eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
584 دنبال‌کننده
809 عکس
335 ویدیو
37 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
دستگاه تحلیلی خود را بر اساس حکومت الله استوار کنید بیش از پیش خدا را در این محاسبات دنیایی خود دخیل کنید پشت سر هم نگویید اگر چنین کنیم، آمریکا چنان می‌کند آمریکا مگر جز اتکال به این پاره آهن ها چه دارد آمریکای مادی را بزرگ نبینید که اگر چنین دیدید خدا بیدارتان کند از خواب غفلت شما خدا دارید، ائمه دارید، امام زمان دارید، شهدا را دارید چنانچه این مملکت را مملکت امام عصر عجل الله میدانید، تلاش خود را با این نام و این عظمت مطابق کنید، تصمیم خود را با محاسبه قدرت خدا بگیرید ما بدون پشتوانه خدا هیچ نیستیم و با اراده او همه‌ایم
✍تلخیص و معرفی؛ سید محمد الحسینی کتاب «هندسه نبرد» را می‌توان یک نقشه‌ی راه برای فهمیدن بازی بزرگ تاریخ دانست؛ نقشه‌ای که در آن، رهبر شهید، آیت‌الله خامنه‌ای، مسیر تقابل حق و باطل را برای ما ترسیم کرده‌اند. این کتاب، یک نقشه‌ی جنگی ساده نیست؛ بلکه یک دوربین پیشرفته است که لایه‌های پنهان دشمنی را به ما نشان می‌دهد. در جهانی که جنگ دیگر فقط در میدان‌های تیراندازی نیست، «هندسه نبرد» به ما می‌آموزد که دشمن با ابزارهای نرم مانند رسانه، فرهنگ و شایعه‌پراکنی، به دنبال نفوذ به قلعه‌ی ذهن و ایمان ماست. این اثر ارزشمند که در ۳۶۲ صفحه گردآوری شده، مثل یک دایرةالمعارف عملیاتی، اهداف، ابزارها و تاکتیک‌های دشمن را برایمان رو می‌کند و از همه مهم‌تر، راهکارهای مقابله با این هجمه‌ی ترکیبی را به ما نشان می‌دهد. «هندسه نبرد» به ما هشدار می‌دهد که دشمن به دنبال ایجاد اختلاف و تفرقه بین مسلمانان است و در این مسیر، از جنگ روایت‌ها و دستکاری رسانه‌ها غافل نیست. اما این کتاب فقط یک هشدار نیست؛ یک چراغ امید و روشن‌گر نیز هست. این کتاب با تأکید بر بصیرت، همبستگی و هوشیاری، به ما یادآوری می‌کند که رمز پیروزی، در اتحاد و آگاهی جمعی ماست. «هندسه نبرد» به ما می‌گوید که اگر نقشه‌ی دشمن را بشناسیم و دست در دست هم دهیم، می‌توانیم از این پیچ‌وخم‌های تاریخی سربلند بیرون بیاییم. پس این کتاب فقط برای مطالعه نیست؛ یک دوره‌ی فشرده‌ی بصیرت‌افزایی است که هر کسی در این میدان نبرد پیچیده به آن نیاز دارد. مطالعه‌ی این کتاب را به همه‌ی کسانی که دغدغه‌ی آینده دارند، توصیه می‌کنیم. @dohhol
هدایت شده از کانال حمید کثیری
چند روز قبل دکتر علی قائمی امیری، یکی از اساتید اثرگذارِ حوزه تعلیم و تربیت به رحمت خدا رفتند. خبری که کمتر رسانه‌ای شد و نشان از مهجوریت این حوزه و این استاد بزرگ داشت. استاد قائمی قریب به ۳۰۰ اثر در حوزه‌های تعلیم و تربیت، اخلاق، خانواده، تعلیم دینی، روان‌شناسی تربیتی و مسائل جوانان از خودشون به جا گذاشتند و دو بار هم کتاب‌هاشون، کتاب سال شدند. از جمله کتاب بسیار مهم «حدود آزادی و تربیت». شاید اگر در هر حوزه علمی دیگری چنین فردی به رحمت خدا می‌رفت، بسیار بیشتر از این‌ها بهش پرداخته میشد. منم متأسف شدم که این خبر رو تازه امروز متوجه شدم و حداقل حقی که ایشون به گردن تعلیم و تربیت دارند، ذکر نام‌شون و بازخوانی آثار مهم ایشون هست. ان‌شاءالله که مهمان سیدالشهداء باشند و کسانی که علاقمند به کار در این حوزه هستند، آثار ایشون ر‌و ساده از کنارش رد نشن. @hamidkasiri_ir
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
در عصر اشباع رسانه‌ای و افول معنا، مهم‌ترین انگاره‌ی گمراه‌کننده‌ای که در افکار عمومی نهادینه شد، این باور بود که «رفاه مادیِ مصرف‌محور» و «حل‌المسائل تکنولوژیک» می‌توانند به‌طور کامل جایگزین نظام‌های معنابخش اعم از دین، ایدئولوژی و مکاتب فلسفی شوند. در چنین فضایی، نقدِ فراروایت‌های دینی و ایدئولوژیک که عمدتاً ذیل عنوان «کلان‌روایت‌های تمامیت‌خواه» طرد شدند زمینه را برای بازتعریف سوژگی انسان فراهم آورد؛ سوژه‌ای که اکنون خود را در کانون هستی و مصدر تعیین‌کننده‌ی ارزش‌ها می‌پندارد. اما پیامد این جابجایی معرفتی، جز بروز «آنومی» و بحران معنا در مقیاسی ساختاری نبوده است. شواهد نشان می‌دهد که انسانِ گریزان از متافیزیک، نه تنها به آرامش پایدار نرسید، بلکه با شتابی فزاینده به سوی خمودگی، افسردگی مزمن و احساس پوچی سوق یافت. این وضعیت، اساساً یک آسیب فردی نیست، بلکه محصول کژکارکردی نظامی است که خلأ معنا را با کالاهای جایگزین از روان‌درمانگریِ کلیشه‌ای و داروهای آرامبخش تا عرفان‌های شتاب‌زده و بازاری پر می‌کند. این پدیده را می‌توان «صنعتِ مدیریتِ بحران معنا» نامید که درست در دلِ جامعه‌ی مصرفی شکل می‌گیرد. در این بستر، آنچه رخ می‌دهد، فرایند کالایی‌سازیِ سرمایه‌های نمادین و دینی است. مولوی و عرفان او از متن انتقادی و انسان‌سازِ خویش جدا شده و به صنعت پرسودِ خودیاری و روشن‌فکریِ ساختگی بدل می‌شوند.روان‌درمانگران، کارکردِ شباهت‌وارِ کشیشانِ پیشین را در قالبی سکولار بازتولید می‌کنند و به «تاجرانِ افسردگی» مبدل می‌شوند. مسیحیت به قالبی تهی‌شده از روح برای صنایع تزئینی و هنرهای تجاری تقلیل می‌یابد، بودیسم در خدمت صنعت توریسم و خودنماییِ فرهنگی قرار می‌گیرد و حتی عناصر طبیعی مانند آب و درخت، در فرایندی به «ابزارهای زودگذرِ آرامش‌سازی» فروکاسته می‌شوند. به عبارت دقیق‌تر، در جامعه‌ی متأخر، هر آنچه که روزگاری ریشه در امر قدسی داشت، به مثابه‌ی «کالایی برای پر کردن خلأ وجودی» بازطراحی می‌شود؛ بی‌آنکه این خلأ، ماهیتاً قابل پر شدن با چنین کالاهایی باشد.
صلی‌الله علیک یا رحمه‌للعالمین یا رسول‌الله صلی‌الله علیک یا حسن‌بن‌علی ایهاالمجتبی عرض تسلیت و التماس دعا
تحلیل جامعه‌شناختی و اسلامی دوران امام حسن مجتبی (ع)؛ صلحی که قیام شد 🕊️ ✍️سید محمد الحسینی امام حسن مجتبی (ع)، دومین امام شیعیان، در یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های تاریخ اسلام رهبری جامعه را بر عهده گرفت. تحلیل جامعه‌شناختی و اسلامی این دوران، تنها با درک عمیق شرایط سیاسی و اجتماعی آن زمان ممکن است. 🔹 وضعیت جامعه اسلامی پس از شهادت امام علی (ع): جامعهٔ اسلامی دچار انشقاق عمیق شده بود. جنگ‌های داخلی (جمل و صفین) باعث تضعیف ایمان و وحدت مسلمانان شده و پایه‌های حکومت معاویه بر اساس فریب، ثروت و قبیله‌گرایی استوار شده بود. از منظر جامعه‌شناختی، جامعه در حالت "آنومی" (بی‌هنجاری) قرار داشت؛ ارزش‌های اصیل اسلامی تضعیف شده و معیارهای جدیدی بر اساس منافع امویان در حال شکل‌گیری بود. 🔹 صلح؛ استراتژی حکیمانهٔ حفظ کیان اسلام: امام حسن(ع) با درک این شرایط، دریافتند که ادامهٔ جنگ به معنای نابودی کامل باقی‌ماندهٔ جامعهٔ شیعی است. ایشان با صلحی تحمیلی اما حکیمانه، چهار هدف اصلی را دنبال کردند: ۱.حفظ جان شیعیان: جلوگیری از کشتار نظام مند هواداران اهل بیت (ع). ۲.افشای چهرهٔ امویان: با شکستن شروط صلح توسط معاویه، ماهیت دروغین حکومت او را برای همگان آشکار کردند. ۳.زنده نگاه داشتن گفتمان انتقادی: با وجود سلطهٔ سیاسی امویان، گفتمان اهل بیت (ع) به عنوان آلترناتیو حقیقی اسلام ادامه یافت. ۴.ایجاد فرصت برای تربیت نیرو: این دوران آرامش نسبی، فرصتی برای تربیت شاگردان و راویان حدیث فراهم آورد تا میراث علمی شیعه زنده بماند. 🔹 نقش محوری مردم در سقوط حکومت حق: از منظر اسلامی،یکی از درس‌های کلیدی این دوره، نقش مردم در به قدرت رسیدن حاکمیت باطل است. امام حسن (ع) با مردمی روبرو بودند که: سست‌عنصر و دنیاطلب شده بودند، از فقدان بصیرت سیاسی رنج می‌بردند و به راحتی تحت تأثیر پروپاگاندا و خریداری قرار می‌گرفتند. این عوامل باعث شد امام نتوانند پایگاه مردمی مستحکمی برای مقابله با دشمن داشته باشند. 🔹 صلح به مثابه قیام:صلح امام حسن (ع) یک تسلیم نیست، بلکه "قیام در پوشش صلح" است. این استراتژی نشان می‌دهد که مبارزه تنها به میدان جنگ محدود نمی‌شود. گاهی قهرمانانه‌ترین نبردها در قالب صبر، حفظ سرمایه‌های انسانی و افشاگری صورت می‌گیرد. این صلح، مقدمه‌ای ضروری برای قیام عاشورا بود؛ چرا که اگر نسل شیعه در آن مقطع نابود می‌شد، هیچ زمینه‌ای برای نهضت امام حسین (ع) باقی نمی‌ماند. امروز نیز جامعهٔ ما نیازمند بصیرت سیاسی، وحدت در برابر دشمن و پایداری بر ارزش‌ها است. داستان امام حسن (ع) به ما می‌آموزد که در شرایط سخت، "عقلانیت دینی" و "مسئولیت‌پذیری اجتماعی" باید توأمان باشند. حفظ کیان جامعه و ارزش‌های اصیل، گاهی نیازمند تصمیم‌های سخت و به ظاهر متفاوت است. الهم صل علی الحسن المجتبی، الامام التقی النقی #صلح_حسن @dohhol
این گفتگوی خاطره انگیز بین بنده و دکتر احسان منصوری راجع به هویت بود که اتفاقا خیلی مورد توجه دکتر مخلص الائمه قرار گرفته بود و از برخی بخش ها در جلسه ای خصوصی سوال می پرسید .از بابت اینکه یک مسئول براش مهم بود برایمان خاطره شد https://www.aparat.com/v/CDZlz?refererRef=channel_page
شهادت امام رضا(ع)؛ تأملی جامعه‌شناختی بر حقیقت‌گویی در عصر وانمودگی ✍سیدمحمد الحسینی امروز در روزگاری زیست می‌کنیم که «حقیقت» به کالایی نادر و گاه نامطلوب بدل شده است. در فضای مجازی، الگوریتم‌ها آنچه را که کاربران «دوست دارند» به خوردشان می‌دهند، نه آنچه را که «درست» است. در عرصه سیاست، «روایت‌سازی» جای «واقع‌نمایی» را گرفته است. در زندگی روزمره، «تأیید اجتماعی» بر «صداقت درونی» برتری یافته است. و در این میان، شاید کمتر مناسبتی بتواند چون سالروز شهادت امام رضا(ع) ما را به تأمل در نسبت «حقیقت» و «قدرت» فراخواند. امامی که حقیقت را بر مصلحت فروخت؛ سال ۲۰۱ هجری قمری. مأمون عباسی، خلیفه‌ای که با حیله و نیرنگ بر برادر خود پیروز شده و خلافت را غصب کرده بود، امام رضا(ع) را از مدینه به مرو فرامی‌خواند. هدف مأمون کاملاً روشن بود: مشروعیت‌بخشی به خلافت غاصبانه‌اش، کنترل نفوذ بی‌نظیر امام، و مهار قیام‌های علویان. او امام را به اجبار ولیعهد خود می‌کند تا با این ترفند سیاسی، چهره‌ای دموکراتیک و مشروع از خود نشان دهد.امام اما در این بازی سیاسی، نقشی کاملاً متفاوت ایفا کرد. او هرگز حقیقت را فدای مصلحت شخصی نکرد و از اصول اعتقادی و اخلاقی خود عقب‌نشینی نفرمود. در مجالس مناظره‌ای که مأمون برای تحقیر او ترتیب داده بود – با حضور بزرگان ادیان مختلف درخشید و بر همگان چیره شد. او نشان داد که معنویت عمیق نه از گفت‌وگوی عقلانی هراسی دارد و نه از تکثر فرهنگی. و سرانجام، همین حقیقت‌گویی بی‌پروا که در برابر مأمون، حق را بدون ترس اعلام می‌کرد خلیفه را به وحشت انداخت. ترس از این که محبوبیت روزافزون امام، تخت قدرت او را به لرزه درآورد. و بدین‌سان، در سال ۲۰۳ هجری، امام با زهر به شهادت رسید. مزار او در توس، «مشهد» نام گرفت ؛سرزمین شهادت. اما پرسش امروز ما این است: در جهانی که «وانمودگی» بر «بودگی» چیره شده، پیام شهادت امام رضا(ع) چیست؟ نخست، مقاومت در برابر قدرتِ وانموده. مأمون تمام تلاش خود را کرد تا امام را به ابزاری برای مشروعیت‌سازی خود تبدیل کند. امام اما نه تنها ابزار نشد، بلکه با حقیقت‌گویی خود، آن قدرتِ وانموده را بی‌اعتبار ساخت. امروز نیز قدرت‌ها چه سیاسی، چه اقتصادی، چه رسانه‌ای همواره می‌کوشند تا از ما «ابزار» بسازند. پیام امام آن است که نمی‌توان برای آرامشِ زودگذر، حقیقت را فدای مصلحت کرد. دوم، سرمایه اجتماعیِ مبتنی بر صداقت. پژوهش‌ها نشان داده است که سرمایه اجتماعی آن شبکه از اعتماد و همبستگی که جوامع را منسجم می‌کند اوج خود را در ایثار و شهادت می‌یابد. شهادت امام رضا(ع) نه یک شکست، که بنیان‌گذار سرمایه‌ای اجتماعی عظیم شد؛ سرمایه‌ای که تا امروز، میلیون‌ها زائر را هر ساله به مشهد می‌کشاند و هویتی معنوی برای ایرانیان رقم زده است. سوم، گفت‌وگوی تمدنی در عصر قطبی‌سازی. در دنیایی که دیوارهای بی‌اعتمادی میان پیروان ادیان و فرهنگ‌ها بلندتر می‌شود، روش امام رضا(ع) در مناظرات مرو گفت‌وگو از دل متون خودِ مخاطب، با تکیه بر عقلانیت مشترک راهگشاست. او نشان داد که وفاداری به حقیقت، هرگز به معنای نفی دیگری نیست شهادت امام رضا(ع) فقط یک رخداد تاریخی نیست. این رویداد، آیینه‌ای است پیش روی جامعه امروز ما. جامعه‌ای که گاه چنان درگیر «مدیریت تصویر» شده که «حقیقت» را گم کرده است. جامعه‌ای که در آن، راست‌گویی گاه به قیمت از دست دادن جایگاه اجتماعی تمام می‌شود. امام رضا(ع) در شرایطی بسیار دشوارتر از ما در برابر قدرتی مطلق و بی‌رحم ایستاد و حقیقت را فریاد زد. نه به خاطر جاه‌طلبی، نه به خاطر قدرت، بلکه به خاطر آنچه «درست» بود. و این، شاید بزرگ‌ترین درس این روزهای ما باشد: در عصری که وانمودگی بر بودگی چیره شده، شجاعتِ حقیقت‌گویی، والاترین کنشِ انسانی و والاترین سرمایه اجتماعی است. ایام سوگواری بر شما تسلیت باد. @dohhol
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایشان دکتر بیگدلی هستند استاد دانشگاه شهید بهشتی! جایی که فرزندانمان با خون دل قبول می شوند @dohhol
مشارطه ، مراقبه ،محاسبه «مشارطه» آن است که در اوّل روز مثلاً با خود شرط کنی که امروز برخلاف فرموده خداوند رفتار نکنی. سپس باید وارد «مراقبه» شوی. به شیطان بگو که من یک امروز با خود شرط کردم که خلاف فرمان خداوند، عمل نکنم. باید به همین حال باشی تا شب که موقع «محاسبه» است. به این حال باش تا خدای تعالی تو را به صراط مستقیم انسانیت برساند. (ص ۹ و ۱۰ کتاب شرح چهل حدیث امام خمینی رحمه الله) @dohhol