📍چطوری استفاده از گوشی رو مدریت کنیم؟🤔
💡این روزا گوشی به یکی از مهم ترین وسیله های تبدیل شده که ازش استفاده میکنیم،اما دانش آموز ها،مخصوصا کنکوری ها باید استفاده از گوشی و مصرفش رو مدریت کنن.حالا چند تا راهکار برای مدریت گوشی بهتون میگم
🔴گوشی رو کنارت نذار
یکی از مهم ترین و مؤثرترین راه برای کمتر استفاده کردن از گوشی اینه که زمانی که درس میخونیم گوشی رو کنارمون نذاریم چون وقتی گوشی کنارمون باشه سعی میکنیم به بهانه مختلف ازش استفاده کنیم و نمی تونیم به خوبی روی مباحث درسی تمرکز لازم رو داشته باشیم ،و همین باعث میشه مدت زمان زیادی رو صرف گوشی کنیم.
🔴سعی کن استفاده از شبکه های اجتماعی رو کم کنی یا شبکه های اجتماعی رو حذف کنی🙂
برای استفاده از شبکه ای اجتماعی برای خودتون وقت تعیین کنید،این کار خیلی میتونه به مدیریت زمان شما کمک کنه.
یه روش خیلی بهتر که می تونه خیلی مفید و موثر باشه و البته کمی سخت حذف شبکه های اجتماعی هست🙁،از این جهت میگیم سخت که ما به این شبکه های پیام رسان عادت کردیم و به یک نوع وابستگی برامون تبدیل شده،که قطعا ترک یه عادت یا وابستگی زمان زیادی لازم داره.
🔴از اپلیکیشن های ترک گوشی استفاده کن
این اپلیکیشن ها خیلی میتونن به مدریت زمان شما تو استفاده از گوشی کمک کنن،و وقتی که بیش از حد استفاده کنید بهتون هشدار میده.
چند تا از برنامه های ترک گوشی:
📵forest
📵flipd
📵thrive away
📵moment
🔴فرصت هایی رو که برای استفاده از گوشی از دست دادی رو محاسبه کن
اگه اینکارو انجام بدید و تایم بگیرید و ببینید که چقدر زمان به خاطر استفاده از گوشی زمان از دست دادید،و میتونستید از این تایم برای زدن تست و درس خوندن استفاده کنید،براتون یه تلنگر به حساب میآید
#مطلب_درسی📔
༺🦋 ¦⇢@dokhtarane_Mohammadabad
✅۹ تا از زیبا ترین جمله های پائولو کوئیلو:
➖هیچگاه نگذار زخم هایت،تورا به کسی که نیستی تبدیل کند.🙂
➖انسان بایدازگذشته رهاشود و ازمیان راههای که به او پیشنهاد میشود،بهترین را برگزیند.🤩
➖کشتی درساحل بسیارامن تراست،امابرای این ساخته نشده است.😇
➖تنهایک چیزهست که برآورده شدن رویایی راناممکن میسازدوآن،ترس ازشکست است.😌
➖اگردرزمان حال حضورداشته باشی،می توانی آن را بهترکنی و اگرحال را بهترکنی،آنچه از پس آن می آید بهتر خواهد شد.☺️
➖یک کودک میتواند سه چیز را به انسان بالغ بیاموزد: بدون دلیل شاد بودن، همیشه مشغول انجام کاری بودن و اعلام خواسته ی خویش با تمام قوا!😍
༺🦋 ¦⇢@dokhtarane_Mohammadabad
💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍
🤍💚🤍💚🤍💚🤍
💚🤍💚🤍💚🤍
🤍💚🤍💚🤍
💚🤍💚🤍
🤍💚🤍
💚🤍
🤍
✨﷽...✨
#رمان_آدم_و_حوا📖
#قسمت_نود_و_سوم
فتاح – چی شده مهندس ؟
چرا نگرانی ؟
تازه برگشته بود .
و از همون اول حال امیرمهدي رو فهمید .
امیرمهدي نیم نگاهی به طرفم انداخت و جواب داد .
امیرمهدي – چیزي نیست آقا فتاح .
بعد هم براي اینکه آقا فتاح دیگه چیزي نپرسه رو کرد به من .
امیرمهدي – بهتر شدین ؟
نادم از کاري که کرده بودم ، سري تکون دادم .
من – بله .
بهترم .
نباید اون کار رو می کردم .
بنده ي خدا ازم فرار کرد .
چی کار می خواستم بکنم ؟
رفتم و گوشه اي نشستم .
انگار فهمید ناراحتم که اومد و با فاصله ازم نشست .
نه اون حرفی زد و نه من .
امیرمهدي رو نمی دونم تو چه فکري
بود ولی من تموم مدت داشتم فکر می کردم
اگر موفق می شدم کارم رو انجام بدم چی می شد ؟
به چی می رسیدم ؟
نهایتاً درمونده ش می کردم .
بعد چی ؟
به قول امیرمهدي به چه نتیجه اي می رسیدم ؟
نگاهی به ساعت تو مچ دستش انداختم .
تا زمانی که صیغه باطل
می شد ، فقط دو سه دقیقه باقی مونده بود .
عذاب وجدان داشتم .
مادر و پدرم به من اعتماد داشتن ولی اگر
می فهمیدن چه کاري انجام دادم
بازم بهم اعتماد می کردن ؟
یا پویایی که می خواستم بهش جواب بله بدم !
چه فکري پیش خودش می کرد ؟
امیرمهدي راست می گفت .
ما تو شرایط بد و براي کمک به هم
محرم شدیم .
امیرمهدي راست می گفت .
💚🤍💚🤍💚🤍💚
༺🦋 ¦⇢@dokhtarane_Mohammadabad
💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍
🤍💚🤍💚🤍💚🤍
💚🤍💚🤍💚🤍
🤍💚🤍💚🤍
💚🤍💚🤍
🤍💚🤍
💚🤍
🤍
✨﷽...✨
#رمان_آدم_و_حوا📖
#قسمت_نود_و_چهارم
*
چشمام رو باز کردم .
نگاهم نشست رو سقف اتاق دومین بیدار شدنم تو خونه ي خودمون بعد از اون اتفاق .
خونه ي خودمون .
خونه ي امنی که تا قبل از سقوط هواپیما و
گرفتار شدن بین اون حجم ها سنگی بزرگ و
غول پیکر قدرش رو نمی دونستم .
همون خونه اي که دیوارهاش بهترین پناهگاه آدمه .
سقفش مأمن
آرامش و آسایشه .
جایی که با مادر و پدرم بهترین ساعات رو سپري می کنم بدون ترس و واهمه از چیزي .
حتی اگر تو اون ساعت ها حوصله م سر بره .
حتی اگر از بی کاري بارها غر بزنم .
جایی که عطر خوش چاي همیشه دم مادر فضاش رو عطرآگین می کنه .
جایی که وقتی پدر خسته از سر کار بر می گرده ممکنه دستش پر
نباشه ، خسته باشه ؛ ولی در عوض با عشق و مهر توش پا می ذاره و لبریزمون می کنه از حس اطمینان .
اطمینان به اینکه هیچ کس اجازه نداره به این کلبه ي عشق و مهر دست درازي کنه .
جایی که برادر با تموم اذیتاش مهر برادریش رو به چیزي نمی فروشه .
برادري که با شنیدن خبر سقوط هواپیما
ماه عسلش رو نیمه گذاشت و با همسر سرشار از مهرش برگشت .
بلند شدم و روي تخت نشستم .
دو روز قبلش مثل یه فیلم از جلوي چشمام رد شد :
اومدن چند تا دیگه از محلیا و آوردن نون و پنیر محلی که بدجور
به من و امیرمهدي مزه کرد .
بعد هم اومدن هلی کوپتر امداد ، که به خاطر وخیم بودن حال مرد
مجروح اول اون رو اعزام کردن براي
بستري شدن تو بیمارستان .
💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍
༺🦋 ¦⇢@dokhtarane_Mohammadabad
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
«🌿🕊»
الــــو....
میشهگوشۍروبدینامــامرضـــا؟:))😢💛“
🌿¦↫#السلامعلیکیاعلۍابنموسۍالرضآ
🕊¦↫#چهارشنبـههاےامــامرضایـۍ
༺🦋 ¦⇢@dokhtarane_Mohammadabad
🌺⃟⃟🕊
#امامزمانﷺبهشیعیانشمیفرمایند:
اگـر دُعا ڪُنید ، بـَرای دُعایـتــان آمین میگویم
و چِنانچِہ دُعا نڪنید،مَن برایـتــان دُعا میڪنم
بـَرای لغـزشهایٺـان اسٺغفـار میڪنم
وَ حتـۍ بوے شُمـا را دوسٺ دارم:)🥺❤️🩹
🍃°•
أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج•°🍃 °⋅ —————— ⋅ 𔘓 ⋅ —————— ⋅° ✨تعجیـلدرظـهـوروسلامتـۍمولا #پنجصلواٺ🖐 🌾بہرسـموفـاےهرشببخـوانیم #دعایسلامتـۍوفرجحضرٺ📖 ༺🦋 ¦⇢@dokhtarane_Mohammadabad