خدا را التماس می‌کرد که او را به جفت دلبندش ملحق کند. اکنون، من همان سبزِ غمگینم و تو آن آبی محبوب. آبی محبوبی که رفتی و خانه عشقمان، یک‌سره ویران شد. در گوشه‌ای کز کرده‌ام و نجوای محزونم "تویی..." من همان جفت سبز رنگی هستم که از آغاز می‌دانستم دنیا قفسی بیش نیست، اما بودن تو، تحمل میله‌هایش را آسان ساخته بود. و اکنون، در فقدان تو، چون پرنده‌ای، خود را به میله‌های این قفس می‌کوبم؛ شاید که آزادی، چون رحمتی ناگهان، بر من نازل شود و پرواز کنم... نه به سوی تو... که تو خود بهانه‌ای بیش نیستی... بهانه‌ای زیبا و دوست‌داشتنی... بهانه‌ای که دلتنگش می‌شوم... اما حقیقت، چیز دیگری است. حقیقت، پناه بردن به سایه‌ی حق است... رها شدن از همه‌ی قفس‌ها... رها شدنی که پایانش سعادت باشد... که در پایان این شکستن و رستن، پرنده‌ی وجود از این قفس برهد... و به دامنه‌های سبز عالم پرواز کند... نه آنکه در پهنه‌ی آتش بسوزد و نابود شود. https://eitaa.com/deltir
زیبایی این قصه از آغاز تو بودی من خاک نشین بودم و پرواز تو بودی 🥲💔
شادی ارواح طیبه شهدا بالاخص شهید عزیز محمد ثقفی فاتحه ای قرائت بفرمایید 🙏🥺❤️ https://eitaa.com/deltir
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
شادی ارواح طیبه شهدا بالاخص شهید عزیز محمد ثقفی فاتحه ای قرائت بفرمایید 🙏🥺❤️ https://eitaa.com/del
جمعه‌ها با املت‌های محمدپز آغاز می‌شد و با سر زدن به خانواده‌هایمان ادامه می‌یافت. گاهی خانهٔ مادرت، گاهی خانهٔ مادرم، گاهی هر دو. شادی و غم درهم می‌آمیخت، اما مهم این بود که تو بودی؛ محمد خوش‌ذوقی که کنارش روز را به شب می‌رساندم و تمام هفته در انتظار جمعه‌ای می‌ماندم که از صبح تا شب با هم بودیم. اما دنیا وفا نکرد. جمعه‌ای آمد و تو املت‌هایت را نپختی. جمعه‌ای آمد و تو به سر کار رفتی. چند ساعت بعد، حدود ساعت هشت یا نه صبح، با من تماس گرفتی. «فاطمه، اسرائیل زده... سردارها رو شهید کرده... سلامی و باقری و...» تندتند اخبار را می‌گفتی و دنیا دور سرم میچرخید. شب قبل زود خوابیده بودیم و اخبار را ندیده بودیم؛ خواب غفلتی که کاش بی‌پایان بود. ایران، جنگ، اسرائیل، شهادت... کلماتی که تنها چند حرف نبودند؛ ابعادشان به اندازهٔ خبری بود که دنیا را در بر گرفت. آن روزها گذشت و من فهمیدم دوازده روز زمان کمی نیست. یک ساعت از آن می‌تواند آن‌قدر طولانی باشد که عزیزی را از خانواده‌ای بگیرد و روز روشن را به شبی تار بدل کند؛ شبی که تا ابد ادامه یابد. فهمیدم می‌توان در دقایقی گیر افتاد و هرگز از آن رها نشد. فهمیدم دوازده روز، زمان بسیار درازی است. و اما حالا... روزها با غمی در دل و لبخندی بر لب می‌گذرد و وای از شب‌ها؛ شب‌هایی که صبح نمی‌شوند. میان خواب‌های پریشان، هزار بار بیدار می‌شوم و هر بار ملتمسانه از خدا می‌خواهم رویای تو را ببینم. جمعه‌ها پشت سر هم می‌آیند و می‌روند و گاهی ما کنار مزارت جمع می‌شویم و به یاد جمعه‌های بودنت اشک می‌ریزیم. دنیا چون اسبی تیزپا می‌تازد و روز و شب را به پایان می‌رساند. و چه دردی بالاتر از این که اسب تیزپای عمر من، هرچه می‌دود، به تو نمی‌رسد. خواستم بگویم: محمد عزیزم، دلتنگم. دلتنگی‌ای که پهنایش به اندازهٔ ۱۶۶ روز نیست، شاید به اندازهٔ ۱۶۶ قرن است. و هیچ چیز آرامم نمی‌کند، جز وعدهٔ وصال... https://eitaa.com/deltir
دلتیر ( رسانه رسمی شهید محمد ثقفی)
روز چهارم چله دعای توسل به نیت شهید علی اصغر صفری ✅
🌟 مرور زندگی پاسدار آسمانی، شهید علی اصغر صفری 🌟 🔹 تولد و ریشه‌ها (از نبوغ تا تعهد) شهید والامقام، علی اصغر صفری، در ۱۱ اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۴ شمسی، در قلب اصفهان، شهر ولایت‌مدار و شهیدپرور، دیده به جهان گشود. او مسیر پر افتخار تحصیل را از دبستان "تشیع یک" آغاز کرد و نبوغ خود را با قبولی و فارغ‌التحصیلی از مدرسه‌ی مهندس جعفر شکرانی به اثبات رساند. 🔸 مسیر تخصص و جهاد (لباس سبز حراست) شهید صفری برای تکمیل دانش فنی خود، در هنرستان مدرس و سپس در دانشگاه فنی و حرفه‌ای گلپایگان به تحصیل پرداخت. این مسیر علمی و تخصصی در نهایت به ماموریتی مقدس پیوند خورد و ایشان با افتخار به استخدام نیروی هوا فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اصفهان درآمد و لباس سبز حراست از آسمان میهن را بر تن کرد. 🔹 پیمان آسمانی در مسیر تکمیل حیات معنوی، شهید صفری در تاریخ دوم مهرماه سال ۱۳۸۸، پیوندی آسمانی برقرار ساخت و بنیان یک خانواده مؤمن و انقلابی را در فصلی مبارک از زندگی خود بنا نهاد. 🔸 پرواز ابدی (اوج کمال) و سرانجام، پس از سال‌ها مجاهدت خالصانه در کسوت پاسداری، در کوران "جنگ تحمیلی دوازده روزه" در برابر حمله‌ی وحشیانه رژیم ددمنش صهیونیستی، به اوج کمال رسید. در روز ۳۱ خرداد ماه، روح بلند و مطهرش به ملکوت اعلی پر کشید و به جمع یاران شهیدش پیوست. 🔹 بازگشت به معراج پیکر پاک این پاسدار رشید اسلام، در تاریخ سوم تیرماه، بر دوش امت حزب‌الله تشییع شد و در جوار دیگر ستارگان درخشان اصفهان، در گلستان شهدی این شهر به آرامش ابدی رسید. [لینک کانال] https://eitaa.com/shahidsafari
کودکی وپستی جوانی و مستی پیری و سستی پس کی خدا پرستی؟! https://eitaa.com/deltir
امشب تمام حوصله ام خیس گریه است باران مرا گرفته در آغوش و ... نیستی... https://eitaa.com/deltir
هر علتی همه هویت خود را به معلول نمیبخشد....
Picsart_25-11-29_10-54-19-305.png
حجم: 1.7M
سردار شهید حاج قاسم سلیمانی: «ما نباید راه نور را ببندیم، ما نباید پرده‌ها را بکشیم. باید باز کنیم این نور بتابد به داخل خانه‌های ما. این حس متعلق به شهید نباید در یک مجموعه مختصری و مشخصی به عنوان خانواده شهید بماند. هر ایرانی باید در خانه خودش یک عکس شهید داشته باشد.» به پاس این ندای آسمانی، تصویر را مناسب برای چاپ تقدیم میکنیم. https://eitaa.com/deltir