eitaa logo
『 دختࢪاݩ زینبـے 』
1هزار دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
3.2هزار ویدیو
430 فایل
بسم‌تعالے^^ [شھدآ،مآروبه‌اون‌خلوتتون‌راهےبدین!💔:) ـ خاک‌پاۍنوکراۍمادر! مجنـون‌شده.. عاشق‌اهل‌بیت¡ ‌سایبرۍکانال↯ @sayberi_313 پشت‌جبهہ↯ @jebhe00 متحدمونہ️‌↯ @Nokar759 @Banoyi_dameshgh @mim_mobtalaa کپے! ‌صلوات‌براآقامون‌ ودعابراۍبنده‌حقیر
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
• 💚🌿💚🌿💚🌿💚 • °•○●﷽●○•° ✍️بھ قلمِ |میـم . علےجانپور از آینه یه نگاه به پشت کرد و وقتے دید خواهرش در حال صحبته رو کرد سمتمو گفت :_گوش میدم ! +ببین داداش میخوام رک و پوست کنده همه چیو بهت بگم .. نگام کرد و آروم سرشو تکون داد +من اصرارم برای اینکه خانم جلالے بیان براۍ این بود که میخوام ازشون خواستگارۍ کنم با تعجب بهم نگاه کرد و گفت :_خواستگارۍ ! متوجه نمیشم ¡ کلافه گفتم :+یادته بهت گفتم آقاجون میگه اول باید ازدواج کنے بعد برۍ سوریه ! سر تکون داد که ادامه دادم :+خب من هم جز خانم جلالے هیچ کسے رو نمیشناسم که مناسب ازدواج باشه خواستم امروز بیان تا باهاشون در همین رابطه صحبت کنم .. با تعجب رو برگردوند و به رانندگے ادامه داد ؛ ولے بعد از حدودا ¹⁰ ثانیه برگشت : _میگم مجتبے .. یادته امروز بهت گفتم خواب دیدم ازدواج کردۍ ؟ خندیدمو جواب دادم :+خب آره آخر هم نگفتے کے بودند .. زیر لب گفت :_اگه بگم باور نمیکنے ¡ یگم صداشو بلندتر کرد و ادامه داد :_همین خانم جلالے .. خشکم زد ، یعنے واقعا اشکالے درش وجود نداشت که قبل اینکه با خوانواده‌اش صحبت کنم با خودشون حرف بزنم ؟.. با صداۍ نسبتا بلندۍ گفتم :+واقعاا؟ که حیدر با چشم و ابرو به پشت اشاره کرد ساکت شدم که آیـه خانم گفت :_داداش اتفاقے افتاده ؟ بدون اینکه به پشت برگرده گفت :_نه چیزۍ نیست و بعد بدون هیچ حرفے به راهش ادامه داد به حیدر گفته بودم بریم هر کجایے که خودت دوست دارۍ اونم خندید و در جواب گفت خب پس حالا خوب شد ببرمت یه جایے که همه پولاتو خرج کنے فقط بخاطر غذا دادن ما .. خندیدمو سرمو چسبوندم به شیشه , نمیدونم چرا چرا چشام داشت گرم میشد که ماشین وایستاد . یه نگاهے کردم دم یه خونه وایستادیم که فکر کنم خونه خانم جلالے بود .. استرس افتاد به جونم دلشوره داشتم فکر میکردم کارم اشتباهه ولے من جز اینکار هیچ راه دیگه‌اۍ به ذهنم نمیرسه از ماشین پیاده شدم که دروازه‌اشون باز شد ، سرم پایین بود در رو که بست با دیدنم سر به زیر سلام کرد که جوابشون رو دادم با دست به ماشین اشاره کردم و گفتم :+بفرمایید ل... ادامـه داࢪد ... ڪپـے بـھ هـࢪ نحـوۍ ممنـوع و پیگـࢪد قـانونـے داࢪد ❌ پـرش به پـارت اول ↯ http://eitaa.com/dokhtaranzeinabi00/23825 لینـک کانـالمونِ ↯ https://eitaa.com/joinchat/3764518990C8dcd051ac8 • 💚🌿💚🌿💚🌿 •
سلام قشنگا آدینه تون پر نور🌈
به رسم هر روز 🌱🧡
سلام امام زمانم صبحت بخیر چقد خوبه که شمارو داریم آقاجانم♡
『 دختࢪاݩ زینبـے 』
به رسم هر روز #خدایاشکرت🌱🧡
خدایاشکرت که تورو داریم♥️ عاشقتم خدااااااا‌‌‌...
خدایاشکرت که مهربونی☺️ خدایاشکرت که کمک مون میکنی!
خدایاشکرت که سالمیم و داریم‌ نفس میکشیم😌
خدایاشکرت که اجازه دادی امروز رو هم زندگی کنیم😍
خدایاشکرت که امامِ حی و حاضر داریم😍 خدایاشکرت که امام مهدی(علیه السلام) داریم♥️
. میبینی ؟ باز خوشحالم عزیزا نباشن تو هستی .. اگه اذیتت نمیکنه ، خیلی درد و دل دارم برات 💔! دعوت کن بیام حرمت سیر برات بمیرم :) . قرار بود یا منو ببری پیش خودت یا ببری حرمت یادت که نرفته؟ 💔 اصن به همین دلیله که نشد شبا درست بخوابیم 💔:) . کمک کن کسیو نداریم ... نداره ... تو فقط میتونی به داد ما برسی 💔:) . کسیو دیگه ندارم که بهش رو بزنم 💔