eitaa logo
زندگی در فرهنگ
476 دنبال‌کننده
881 عکس
202 ویدیو
47 فایل
▫️پژوهشگر میان‌رشته‌ای اقتصاد و سیاست‌گذاری فرهنگی ▫️نویسنده‌ی کتاب‌های «زندگی در فرهنگ»، «چندی و چونی بلاک‌چین»،‌ «دوران جدید عالم» و چند عنوان دیگر ▫️راه ارتباطی: @Ashirii
مشاهده در ایتا
دانلود
زندگی در فرهنگ
📝 مراقبت از گوشهایمان که پنجره مغز و قلب است در مقابل رسانه‌های تحت حمایت دشمن یا همسوی با ایشان امر
دکتر مرندی: اگر هنوز کسی هست که روایتهای ترامپ درباره ی ایران را باور میکند ، او به طور اصلاح ناپذیری «ساده‌لوح است.» در راستای جمله‌ای که کانال رهبری منتشر کرد.
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنان رهبر شهید درباره‌ی‌ سرنوشت کوتاه آمدن در برابر آمریکا 🌐@drAshiri
روایت نفتالی بنت، نخست‌وزیر پیشین رژیم صهیونی از اوضاع جدید جبهه‌ی جنوب لبنان
زندگی در فرهنگ
روایت نفتالی بنت، نخست‌وزیر پیشین رژیم صهیونی از اوضاع جدید جبهه‌ی جنوب لبنان
«من تا ساعت ۲ بامداد با سربازان و فرماندهانی که در حال حاضر در لبنان هستند یا در ۲۴ ساعت گذشته آنجا را ترک کرده‌اند صحبت کردم و این‌ها حقایق میدانی هستند: سربازان می‌توانند شاهد استقرار مجدد مواضع، تعمیر زیرساخت‌ها، تجدید تسلیحات و از سرگیری عملیات توسط عوامل حزب‌الله باشند، اما نیروهای ما اجازه ندارند به سمت آنها آتش بگشایند. آنها می‌توانند عاملانی را ببینند که سربازان ارتش اسرائیل را با دوربین دوچشمی رصد می‌کنند و اجازه تیراندازی ندارند. تصمیماتی که زمانی توسط فرمانده یک گروهان در زمین گرفته می‌شد، اکنون نیاز به تأیید یک سرلشکر دارد. به دلیل این بوروکراسی، حتی وقتی یک جنگنده در حال دویدن از جایی به جای دیگر با موشک دوش‌پرتاب دیده می‌شود، او از بین نمی‌رود زیرا تا زمانی که تأییدیه برسد، او از قبل ناپدید شده است. دشمن این محدودیت‌ها را درک می‌کند و از آنها برای بازسازی سریع حضور خود سوءاستفاده می‌کند و جان سربازان ما را در معرض خطر قرار می‌دهد. هواپیماهای نیروی هوایی اسرائیل کاملاً از کار افتاده‌اند. حوادثی مربوط به سربازان زخمی رخ داده است که نیاز به تخلیه تحت آتش سنگین پوششی داشته‌اند. از پشتیبانی آتش گسترده استفاده نشده است. در طول آن تخلیه‌ها، که منجر به آسیب به نیروهای ما شد. وقتی بنیامین نتانیاهو و اسرائیل کاتز دیشب ساعت ۱۱ شب اعلام کردند که ارتش اسرائیل در لبنان آزادی عمل دارد، حقیقت را نگفتند. این درست نیست. حقیقت این است که پسران ما در لبنان دست‌هایشان بسته است. وضعیت فعلی در این زمینه همین است. این سهل‌انگاری است. شما نمی‌توانید پسران ما را با دست‌های بسته به رویارویی با رزمندگان حزب‌الله بفرستید. دست‌های سربازان ما را همین الان، همین لحظه، باز کنید. 🌐@drAshiri
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴روایت یک خانم حاضر در تجمعات انقلابی این شبها: خواب آقا رو دیدم، گفتن ببخشید اگر به خاطر من حرف میخوری؛ باحجاب شدم. اگر یک نفر را به او وصل کردی برای سپاهش تو سردار یاری...
ما هیچ اعتمادی به حرف‌های ترامپ نداریم و مسئولان کشورمان را معتمد دانسته‌ایم اما مهم است که بدانیم دشمن ما چه می‌گوید و چه ادعاهای گزافی را طرح می‌کند:
زندگی در فرهنگ
ما هیچ اعتمادی به حرف‌های ترامپ نداریم و مسئولان کشورمان را معتمد دانسته‌ایم اما مهم است که بدانیم د
ترجمه‌ی کامل (توسط هوش مصنوعی): با وجود اعتراض‌ها و ادعاهای خلاف واقع آنان، همراه با هیاهوی مداوم «رسانه‌های جعلی» که هر کاری می‌کنند تا پیروزی آمریکا را تا حد امکان کوچک و بی‌اهمیت جلوه دهند، ایران به‌طور کامل و تمام‌عیار با بازرسی‌های هسته‌ای در بالاترین سطح، برای آینده‌ای طولانی‌مدت (تا بی‌نهایت!!!) موافقت کرده است. این امر «صداقت هسته‌ای» را تضمین خواهد کرد. اگر آنان با این موضوع موافقت نمی‌کردند، هیچ مذاکره دیگری در کار نبود! بر پایه این موضوع و دیگر امتیازهای عمده‌ای که ایران می‌دهد، من موافقت کرده‌ام که تنگه هرمز باز بماند و دیگر محاصره دریایی‌ای وجود نداشته باشد. با این حال، همه کشتی‌ها در جای خود باقی می‌مانند تا در صورت ضرورت، محاصره دوباره برقرار شود؛ امری که در این مقطع بسیار بعید به نظر می‌رسد. پول و/یا رفع تحریم‌هایی که وزارت خزانه‌داری آمریکا آزاد می‌کند، به حساب امانی واریز خواهد شد؛ حسابی که تحت کنترل آمریکا است و صرفاً برای خرید مواد غذایی و تجهیزات پزشکی، آن هم منحصراً از ایالات متحده، از جمله ذرت، گندم و سویا از کشاورزان بزرگ آمریکایی ما، مصرف خواهد شد. این‌ها چیزهایی هستند که ایران به‌شدت به آن‌ها نیاز دارد. این یک بحران انسانی است و من احساس می‌کنم لازم است اکنون، پیش از آنکه خیلی دیر شود، کمک کنم. مذاکرات به‌خوبی پیش می‌رود! از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم. رئیس‌جمهور دونالد جی. ترامپ
آل‌بویه و عزاداری عاشورا: زمانی که سوگ کربلا وارد عرصه عمومی شد حسین قتیب ۱ در تاریخ تشیع، کمتر رویدادی را می‌توان یافت که به اندازه عزاداری عاشورا در دوره آل‌بویه بر شکل‌گیری هویت شیعی تأثیر گذاشته باشد. با این حال، برخلاف تصور رایج، اهمیت آل‌بویه در این نیست که عزاداری برای امام حسین را بنیان گذاشتند. شیعیان از همان سده‌های نخست اسلامی یاد کربلا را زنده نگاه داشته بودند، به زیارت قبر حسین بن علی می‌رفتند، مرثیه می‌خواندند و مصائب عاشورا را روایت می‌کردند. اهمیت آل‌بویه در آن است که برای نخستین بار این حافظه مذهبی را از حوزه خصوصی و محافل محدود شیعی به فضای عمومی شهر منتقل کردند. این تحول در شرایطی رخ داد که تنها بیست‌وسه سال از آغاز غیبت کبری گذشته بود. امام حسن عسکری در سال ۲۶۰ هجری قمری شهید شد و غیبت کبری در سال ۳۲۹ هجری آغاز شد. در این فاصله، جامعه شیعه با مسئله‌ای اساسی روبه‌رو بود: چگونه می‌توان هویت جمعی را در غیاب امام حاضر حفظ کرد؟ در چنین فضایی، مناسک و آیین‌ها اهمیت فزاینده‌ای یافتند و به تدریج نقش سیاسی و اجتماعی پیدا کردند. ورود احمد بن بویه، معروف به معزالدوله، به بغداد در سال ۳۳۴ هجری نقطه عطفی در این روند بود. برای نخستین بار پس از قرن‌ها، قدرت واقعی در پایتخت خلافت عباسی در دست یک خاندان شیعی ایرانی قرار گرفت. برای فهم اهمیت آل‌بویه در تاریخ تشیع و عزاداری عاشورا، باید پیش از بغداد و پیش از فرمان معزالدوله به ریشه‌های سیاسی و نظامی آنان نگاه کرد. آل‌بویه فقط یک خاندان شیعی نبودند که ناگهان در بغداد ظاهر شدند. آنان محصول یک جنبش نظامی و اجتماعی در نواحی دیلم و گیلان بودند؛ منطقه‌ای کوهستانی، جنگجوپرور، تا حدی مستقل از خلافت، و دیرتر از بسیاری از مناطق ایران اسلامی‌شده. دیلمیان از قرون نخست اسلامی در حاشیه خلافت می‌زیستند و به دلیل جغرافیای سخت‌گذر خود، کمتر از دیگر مناطق زیر کنترل مستقیم خلافت عربی قرار گرفتند. همین استقلال نسبی باعث شد که دیلم به پناهگاه نیروهای علوی، مخالفان عباسی، و جریان‌های شیعی تبدیل شود. بسیاری از علویان که از فشار خلافت عباسی می‌گریختند، در طبرستان، دیلم و گیلان پایگاه یافتند. به همین دلیل، تشیع در این مناطق نه فقط یک عقیده مذهبی، بلکه نوعی هویت سیاسی ضد خلافت نیز بود. آل‌بویه از همین بستر برخاستند. سه برادر، علی، حسن و احمد، فرزندان بویه، ابتدا در خدمت فرماندهان محلی و سپاهیان دیلمی بودند. آنان نه از اشراف قدیمی عباسی بودند، نه از خاندان‌های عرب، و نه در آغاز قدرت بزرگی داشتند. اما در جهان سیاسی قرن چهارم هجری، خلافت عباسی رو به ضعف گذاشته بود و قدرت واقعی به دست امیران نظامی، فرماندهان محلی، و خاندان‌های منطقه‌ای افتاده بود. همین فروپاشی اقتدار مرکزی، فرصت ظهور آنان را فراهم کرد. نخستین موفقیت بزرگ این خاندان در فارس رخ داد. علی بن بویه، که بعدها لقب عمادالدوله گرفت، شیراز را تصرف کرد و پایه قدرت آل‌بویه را در جنوب ایران گذاشت. حسن بن بویه، معروف به رکن‌الدوله، به ری و جبال دست یافت. احمد بن بویه، که بعدها معزالدوله نام گرفت، مأمور حرکت به سوی عراق و بغداد شد. به این ترتیب، آل‌بویه قدرت خود را نه از یک مرکز واحد، بلکه از سه محور بزرگ ساختند: فارس، ری و عراق. در این زمان، خلافت عباسی دیگر خلافت مقتدر عصر مأمون یا هارون نبود. خلیفه در بغداد از نظر مذهبی و نمادین هنوز اهمیت داشت، اما از نظر نظامی و مالی بسیار ضعیف شده بود. سپاهیان ترک، امیران محلی، خاندان‌های ایرانی، و فرماندهان مختلف بر او فشار می‌آوردند. خلافت گرفتار بحران خزانه، رقابت نظامیان، شورش‌های محلی و از دست رفتن ایالات بود. در چنین شرایطی، بغداد بیش از آنکه مرکز قدرت باشد، جایزه‌ای سیاسی بود که هر نیروی نظامی قدرتمند می‌توانست آن را تصرف کند. احمد بن بویه در سال ۳۳۴ هجری قمری وارد بغداد شد. این ورود را نباید فقط یک فتح نظامی دانست؛ این لحظه نوعی تغییر ساختار قدرت در جهان اسلام بود. خلیفه عباسی، المستکفی بالله، ناچار شد احمد را به عنوان امیرالامرا بپذیرد و به او لقب معزالدوله بدهد. از این پس، خلیفه در بغداد باقی ماند، خطبه به نام او خوانده می‌شد، سکه همچنان نشانه خلافت داشت، اما قدرت اجرایی، مالی و نظامی در دست آل‌بویه قرار گرفت. رابطه آل‌بویه با خلافت پیچیده بود. آنان با خلافت جنگیدند، آن را شکست دادند و اقتدار واقعی‌اش را گرفتند، اما آن را نابود نکردند. دلیل این تصمیم کاملاً سیاسی بود. خلافت عباسی هنوز منبع مشروعیت برای بسیاری از مسلمانان، به‌ویژه اهل سنت، محسوب می‌شد. اگر آل‌بویه خلافت را برمی‌انداختند، با واکنش شدید جهان سنی، شورش‌های گسترده و بحران مشروعیت روبه‌رو می‌شدند. بنابراین راه هوشمندانه‌تری انتخاب کردند: خلیفه را حفظ کردند، اما او را به مقام نمادین فروکاستند.
زندگی در فرهنگ
آل‌بویه و عزاداری عاشورا: زمانی که سوگ کربلا وارد عرصه عمومی شد حسین قتیب ۱ در تاریخ تشیع، کمتر روید
۲ این همان تناقض بنیادین دولت آل‌بویه بود: آنان شیعه بودند، اما بر خلافت سنی حکومت می‌کردند؛ ایرانی و دیلمی بودند، اما در قلب خلافت عربی مستقر شدند؛ قدرت واقعی داشتند، اما مشروعیت رسمی را از نهادی می‌گرفتند که از نظر مذهبی با آن فاصله داشتند. همین وضعیت باعث شد که سیاست آنان ترکیبی از مصلحت‌گرایی، قدرت نظامی و نمایش نمادهای شیعی باشد. ماجرای برخورد آنان با خلفا نیز نشان‌دهنده همین منطق است. آل‌بویه گاهی خلیفه را حفظ می‌کردند، گاهی خلیفه‌ای را عزل می‌کردند، و گاهی خلیفه دیگری را به جای او می‌نشاندند. مستکفی بالله، که در زمان ورود معزالدوله خلیفه بود، به‌زودی کنار گذاشته شد و مطیع لله جای او را گرفت. این نشان می‌دهد که خلافت دیگر قدرت برتر نبود، بلکه به نهادی وابسته به امیران نظامی تبدیل شده بود. خلیفه هنوز نام و قداست داشت، اما قدرت سیاسی از دست او خارج شده بود. با این حال، آل‌بویه نمی‌توانستند کاملاً آزادانه عمل کنند. بغداد شهری عمدتاً سنی بود و هر حرکت آشکار شیعی می‌توانست موجب تنش شود. به همین دلیل، سیاست آنان تدریجی و نمادین بود. آنان از یک سو خلافت را نگه داشتند تا نظم سیاسی فرو نپاشد؛ از سوی دیگر، آیین‌های شیعی مانند غدیر و عاشورا را وارد فضای عمومی کردند تا حضور شیعه را در مرکز جهان اسلام تثبیت کنند. در سال ۳۵۲ هجری قمری، معزالدوله فرمانی صادر کرد که از نظر تاریخ مناسک شیعی اهمیت بنیادین دارد. بازارهای بغداد تعطیل شدند، خرید و فروش متوقف شد، دکان‌ها سیاه‌پوش گردیدند و مردم به عزاداری پرداختند. گزارش‌های مورخان نشان می‌دهد که زنان با موهای پریشان و جامه‌های عزا در کوچه‌ها نوحه‌سرایی می‌کردند و فضای شهر به صحنه‌ای بزرگ از سوگ جمعی تبدیل شده بود. برای نخستین بار، عاشورا نه صرفاً در خانه‌ها و مساجد، بلکه در خیابان‌ها و میدان‌های عمومی برگزار شد. اهمیت این اقدام را باید فراتر از یک مراسم مذهبی فهمید. بغداد مرکز خلافت عباسی و مهم‌ترین شهر جهان اسلام بود. علنی شدن عزاداری عاشورا در چنین شهری در واقع به معنای اعلام حضور عمومی تشیع در عرصه سیاسی و اجتماعی بود. از این منظر، عاشورای آل‌بویه صرفاً سوگواری برای گذشته نبود؛ بلکه نوعی بازتعریف جایگاه شیعیان در نظم سیاسی زمانه محسوب می‌شد. جالب آنکه آل‌بویه همزمان با بزرگداشت عاشورا، آیین غدیر را نیز به شکل عمومی برگزار می‌کردند. این دو مناسک در کنار یکدیگر روایت کاملی از تاریخ شیعه را بازنمایی می‌کردند: غدیر نماد حقانیت و مشروعیت علی بن ابی‌طالب بود و عاشورا نماد مظلومیت و شهادت حسین بن علی. به بیان دیگر، آل‌بویه از حافظه تاریخی شیعه برای ساختن نوعی هویت عمومی استفاده می‌کردند. البته این روند بدون تنش نبود. بغداد شهری با اکثریت سنی بود و ظهور علنی نمادهای شیعی گاه به درگیری‌های فرقه‌ای می‌انجامید. منابع تاریخی از واکنش‌های متقابل، منازعات خیابانی و تنش‌های مذهبی سخن گفته‌اند. همین امر نشان می‌دهد که عاشورا از همان آغاز عمومی شدن، صرفاً یک آیین مذهبی نبود، بلکه به موضوعی سیاسی و هویتی نیز تبدیل شده بود. نکته مهم دیگر آن است که مراسم دوره آل‌بویه شباهت چندانی به عزاداری‌های امروزی نداشت. هنوز خبری از تعزیه، نخل‌گردانی، زنجیرزنی یا هیئت‌های منظم نبود. آنچه مشاهده می‌شود بیشتر شامل تعطیلی عمومی شهر، نوحه‌خوانی، گریه و حرکت‌های جمعی سوگوارانه است. بنابراین باید میان عزاداری عمومی آل‌بویه و اشکال پیچیده‌تر آیین‌های عاشورایی در دوره صفویه و قاجاریه تفاوت قائل شد. با این همه، میراث آل‌بویه بسیار فراتر از زمان خود بود. آنان نخستین دولت بزرگی بودند که پس از آغاز غیبت کبری توانستند فضایی عمومی برای ابراز هویت شیعی ایجاد کنند. اگر صفویان بعدها تشیع را به مذهب رسمی ایران تبدیل کردند و قاجاریه تعزیه و آیین‌های عاشورایی را به اوج رساندند، نقطه آغاز این مسیر را باید در بغداد قرن چهارم هجری و در سیاست‌های نمادین آل‌بویه جستجو کرد. محرم به یک مناسک و نهاد اجتماعی و شهری تبدیل شد؛ لحظه‌ای که سوگ حسین نه فقط در دل مؤمنان، بلکه در خیابان‌های پایتخت جهان اسلام نیز به نمایش درآمد.
زندگی در فرهنگ
۲ این همان تناقض بنیادین دولت آل‌بویه بود: آنان شیعه بودند، اما بر خلافت سنی حکومت می‌کردند؛ ایرانی
۳ ‌آل‌بویه یک ترکیب شگفت ساختند: عزاداری عاشورا با زبان سیاسی ایرانِ ساسانی. ‌آنها شیعه بودند، اما برای بیان قدرت خود فقط از زبان دینی استفاده نکردند. از یک طرف عاشورا و غدیر را وارد آیین رسمی شهر کردند؛ از طرف دیگر، روی سکه‌ها تصویر شاه با تاج ساسانی، خط پهلوی و لقب‌هایی مثل «شاهنشاه» را زنده کردند. یعنی تشیع را در قالب حافظه ایرانشهری نشاندند. ‌به همین دلیل عاشورای آل‌بویه فقط عزاداری مذهبی نبود؛ نوعی اعلام هویت سیاسی هم بود. در برابر خلافت عباسی، آل‌بویه می‌گفتند: ما مسلمان و شیعه‌ایم، اما ادامه سنت شاهی ایران نیز هستیم. سکه‌ای که می‌بینید همان ترکیب شگفت است: پادشاه مسلمان شیعه، اما با چهره، تاج و زبان تصویری ساسانی. ‌پس میراث آل‌بویه این بود: ایران پس از اسلام را نه عربی-عباسی تعریف کردند، نه صرفاً بازگشت به گذشته ساسانی؛ بلکه ایرانِ شیعی را ساختند.
صلی الله علیک یا اباعبدالله صلی الله علیک یا اباعبدالله صلی الله علیک یا اباعبدالله 🌹معاشران گره از زلف یار باز کنید شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید
زندگی در فرهنگ
صلی الله علیک یا اباعبدالله صلی الله علیک یا اباعبدالله صلی الله علیک یا اباعبدالله 🌹معاشران گره از
معاشر، نشستن با اشخاصی است که عدد آنها به ده برسد. عشرت هم از همین ماده لغوی نشأت گرفته است. عشرت، نشستن با جمعی است که عدد آنها از ده کمتر نباشد. مگر در عزای امام حسین ،عشرت هست؟ و آنکه با جمع دوستان در آن مجلس می نشینند و عزاداری میکنند نامش معاشره (یعنی با ده نفر نشستن و انس داشتن و همدل شدن )است،یعنی این مجلس عشرت و شادی می آورد؟ خوب خودتان را بررسی کنید تا بگویم.از شب و روز عاشورا ،وقتی حساستر برای عزای امام حسین نیست(در بقیه وقت ها هم همینطور است).وقتی آدم گریه میکند و به سر وسینه میزند همه اینها رخ میدهد و در آخر اینکار میبیند بهجت دارد.گریه کن به جای اینکه حزنش در او حالتی ایجاد کند که او را از هم بپاشد و در او یک غم و غصه ایجاد کند و همه وجودش را تحت الشعاع قرار دهد میبیند اینطور نیست. گریه بر امام حسین در شب و روز عاشورا و هر موقعیت و روضه خوانی تمام که میشود همه حالت بهجت پیدا میکنند. آنکه با این معنای عاشورا کار دارد و درک کرده و عاشورا در وجودش نشسته آنرا معاشر می گویند. معاشران گره از زلف یار باز کنید ،یعنی اینها را برایمان معنا کنید و حرفش را بزنید.گریه بر امام حسین که باید وجود آدم را متلاطم کند و درهم بریزد چطور بعدش اینطور بهجت است ؟ اگر دیدید در مجلس امام حسین سینه زدند و عزاداری کردند بعد دور هم جمع میشوند و یک حالت بهجت دارند سرزنششان نکنید خاصیت گریه بر امام حسین و عزاداری امام حسین آخرش بهجت است.خدا هم اینکار را کرده گفته گریه که میکنید داخل بهشت هستید.خوب داخل بهشت آدم خوشحال است یا غمناک؟ ☘گره از زلف یار باز کنید.. زلف تاریک است،شب هم همینطور است آدم جایی را نمی بیند.در عشق بازی با امام حسین پیش پایمان را نمیبینیم.در تاریکی زلف و شب هستیم. ☘ شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید. هر چه میخواهید ازاین حرفها بزنید. دل تو را در همان زلف گره خورده .خدایا این چه حالی است؟تو باید آنجا به ما بگویی در جهنم می برمتان و عذابتان میدهم و میسوزمتان.گریه عزاداری است یک چیزهایی بگوید ادامه پیدا کند. فورا میگویی بروید بهشت . و ما را در سرور وبهجت و شادی می اندازی؟ "مَنْ بَكی اَواَبْكی اَوتَباكی علی الحسین وَجِبَتْ لُه الْجَنَّة " چقدر روایت داریم . یعنی مواظب باش انتهای اینکار یک بهجت و سرور است.اما چون نمیدانند گره خورده است ، اگر کسی یک نیش خندی هم بزند او را سرزنش میکنند. اگر غیر از این باشد درست نیست چون تو گره باز نکردی.