هدایت شده از کانال حمید کثیری
@hamidkasiri_irهیئت و مهدکودک.mp3
زمان:
حجم:
13.1M
👈 در هیئات فضایی مناسب بچهها داشته باشیم یا خیر؟! مهد کودک باشد یا خیر؟!
👈 اگر بله به چه ترتیب باشد و اگر نه، جایگزین چیست؟!
👈 آیا مهد کودک ذاتاً بد است و کارکردی ندارد؟!
👈 تفاوت هیئتهای سنتی و هیئتهای امروزی در حضور بچهها چیست؟!
❗️نهایتاً چه کنیم؟! مهد کودک در هیئت آری یا خیر؟!
پاسخ را بشنوید ...
#حمید_کثیری 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2151219200Cf6cb8914a4
حوادث سال ۵۵ هجری
👈درگذشت سعد ابن ابی وقاص فرمانده سپاه عرب ها در فتح ایران ،او از صحابه پیامبر و عضو شورای شش نفره تعیین خلیفه بعد از قتل عُمَر بود ،بعد از قتل عثمان از بیت با امام علی امتناع کرد و در مدینه درگذشت .
👈سپاه عرب هاجزیره کرت در درياي مدیترانه را فتح کرد
👈معاویه ، عبیدالله بن زیاد ، حاکم خراسان را به حکومت بصره منصوب می کند . عبدالله و عبدالرحمن ،دو برادر عبیدالله مدتی کوتاه حاکم خراسان می شوند .
👈حسین بن علی (علیه السلام )که همسری ایرانی دارد ،بردگان ایرانی را می خرد و آزاد می کند .یکی از آنها اسلم بن عمرو دیلمی است که با وجود آزادی با امام حسین می ماند و در کربلا شهید می شود .
@dohhol
حوادث سال ۵۶ هجری
👈معاویه،رسما یزید را به عنوان جانشین خود معرفی می کند .او در سفر به مکه و مدینه می کوشد تا بزرگان را با زور و زر وادار کند تا با پسرش، بیعت کنند . امام حسین زیر بار نمی رود و آن را مغایر صلح نامه می داند .
👈ولید بن عتبه بن ابی سفیان ،برادرزاده معاویه حاکم مدینه می شود .
👈سمرقند فتح می شود . سعدبن عثمان بن عفان پسر خلیفه سوم که به تازگی حاکم خراسان شده با حمله به ماوراءالنهر، سمرقند را بدون خون ریزی فتح می کند .
👈امام حسین برای آخرین بار با معاویه که برای حج عمره به حجاز آمده دیدار می کند . او در این دیدار یزید را شایسته خلافت نمی داند و می گوید افرادی بهتر از او چه از نظر جایگاه و اصل و نسب وجود دارد . معاویه که کنایه را متوجه می شود او را از وفاداری شامیان به یزید می ترساند .
@dohhol
دانشگاههایِ جزوهای
شیوهٔ پذیرش اساتید در بسیاری از رشتههای علومانسانی (فلسفه، علومسیاسی، حقوق، تاریخ، جامعهشناسی و...) در سالهای اخیر به واسطهٔ حساسیتهای خاصی که ایجاد شدهاست با شیوههایی غیر از صلاحیت صرف علمی انجام میپذیرد. در این سالها عدهای با بورسیه و سفارشهای خاص بهراحتی موفق به کسب کرسی استادی این رشتهها در دانشگاههای مختلف شده و به تدریس در رشتههای مختلف علوم انسانی مشغول شدهاند.
این روند گزینش اساتید باعث شدهاست دانشجویان از نعمت داشتن استاد (به معنی واقعی کلمه) محروم شده و با گذراندن واحدهای درسی اغلب بیمعنی و بیسروته که هیچ ربطی به جامعهٔ ایران و مسائل جامعهٔ ایران ندارد مدرک کارشناسی و بالاتر اخذ نمایند. بسیاری از این اساتید بهعلت نداشتن سواد و علم کافی، به جای تدریس و یا معرفی کتابهای مفید و مرتبط با آن رشتهٔ دانشگاهی (چرا که معرفی کتاب به دانشجویان مستلزم مطالعهٔ قبلی آن کتاب توسط استاد است. حال آنکه اکثر این اساتید اصلاً نام کتب و بزرگان رشتهای که در آن، کرسی استادی دانشگاه گرفتهاند را نه خواندهاند و نه شنیدهاند) شروع به گفتن و یا تدریس از روی جزوههای مندرآوردی خود میکنند، جزوههایی اغلب بیسروته و بیمحتوا که در اکثر موارد از بیست سی صفحه [ آن هم پر از غلطهای نگارشی و دستوری] تجاوز نمیکند.
حال بهفرض اینکه تمام این جزوهها مفید و علمی باشد با یک محاسبهٔ ساده و با کسر واحدهای دروس عمومی میتوان گفت هر دانشجوی مقطع کارشناسی چیزی حدود صد و ده واحد دروس تخصصی را میگذراند تا مدرک کارشناسی کسب نماید. اگر بهطور متوسط برای هر درس دو واحدی چهل صفحه جزوهٔ این اساتید را در نظر بگیریم، هر دانشجو برای گرفتن مدرک لیسانس دو هزارودویست صفحه جزوه باید خوانده باشد. (چیزی معادل چهار کتاب ششصد صفحهای).
بهعبارت دیگر دانشجویی که در هر یک از رشتههای علومانسانی مانند رشتهٔ تاریخ، جامعهشناسی، فلسفه و علوم سیاسی و... تحصیل کردهاست رویهمرفته چند کتاب بیشتر و آن هم بهصورت مغشوش مطالعه نکردهاست. حال آنکه همان واحدهای دانشگاهی هم عموماً غیرکاربردی بوده و بهعلت بیسوادی و بالطبع سهلگیری اساتید، دانشجو با هیچ نظریه و اندیشهای درست آشنا نشده و چه بسا که اصلاً فلسفهٔ وجودی رشتهٔ دانشگاهی خود را هم متوجه نشده و بعد چند سال با مدرک لیسانس و فوقلیسانس و دکتری یا به فردی پریشانحال و بیگانه با خویش و جامعهٔ خویش بدل میشود و یا اینکه در بهترین حالت کارمند سفارششده در ادارهای دولتی میشود.
چند نکته:
۱- با تمام این تفاسیر اما، (هر چند کم) هنوز اساتیدی متعهد و باسواد که واقعاً لایق پیشوند «استادی» باشند در دانشگاهها حضور دارند.
۲- برخی از دانشجویان رشتههای علومانسانی هستند که بهخاطر علاقهمندی خود به رشتهٔ تحصیلیشان و جدا از چارت دانشگاهی به صورت جدیتری به مطالعه در حوزهٔ مورد علاقه خود مبادرت میورزند.
۳- توهم دانایی و روشنفکری بسیار ویرانگرتر از نادانی است. بسیاری از دانشکدههای جزوهای، متاعی جز توهم روشنفکری و دانایی نمیفروشند.
۴- وظیفهٔ رشتهٔ علومسیاسی و جامعهشناسی و فلسفه و تاریخ و... تربیت متفکر و کارشناس و آسیبشناس و تحلیلگر است نه پرورش کارمند.
۵- نگارنده بهعلت تحصیل در حوزهٔ علومانسانی تمام مثالها را از این حوزه انتخاب کردهام و اطلاع چندانی از حوزهٔ علومپایه و فنی و پزشکی ندارم. هر چند شرایط علمی حاکم بر کشور نشان میدهد که در آن حوزهها هم نباید تفاوت محسوسی وجود داشته باشد.
۶- حداقل انتظار و نُرم پذیرفته شده دانشگاهی این است که دانشجو به ازاء هر واحد درسی حداقل صد صفحه کتاب تخصصی و مفید مطالعه کند.
۷- رشتههای مربوط به حوزه علوم انسانی به مراتب بیشتر از رشتههای فنی به استاد نیازمندند. استاد خوب در رشتههایی مانند فلسفه، سیاست، تاریخ، جامعهشناسی و حقوق میتوانند، محققان و دانشجویانی متفکر پرورش دهد و استاد بیکفایت میتواند دانشجویانی به غایت بیسواد و هپروتی و ضدجامعه و بیگانه با اندیشه و تفکر، تحویل جامعه دهد.
@dohhol
شاید باور نکنید ولی اگر در زمان قاجار میخواستید از بندرعباس یا جنوب ایران به تهران برید، باید اول با کشتی عربستان را دور میزدید بعد از مسیر عثمانی و آذربایجان وارد تبریز میشدید و از تبریز خودتون رو به تهران میرسوندید!
🔹از مشکلات اساسی قاجار نبود جاده های مناسب و وجود راهزنان بود، حتی نیروهای دولتی نیز هر کدام قصد رشوه گرفتن از مسافران را داشتند.
@dohhol
به نام خدا
گاهی اوقات دانشجویان ،مخاطبین یا حتی عموم مردم می پرسند ؛
آیا این انقلاب می تواند مشکلات را حل کند؟
چه مشکلاتی در راه اجرای عدالت در این کشور وجود دارد ؟
کشوری که در ابتدای نوزادی و در اوان ولادتش درگیر یک جنگ نا متوازن و هولناک شد و از آن پیروز بیرون آمد چرا به سرعت مشکلات را حل نمی کند ؟
اصولا کدام ویژگی بوده که مردم زمان جنگ علیرغم مشکلات بیشتر ،با نشاط تر بودند ؟
فعلا این مستند را ببینید تا بعدا عرض کنم ،اما به دقت ببینید ؛
مستند جوان مرگ
لینک تماشا 👇👇👇👇👇
https://telewebion.com/episode/0x71a18df
حوادث سال ۵۷ قمری
👈سعیدبن عثمان بن عفان ،حاکم خراسان، برخی بزرگان سمرقند را در ازای صلح گروگان می گیرد . با خود به مدینه می آورد و به کشاورزی و بردگی مجبورشان می کند . در زمان خلافت یزید آنها او را در خانه اش می کشند .
👈حسین بن علی علیه السلام ،یگانه نوه پسری پیامبر ،محل مراجعه است و احادیث فقهی را در موضوعات مختلف در مدینه بیان می کند او فاصله گرفتن از سنت نبوی را طرح می کند و معتقد است به حق عمل نشده است و از باطل پرهیز نمی شود.
👈عبیدالله بن زیاد حاکم بصره می شود ،معاویه او را از حکومت خراسان برکنار و اداره بصره را به او می دهد.
@dohhol
#تلنگر
حسین بن علی جایگاهی خاص در میان همه مسلمانان دارد .در این میان ایرانیان ارادت عجیبی به او دارند . ظلم ستیزی اش همان چیزی بود که آنها در مقابله به ظلم و برتری نژادی بنی امیه و عرب ها می جستند . پس از حادثه کربلا ، نام او و ایران چنان باهم در آمیخت که هرجا در این سرزمین خیزشی به پاست ،نام او به میان آمد .حیات ۵۷ ساله و دوره ده ساله امامتشان تا حدی در غبار تاریخ است ،اما روایت واقعه کربلا با تمام جزئیاتش ماندگار شد .
@dohhol
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
به نام خدا گاهی اوقات دانشجویان ،مخاطبین یا حتی عموم مردم می پرسند ؛ آیا این انقلاب می تواند مشکلات
این جمله عجیب امام را بگذارید کنار این فیلم اگر امام نفرموده بودند برای انتشارش جرات مضاعف می طلبید
"از بزرگترین حجابهای استفاده از قرآن در تاریخ اسلام این بوده است که با چوب تفسیر به رأی بر سر مردم زده ایم و گفته ایم خودتان سراغ قرآن نروید.
علما سراغ قرآن بروند ، شما سراغ علما بروید"
مصباح الهدایه
حوادث سال ۵۸ قمری
👈در گذشت عایشه همسر پیامبر و دختر ابوبکر ،خلیفه اول در مدینه. در زمان مرگ تقریبا ۶۶ سال داشت .او پس از جمل به مدینه بازگشت و از سیاست کنار گرفت.
👈مرداس از رهبران خواروبار جمعی از یارانش از بصره به حوالی اهواز می رود و دوسال با نیروهای اموی در اهواز و فارس می جنگد و در نهایت کشته می شود .
👈نیروهای اموی به فرماندهی یزید بن شجره رهایی از ارتش روم شرقی شکست می خورد و یزید بن شجره کشته می شود
👈انتقادات امام حسین از معاویه و عهد شکنی اش افزایش می یابد .
👈امام حسین در سخنان مهمی در جمع حجاج در منا سکوت بزرگان در برابر ظلم معاویه و حاکمان اموی را محکوم می کند
@dohhol
👈یک نکته تاریخی
✍#سید_محمد_الحسینی
مغیره بن شعبه بعد از دادن پیشنهاد ولایت عهدی یزید به معاویه ؛
پای معاویه را در چنان رکاب لرزانی گذاشتم که هرگز از آن خلاص نمی شود . در میان امت محمد، چنان شکافی ایجاد کردم که هیچ گاه برطرف نمی شود .
یک نکته ای که در این روایت تاریخی مستتر است این است که معمولا آدم هايي که مسیر تاریخ را به غلط یا به درست تغییر دادند ادمهای باهوشی بودند و عموما حقیقت را هم می شناختند مثل همین معاویه ،مثل مأمون؛ اینها از هرکسی بهتر حق را می شناختند ولی از نفس خود نگذاشتند.
از آن طرف هم وجود دارد که عموما قربانی آدمهای نفس پرست باهوش شدند ،وااسفاه به حال کاسه های داغ تر از آش عموم مردمی که همانند چارپا از آن ها پیروی می کنند قدیم به فتنه های مونولوگ و اکنون با فتنه های چند صدایی و چند رسانه ای
🍀در قیامت مردم با امامشان محشور می شوند . 🍀
@dohhol