رگ حیات منی و مقابل چشمَم
تورا چهل نفری ، در حیاط خانه زدند ..
قرار شد به همه نوبت زدن برسد
به صف شدند و تورا دانه دانه دانه زدند ..
برای صورت تو باد هم ضرر دارد ..
چگونه بر گل روی تو تازیانه زدند ؟ :)
همه زدند ؛ ولیکن مغیره و قنفذ
به بازوان تو شلاق ِوحشیانه زدند ..
و خون ِمانده روی درب خانه یعنی که
پیام تسلیتی را به درب خانه زدند ..
دلم گرفت ، شنیدم پس از عیادت تو
زمان مرگ تورا پیش هم گمانه زدند .. 💔
در این سه ماهه به جای تو ، موی زینب را
حسن به گریه و حسینت به آه شانه زدند ..