10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نماینده ولی فقیه در سپاه: جلیلی مخالف مذاکرات نیست
🔹 حجتالاسلام حاجیصادقی با اشاره به شایعات مطرح شده درباره سعید جلیلی در شورای عالی امنیت ملی گفت: سه نسبت ناروا به ایشان داده شده بود که با توجه به بیانات خودشان، من از این مواضع دفاع کردم.
🔹 وی با بیان اینکه جلیلی با اصل مذاکره مخالفتی ندارند، اظهار کرد: ایشان با صراحت فرمودند که حضرت آقا با مذاکره عزتمندانه مخالفتی ندارند و این ادعا که ایشان مذاکره را کاملاً قفل کردهاند، درست نیست.
🔹 همچنین مطرح شده بود که افرادی که به این تفاهمنامه رأی دادند، ضد ولایت فقیه و خائن هستند، که این نگاه نیز کاملاً رد میشود. مسئولین امور از سر دلسوزی و با حسن نظر تلاشهای زیادی به عمل آوردهاند و نباید آنها را متهم کرد.
🔹 متهم کردن فرماندهان مجاهد ما که بیش از ۴۰ سال مجاهدت کردهاند به افشای اسناد، به هیچ وجه قابل قبول نیست. این فرماندهان همگی آماده شهادت در پیشگاه خدا و امت هستند و من شهادت میدهم که این عزیزان از مرز تقوا خارج نشدهاند.
هدایت شده از هنر جنگ
۰۳:۵۱/ ۷ تیر
ایران در حال حمله وسیع پهپادی و موشکی به پایگاهها و داراییهای امریکا در منطقه است.
@dolfiniran
✅ سپاه پاسداران:
مردم عزیز و شرافتمند ایران اسلامی؛ فرزندان غیرتمند شما در نیروهای دریایی و هوا فضای سپاه طی عملیات مشترک موشکی و پهپادی در ساعت ۲ الی ۳ بامداد امروز یکشنبه هفتم تیر ماه، با پرتاب موشک های بالستیک و پهپاد به سوی هشت زیرساخت مهم ارتش کودککش آمریکا در پایگاه علی السالم کویت و ناوگان پنجم دریایی در بندر سلمان بحرین آنها را منهدم کردند و تجاوزهای اخیر آمریکا را با قاطعیت پاسخ دادند.
دشمن متجاوز که نقض عهد و پیمان شکنی در ذات او است، به بهانه مقابله نیروی دریایی سپاه با کشتی متخلف، اوایل بامداد امروز، به پنج پست ساحلی جمهوری اسلامی حمله کرده بود.
بر اساس تفاهم نامه اسلام آباد ترتیبات کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز با جمهوری اسلامی است و منبعد با کشتی های متخلف قوی تر از گذشته برخورد خواهد شد و برخورد با تجاوز احتمالی دشمن به هر بهانه ای که باشد ولو مانند دیشب و امشب تجاوزها به اهداف کم اهمیت باشد، پاسخی خرد کننده خواهد داشت.
دشمن بداند نقض آتش بس خلاف بند یکم تفاهم نامه اسلام آباد است و توقف کلی روندها را در پی خواهد داشت.
و ما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم
✅ تأیید نقض آتشبس با ایران توسط ترامپ
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا در پی نقض آشکار آتشبس و حمله به مناطقی از جنوب ایران اعلام کرد که هواپیماهای آمریکایی چندین سایت نگهداری موشک و پهپاد و همچنین رادارهای ساحلی ایران را مورد هدف قرار دادهاند.
در باب گرسنگی آمریکاییها
اخیرا سیاستمداران آمریکایی که به دزدی شهرت دارند و امروزه خود بدان اذعان و افتخار میکنند، مردم ایران را گرسنه خطاب کردهاند. شاید برخی از دیپلماتهای ما از آمریکاییها تقاضای نان کرده باشند، ولی کسی که تاریخ غرب را خوانده باشد به خوبی میداند ملتی که شایسته وصف گرسنگی باشد نه ایرانیها بلکه آمریکاییها هستند.
پیش از تأسیس ایالات متحده آمریکا، غرب باستان (یونان و روم باستان)، دنیایی درآمیخته به فقر و گرسنگی بوده است. معروف است که اقتصاد رومیان، اقتصاد جنگی بوده (بدون جنگ آنها از گرسنگی میمردند) و اگر آنها دنبال نابودی تمدن کارتاژ (تونس امروز) بودند در راستای همین تامین کمبودهای زندگی رومی (و البته تنگی و حسادت آنها نسبت به تمدنهای رقیب) بوده است. این وضعیت نداری را بعدها شما در گرسنگان صلیبی در جنگهای صلیبی میبینید. برای اینکه گرسنگی در میان صلیبیها (رعیتهای دوران فئودالیسم) را ببینید، بخوانید خطبههای ارباب کلیسا برای صلیبیان را، که چگونه صلیبیها را تشویق به جنگ میکنند برای رسیدن به نان در سرزمینهای اسلامی. و نیز بخوانید دستدرازیهای گستردۀ صلیبیهای گرسنه را در سرزمین بیزانس در اطراف شهر قسطنطنیه. جالب اینکه آنها به خاطر شدت گرسنگی حتی حریم برادران مسیحی خود را در قسطنطنیه نگاه نمیداشتند.
همین جماعت گرسنه، بعد از بازگشت از جنگهای صلیبی طبقه بورژوا را تشکیل دادند و بورژوازی به عنوان عنصر پایه در فرهنگ مدرن امروز چیزی جز گرسنه های دوران فئودالیسم نبود که در دوران جدید، سرمایههای بادآورده (به سرقت برده) به دستشان آمد و آنگاه توانستند انقلابهای اجتماعی و سیاسی و صنعتی را در غرب رقم بزنند. البته شاید بورژوازی توانست مشکل اقتصادی خود را اندکی جبران بکند، ولی نتوانست روح گرگی و گرسنگی را در میان خود از بین ببرد. برای همین نیز هم در درون جوامع اروپایی و سپس آمریکایی، و هم در نسبت با ملتهای دیگر این جماعت همیشه گرگ بودهاند و گرسنه. این وضعیت حرص و ولع و چشمدوزی به سرزمینهای دیگران از دوره به اصطلاح اکتشافات شتاب گرفت و در دورههای مختلف استعمار و استثمار غربی ادامه یافت. در این باره باید رسالههای دکتری نوشت و الان فرصت تفصیل آن نیست.
اکنون نشانههای این گرسنگی را در زندگی آمریکاییها نیز به وضوح میتوان دید. منظور من از گرسنگی آمریکاییها، صرفا طبقات خاصی از آمریکاییهای آفریقاییتبار (negro) نیستند که حتی الان هم در بدترین جاهای شهرهای آمریکا زندگی میکنند و گاه از فقر و نداری در زبالههای شهری دنبال نان و زندگی میگردند. به نظرم بسیاری از همین نقروها شرف دارند بر برخی از سفیدپوستان مغرور و نژادپرست در آمریکا. حقیقت آن است فرهنگ آمریکایی مخصوصا آنجا که از دین تهی گشته و به نظام سکولار و سرمایهداری چسبیده است، گرسنهتر و گرگتر گشته است. شاید برخی از این تعبیر خوششان نیاید که بگویم سکولاریسم به لحاظ جهانبینی، گداصفت است، نه میتواند سیر شود، و نه میتواند دیگران را سیر بکند. این وضعیت را میتوان در میان آمریکاییها و زندگی آمریکایی به وفور مشاهده کرد.
فرهنگ آمریکایی (در زندگی روزمره) نوعا دست بگیر دارد. نوعا خانوادههای آمریکایی از داشتن میهمان خوششان نمیاد، ولی برای میهمانی رفتن تردید نمیکنند. فرهنگ آمریکایی به لحاظ تاریخی چون عقبه ندارد، آشپزی و نان و غذا هم ندارد (در صنعت نان جزو فقیرترین کشورهاست) و برای همین هم همیشه آمیخته با گرسنگی است. نه تاریخ آمریکا میتواند غذایی غیر از همبرگر و پیتزا در اختیار زندگی روزمره آمریکاییها قرار بدهد و نه زنان آمریکایی چیزی از آشپزی میدانند و میتوانند برای همسران و فرزنداشان غذای مناسبی تهیه کنند.گاهی همین مردان آمریکایی از دیدن غذای ایرانی همچون کودکان ذوقزده میشوند، چون واقعا از چنین نعمت و فرهنگی محروم بودهاند. از همین روست که هم زنان و هم مردان آمریکایی مایل هستند در رستورانهای ژاپنی، چینی، ایرانی، ترکی و غیره وقت بگذرانند.
فرهنگ آمریکایی به رغم آیین زاهدانۀ پاکروشان (پیورتنها) فرهنگی بیقناعت است. فراوان هستند کسانی که بیماری و مرض خرید کردن دارند (خرید برای خرید) بیآنکه نیازی داشته باشند. زهد این جماعت هم بیشتر برای حظّ بیشتر است. این جماعت هیچوقت سیر نمیشوند (ببینید فرمایش امیرالمومنین ع را که فرمود: «منهومان لا یشبعان، طالب دنیا، و طالب علم.» دو طیف هستند که هیچگاه سیر نمیشوند، طالب دنیا و طالب علم).
اینکه آمریکاییها نه در داخل و نه در روابط بین المللشان قانع نمیشوند، ریشه در همین گرسنگی تاریخی و بلکه «گرسنگی وجودی» دارد. این گرسنگی در تاریخ و تاروپود این تمدن تنیده، و خاستگاه آشوب و بینظمی و بلکه برخورد تمدنی ایران و آمریکا هم در یک چنین فرهنگی نهفته است.
https://eitaa.com/Habibollah_Babai
گزارش روز صد و بیستم جنگ
🔰 پاسخ قاطع ایران به دزدان دریایی در حریم تنگه هرمز
🔸آخرین روز از ماه چهارم جنگ، با زد و خورد نیروهای نظامی ایران و آمریکا پیرامون تنگه هرمز همراه شد. اعمال حاکمیت ایران بر آبهای سرزمینی خود در تنگه هرمز، به مسئله مرگ و زندگی برای رئیسجمهور درمانده آمریکا تبدیل شده است.
🔸تنگه هرمز، نهم اسفندماه سال گذشته، پس از خیانت و جنایت بزرگ آمریکا در وسط مذاکرات بسته شد و ناتوانیهای این رژیم مستکبر را در مقابل اهرم اقتدار ایران به رخ کشید. چند نوبت تقلای ترامپ برای بازگشایی تنگه از مسیر، کاری از پیش نبرد و او که تحت فشار کُشنده بازارها و کاهش چشمگیر ذخائر سوخت بود، ناچار شد درخواست آتشبس بدهد و برای بازگشایی تنگه با ایران تفاهم کند.
🔸ایران در تفاهمنامه موافقت کرد که صرفاً برای شصت روز عوارض و هزینههای خدماتی مربوط به تنگه را دریافت نکند و این بند، تلویحاً به حق حاکمیتی ایران در تنگه اشاره دارد. ضمناً قرار بود ایران و عمان مستقلاً درباره آینده تردد در تنگه تصمیم بگیرند اما فشار آمریکا بر عمان و اخلال در مذاکرات طرفین، موجب تغییر رفتار ایران متناسب با کارشکنی آمریکا شد. جمعه شب و بامداد شنبه به فاصله چندین ساعت، دو کشتی متخلف که با فریب آمریکا میخواستند از کریدور غیرقانونی و تعریف نشده دیگری عبور کنند، هدف شلیک پهپادها قرار گرفتند و دیگر کشتیهای متخلف ناچار به عقبنشینی شدند.
🔸در همین حال، وبسایت شبکه سیانان تأکید کرد که تنگه هرمز، به آزمون اصلی تفاهم تهران و واشنگتن تبدیل شده است: در حالی که توافق آمریکا و ایران برای پایان جنگ، روی کاغذ ثبت شده، وضعیت میدانی در تنگه هرمز همچنان آشفته و پرریسک است. هشدار سپاه به کشتیها برای عبور تنها از مسیرهای مورد تأیید تهران و سپس اصابت پهپاد به یک کشتی کانتینربر، نشان داده شکاف میان متن توافق و واقعیت دریا همچنان عمیق است.
🔸از طرف دیگر، نشریه اسرائیل هیوم تأکید کرد که ترامپ در جنگ ناکام مانده و ناچار از تفاهم با ایران شده است. این نشریه صهیونیستی مینویسد: دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، هر دو پاییز انتخاباتی سرنوشتسازی را پیش رو دارند. توافق با ایران که در انتخابات پیش رو به نفع ترامپ است، به جریان سیاسی نتانیاهو فشار میآورد.
🔸شبکه انگلیسی اسکاینیوز هم در تحلیلی خاطر نشان کرد: ایران قادر است تنگه هرمز را کنترل کند. این کشور جنگ را در حالی آغاز کرد که در محاصره و انزوا قرار داشت اما اکنون در صحنه جهانی از اهرم نفوذ قابلتوجهی برخوردار است. میتوان انتظار داشت که ایران سرمایهگذاری چشمگیری برای تقویت این مزیت نظامیِ منحصربهفرد انجام دهد.
🔸از طرف دیگر، رسانه آمریکایی «مدرن دیپلماسی»، ضمن زیر سؤال بردن منطق جنگی ترامپ نوشت: این جنگ علیه ایران، تغییر رژیم را دشوارتر کرد. وقتی نیروهای آمریکایی و اسرائیلی عملیات علیه ایران را در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز کردند، فرض عملیاتی در واشنگتن و اورشلیم این بود که ایران بیسر شده و سقوط خواهد کرد. چهار ماه بعد، جمهوری اسلامی پابرجاست، آسیب دیده، اما ملیگرایی بیشتری نسبت به گذشته دارد./ کیهان
چند لحظه با مدرسهای در بهشت؛ مدرسهی شجرهی طیبهی میناب
https://asar.roshdmag.ir/shohadayeMinab/
🌐@drAshiri
برخی معتقدند عملیات نیروهای مسلح، «علیالاصول» مستقیماً زیرنظر رهبری است و نیروهای مسلح، چه آنگاه که عملیات نظامی میکنند و چه آنگاه که در صحنهی نبرد سکوت کردهاند، در هر دو حالت، محصول فرماندهی رهبری است. نباید وقتی نیروهای مسلح سکوت میکنند بگوییم تقصیر شعام است اما وقتی حمله میکنند (مثل دیشب) آن را نتیجهی تدبیر رهبری ببینیم؛ در هر دو وضعیت، مسئولیت و دستور از سوی رهبری است.
::
این تحلیل بالا، حاوی دلالت التزامی مهمی است و در درون فضای معنایی خود، مسائل جنگ را در چهارچوب «اختلاف شعام با رهبری» تحلیل میکند.
چه پیش از «علیالاصول» و چه پس از آن، فقط و فقط یک روال وجود داشته است: تدابیر کلی را شعام یا شورای عالی دفاع، پیشنهاد و مصوب میکرده است و نهایتا رهبری آن را تایید میکرده است.
اشتباه و بیانصافی بزرگ این است که ما عملکرد جنگی شعام را در جنگ رمضان نبینیم. تلهی جنگ شناختی این است که رهبری میگفته بزنید و بکوبید و اعضای شعام، مدام گیر میدادهاند و نق میزدهاند که آقا بس کنید و بیایید توافق کنیم و از این قبیل.
شعام، متولی و مسئول اجرای سیاستهای دفاعی و امنیتی کشور است؛ و اشتباه است اگر فکر میکنیم شأن ولیفقیه ورود مستقیم در عملیات نظامی است.
مهمترین دلالت «علیالاصول» این نبود که شعام حرف رهبری را نمیخواند و نظرش را تحمیل میکند… اگر رهبری، سخن اهل خیانت به کشور را بپذیرد، بعید نیست از عدالت و شرایط رهبری خارج شده باشد.
به نظرم این مسئلهی حکمرانی، پیچیده است و سادهسازی آن به دو جریان حق و باطل (انقلابی و سازشکار) ما را به محاق میبرد.
حاکمیت کشور، ارکانی دارد و در مسئلهی جنگ، بر اساس آرمانها و اهداف از یکسو و از سوی دیگر، ملاحظات و مقدورات و محدودیتها، «امکانهای محدودی» برای انتخاب سیاست جنگ، میسّر میشود.
حاکمیت نظام، دستکم دو مسیر اصلی برای انتخاب داشته است:
(۱) مسیری که رهبر گرامی میگفته است؛
(۲) مسیری که قاطبهی اعضای شعام میگفتهاند؛
در هر صورت، رهبری پذیرفتهاند:
الف) مسیر اول، بنا به تصریح و اصرار دیگر ارکان حاکمیت کشور (اکثر اعضای شعام)، امکان اجرا ندارد؛
ب) مسیر دوم، این ظرفیت را دارد که بر پایهی شروط رهبر انقلاب و تعهد رئیس شعام، سیاست اصلی نظام برای تدبیر جنگ باشد.
این، اصل ماجراست.
نکتهی دیگری وجود دارد و آن، افشای تفاوت نظر رهبر گرامی با اکثر اعضای شعام است؛ اینکه چرا ایشان تصریح کردهاند «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم…»؛ تحلیل این حقیر در نوشتههای قبلی این بود:
یک. این نکته، دیدگاه رهبر شهید هم بوده است و امر خارقالعاده و خلافآمد معمول نیست؛
دو. بهواسطهی حضور حماسی مردم در جنگ و نقش مؤثر آنها در مقاومت ایران، گویی عقول عامهی مردم آنچنان رشد کرده است که آمادگی دارد از این تفاوت نظر آگاه باشند؛
سه. حساسیتبخشی بیشتر به ماجرای تفاهم و مذاکره با آمریکا و ضریب دادن عهدشکنی آمریکا در مناسبات سیاستی داخلی؛ یعنی اگر امریکا خیانت کرد، هزینهی مماشات مقامات و مسئولان ایران، خیلی بالا برود؛ چرا؟ چون آنها تعهد کردهاند شروط رهبری را محقق کنند.
حالا تحقق این شروط، دو ناظر و دو پشتیبان بزرگ دارد: مردم و رهبری.
اشتباه برخی این است که پشت مسئولان را خالی میکنیم، در حالی که کار درست این است که به مسئولان ارشد بگوییم: دم شما گرم! بروید این شروط را محقق کنید و حقّ کشور را بگیرید؛ ما پشتیبان شماییم! اگر امریکا خیانت کرد و قرار شد پاسخ محکمی بدهید، ما از جنگ نمیترسیم و پشتیبان شماییم.
🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
برخی معتقدند عملیات نیروهای مسلح، «علیالاصول» مستقیماً زیرنظر رهبری است و نیروهای مسلح، چه آنگاه که
اما راهحل بنیادی چیست؟
مردم باید در انتخابات، کسانی را انتخاب کنند که بیشترین قرابت را با تدابیر و نظرات رهبر انقلاب و سیاستهای کلی نظام داشته باشند؛ نظام ما یک نظام مردمسالاری است و اصلاح واقعی و بزرگ از مسیر انتخابات و ارادهی اکثریت جامعه (در چهارچوب موازین قانونی) محقق میشود.
اگر رئیسجمهوری و رئیس مجلسی را انتخاب کنیم که بیشترین همگرایی را با تدابیر رهبر انقلاب داشته باشد، احتمالاً دیگر شاهد شنیدنِ «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم» نخواهیم بود.
هدایت شده از ناصر فخاری
⚖️ پیام هفتم تیر؛ آتشبس، مذاکره و پروندهای که بسته نشد
✍ ناصر فخاری
پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته قوه قضائیه را نباید صرفاً یک پیام مناسبتی دانست. این متن در فضای آتشبس و مذاکرات، چند پیام مهم و راهبردی دارد.
🩸 ۱. عاشورا همچنان چارچوب تحلیل است
پیام با قوه قضائیه آغاز نمیشود؛ با عاشورا آغاز میشود.
این یعنی منازعه موجود هنوز در چارچوب «حق و باطل» و «ظلم و عدالت» فهم میشود، نه صرفاً در قالب توافق، مذاکره یا موازنه قدرت.
⚔️ ۲. مذاکره به معنای فراموشی دشمن نیست
در سراسر پیام تعابیری همچون:
🔹 مستکبران
🔹 تجاوزکاران جهانی
🔹 جنایتکاران جنگی
🔹 کودککشی
🔹 جنایات بیسابقه
تکرار میشود.
یعنی حتی اگر مذاکراتی در جریان باشد، گفتمان دشمنشناسی و ظلمستیزی همچنان برقرار است.
🩸 ۳. مهمترین غایب مذاکرات؛ خونخواهی رهبری
شاید مهمترین نکتهای که رهبر انقلاب به آن توجه ویژه دادهاند، موضوع شهادت رهبر شهید انقلاب است.
ایشان از «گوهر بیهمتا و یگانه دوران» یاد میکنند و شهادت ایشان را در کنار جنایات جنگی و حقوق تضییعشده ملت قرار میدهند.
این در حالی است که در فضای مذاکرات و تفاهمنامهها، مسئله خونخواهی رهبر شهید تقریباً غایب است.
پیام هفتم تیر یادآور میشود که این پرونده نه بسته شده و نه قابل فراموشی است.
📜 ۴. انتقال میدان مقاومت از جنگ به قضا
رهبر انقلاب مسیر جدیدی را ترسیم میکنند:
میدان مقاومت فقط میدان نظامی نیست؛ میدان حقوقی و قضایی نیز هست.
پروندههای مربوط به جنگهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، جنایات میناب و لامرد، کشتار غیرنظامیان و شهادت رهبر انقلاب باید در محاکم داخلی و بینالمللی پیگیری شود.
🔥 ۵. پیام بین خطوط
در حالی که برخی آتشبس را پایان منازعه میدانند، این پیام میگوید:
❌ آتشبس پایان دشمنی نیست.
❌ مذاکره به معنای تطهیر دشمن نیست.
❌ توافق به معنای فراموشی خون شهدا نیست.
بلکه:
✅ پرونده جنایتها باید باز بماند.
✅ مطالبه عدالت باید ادامه پیدا کند.
✅ خونخواهی رهبر شهید و شهدای جنگ همچنان یک مطالبه ملی است.
🕊 جمعبندی
پیام هفتم تیر در واقع یک هشدار آرام اما صریح است:
اگر تاکتیکها تغییر کند، اصول تغییر نکردهاند.
اگر مذاکره انجام شود، خونها فراموش نشدهاند.
و اگر آتشبس برقرار باشد، مطالبه عدالت و خونخواهی همچنان زنده است.
@Fakhari_ir
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
پیام_رهبر_انقلاب_اسلامی_به_مناسبت_هفته_قوّه_قضائیه_و_سالگرد_شهادت.pdf
حجم:
475.8K
📝 متن کامل پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت هفته قوّه قضائیه و سالگرد شهادت آیتالله بهشتی و یارانش | ۷/تیر/۱۴۰۵
🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=63111
📲 @rahbar_enghelab_ir
زندگی در فرهنگ
📝 متن کامل پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت هفته قوّه قضائیه و سال
واکاوی نقدهای صریح و ضمنی در پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفتهی قوهی قضائیه /1
سعید اشیری
بخش اول: نشانههای آشکار انتقادی
۱. فاصله میان وضع موجود و «تراز مطلوب»
رهبر انقلاب میفرمایند همهی قوا باید عملکرد خود را با «تراز مطلوب نظام مقدس جمهوری اسلامی و شأن والای ملت» تنظیم و بازآرایی کنند. کاربرد «بازآرایی» نشان میدهد وضع فعلی، دستکم از منظر وضع مطلوب نظام، به «تنظیم مجدد» نیازمند است.
۲. تصریح به اصلاح و بازسازی در داخل خود قوه
عبارت «این مستلزم پیگیری روند اصلاح و بازسازی در داخل خود این قوه نیز میباشد»، از مهمترین نشانههای آشکار انتقادی است. این جمله صرف توصیه اخلاقی نیست؛ از نیاز به اصلاح درونی، فرآیندی و سازمانی سخن میگوید.
۳. تبدیل انتظار عمومی به معیار داوری عملکرد
جملهی «اکنون انتظار عمومی جامعه آن است که شاهد تأکید عملی بر این امر در عملکرد قوه قضائیه باشند» یعنی مردم هنوز «تحقق عینی تحول» را به اندازهی کافی مشاهده نکردهاند. این، نقدی روشن به فاصلهی میان وعده و تجربه روزمرهی مردم است.
۴. تقابل صریح میان سند و واقعیت
این تعبیر ناظر است به مقوله و مطالبهی تحول قضائی؛ اینکه باید «از کلمات درجشده در سند تحول و طرحها و نقشههای راه، به فعلیت رسیده» باشد و دلالت میکند که اسناد، برنامهها و نقشههای راه هنوز به اندازه لازم در میدان اجرا ننشسته اند. نقد اصلی در اینجا، نقد اجرایی و عملیاتی است، نه نقد نظری و مفهومی.
۵. فهرست شاخصهایی که هنوز باید در زندگی مردم دیده شوند
قاطعیت در مقابله با فساد، کاهش تضییع حقوق، سرعت رسیدگی، سلامت و اتقان آراء، و دسترسی آسانتر به عدالت، همگی بهصورت هدف آینده بیان شدهاند. این ساختار زبانی میگوید در هر یک از این محورها، یا کمبود وجود دارد یا دستکم آثار آن برای مردم به اندازهی کافی محسوس نشده است. تأکید بر «توصیهها و تأکیدات مفصّل رهبر عظیمالشأن شهید قدسالله نفسهالزکیه بارها بیان شده» معنای این شاخصها و تأکیدها را پررنگتر و واضحتر میکند.
۶. هشدار درباره نفوذ، سفارش و امتیاز آشنایی
از شدیدترین بخشهای انتقادی پیام، اینجاست: «باب سفارش و توصیه» باید به طور کلی مسدود شود و داشتن آشنا در بخش هایی از قوه نباید «هیچ مزیتی» باشد. این صرفاً یک آرمان کلی نیست؛ طرح آن در چنین پیام رسمی، نشان میدهد رهبر انقلاب احتمال یا واقعیت سازوکارهای غیر رسمی، تبعیض، توصیهپذیری یا احساس تبعیض را مسئلهای جدی میدانند.
۷. تأکید بر مهار صاحبان قدرت
اینکه کسانی که «به نوعی از قدرتی برخوردارند» نباید جرأت تعدی به حقوق دیگران داشته باشند، اخطار و توجهی آشکار است به خطر مصونیت صاحبان نفوذ در نظام قضائی کشور. این بخش، عدالت قضائی را از سطح رسیدگی به دعاوی عادی فراتر میبرد و آن را معیار کنترل قدرت میداند.
۸. مطالبهی پیگیری قضائی جنایات خارجی با لحن الزامآور
در موضوع جنگهای تحمیلی دوم و سوم، پیام از «باید با جدیت دنبال شود»، «توجه و اهتمام به اجرای دستور» و «پیگیری مستمر تا وصول به حکم» سخن میگوید. این تعابیر و واژگان نشان میدهند اقدامات مورد انتظار، هنوز نیازمند شتاب، انسجام و پیگیری سازمانیافتهتر است.
۹. واگذاری «کلید موفقیت» به اجرای توصیه های پیشین
عبارت «توجه جدی به آنها و تلاش برای تحققشان که کلید موفقیت مسئولان محترم قوه قضائیه محسوب میشود» دلالت دارد که توصیههای پیشین هنوز به حدّ تحقق کامل نرسیدهاند؛ وگرنه محور پیام، گزارش دستاوردها و تثبیت موفقیت بود نه بازگشت دوباره به الزامات گذشته.
🌐@drAshiri