eitaa logo
دوستداران ولایت
769 دنبال‌کننده
12.1هزار عکس
8.8هزار ویدیو
37 فایل
صرفا جهت روشنگری،جهاد تبیین،بصیرت وآگاهی از برنامه های دشمن جهت آمادگی وتوانایی کافی درمقابله بانقشه های دشمنان دوستان عزیز،تبلیغات ارسال لینک ضدنظام وغیراخلاقی ممنوع می‌باشد کپی آزاد به شرط صلوات برمحمدو آل محمد(ص) لینک کانال @doostdaranvelayat
مشاهده در ایتا
دانلود
نادر دستور داد توپخانه ایران دقیقا بر روی یک نقطه از دژ گنجه مستقر شده و همان نقطه را بکوبد در نتیجه در همان روز اول بیش از هفتصد سرباز محافظ دشمن از پای درآمدند ولی فرمانده دژ گنجه دستور می داد حتی بر روی پیکرهای بیجان سربازان کشته شده سنگ و گل و ساروج بریزند و شکاف های ایجاد شده را پر کنند شاهزاده گولیتسین که همراه نادر بود پیشنهاد کرد که نادر از توپخانه پیشرفته روسها که بسیار بزرگ و دوربرد است استفاده نماید نادرپذیرفت وی که همه فرمانداران روس موظف به اجرای فرامین او بودند نامه ای به نزدیک ترین پادگان روسها نوشت و درخواست ارسال پانزده توپ نیرومند و سنگین نمود با اینکه هوا بسیار سرد شده بود ولی نادر دست از محاصره نمی کشید و بدون توقف دستور شلیک توپخانه به دیواره های مستحکم دژ گنجه را صادر می کرد پس از مدت کوتاهی توپخانه روسها رسید و شلیک توپخانه روسها نیز نتوانست دژ گنجه را تخریب و یا رخنه قابل توجهی در آن ایجاد نماید نادر که مرد یک جا ماندن نبود محاصره دژ را به یکی از سردارانش سپرد و خود با نیمی از سپاهیانش در آن سرمای سخت به سوی شهر شماخی حرکت کرد پس از رسیدن به آنجا دستور کوچ ساکنان را صادر کرد و سپس دستور داد شهر ویران و با خاک یکسان شود زیرا معتقد بود موقعیت شهر طوری است که هر زمانی می تواندباعث طمع بیگانگان و دردسر سپاهیان ایران شود نادر سپس با بهره گیری از اسرای عثمانی شهر تازه ای بنام آق سود در آن حوالی ساخت و ساکنان شماخی را در آن سکنی داد در این زمان به نادر خبر دادند عبداله پاشا با سپاهی گِران شامل سی هزار پیاده و پنجاه هزار سواره به تفلیس (پایتخت فعلی گرجستان) آمده و قصد دارد پس از سرمای قفقاز به ایران حمله کند همه نیروهای نادر بیش از پنجاه و پنج هزار سرباز که آن هم در مناطق مختلف قفقاز بطور پراکنده مستقر بودند نبود و سپاهیانی هم که مستقیما همراه و زیر نظر نادر بودند نیز بیش از هجده هزار نفر نبود خبر ورود هشتاد هزار سپاهی ترک به تفلیس که با ده هزار نیروی مستقر در دژ تفلیس بالغ بر نود هزار می شد برای نادر خبر بسیار ناخوشایندی بود زیرا یکی از سرداران نادر بنام صفی خان بغایری ، با پانزده هزار نیرو برای محاصره دژ تفلیس در حال رسیدن به آنجا بود و چنانچه عبداله پاشا از تعداد نیروهای اعزامی به تفلیس آگاهی می یافت قتل عام  نیروهای صفی خان تا آخرین نفر قطعی بود لذا نادر در آن سرمای سخت دستور حرکت به سوی تفلیس را صادر کرد یکی از عادتهای نادر که همیشه منجر به غافلگیری دشمنان می شد این بود که از بین چند مسیر همیشه سخت ترین و ناهموارترین راهها را برای رسیدن به دشمن انتخاب می کرد لذا نادر دستور حرکت سریع سپاه خود آن هم از دشوارترین مسیر را صادر و به کمک صفی خان بغایری شتافت و پس از مدت کوتاهی به وی ملحق شده و دور تا دور تفلیس را به محاصره درآورد پس از محاصره تفلیس با توجه به اینکه عبداله پاشا در دژ شهر سنگر گرفته بود نادر که توپخانه ای نیز با خود نیاورده بود ادامه محاصره شهر را صلاح ندید و دستور داد که تمامی نیروهای ایران بسوی دژ ایروان (پایتخت فعلی ارمنستان) که استحکام دژهای گنجه و تفلیس را نداشت تاخته تا ضمن اینکه آنجا را از چنگ عثمانیان خارج نماید عبداله پاشا را مجبور به مداخله و جلوگیری از سپاهیان ایران نماید حیله و ترفند نادر موثر افتاد و عبداله پاشا که شنید نادر بسوی ایروان حرکت کرده چون میدانست که شهر ایروان تاب مقاومت در برابر سپاه ایران را ندارد ناچار شد برای نجات ایروان نیروهای خود را از تفلیس خارج و مستفیما با نادر به مقابله بپردازد نادر فورا با چند پیک تندرو آنها را به شهرهای مختلف قفقاز که نیروهای ایران سرگرم محاصره آنها بودند فرستاد و فرمان داد برای مقابله با عبداله پاشا به سپاه اصلی نادر بپیوندند نیروهای عبداله پاشا و نادر در ده کیلومتری آق کندی به یکدیگر رسیدند و در مقابل هم اردو زدند نادر قبل از اینکه به آق کندی برسد دستور داده بود پنج هزار نفر از سواران سپاهش در نقطه ای دور از اردو و میدان جنگ در نقطه ای کوهستانی که مشرف به میدان جنگ بود پنهان شوند و بدون اینکه صدائی از آنان بلند شود و یا تحرکی از آنان سربزند فقط منتظر علامت و دستور نادر باشند تا وارد میدان جنگ شوند بامداد روز جنگ نیروهای ترک مانند مور و ملخ به سپاهیان ایران تاختند جنگی هراس آور و بی رحمانه در گرفت ،نادر مانند همیشه تبرزین کشان وسط میدان با رشادتی بی نظیر بدون ترس از مرگ می جنگید و سپاهیان ایران نیز با سرسختی تمام تاخت و تاز همه جانبه ترک ها را تحمل می کردند عبداله پاشا که از زیادی نفرات خود که بیش از دو برابر نیروهای ایران بودند غرّه شد و با دلگرمی به توپچیان فرمان شلیک صادر کرد دوستداران ولایت