دشمن می خواد ما علم نداشته باشیم. دانشجو و دانشمند نداشته باشیم. وابسته و مستعمره و جیره خوار اونا باشیم.
این جمله ها رو ساختمان تخریب شده مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات دانشگاه شریف بهم می گفت.
وی افزود!🤪:
در این مرکز خدمات پردازش سریع انجام میشد و بیش از ۸ هزار کاربر شامل دانشگاهها، سازمانها و شرکتهای دانشبنیان از خدمات آن بهره میبردند، این مجموعه ، یکی از بهترین مرکز پردازش سریع بود که با حمله ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ تمام خدمات متوقف شد و قابلیت ارائه خدمات مجدد نیز وجود ندارد.
در چند ماه آخر در این مرکز خدمات پایه هوش مصنوعی به دانشگاهها و سازمانهای بزرگ در مقیاس قابل توجه به صنایع و دانشگاهها ارائه میشد و بیشتر شامل خدمات تحقیق و توسعه بود و در نهایت خدمات عمومی که در اختیار مردم قرار میگرفت.
خدمات هوش مصنوعی پایه ای که در این مرکز ارائه می شد معادل خدمات چت جی بی تی بود و توسط جوانان نصب و راهاندازی شده بود.
من هم بهش گفتم:
و لعنة الله علی الظالمین
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
محبوبم!
گاهی به آسمان نگاه کن!
اگه فهمیدی کدومشون شماره تلفن منه؟🤪
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
شعر زیبای سیده اعظم حسینی دربارهی شهیده بشری خامنهای
در نظرها،در سفرها،در خبرها نیستی!
گشته ام دنبال یک ردّ تو، اما نیستی!
یک سخنرانی فقط! یک عکس ساده لااقل!
دختر شخص بزرگ کشور آیا نیستی؟
آنقدر بی ادعا پنهان شدی پشت خودت
که نه اینکه نیستی در صحنه،پیدا نیستی!
من شهادت می دهم جای همه آیینهها
وقت خودبینی تو در آیینه حتی نیستی!
دامنت اعجاز یک رویش به فرمان بهار
در کدامین فصل زن بودن شکوفا نیستی؟
تو بشارت بودی و لابد پدر فهمیده بود
از همان بدو تولد،غیر "بشری" نیستی!
آی آقازادهی گمنام اصلاً تو چرا
مثل آقازادههای "سهم" و "حاشا" نیستی؟
ایستادی پشت بابا:"هر چه دنیا گو مباش!
حضرت بابا! خودم هستم! تو تنها نیستی!"
مونس بابا شدی یک عمر،پس با این حساب
بی شباهت با خود "امّ ابیها" نیستی!
بانوی آزادهی ایرانی شیعه...همین!
سختی،اما روشنی! اصلاً معما نیستی!
پاسخ آسان نیست آن وقتی که می پرسد تبر
میروی این راه را تا آخرش؟ یا نیستی؟
آرزو دارد بگویی:"نیستم،چون مادرم!"
آرزو دارد بگویی پشت مولا نیستی!
پاسخت اما شبیه پاسخی در کوچههاست
یادم آمد مثل کی...فرزند زهرا نیستی؟
بازی کودک به هم خورد و تو فرمودی به مرگ:
"میبری... اما حریف ماندن ما نیستی"!
زندگی فهمید در آخر که تو در قالبی
جز شهادت قابل اعلان و افشا نیستی!
#سیده_بشری_حسینی_خامنهای
https://ble.ir/mahlimaan
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
خدایا
بیا و منت بذار
بچه هامو برام حفظ کن
اگه مشکلی دارند، اصلاح شون کن
و بذار ازشون بهره مند شم
اللَّهُمَّ وَ مُنَّ عَلَی بِبَقَاءِ وُلْدِی وَ بِإِصْلَاحِهِمْ لِی و بِإِمْتَاعِی بِهِمْ.
#دعایبیستوپنجمصحیفه
#دعابرایفرزندان
#باکلمههایکسیکهزینالعابدینبود
#بهعادترهبرشهید
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
دیروز خانم سیده اعظم حسینی یه شعر قشنگ هم برای زهرا کوچولو خوند که اشک همه رو درآورد. دنبالش می گشتم. الان دیدم تو کانال خودش گذاشته.
به چهل روز و چند ماه نبودنت...
با دستهای کودکانه، هی عروسک را
خواباند روی فرش و هی روی زمین قِل داد
پا و سر او را کشید و... اوّلِ بازی
سر، کنده شد در دستهایش،یک طرف افتاد...
چشم عروسک بسته بود، اما دهانش نه!
بین سر و تن، "بند و پستانک" بلاتکلیف!
کودک کمی ترسید و هی چرخید در چشمش
یک بغض معصومانهی کوچک،بلاتکلیف!
ناگاه با یک موج ترس و اشک در هم ریخت
آن چشمهای آبی و آرام دریایی
خود را فقط در یک بغل هر بار میانداخت
"بابابزرگی" بود از اول،نه "بابایی"!
بابابزرگ آرام در دستش عروسک را
آورد و سر را روی تن چسپاند با لبخند
کودک، پر از فصل شلوغیهای بعد از این
خانه، پر از حال و هوای چندمِ اسفند!
وقتی که بمب آمد،شنیدم "بیت"، آشفته
در جستجوی یک سرِ معصومِ کوچک بود
در من کسی میگفت:"کاش این بچهها اصلاً
سرهایشان،تنهایشان، مثل عروسک بود!
آنوقت وقتی سر جدا میشد،امیدی بود
برداری و روی تن کودک بچسپانی
-انگار روز اولش- بعدش کنار او
بنشینی و با قلقلک او را بخندانی"...
اما خبر ناگاه و بی پروا و ویرانگر
آواری از من را فرو میریخت روی من!
گفتم: "دعا کن "سر" اگر افتاد،اگر گم شد
پیدا شود...چسپاندن آن پیشکش اصلاً!"
#رهبر_شهید
#نوه_شهید_رهبر
#جنگ_رمضان
...........................
کانال اشعار دکتر سیده اعظم حسینی
@SayyedeAzamHoseini1
شنوندگان (خوانندگان) عزیز! به درخواست قشنگی که هم اینک پیرامون دعای ۲۵ صحیفه سجادیه به دستم رسید توجه فرمایید🎃
میشه از اعضای کانال اگه صلاح بود بخواهید هر عزیزی این دعا رو خوند
برای همه فرزندان مون و نسل و ذریه خودمون و رفقا مون دعا کنیم و همه اعضا رو سهیم کنیم😢😭
به برکت این دعاها خدا برامون منت بذاره
و مایه روشنی چشم و برکتی برای امام زمان شون باشند الهی.
*جهت اجابت دعای ایشون این پست رو با یک صلوات لایک کنید*.❤️
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
⁉️ فکر میکنید چه مدت طول کشید تا مجموعهٔ «آسماندار» به چاپ چهارم برسد؟
یک سال؟ شش ماه؟ سه ماه؟
❌ هیچکدام! ⏱️ فقط ۷۰ روز!
📚 مجموعه ۴ جلدی «آسماندار» در ۷۰ روز به چاپ چهارم رسیده؛ روایتهایی از زندگی و مجاهدتهای چهار فرمانده شهید و برجسته هوافضای سپاه.
🌷لطف خدا و عنایت شهدا باعث شد، خیلی از مخاطبین عزیزمان سراغ این کتابها بروند و خودشان این مجموعه را تبلیغ کنند.
🔔 اگر هنوز شرایط تهیه و مطالعه این مجموعه را نداشتید، پیشنهاد میکنیم در جشنواره کتاب آخرین منجی تهیهاش کنید.
🌐 ثبت سفارش:
https://manvaketab.com/subhomelist/220/237/
🔖 کد تخفیف: monji
🔻 انتشارات شهید کاظمی
🆔 https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
پیمان می بندم تا نابودی صهیونیسم بجنگم.
برای فرزندان مان.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
✍🏻 مرحوم آیتالله حائری شیرازی
🇺🇸 حالا نوبت آمریکاست!
🔥 کسانی به امام سجاد (ع) اصرار میکردند که بیایید مثل پدرتان، قیام کنید. ظاهراً تنور آتشی در منزل امام بوده است. امام باقر (ع) نقل میکنند که: پدرم به اینهایی که اصرار میکردند، فرمود: «منْ فِيكُمْ تَطِيبُ نَفْسُهُ أَنْ يَأْخُذَ جَمْرَةً فِي كَفِّهِ فَيُمْسِكَهَا حَتَّى تَطْفَأَ؟»: كدامتان حاضر است یک تكه از این آتشها را در دست بگيرد و آن قدر نگه دارد تا خاموش شود؟! دیدم اصلاً هیچکس نمیآید؛ من گفتم: «پدر، من حاضرم». پدرم گفت: «منظورم شما نیستی». دوباره فرمود: «منْ فِيكُمْ تَطِيبُ نَفْسُهُ أَنْ يَأْخُذَ جَمْرَةً فِي كَفِّهِ فَيُمْسِكَهَا حَتَّى تَطْفَأَ؟». دوباره دیدم هیچکس نمیآید و من گفتم. باز پدرم گفت منظورم شما نیست. بار سوم هم به همین ترتیب. من دیدم این اصحاب آنقدر خجالتزده و شرمنده شدند که دوست دارند زمین بشکافد و بروند داخلش. پدرم هم دلش به حال آنها سوخت و رهایشان کرد.
🔥 ببینید! این صحبت امام سجاد (ع)، حرف خداوند خطاب به همۀ ماست. این سؤال امام سجاد (ع)، در واقع نسلبهنسل تکرار میشده؛ اما هیچ نسلی حاضر نشد این «جَمَره» (حبۀ آتش) را بردارد. امام راحل نگاهی به مردم کرد و در مردم #وفا احساس کرد؛ چون مردمشناس بود؛ لذا در پاسخ به ندای «منْ فِيكُمْ تَطِيبُ نَفْسُهُ أَنْ يَأْخُذَ جَمْرَةً فِي كَفِّهِ فَيُمْسِكَهَا حَتَّى تَطْفَأَ؟» گفت: «ما بر میداریم!». بنابراین به او مأموریت دادند که آتش را بگیرد.
🔥 اولین آتشی که امام (ره) گرفت، آتش شاه و ساواک بود. به امام(ره) گفتند اینها را اینقدر بگیر تا سرد بشود. مردم هم گفتند: هرچه امام در دست گرفت، ما در دست میگیریم. شاه و ساواک، آتشِ سرخ بودند. گرفتن آتش یعنی بدنت بسوزد، تاول بزند، تکهتکه گوشتت بریزد؛ اما آتش را زمین نگذاری تا سرد و زغال بشود. این شهیدها، جانبازها، شلاقهایی که در زندان میخوردند، تعقیبها، هجوم به خانهها و ...، همۀ اینها تکهتکههای گوشت بود که میریخت، همه اینها به خاطر گرفتنِ آتش در دست بود. ولی امام تا آخر کوتاه نیامد. به مدت 15 سال از نیمۀ خرداد 42 تا 22 بهمن 57، «امام» و «امت» این آتش را گرفتند تا سرد شد. بعد هم آتش صدام و حكومت بعثی را گرفتند تا سرد شد.
🔥 سپس به امام گفتند آتش بعدی را بگیر؛ امام گفت: بعد از شاه، نوبت آمریکاست. هرچه که با شاه پیش آمد، باید با آمریکا هم پیش بیاید. آمریکا و اسرائیل، عین آتش هستند؛ باید در دست گرفته بشوند تا سرد بشوند.
#مقاومت به معنای گرفتن این آتش است. این آتش دارد سرد میشود. آمریکای سال ۵۸ کجا، آمریکای اکنون کجا! این راهپیماییهایی که در عالَم واقع میشود، جرأتهایی که مردم دنیا پیدا کردهاند و پرچم آمریکا را مرتباً آتش میزنند، علامتِ سرد شدنِ آتش است. وقتی در کل جهان، همان حالتی ایجاد شود که در کشور ما پیدا شد، آن آقا میآید. ما باید دعا کنیم که امتها، در این راهی که آمدهاند تا آخر بروند.
در فلسطین، این آتش را بدست گرفتهاند. هرکس بگوید: «فلسطین به ما چه ربطی دارد، آنها خودشان یک ملت هستند و ما هم برای خودمان ملت دیگری هستیم»، این آتش را زمین گذاشته است. اگر کسی در این زمان، این آتش چهل ساله را زمین بگذارد، گناه چهل نسل قبلی را باید جواب بدهد. چرا؟! چون امام زمان (ع) میگوید: چهل نسل که این آتش را بر نداشتند، حالا شما هم که برداشتهاید، بعد از چند سال میخواهید آن را زمین بگذارید؟!
🔥 اين همه #شهید، سوختگیهای دست امت است كه آتش استكبار را نگه داشته و تاكنون از نگه داشتن آن خم به ابرو نياورده است. اين آتش بالاخره سرد خواهد شد، همان طور كه شاه و صدام سرد شدند. امام با سرد شدن آتشِ شاه، به ميان ما برگشت و آن امام منتظر نیز با سرد شدن آتش استكبار است كه زيارتش خواهیم کرد. مساله، مسالۀ گرفتن آتش در دست است. این رسالت امروز ما است.
🔺 @varastegi_ir
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
نه این که ترس و غصه نباشد.
نگاه آدم ها طوری رشد می کند که نه ترسی بر آنها غلبه پیدا می کند و نه از چیزی غصه می خورند.
#آیه_نوش
@ayenooshgah