یه چیز بامزه
رفتن برای آش صدکیلو سبزی بخرن فروشنده پرسیده رستورانید؟ گفتن نه خیریه ایم. واسه شهدای خدمت موکب زدیم.
گفته پس پول نمی گیرم. ولی اگه می شه یه جاش هم اسم شهید نواب صفوی رو بیارید!🥲😅
حالا چرا شهید نواب صفوی؟😬😁
ولی دمش گرم!
صدکیلو سبزی چنده؟
خوش به حالش که دل بزرگی داشته.
الهی که شهید نواب همکاری کنه حاجتاش برآورده بشه!🤪
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
تو حتی خاطراتی که من فراموش کرده ام را هم یادت هست!😍🌸🌸
#آیه_نوش
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایستگاه صلواتی ای که به کمک هم برپا کردیم. 😊
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
شما بودید جرات می کردید دست بندازید مار رو بگیرید؟
#توکل_چیزی_شبیه_همان_لحظه_است
ظاهرش اینه که انگار می خوایم ماری زنده و در حرکت رو دست بگیریم. اما اگه توکل کرده باشیم به سخن و وعده ی پرورگار خیالمون راحته که آسیبی بهمون نمی رسه.
#آیه_نوش
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
همیشه می دوید و عجله داشت.
گاهی دیسک کمر امانش را می برید .
زانوهایش هم درد می کرد.
دکتر برای زانوهایش هفته ای سه بار استخر تجویز کرده بود.
برای دیسکش، عمل.
نه وقت استخر داشت، نه وقت عمل.
دیر شده بود.
باید به مردم می رسید.
مردمی که او را امام همه روزهای هفته شان می دانستند.
تا پیوستن به کلوپ شصت و سه ساله ها یکی دو سال بیشتر وقت نبود.
فردا رئیس جمهور می آمد استان شان و می رفت آن طرف کوه ها سدی را افتتاح کند.
به همراهانش گفت: زانوی سوار شدن به هلی کوپتر را ندارد. کمرش هم دوباره گرفته و درد می کند.
استاندار زنگ زد. «حاج آقا؟ شنیدم نمی یای. نکنه شایع کنند که من و شما با هم مشکلی داریم؟»
مکث کرده بود. شایعه اختلاف استاندار و امام جمعه به صلاح استان نبود.
گفته بود استخاره می گیرد.
کسی نفهمید جواب استخاره را.
ولی هرچه بود کمر و زانو را التماس کرده بود که قدری بیشتر دوام بیاورند و دم نزنند.
وقت تنگ بود.
افتتاح سد تمام شد.
استاندار لبخند زد.
محافظینش با ماشین آمده بودند.
گفتند هلی کوپتر برای کمر شما ضرر دارد. بنشینید با ماشین برتان گردانیم.
گفت: نه از آداب میزبانی دور است. با مهمان آمده ام و با او هم باید برگردم.
با مهمان آمده بود. با او هم پرواز کرد. هیچ شایعه ای هم به وجود نیامد.
مردمش ساعت ها توی کوه ها دنبالش گشتند.
حاج آقا هارداسان؟
هنوز یک سال تا ۶۳ سالگی اش مانده بود. مثل همیشه عجله کرد.
#یک_تصمیم_یک_سرنوشت
#حاج_آقا_آل_هاشم
#امام_همه_روزهای_هفته
#به_خاطر_مردم
#به_خاطر_مهمان
#پس_خودت_چی؟
#حالا_نه_نیاز_به_استخر_داری_نه_عمل
#نه_نیاز_به_زانو_داری_نه_کمر
#نزد_پروردگارت_روزی_می_خوری
#بی_عجله_بی_شتاب
#آرامش_ابدی_در_عین_زنده_بودن
#عاقبت_به_خیری
#شهادت
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
دیمزن
چند روز دیگر یا چند ماه دیگر یا فوقش چند سال دیگر آن میز و عکس و لاله های سبز را برمی دارند و تو می
این متن رو برای چهلم شهید رئیسی نوشته بودم. امروز هم خواندنیست.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
همیشه لازم نیست برای کم شدن مشکلات و مسئولیت ها دعا کنیم، می توانیم گاهی برای بیشتر شدن ظرفیت خودمان هم دعا کنیم.
#آیه_نوش
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
بابام گزارش ایستگاه صلواتی رو فرستاده و سپرده که از همه تون تشکر کنم.
ممنون که آبروداری کردید😉😅🤪
هدایت شده از بنیاد بین المللی خیریه آبشار عاطفه ها- تبریز
98.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اللهم عجل لولیک الفرج
#بنیاد_بین_المللی_خیریه_آبشار_عاطفه_ها
#منطقه_۴_آقا_موسی_بن_جعفر_علیه_السلام
#امور_شعب_آذربایجان_شرقی
#شعبه_تبریز
♠️ ایستگاه صلواتی به مناسبت اولین سالگرد شهدای خدمت با توزیع آش و چای توسط بنیاد بین المللی خیریه آبشار عاطفه ها - شعبه تبریز ، دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴.
🙏 با تقدیر و تشکر از تمام عزیزانی که در این مراسم یاریمان کردند و یاد آن عزیزان را گرامی داشتند.
@abshart1395
رفتار پیشنهادی خدا در مواجهه با کسی که اخلاق وحشتناکش رو می شه ندیده حدس زد.🤪
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
مسجد ما رفته پیشواز😅
یه سخنرانی و مداحی کوتاه
بعد نماز عشا
به اسم شهدای خرمشهر
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan