eitaa logo
زندگی در فرهنگ
477 دنبال‌کننده
883 عکس
202 ویدیو
47 فایل
▫️پژوهشگر میان‌رشته‌ای اقتصاد و سیاست‌گذاری فرهنگی ▫️نویسنده‌ی کتاب‌های «زندگی در فرهنگ»، «چندی و چونی بلاک‌چین»،‌ «دوران جدید عالم» و چند عنوان دیگر ▫️راه ارتباطی: @Ashirii
مشاهده در ایتا
دانلود
چند لحظه‌ با مدرسه‌‌ای در بهشت؛ مدرسه‌ی شجره‌ی طیبه‌ی میناب https://asar.roshdmag.ir/shohadayeMinab/ 🌐@drAshiri
برخی معتقدند عملیات نیروهای مسلح، «علی‌الاصول» مستقیماً زیرنظر رهبری است و نیروهای مسلح، چه آنگاه که عملیات نظامی می‌کنند و چه آنگاه که در صحنه‌ی نبرد سکوت کرده‌اند، در هر دو حالت، محصول فرماندهی رهبری است. نباید وقتی نیروهای مسلح سکوت می‌کنند بگوییم تقصیر شعام است اما وقتی حمله می‌کنند (مثل دیشب) آن را نتیجه‌ی تدبیر رهبری ببینیم؛ در هر دو وضعیت، مسئولیت و دستور از سوی رهبری است. :: این تحلیل بالا، حاوی دلالت التزامی مهمی است و در درون فضای معنایی خود، مسائل جنگ را در چهارچوب «اختلاف شعام با رهبری» تحلیل می‌کند. چه پیش از «علی‌الاصول» و چه پس از آن، فقط و فقط یک روال وجود داشته است: تدابیر کلی را شعام یا شورای عالی دفاع، پیشنهاد و مصوب میکرده است و نهایتا رهبری آن را تایید میکرده است. اشتباه و بی‌انصافی بزرگ این است که ما عملکرد جنگی شعام را در جنگ رمضان نبینیم. تله‌ی جنگ شناختی این است که رهبری میگفته بزنید و بکوبید و اعضای شعام، مدام گیر می‌داده‌اند و نق می‌زده‌اند که آقا بس کنید و بیایید توافق کنیم و از این قبیل. شعام، متولی و مسئول اجرای سیاستهای دفاعی و امنیتی کشور است؛ و اشتباه است اگر فکر می‌کنیم شأن ولی‌فقیه ورود مستقیم در عملیات نظامی است. مهم‌ترین دلالت «علی‌الاصول» این نبود که شعام حرف رهبری را نمیخواند و نظرش را تحمیل می‌کند… اگر رهبری، سخن اهل خیانت به کشور را بپذیرد، بعید نیست از عدالت و شرایط رهبری خارج شده باشد. به نظرم این مسئله‌ی حکمرانی، پیچیده است و ساده‌سازی آن به دو جریان حق و باطل (انقلابی و سازشکار) ما را به محاق می‌برد‌. حاکمیت کشور، ارکانی دارد و در مسئله‌ی جنگ، بر اساس آرمان‌ها و اهداف از یکسو و از سوی دیگر، ملاحظات و مقدورات و محدودیتها، «امکان‌های محدودی» برای انتخاب سیاست جنگ، میسّر میشود. حاکمیت نظام، دست‌کم دو مسیر اصلی برای انتخاب داشته است: (۱) مسیری که رهبر گرامی میگفته است؛ (۲) مسیری که قاطبه‌ی اعضای شعام میگفته‌اند؛ در هر صورت، رهبری پذیرفته‌اند: الف) مسیر اول، بنا به تصریح و اصرار دیگر ارکان حاکمیت کشور (اکثر اعضای شعام)، امکان اجرا ندارد؛ ب) مسیر دوم، این ظرفیت را دارد که بر پایه‌ی‌ شروط رهبر انقلاب و تعهد رئیس شعام، سیاست اصلی نظام برای تدبیر جنگ باشد. این، اصل ماجراست. نکته‌ی دیگری وجود دارد و آن، افشای تفاوت نظر رهبر گرامی با اکثر اعضای شعام است؛ این‌که چرا ایشان تصریح کرده‌اند «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم…»؛ تحلیل این حقیر در نوشته‌های قبلی این بود: یک. این نکته، دیدگاه رهبر شهید هم بوده است و امر خارق‌العاده و خلاف‌آمد معمول نیست؛ دو. به‌واسطه‌ی حضور حماسی مردم در جنگ و نقش مؤثر آنها در مقاومت ایران، گویی عقول‌ عامه‌ی مردم آنچنان رشد کرده است که آمادگی دارد از این تفاوت نظر آگاه باشند؛ سه. حساسیت‌بخشی بیشتر به ماجرای تفاهم و مذاکره با آمریکا و ضریب دادن عهدشکنی آمریکا در مناسبات سیاستی داخلی؛ یعنی اگر امریکا خیانت کرد، هزینه‌ی مماشات مقامات و مسئولان ایران، خیلی بالا برود؛ چرا؟ چون آنها تعهد کرده‌اند شروط رهبری را محقق کنند. حالا تحقق این شروط، دو ناظر و دو پشتیبان بزرگ دارد: مردم و رهبری. اشتباه برخی این است که پشت مسئولان را خالی می‌کنیم، در حالی که کار درست این است که به مسئولان ارشد بگوییم: دم شما گرم! بروید این شروط را محقق کنید و حقّ کشور را بگیرید؛ ما پشتیبان شماییم! اگر امریکا خیانت کرد و قرار شد پاسخ محکمی بدهید، ما از جنگ نمی‌ترسیم و پشتیبان شماییم. 🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
برخی معتقدند عملیات نیروهای مسلح، «علی‌الاصول» مستقیماً زیرنظر رهبری است و نیروهای مسلح، چه آنگاه که
اما راه‌حل‌ بنیادی چیست؟ مردم باید در انتخابات، کسانی را انتخاب کنند که بیشترین قرابت را با تدابیر و نظرات رهبر انقلاب و سیاست‌های کلی نظام داشته باشند؛ نظام ما یک نظام مردم‌سالاری است و اصلاح واقعی و بزرگ از مسیر انتخابات و اراده‌ی اکثریت جامعه (در چهارچوب موازین قانونی) محقق می‌شود. اگر رئیس‌جمهوری و رئیس مجلسی را انتخاب کنیم که بیشترین همگرایی را با تدابیر رهبر انقلاب داشته باشد، احتمالاً دیگر شاهد شنیدنِ «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» نخواهیم بود.
هدایت شده از ناصر فخاری
⚖️ پیام هفتم تیر؛ آتش‌بس، مذاکره و پرونده‌ای که بسته نشد ✍ ناصر فخاری پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته قوه قضائیه را نباید صرفاً یک پیام مناسبتی دانست. این متن در فضای آتش‌بس و مذاکرات، چند پیام مهم و راهبردی دارد. 🩸 ۱. عاشورا همچنان چارچوب تحلیل است پیام با قوه قضائیه آغاز نمی‌شود؛ با عاشورا آغاز می‌شود. این یعنی منازعه موجود هنوز در چارچوب «حق و باطل» و «ظلم و عدالت» فهم می‌شود، نه صرفاً در قالب توافق، مذاکره یا موازنه قدرت. ⚔️ ۲. مذاکره به معنای فراموشی دشمن نیست در سراسر پیام تعابیری همچون: 🔹 مستکبران 🔹 تجاوزکاران جهانی 🔹 جنایتکاران جنگی 🔹 کودک‌کشی 🔹 جنایات بی‌سابقه تکرار می‌شود. یعنی حتی اگر مذاکراتی در جریان باشد، گفتمان دشمن‌شناسی و ظلم‌ستیزی همچنان برقرار است. 🩸 ۳. مهم‌ترین غایب مذاکرات؛ خونخواهی رهبری شاید مهم‌ترین نکته‌ای که رهبر انقلاب به آن توجه ویژه داده‌اند، موضوع شهادت رهبر شهید انقلاب است. ایشان از «گوهر بی‌همتا و یگانه دوران» یاد می‌کنند و شهادت ایشان را در کنار جنایات جنگی و حقوق تضییع‌شده ملت قرار می‌دهند. این در حالی است که در فضای مذاکرات و تفاهم‌نامه‌ها، مسئله خونخواهی رهبر شهید تقریباً غایب است. پیام هفتم تیر یادآور می‌شود که این پرونده نه بسته شده و نه قابل فراموشی است. 📜 ۴. انتقال میدان مقاومت از جنگ به قضا رهبر انقلاب مسیر جدیدی را ترسیم می‌کنند: میدان مقاومت فقط میدان نظامی نیست؛ میدان حقوقی و قضایی نیز هست. پرونده‌های مربوط به جنگ‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، جنایات میناب و لامرد، کشتار غیرنظامیان و شهادت رهبر انقلاب باید در محاکم داخلی و بین‌المللی پیگیری شود. 🔥 ۵. پیام بین خطوط در حالی که برخی آتش‌بس را پایان منازعه می‌دانند، این پیام می‌گوید: ❌ آتش‌بس پایان دشمنی نیست. ❌ مذاکره به معنای تطهیر دشمن نیست. ❌ توافق به معنای فراموشی خون شهدا نیست. بلکه: ✅ پرونده جنایت‌ها باید باز بماند. ✅ مطالبه عدالت باید ادامه پیدا کند. ✅ خونخواهی رهبر شهید و شهدای جنگ همچنان یک مطالبه ملی است. 🕊 جمع‌بندی پیام هفتم تیر در واقع یک هشدار آرام اما صریح است: اگر تاکتیک‌ها تغییر کند، اصول تغییر نکرده‌اند. اگر مذاکره انجام شود، خون‌ها فراموش نشده‌اند. و اگر آتش‌بس برقرار باشد، مطالبه عدالت و خونخواهی همچنان زنده است. @Fakhari_ir
پیام_رهبر_انقلاب_اسلامی_به_مناسبت_هفته_قوّه_قضائیه_و_سالگرد_شهادت.pdf
حجم: 475.8K
📝 متن کامل پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت هفته قوّه قضائیه و سالگرد شهادت آیت‌الله بهشتی و یارانش | ۷/تیر/۱۴۰۵ 🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=63111 📲 @rahbar_enghelab_ir
زندگی در فرهنگ
📝 متن کامل پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت هفته قوّه قضائیه و سال
واکاوی نقدهای صریح و ضمنی در پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته‌ی قوه‌ی قضائیه /1 سعید اشیری بخش اول: نشانه‌های آشکار انتقادی ۱. فاصله میان وضع موجود و «تراز مطلوب» رهبر انقلاب میفرمایند همه‌ی قوا باید عملکرد خود را با «تراز مطلوب نظام مقدس جمهوری اسلامی و شأن والای ملت» تنظیم و بازآرایی کنند. کاربرد «بازآرایی» نشان میدهد وضع فعلی، دست‌کم از منظر وضع مطلوب نظام، به «تنظیم مجدد» نیازمند است. ۲. تصریح به اصلاح و بازسازی در داخل خود قوه عبارت «این مستلزم پیگیری روند اصلاح و بازسازی در داخل خود این قوه نیز می‌باشد»، از مهم‌ترین نشانه‌های آشکار انتقادی است. این جمله صرف توصیه اخلاقی نیست؛ از نیاز به اصلاح درونی، فرآیندی و سازمانی سخن میگوید. ۳. تبدیل انتظار عمومی به معیار داوری عملکرد جمله‌ی «اکنون انتظار عمومی جامعه آن است که شاهد تأکید عملی بر این امر در عملکرد قوه قضائیه باشند» یعنی مردم هنوز «تحقق عینی تحول» را به اندازه‌ی کافی مشاهده نکرده‌اند. این، نقدی روشن به فاصله‌ی میان وعده و تجربه روزمره‌ی مردم است. ۴. تقابل صریح میان سند و واقعیت این تعبیر ناظر است به مقوله‌ و مطالبه‌ی تحول قضائی؛ این‌که باید «از کلمات درج‌شده در سند تحول و طرح‌ها و نقشه‌های راه، به فعلیت رسیده» باشد و دلالت میکند که اسناد، برنامه‌ها و نقشه‌های راه هنوز به اندازه لازم در میدان اجرا ننشسته اند. نقد اصلی در اینجا، نقد اجرایی و عملیاتی است، نه نقد نظری و مفهومی. ۵. فهرست شاخص‌هایی که هنوز باید در زندگی مردم دیده شوند قاطعیت در مقابله با فساد، کاهش تضییع حقوق، سرعت رسیدگی، سلامت و اتقان آراء، و دسترسی آسان‌تر به عدالت، همگی به‌صورت هدف آینده بیان شده‌اند. این ساختار زبانی میگوید در هر یک از این محورها، یا کمبود وجود دارد یا دست‌کم آثار آن برای مردم به اندازه‌ی کافی محسوس نشده است. تأکید بر «توصیه‌ها و تأکیدات مفصّل رهبر عظیم‌الشأن شهید قدس‌الله نفسه‌الزکیه بارها بیان شده» معنای این شاخص‌ها و تأکیدها را پررنگ‌تر و واضح‌تر میکند. ۶. هشدار درباره نفوذ، سفارش و امتیاز آشنایی از شدیدترین بخش‌های انتقادی پیام، اینجاست: «باب سفارش و توصیه» باید به طور کلی مسدود شود و داشتن آشنا در بخش هایی از قوه نباید «هیچ مزیتی» باشد. این صرفاً یک آرمان کلی نیست؛ طرح آن در چنین پیام رسمی، نشان میدهد رهبر انقلاب احتمال یا واقعیت سازوکارهای غیر رسمی، تبعیض، توصیه‌پذیری یا احساس تبعیض را مسئله‌ای جدی میدانند. ۷. تأکید بر مهار صاحبان قدرت اینکه کسانی که «به نوعی از قدرتی برخوردارند» نباید جرأت تعدی به حقوق دیگران داشته باشند، اخطار و توجهی آشکار است به خطر مصونیت صاحبان نفوذ در نظام قضائی کشور. این بخش، عدالت قضائی را از سطح رسیدگی به دعاوی عادی فراتر میبرد و آن را معیار کنترل قدرت میداند. ۸. مطالبه‌ی پیگیری قضائی جنایات خارجی با لحن الزام‌آور در موضوع جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم، پیام از «باید با جدیت دنبال شود»، «توجه و اهتمام به اجرای دستور» و «پیگیری مستمر تا وصول به حکم» سخن میگوید. این تعابیر و واژگان نشان میدهند اقدامات مورد انتظار، هنوز نیازمند شتاب، انسجام و پیگیری سازمان‌یافته‌تر است. ۹. واگذاری «کلید موفقیت» به اجرای توصیه های پیشین عبارت «توجه جدی به آنها و تلاش برای تحققشان که کلید موفقیت مسئولان محترم قوه قضائیه محسوب می‌شود» دلالت دارد که توصیه‌های پیشین هنوز به حدّ تحقق کامل نرسیده‌اند؛ وگرنه محور پیام، گزارش دستاوردها و تثبیت موفقیت بود نه بازگشت دوباره به الزامات گذشته. 🌐@drAshiri
واکاوی نقدهای صریح و ضمنی در پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته‌ی قوه‌ی قضائیه /2 سعید اشیری __بخش دوم: تعریض‌های پنهان‌تر__ میتوان از منطق پنهان پیام، در تمایز میان سه سطح، سخن گفت: یک. شأن قوه قضائیه دو. سند تحول قضائی سه. عملکرد واقعی قوه و زندگی مردم. در این پیام، شأن قوه، بسیار والا توصیف می شود؛ سند تحول نیز وجود دارد اما داوری نهایی به آنجا منتقل میشود که مردم در دادگاه، مجتمع قضائی، فضای عمومی و زندگی روزمره چه می‌بینند. این جابه‌جایی معیار، تعریضی جدی است: مشروعیت عملی قوه نه با عنوان، نه با برنامه و نه با گزارش اداری بلکه با تجربه‌ی ملموس مردم از عدالت سنجیده میشود. همچنین، پیوند دادن قوه‌ی قضائیه با شهید بهشتی، صرف تجلیل تاریخی نیست. شهید بهشتی به عنوان الگوی قوه‌ای معرفی میشود که برای اقامه‌ی حق و اصلاح امت «تلاش بی‌وقفه» داشت. این مقایسه، به صورت تلویحی، سطح توقع از مدیریت امروز را بالا می برد: قوه باید در حدّ شأن شهید بهشتی و انقلاب عمل کند، نه در حد اداره‌ی عادی یک دستگاه. آیا پیام راه تغییر ساختاری و مدیریتی را باز می کند؟ بله، اما با ملاحظاتی. عبارت‌های «بازآرایی»، «اصلاح و بازسازی در داخل خود قوه»، «تمهیدات و الزامات گوناگون» و از این قبیل، ظرفیت روشن برای تغییر در ساختارها، فرآیندها، سازوکارهای نظارتی، انتصاب‌ها، کنترل نفوذ، رسیدگی قضائی و شاخص‌های ارزیابی عملکرد ایجاد میکند. اما متن، هیچ جا به طور مستقیم از تغییر رئیس قوه، جابه‌جایی اشخاص یا نارضایتی از فرد مشخص سخن نمیگوید. تفسیر دقیق‌تر چنین است: پیام، مطالبه‌ی بازسازی مدیریتی و نهادی را مطرح میکند و مسئولیت تحقق آن را به مسئولان قوه معطوف میکند، نه اینکه تغییر افراد را صریحاً اعلام کند. آیا جمله‌ای از رضایت رهبری از عملکرد قوه وجود دارد؟ خیر؛ در متن، جمله‌ی صریحی از رضایت یا تقدیر از عملکرد جاری قوه قضائیه دیده نمیشود. عباراتی مانند «مسئولان محترم قوه قضائیه» ادب و احترام اداری است، نه اعلام رضایت. همچنین توصیف جایگاه قوه به‌عنوان نهادی «کم‌نظیر و بلکه بی‌بدیل» ناظر به ظرفیت و شأن ذاتی قوه در نظام است، نه ارزیابی مثبت از کارنامه‌ی فعلی آن. بخش سوم: برآیند در مجموع، این پیام را باید پیام اعتماد به ظرفیت قوه، همراه با نارضایتی از کفایت تحقق تحول قضائی در میدان عمل دانست؛ پیامی که از مدیریت قوه میخواهد عدالت را از اسناد و شعارها به تجربه‌ی محسوس مردم تبدیل کند. این پیام را اگر از حیث گفتمانی، مرتبط با جمله و فضای معنایی «علی‌الاصول» بخوانیم، بیش از آنکه متن، حاوی تقدیر و رضایت از وضع موجود باشد، در پی نزدیک شدن به «تراز مطلوب» است. در پیام، صریحاً نامی از رئیس قوه برده نشده است اما مخاطب واقعی آن، مجموعه‌ی مدیریت و مسئولان قوه‌ی قضائیه است. بنابراین، از متن نمیتوان ناظر به نارضایتی از رئیس قوه یا تغییر مدیریتی، حکم قطعی داد اما می توان گفت پیام، نقدی صریح و نسبتاً رادیکال است به وضعیت نهادی و مدیریتی این قوه، با دلالت روشن بر ضرورت بازسازی درون قوه. 🌐@drAshiri
این راه با قوت تا روز موعود با ملت مبعوث باذن الله ادامه دارد... @khosh_namha
هدایت شده از تبیین | مهران کریمی
🔰 رهبر نظام‌ساز 🔸 نکاتی تبیینی پیرامون ابعاد و‌ زوایای زعامت و حضرت‌ آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای 🆔 @tabyinehagh