eitaa logo
دیمزن
5.1هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
883 ویدیو
27 فایل
دنیای یک مادر زائر نویسنده
مشاهده در ایتا
دانلود
آن روی دیگر آقای لاریجانی این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود:‌ «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...»‌ همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.» دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «‌علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند. اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت. من مطمئنم یک آه این زن می تواند اسرائیل را از ریشه بخشکاند. ✍️فائضه غفارحدادی دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan 💬 نظرات
از مردم به سیدمجید موسوی: خیابان فتح شد! دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan 💬 نظرات
خداحافظ آقای جنتلمن... امروز توی مترو با یک خانم بی حجاب کنار هم نشسته بودیم. پرسید: چه خبره مترو شلوغه؟ گفتم تشییع شهدای ناو و شهید لاریجانیه. با اسم شهدای ناو همذات پنداری کرد ولی سر اسم لاریجانی یک جوری نگاه کرد. به نظر می رسید از سیاستمردان حس خوبی ندارد. شروع کردم همان دیدارم از خانه آقای لاریجانی رو براش تعریف کردم. با هرکدامشان تعجب می کرد و تحت تاثیر قرار می گرفت. ولی آخرش گفت: آره خب اونا هم آدمند! می تونن تو زندگی شخصی شون همسر و پدر خوبی باشن! منافاتی نداره با شغل سیاسی شون.😬😐 دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan 💬 نظرات
‼️‼️ماجرای تنظیم پیام شهادت علی لاریجانی توسط خود او 🔹دستیار رسانه‌ای علی لاریجانی نوشت: «ماه‌های آخر، پاهایش روی زمین نبود؛ واقعاً آسمانی شده بود. خیلی نگرانش بودیم. در دلم می‌گفتم حتماً شهید می‌شود. با خودم گفتم بگذار یک سؤال برای روز مبادا بپرسم. روی متن‌هایش خیلی حساس بود؛ معمار کلمات بود. دقتی که روی متن‌هایش داشت، عجیب بود. 🔹 از او پرسیدم: «دکتر، اگر شهید شدید، متن را با چه شروع کنم؟» لبخند معروفش را زد و گفت: «بنویس: "بنده‌ی خدا، به خدا پیوست."» دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan 💬 نظرات
هدایت شده از بغض قلم
برای تهیه‌‌ی گلاب دو‌آتشه، تمام گل‌ها را توی دیگ پرپر می‌کنند. آن وقت از تقطیر عطر مجموع آن گل‌ها، عطری ماندگار خلق می‌شود. این شب‌ها، انقلاب بهترین گل‌هایش را برای رسیدن به گلاب ظهور در دیگ آخرالزمان ریخته. پر پر شدن گل‌ها، اگر به گلاب آخر نگاه کنی نه تنها سخت نیست، شیرین است. 🆔 https://eitaa.com/bibliophil 🆔 https://ble.ir/bibliophils
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انگار شهید بهشتی برای این روزهای ما سخن گفته... دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan 💬 نظرات
. ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا حضرت موسی هم هنگام استیصال خدا را خواند و دعا کرد.. ما روی دعا چقدر حساب میکنیم؟ https://ble.ir/ayenooshgah 💬 نظرات
. ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا دعا انسان را به خدا نزدیک می‌کند؛ معارف را در دل انسان ماندگار و مؤثّر می‌کند؛ ایمان را قوی می‌کند؛ علاوه بر این‌که مضمون دعا - که خواستن از خداست - ان‌شاءاللَّه مستجاب می‌شود و خواسته‌ی انسان برآورده می‌گردد؛ یعنی دعا از چند سو دارای برکات بزرگ است. لذاست که در قرآن کریم، بارها در باب دعا و دعایی که بندگان صالح خدا کرده‌اند، سخن گفته شده است. همه اینها برای آن است که به ما درس داده شود. انبیای الهی در مواقع سختی دعا می‌کردند و از خدای متعال کمک می‌خواستند: «فدعا ربه انّی مغلوب فانتصر»(۱) که از قول حضرت نوح علیه‌السّلام نقل شده است. یا از قول حضرت موسی علیه‌السّلام نقل شده است: «فدعا ربه ان هؤلاء قوم مجرمون»(۲). موسی به خدا شکایت کرد و به او پناه برد. بیانات آقا در خطبه‌های نمازجمعه‌؛ ۱۳۷۷/۱۰/۴ . 💬 نظرات
پرچم مخصوص بچه ها😊 امروز یکی یه ماشین از اینا آورده بود می فروخت👌 البته هنوز مونده که مثل تبریز چرخ لبویی ها اینجا رو پیدا کنند😅 دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan 💬 نظرات
هدایت شده از بغض قلم
من که عقیده دارم همۀ ما در ساحت امام خمینی زندگی می کنیم. منِ علی ناظری در ساحت خمینی‌ام و احمد کاظمی در ساحت خمینی بود و حتی خود حضرت آقا هم در ساحت خمینی زندگی می‌کنند. چون اصلاً عصر ما عصر خمینی است. اگر خمینی نبود، خط سیر زندگی‌ها به سمت دیگری رفته بود. نه تنها زندگی‌های ما که زندگی‌های مردم منطقه و حتی مردم دنیا. من خودم اگر انقلاب نشده بود، حالا کجا بودم و چه کار می‌کردم؟ 📒کتاب حوالی‌احمد/ خانم غفار‌حدادی/ نشر شهید کاظمی 🆔 https://eitaa.com/bibliophil 🆔 https://ble.ir/bibliophils
هدایت شده از روزهای مادرانه
وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺧﺒﺮﻱ ﺍﺯ ﺍﻳﻤﻨﻲ ﻭ ﺗﺮﺱ [ﭼﻮﻥ ﭘﻴﺮﻭﺯﻱ ﻭ ﺷﻜﺴﺖ] ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ [ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻣﻰ ﺳﺴﺖ ﺍﻳﻤﺎﻥند] ﺭﺳﺪ، [ﺑﺪﻭﻥ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺩﺭ ﺩﺭﺳﺘﻲ ﻭ ﻧﺎﺩﺭﺳﺘﻲﺍﺵ] ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﻰ‌ﻛﻨﻨﺪ، ﻭ [ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﻲ ﻛﻪ] ﺍﮔﺮ ﺁﻥ ﺧﺒﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻭ ﺍﻭﻟﻴﺎﻱ ﺍﻣﻮﺭﺷﺎﻥ [ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺑﻴﻨﺶ ﻭ ﺑﺼﻴﺮﺕْ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﻭ ﺍﻫﻞ ﺗﺤﻘﻴﻖﻧﺪ] ﺍﺭﺟﺎﻉ ﻣﻰﺩﺍﺩﻧﺪ، ﺩﺭﺳﺘﻲ ﻭ ﻧﺎﺩﺭﺳﺘﻲﺍﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻰﻳﺎﻓﺘﻨﺪ [ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﻪ ﻣﺼﻠﺤﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻮﺩ، ﺍﻧﺘﺸﺎﺭﺵ ﺭﺍ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﻰﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻧﺒﻮﺩ، ﺍﺯ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭﺵ ﻣﻨﻊ ﻣﻰ‌ﻛﺮﺩﻧﺪ] ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﻀﻞ ﻭ ﺭﺣﻤﺖ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﺒﻮﺩ، ﻳﻘﻴﻨﺎً ﻫﻤﻪ ﺷﻤﺎ ﺟﺰ ﺍﻧﺪﻛﻲ، ﺍﺯ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻣﻰ‌ﻛﺮﺩﻳﺪ. (نساء/٨٣) ‌ مدیریت خبر، یکی از مهم‌ترین ستون‌های جنگ رسانه‌ایه. خیلی مهمه که یک خبر چه وقت منتشر بشه، با چه کلماتی، قبل و بعدش چی بگن، چه تصویری همراهش بذارن، اصلا تصویر و خبر منتشر بشن؟ یا نشن؟ وسط جنگ از همیشه مهم‌تر هم هست. صدا و سیمای ما این کارو چندان خوب بلد نیست، قبول. ولی طرف مقابل خیییلی خوب بلده، نه چون حرفه‌ایه، چون ساخته شده برای جنگ، چون اونا لوله‌های تفنگ برای پرتاب گلوله خبر هستن! خبر شهادت رو به این دلیل زودتر نمی‌دن که باخبرترن؛ اونا خودشون کشتن! ما باید برسیم بالای سر کشته‌مون تا خبرش رو بگیم، ولی اونا زدن و رفتن و خبرش هم دادن. اما... چرا مهمه که حتی اگر اینترنشنال ۹تا خبر راست منتشر کرد، باز هم دهمی رو باور نکنیم؟ چون اینترنشنال مصداق اون فاسقی‌یه که خبری میاره: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى‌ ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ مسلمانان! اگر آدم فاسقی خبر مهمی برایتان بیاورد، قبل از هر کاری، دربارۀ درستی‌اش تحقیق کنید؛ مبادا از سرِ ندانم‌کاری به عده‌ای آسیب برسانید و در نتیجه از کردۀ خودتان پشیمان بشوید! (حجرات/۶) اتفاقا اون فاسق، می‌دونه برای این که در جبهه مسلمین نفوذ کنه، باید خبر اول تا نُهمش رو راست بگه! اون وقته که همین من و شما هم خبر دهمِ دروغ رو که شنیدیم، شک می‌کنیم... می‌گیم خب؛ اینترنشنال که درست گفته تا الان، صدا و سیما هم که دیر خبر می‌ده... پس لابد خبر همینه که اینا میگن... درست مثل وسط جنگ اُحد که به دروغ فریاد زدن: "رسول‌الله کشته شد!" و سپاه مسلمون‌ها هراسان فرار کردن و شکست خوردن. اینترنشنال فاسق و بی‌بی‌سی مکّار و بقیه تریبون‌های لشکر کُفر، دارن با مغز ما بازی می‌کنن. خبر شهادت‌ها رو زودتر می‌گن، چون می‌خوان کارت‌های راستگویی رو بازی کنن، برای روزی که لازمه ورق رو برگردونن و ذهن‌های دست‌کاری شده‌ی ما رو دنبال خبر دروغ خودشون بکشونن تا پیامبر(ص) رو در اُحد رها کنیم... پناه بر خدا. پس بیاین از امروز حواس‌مون رو بیشتر جمع کنیم و توجه بقیه رو هم بهش جلب کنیم: خبر اینترنشنال قطعا دروغه، مگر این که یک نهاد راستگو تاییدش کنه. و تا وقتی که تایید قطعی‌شو نگرفتیم، در ذهن خودمون و حتی در قلب‌مون هم باورش نکنیم. ان‌شاءلله خدا هم کمک‌مون کنه🇮🇷 ‌
ما از قبل بلیت قطار گرفته بودیم که مثل هرسال تحویل رو مشهد باشیم. تا همین دیروز من می گفتم بلیط رو برگردونیم و نریم. ولی با حماسه ی شب چهارشنبه ی مردم یه کوچولو خیالم از تهران راحت شد. و چون بچه ها خیلی دوست داشتن تصمیم گرفتیم بریم. تا حالا چنین حس مبهمی از ترک تهران نداشتم😭 براش صدقه دادم و ایت الکرسی خواندم و به خدا سپردمش. امشب که تو قطاریم. ادامه حماسه خیابان رو فردا ان شالله (به عبارتی سال دیگه😅) با ادامه می دیم. مسجدای بین راهی راه آهن چه شیک شده اند😬 دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan 💬 نظرات