هدایت شده از سردارشهیدامیرعلیحاجیزاده
بسم الله الرحمن الرحیم
آقا جان؛
چهل روز از عطر حضورتان و چهل روز از غم فراقتان گذشت. چهل روزی که دلها در حسرت دیدار در پیچ و تاب دوری و دلتنگی سپری شد.
امسال، شکوه نماز عید فطر بدون قامت شما ناقص ماند و پیام تبریک سال نویتان نبود که بر دلهایمان مرهم شود.
آقا جان!
شما پدر امت اسلامی بودید پس حالا همه ما فرزندشهید هستیم.
در آستانه تحویل سال، کنار مزار نورانی حاج آقا جمع شدیم اما تمام وجودمان در هوای شما بود و جای خالیتان چون خنجری بر دلهایمان مینشست.
چه غمانگیز است دلتنگیهای بیمقصد!
یاد آن روزها بخیر که با آمدن به بیت و دیدن چهرهی نورانی شما چون آبی بر آتش دلهایمان میشد.
هرچند داغ رفتن فرماندهان نیز سنگین بود.
آن روزها که همگی ردیف بر پتوی سپید کنار حسینیه مینشستند. اما حاجی همیشه دلش میخواست روبروی شما باشد. وقتی بر صندلی چوبی و قدیمی که برای سخنرانی مینشستید، حاجی هم آنجا در ردیف اول یا دوم، جایی را پیدا میکرد که دقیقا روبروی شما باشد. میگفت:«دوست دارم هر جا آقا می نشیند،من هم روبروی آقا بشینم.»
آقا جان!
حال که شما رفتهاید، دلتنگیهایمان را به کجا ببریم و با کدامین مرهم، این زخم عمیق را التیام بخشیم؟
همیشه در دل میگفتم، اگر حاجی شهید شود، حتماً حضرت آقا به خانهی ما سر خواهند زد. و آن روز وقتی بشریٰ خانم عزیز، هدیٰ خانم، عروسها و نوهها را برای عرض تسلیت فرستادید، چه روز فراموشنشدنی بود. بشریٰ خانم فرمودند:«ما از طرف آقا آمدهایم.» نوهها از خاطرات حاج آقا و خوابهایی که دیده بودند، تعریف میکردند. زهرا خانم، همسر آقا مجتبی که دیرتر رسیدن میگفت:«به پسرم قول دادهام اگر در کنکور امسال رتبه زیر پانصد بیاورد، برایش زن بگیرم و او به مادر بزرگش و بقیه اعضای خانواده میگفت دعا کنید رتبهام زیر پانصد شود.
میگفت:« حالا نمیدانم که دعا کنم او با رتبه خوب قبول شود یا نه، چون اگر رتبه بیاورد باید آستین بالا بزنم!»
و یا آن شب مهمانی قبل از نیمه شعبان، زهرا خانم (همسر آقا مجتبی) تمام مدت کنار من نشسته بود و باهم صحبت میکردیم.
آه که چه شبی بود بعداز شهادت حاجی! تنها شبی بود که آرامش داشتم چون در کنار عزیزترین هایم بودم. بشریٰ خانم هم موهای دختر کوچکش را از دو طرف بسته بود و میگفت:«به خانهتان که آمدم، دیدم موهای "رئیفا" (نوه کوچک حاج آقا) را مدل خرگوشی بستهاید. امشب من هم موهای دخترم را خرگوشی بستم.»
فکرکنم عکسی که از زهرا کوچولو در آمده همان عکس شب مهمانی باشد.
چه روزهایی داشتیم! خدا را هزاران بار شکر به خاطر عنایتی که به ما کرد و فرزند حکیم، شجاع و قدرتمند شما آقا مجتبی خامنه ای عزیز رهبر ما شدند وگرنه تاب تحمل این داغ سنگین برایمان میسر نبود...
آقا جان!
اکنون که در جوار فرماندهان و یاران سفر کردهتان آرام گرفتهاید ما را مثل همیشه از دعای خیرتان فراموش نکنید. دعا کنید که در راه انقلاب، اسلام و میهن عزیزمان، تا پای جان استوار بمانیم و شرمندهی خون شما و دیگر شهدای گرانقدر این سرزمین نشویم.
آقا جان! دلم برایتان تنگ است...
ان شاء الله با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برگردید و چشممان دوباره به جمال زیبا و نورانیان منور گردد!
به امید ظهور حضرت حجت ان شاءالله!
دلنوشت همسر سرباز سیدعلی حاج امیرعلی حاجیزاده🌷🥺
#شهید_امیرعلی_حاجی_زاده
#رهبر_شهید
⬅️به کانال شهید امیرعلی حاجیزاده بپیوندید👇
@shahidamiralihajizadeh
هدایت شده از خبرگزاری فارس
نامه محبتآمیز شهید علی لاریجانی به همسرش
🔹 ایشان ۱۸ آذر ۱۴۰۴ و ۹۸ روز پیش از شهادتشان این نامه را به همسر خویش نوشتند.
🔹در متن این نامه آمده است: ایام فرخندهی میلاد با سعادت بانوی دو عالم، فاطمهی زهرا(س) را به شما تبریک میگویم.
🔹چه بگویم؟ زبانم قاصر است از اینهمه فداکاری و درایت در مدیریت خانواده و ایثارها و صبوریها و فداکاریهای مضاعف بهجهت مصالح ملت.
🔹من مطمئن هستم هیچگاه نمیتوانم پاسخگوی زحمات شما باشم و امید به فضل الهی دارم که او در محاسبات خود کاستیهای مرا جبران میکند.
🔹در این چهل و اندی سالی که از انقلاب اسلامی میگذرد کمتر روزی بوده که کارهای اجرایی کشور مجال زندگی متعارف را برای من و شما فراهم کرده باشد. مخصوصاً در این ایام که جنگی سفاکانه رژیم صهیونیستی و آمریکا بهراه انداختهاند.
🔹نگرانیهایی متعدد برای شما، دوری من از خانواده، کارها را مشکلتر ساخته اما تحمل، بردباری و عقل دورنگر شما همهی این مصائب را آسان نموده است. قدردان اینهمه فداکاری و تدبیر و حسن سلوک هستم.
🔹شما در قلب من جا دارید و میدانید شان و جایگاه شما نزد من تالی تلو ندارد و همواره به داشتن چنین همسر عالم و مهذب و پارسا و پر گذشت بر خویشتن مباهات میکنم. خدای بزرگ را سپاس میگویم که چنین گوهر تابناک ظاهری و باطنی را به اینجانب عطا فرمود. من و فرزندانم همگی دست پر محبت شما را میبوسیم و بر چشم مینهیم.
🔹خوبست هرگاه فرصت کردید از همسران شهدای عزیز و فرزندان عزیز آنان مخصوصاً در این جنگ سراغ بگیرید و سلام من را برسانید و اگر امری داشتند پیگیری کنید.
ارادتمند
علی لاریجانی
@Farsna
هدایت شده از بغض قلم
جیپ صورتی در رزمایش دختران جانفدای ایران
طنزیل
🆔 https://eitaa.com/bibliophil
🆔 https://ble.ir/bibliophils
منم کلی موشک صورتی دیدم😃
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
امشب حتی پشمک صورتی هم دیدم🤪
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آمریکا هرچقدر رجز بخونه
تنگه هرمز توی مشتمونه
#شعارهایامشب
#روایتتهران
#جنگتحمیلیسوم
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
2125793722087972611_10400304213713.pdf
حجم:
4.2M
🤲 متن دعای استغاثه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
☑️ @MeysamMotiee
💬 نظرات
.
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
آنجایی که در سورهی تغابن میفرماید:
«فَاتَّقُوا اللَهَ مَا استَطَعتُم»؛
این «مَا استَطَعتُم» را حمل بر این نکنید که حالا هر چه توانستید؛ نه، یعنی همهی استطاعت خودتان را به کار ببرید، همهی امکان خودتان را به کار ببرید برای تقوا. خب اینها را ما میدانیم، اینها را میگوییم؛ خدا انشاءالله دل ما را آماده کند، نرم کند، بتوانیم عمل کنیم به این چیزها. «فَاتَّقُوا اللَهَ مَا استَطَعتُم»
بیانات آقا در دیدار ائمه جمعه سراسر کشور؛ ۱۴۰۱/۵/۵
#آیه_نوش
#سخن_بزرگان_طورش
.
هدایت شده از باشگاه همخوانی عطف
👌این روزها، خیلی جای خالی شهید حاج احمد کاظمی احساس می شود. حاج احمدی که همه فکر و ذکرش این بود که ببنید چطور می تواند به مردم ایران کمک کند، گاهی در لباس جنگ برای آزاد سازی خرمشهر، یا لباس کمک به زلزله زدگان بم و یا حتی در لباس فرماندهی. فرزندان دلبند شما با این مرد فدایی ایران، چه قدر آشنایی دارند؟ چه قدر کتاب در این حوزه مطالعه کرده اند؟
📖 مردی که مراقب همه چیز بود
✍ به قلم: فائضه غفار حدادی
🖨 انتشارات: شهید کاظمی
✅ داستانهایی خواندنی است از زندگی شهید حاج احمد کاظمی، ویژه کودکان. به نظرم خانم نویسنده، در این کتاب خیلی خوب توانسته است بچه ها را با این شهید بزرگوار، آشنا کند. پیشنهاد خواندن این کتاب به بچه های کتابخوان در این ایامی که مدارس تعطیل است و در خانه هستند.
📝 برشی از کتاب:
حاج احمد مأمورشد امنیت سمت چپ نقشه را برگرداند. او به خاطر مردم، خانوادۀ خودش را تنها گذاشت و چندین سال منافقها را در کوهها و شهرها دنبال کرد و بالاخره همه را از ایران اخراج کرد. مردم ایران خیلی خوشحال شدند و از او تشکر کردند. حاج احمد گفت: «من شما رو خیلی دوست دارم. آدم باید از مردمی که دوست داره مراقبت کنه.»
#معرفی_کتاب
#مردی_که_مراقب_همه_چیز_بود
#فائضه_غفار_حدادی
#شهید_حاج_احمد_کاظمی
#انتشارات_شهید_کاظمی
📚@hamkhaniketab