eitaa logo
دوستان شهدای اسلام
198 دنبال‌کننده
6.8هزار عکس
5.9هزار ویدیو
51 فایل
آی دی مدیر: @khadem1212 هر گونه انتقادت و پیشنهادات خود را با بنده در میان بگذارید
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از دشت جنون 🇵🇸
🌹🍃🌹🍃🌹🍃 💎 نعمت های فراموش شده 💎 💐 با چند نفر از دوستان به آسایشگاه جانبازان رفتیم. خواستیم وارد شویم که نگهبان دم در گفت: ایام عید است همه رفته اند، هیچ کس نیست جز یک نفر. گفتم: به همان یک نفر سر می زنیم. 🌷 وارد اتاقی شدیم. روی تخت، آقایی روی شکمش خوابیده بود، ما را دید ولی از جایش تکان نخورد. بعد از سلام گفت: معذرت می خواهم من فقط به این حالت می توانم بخوابم. بعد هم با خنده گفت: دلم برای غلت خوردن در خواب تنگ شده است. 🌹 مدتی با او صحبت کردیم، من خیلی آرام به او گفتم: از خدا شکایتی نداری؟ لبخندی زد و گفت: خدا خیلی خوبه. من آدرس یکی از رفقا را می دهم او را که ببینی متوجه می شوی من غرق نعمتم. از او خداحافظی کردیم و به آدرسی که داده بود رفتیم. جانبازی بود از گردن به پایین قطع نخاع، با مادرش زندگی می کرد، و مادر پرستاری او را با عشق و محبت مادری به عهده گرفته بود. 🌻 بدن جانباز هیچ حسی نداشت و پف کرده بود. مشغول صحبت با او و خاطراتش بودیم که مادرش را صدا زد و گفت: مادر! صورتم می خارد زحمتش را بکش. مادر صورت پسرش را بوسید و شروع کرد به خاراندن. من آنجا به این نعمت پی بردم. مادر به آشپزخانه رفت. 🌼 من پرسیدم: شما به چه چیزی علاقه دارید؟ گفت: به مطالعه. گفتم: چه کتاب هایی می خوانی؟ گفت: من کتاب نمی خوانم. با تعجب پرسیدم: مگر علاقه نداری؟ پس چرا نمی خوانی؟ گفت: من نمی توانم صفحات کتاب را ورق بزنم. 🌸 اینجا بود که متوجه شدم اینکه می توانم صفحات کتاب را ورق بزنم یکی از نعمت های خداست. از او نیز پرسیدم: از خدا شکایت نداری؟ اشک در چشمانش جمع شد و خیلی آرام گفت: خدا خیلی خوبه. من که طلبکارش نبودم، می دانی چه نعمت هایی به من داده همین که اجازه می دهد صدایش کنم، رو به سمت خانه اش بنشینم و با او راز و نیاز کنم بزرگترین نعمت است. 🌺 مادرش با سینی چای وارد شد و در همان حال گفت: نمی دانید نیمه شب ها چه هایی می خواند، چه اشک هایی می ریزد …. به خانه آمدم فکرم خیلی مشغول بود. تلفن زنگ زد، گوشی را برداشتم. یکی از رفقا بود می گفت: دختر همسایه مان آلرژی دارد، دکتر خوب سراغ داری؟ گفتم: به چه حساسیت دارد؟ گفت: به نان. خندیدم و گفتم: یعنی چه؟ گفت: هر وقت نان می خورد تشنج می کند؛ برای همین، نُه سال می شود لب به نان نزده است. ✨ مادرش می گوید: ظهر برنج، شب برنج، فقط همین. حالا شما دکتر سراغ نداری؟ گفتم: نه، و روی زمین نشستم، که یک دفعه یادم آمد، چند شب پیش، اخبار تلویزیون از پسری نوجوان گزارشی تهیه کرده بود که سال ها می شد این پسر، چند ماه پشت سر هم خوابش نمی برد و بعد چند هفته می خوابید و به همین خاطر از زندگی روزمره عقب افتاده بود. 📚اصغر آیتی و حسن محمودی ؛ پر پرواز ؛ ص ۲۳ @dashtejonoon1 ┈••✾•🕊🌺🕊•✾••┈
هدایت شده از دشت جنون 🇵🇸
هدایت شده از دشت جنون 🇵🇸
ما بچه که بوديم، بابا يادمان داده بود که در مدرسه هر کس پرسيد پدرتان چه کاره است، بگوييد کارمند دولت. کسي واقعاً‌نمي‌دانست پدر ما سپاهي هست؛ فرمانده هست. الحمدالله در خانه هم يک طوري برخورد مي‌کرد که حالا ما فکر نکنيم خبري هست! خودش عميقاً به اين قائل بود که اينها همه‌اش يک لحظه است؛ امروز هست و فردا نيست. اصلاً پست و مقام و درجه و جايگاهي که داشت حقيقتاً برايش بي‌ارزش بود. يادم هست هفته‌هاي آخر منتهي به شهادت ايشان بود. کمي مريض احوال و سرماخورده بودند. رفتند وسط هال و يک کاغذ A4 گذاشتند زيرپايشان. من و سعيد و مادرم را هم صدا کردند. گفتند پست و مقام براي من، مثل اين کاغذ مي‌ماند، نه وجودش، من را بالا برده و نه بعداً‌ اگر از زير پايم کشيده شود، زمين مي‌خورم. کشيدنش و وجودش برايم هيچ فرقي ندارد. شما هم طوري زندگي کنيدکه مقام برايتان اينطوري باشد. راوی: محمد مهدی کاظمی 🌷🕊💐🕊💐🕊🌷 @dashtejonoon1 🌷🕊💐🕊💐🕊🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_5969968334865695946.mp3
7.3M
یا #امام_رضا هوایی مشهد توام محمدحسین پویانفر ┏━🌹🏴🌴🏴🌹━┓ 🌴@Rahe_beheshti 🌴
هدایت شده از .𝓡𝓔𝓨𝓗𝓐𝓝𝓔.
✍استاد فاطمی نیا : مشاجره ها و نزاع ها، نور باطن را خاموش می کند . بسیاری از بی حالی ها و عدم نشاط ها به جهت مشاجرات و درگیری های لفظی است. کم منزلی داریم که در آن پرخاش و تندی نباشد! روزی چند تا پرخاش باشد، برکات را از منزل می برد. حتی اگر حق هم با تو بود ، در امور جزئی و شخصی مشاجره نکن ، چون کدورت می آورد. مرحوم علامه جعفری از صاحب دلی نقل کرد : در موضوعی که گمان می کردم حق با من است ، داشتم با همسرم مشاجره می کردم؛ ناگهان صورت باطنی غضبم را نشانم دادند ! بسیار کریه و زشت بود! آن صورت نزدیکم آمد و گفت : ای کثیف! ساکت شو! همین که متنبه شدم فوراً دست همسرم را بوسیدم و عذرخواهی کردم! 📚برگرفته از سخنان استاد فاطمی نیا. #تلنگر #سبک_زندگی 🌺🍃 #کانال_کافه_آرامش 🏴🏴✨ @kafearamessh
هدایت شده از پروانه های وصال
🌷امام رضا ع فرمودند: 🌷 ۳ چیزرارعایت کن تاعاقبت به خیر شوی: 🌷۱.با نعمت‌های خداوندگناه نکن 🌷۲.به حلم و صبر خدا بر خودت مغرور نشو 🌷۳. هر که از ما یاد می‌کند و یا ادعای دوستی ما را دارد، احترام و تکریم کن عیون اخبار الرضا ج۱ ص ۳۰ ح ۸ 💕💕💕
هدایت شده از پروانه های وصال
1_117707423.mp3
4.95M
▪️اگه همه رهام کنن غمی ندارم همه ردم کنن امام رضا رو دارم ❤️ 😔
هدایت شده از محمد حسین
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺 🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃 ﷽ 🍃🍂🌺🍃 🌺 مسافری که اجل گشت همسفرش سفر رسیده به پایان در آخر صفرش هنوز آید از آن حجره ی غریب به گوش صدای ناله ی آهسته ی پسر پسرش چه خوب اجر رسالت به مصطفی دادند که پاره ی جگرش، پاره پاره شد چگرش اگر چه کار گذشته، اجل شتاب مکن جواد آمده از ره به دیدن پدرش ز اشک های جوادالائمه پیدا بود که شسته دست دگر از جهان محتضرش پسر به صورت بابا نهاد صورت خویش پدر گرفت به زحمت سرشک از بصرش غلامرضا_سازگار صلوات ╔ ✾ ✾ ✾ ════════╗ @manbaybinahayat ╚════════ ✾ ✾ ✾ ╝ 🌺 🍃🍂🌺🍃 🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃 ✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
هدایت شده از آزاده باش
15.95M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔶 شرح حدیثی مهم از حضرت محمد صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله توسط رهبر انقلاب