eitaa logo
زندگی در فرهنگ
473 دنبال‌کننده
877 عکس
199 ویدیو
46 فایل
▫️پژوهشگر میان‌رشته‌ای اقتصاد و سیاست‌گذاری فرهنگی ▫️نویسنده‌ی کتاب‌های «زندگی در فرهنگ»، «چندی و چونی بلاک‌چین»،‌ «دوران جدید عالم» و چند عنوان دیگر ▫️راه ارتباطی: @Ashirii
مشاهده در ایتا
دانلود
🟠 سمینار مجازی 💠 ایده‌ی ایران آینده و ناموس پول ملّی با ارائه: دکتر سعید اشیری پژوهشگر اقتصاد فرهنگی 📆 دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ساعت ۱۹:۳۰ این سمینار به صورت برخط در کانال «زندگی در فرهنگ» و در گروه بله «اندیشکده ایران آینده» ارائه خواهد شد
🔸دانشجویی مسئله یابی است🔸 ▫️دانشجویی نوشت: فضای دانشگاه از ضعف و فقر شدید موضوع های پژوهشی ناب، عینی، نوآورانه و مسأله محور رنج میبره. ▪️نوشتم: فضای کنشگاه زندگی پر است از موضوع های پژوهشی ناب، عینی، نواندیشانه و مسئله مند که دانشجویان نمی بییند ▫️دانشجوی دیگری نوشت: 👌 کاملا درسته، ولی به نظر میرسه دانشگاهی مثل باقرالعلوم ع که داعیه دار پیشگامی در علوم انسانی اسلامی هست و باید هم باشد، باید برای هر رشته نظام مسائل دقیق و جامع از همین موضوعات ناب جاری در زندگی، داشته باشد. توقع زیادی نیست! ◾️نوشتم: دانشگاه دانشگاه است نه پژوهشگاه. دانشجویی یعنی مسئله یابی و مسئله مندی و تولید دانش. اینکه برای هر رشته نظام مسائل دقیق و جامع از همین موضوعات ناب جاری در زندگی، داشته باشد و به هر دانشجو یکی را بدهد کار کند، خلاف دانشجویی است. مسئله یابی توقع زیادی نیست ▫️دیگری هم نوشت: کلام شما متین؛ اما نقش استاد در این میان چیست؟ اگر دانشجو نمیبیند استاد وظیفه دارد نگاه او را نسبت به مسئله ها و نامسئله ها بگشاید. اگر دانشجویی یعنی مسئله یابی، استادی هم یعنی پرورش دانشجویی که این ویژگی مذکور را داشته باشد. ▪️نوشتم: درسته استادی یعنی دانشگری و دانش یاری یعنی پرورش دانش جویی و هنر مسئله یابی. من دانش آموزم نه استاد اما بگذارید خاطره ای از تجربه زیسته ام نقل کنم ادامه....👇 @hamshenasi
🔸دانشجویی مسئله یابی است🔸 یکبار در اتاقم نشسته بودم. در باز بود یکی از دانشجویان با چهره‌ای که هم خستگی در آن بود هم عجله و هم کلافگی وارد شد با پسربچه‌ای حدوداً 2 ساله که در آغوش داشت موهای پیچ پیچ کودک با چشمان کنجکاو، و آن انرژی ریز و درشتی که در بچه‌های این سن، شبیه یک گردباد کوچک است. نشست روی صندلی با بچه در بغل شروع کرد گله کردن که استاد من مادر شاغل تمام وقت هستم واحدهای اموزشی ام تمام شده اما موضوع پیدا نمی کنم برای پایان نامه، چه کنم؟ خواستم چیزی بگم که کیفش را زمین گذاشت اخه پسرش شروع کرد به وول خوردن. انگار صندلی، آغوش مادر، و حتی اتاق بی‌سروصدای من، همگی برایش زندان بودند. ▪️گفتم : دانشجویی یعنی مسئله جویی و مسئله یابی جهان زندگی ما پر است از مسائل، اصلا زندگی سراسر حل مسئله است اما ذهن مادر جای دیگری بود و این حرف ها فیلسوفانه را فقط می شنید. ▫️با ناامیدی گفت: استاد... سنواتم داره تمام میشه به هر موضوعی که فکر می‌کنم، یا تکراری است یا به دلم نمی‌نشیند. با استادها هم که صحبت کردم، کسی به من موضوع نمی دهد! ▪️گفتم مگه کسی باید به دانشجو مسئله بده؟ مسئله یابی مگه سخته؟ حواسش به بچه بود اخه گردباد کوچک شروع میشد به حرکت. اول فقط یک نق کوتاه. سپس پیچش در بدن. بعد دست زدن به همه چیز. مادردانشجو هم سعی کرد حواسش را پرت کند مامان ببین این چیه؟ ... کودک نگاهی می کرد فقط دو ثانیه تحمل داشت. بعد دوباره نق، اینبار بلندتر. دیدم کیف را باز کرد. آرام، اما با سرعتی که انگار این کار را صدها بار تکرار کرده، گوشی را بیرون آورد. قفل صفحه را باز کرد. بدون اینکه حتی از من بپرسد اجازه هست؟ رو به کودک گفت مامان بیا، فقط... نمایشگر رنگی شد. و کودک در کمتر از سه ثانیه، ساکت شد. آرام. راستش را بخواهید «رام» شد. مثل اینکه کسی کلید خاموش شدن مغزش را پیدا کرده باشد. عضلاتش شل شد. خیره شد به صفحه. دهانش نیمه‌باز ماند. دستش رفت سمت گوشی اما نه برای پس زدن، برای محکم‌تر گرفتن. پس از آن لحظه کوتاه، دانشجو مادر توانست نفس بکشد. ▫️ سرش را بلند کرد و گفت: گفتم که... مشکل من چیه استاد؟ با این وضع چطور مسئله پیدا کنم ▪️گفتم: بله زندگی پر از مسئله است فقط چند ثانیه به همین صحنه دوباره نگاه کنیم البته با حساسیت نظری الان دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟ ▫️مادر دانشجو خنده تلخی زد و گفت: همیشه همینطوره. بی‌تابی می‌کنه، گوشی می‌دم دستش، ساکت می‌شه. نمی‌دونم خوبه یا بده. می‌دونم. احتمالاً خوب نیست. ولی چاره چیه؟ منتها الان بحث من و شما سر موضوع پایان‌نامه‌ست. به نظر شما من که حتی برای چند دقیقه حرف زدن هم نمی‌تونم بدون گوشی باهاش بنشینم، چطور می‌تونم یک مسئله یابی کنم؟ نگاهش پر از تضاد بود از سویی مادری که می‌خواست بهترین را برای فرزند، از سوی دیگر دانشجویی که زیر فشار اتمام سنوات تحصیل، داشت موضوع یابی می کرد. ▪️گفتم شما در همین صحنه الان دقیقاً در مرکز یک مسئله مهم قرار داری. اسمش را می توان گذاشت دایه گری دیجیتال. یعنی وقتی که دستگاه دیجیتال، جای تعامل انسانی تو با فرزند را می‌گیرد. نه به عنوان ابزار آموزشی، نه به عنوان تفریح مشارکتی، بلکه به عنوان واکنشی درمانده‌وار به بی‌تابی کودک برای اینکه تو فقط چند دقیقه آزادی داشته باشی. ▫️گفت: یعنی این میشه موضوع پایان‌نامه؟! این که... خیلی ساده است. توی هر خانه‌ای که بچه کوچیک دو سال داره، این صحنه را می‌بینی. ▪️گفتم: دقیقاً. و همین سادگیِ ظاهری، فریبنده است. بگذار چند سؤال ازت بپرسم آیا می‌دانی وقتی هر بار به جای حرف زدن، گوشی را می‌دهی دستش، چه اتفاقی برای طناب دلبستگیِ بین شما می‌افتد؟ آیا می‌دانی مادران شاغل تحصیلات‌تکمیلی، سه‌برابر دیگر مادران از گوشی برای رام کردن استفاده می‌کنند؟ دانشجو تاملی کرد. کودک همچنان غرق در گوشی بود. که از دستش افتاد..... منتظر دریافت دوباره بود اما اینبار مادر سریع او را بغل کرد... ▫️گفت: آها مسئله خودِ همین لحظه‌ست؟ ▪️گفتم: بله. همان لحظه‌ای که تو فکر می‌کنی داری فقط بچه رو ساکت می‌کنی، در واقع داری به یک الگوی والدگری در عصر دیجیتال را شکل می‌دهی که اسمش را می‌گذارند دایه گری دیجیتال. ▫️برخاست. خداحافظی کرد که برود. اما وقتی در را باز می‌کرد، برگشت گفت: «استاد... شما که گفتید دایه‌گری دیجیتال؛ یعنی همون موقع مادری نمی‌کنم؟!، خب بگیم مادری دیجیتال درست؟ ▪️گفتم: انتقادی است. تو و بسیاری مادران این الگو را هر روز، تکرار می‌کنی. این یعنی واگذاریِ خاموشِ مادری به یک دستگاه. دایه‌گری دیجیتال یعنی والدین عامدانه از صحنه خارج می‌شوند. دستگاه، جانشین حضور انسانی می‌گردد. این کار، شبیه به رفتار کسی است که کودک را به دایه می‌سپارد و می‌رود. کودک امروز با دایه دیجیتال در یتیم خانه مدرن(مهد کودک) بزرگ می شود. به نظرم مسئله بلکه راز همین لحظه ها است. @hamshenasi
زندگی در فرهنگ
🟠 سمینار مجازی 💠 ایده‌ی ایران آینده و ناموس پول ملّی با ارائه: دکتر سعید اشیری پژوهشگر اقتصاد فر
شروع ارائه‌ی بحث: ایده‌ی ایران آینده و ناموس پول ملّی ده گزاره برای فهم ماهیّت پول و آینده‌ی ایران سعید اشیری
voice(2).ogg
زمان: حجم: 477.9K
«پول، تعیّن فرهنگ است»
voice(4).ogg
زمان: حجم: 895.4K
گزاره‌ی دوم: «پول، فناوری اجتماعی است»
voice(5).ogg
زمان: حجم: 979.2K
گزاره‌ی سوم: «پول، فناوری تبدیل کیفیّت به کمّیّت است»
voice(6).ogg
زمان: حجم: 491.7K
گزاره‌ی چهارم: «پول، زبان ارزش است»
voice(7).ogg
زمان: حجم: 1.2M
گزاره‌ی پنجم: «پول، فناوری تحقق عدالت در جامعه است»