eitaa logo
زندگی در فرهنگ
294 دنبال‌کننده
21 عکس
5 ویدیو
2 فایل
▫️پژوهشگر میان‌رشته‌ای اقتصاد و سیاست‌گذاری فرهنگی، فناوری‌های اجتماعی و زیست‌بوم نوآوری. ▫️نویسنده‌ی کتاب‌های «زندگی در فرهنگ»، «چندی و چونی بلاک‌چین»،‌ «دوران جدید عالم» و عناوین دیگر ▫️ارتباط با من: @gmail.com" rel="nofollow" target="_blank">Saeed.Ashiri@gmail.com
مشاهده در ایتا
دانلود
زمان دوپاره‌ در ایران: تعلیق درون، شتاب بیرونی سعید اشیری این روزها با یکی از بغرنج‌ترین جنگ‌های فراگیر هیبریدی - روانی دشمن روبرو هستیم؛ از همین‌رو فضای معنایی و ذهنی جامعه، پیچیده و آشفته شده است. ایران، همزمان درگیر است با دو چالش در فضای «زمان‌های فرهنگی». در دو ماه اخیر تهدیدهای امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، شدت و گستره‌ی زیادی پیدا کرده است. فضای فکری و کاری بخشی از مردم بابت برآورد از وضعیت جنگی به «تعلیق» فرو رفته است (زمان کُند شده) اما از سوی دیگر به‌خاطر سرعت تحولات منطقه‌ای و رشد سینوسی تهدیدها، تغییرات قیمت دلار و طلا و تورم در ایران، برخی تحولات شتاب گرفته (زمان، تند شده است). ذهنیت و روح و روان مردم درگیر است با این دو نیروی قوی در فضای زمان‌های فرهنگی؛ تعلیق عمیق درونی در عین شتاب هول‌برانگیز بیرونی! ما فکر می‌کنیم در یک شرایط نسبتاً طبیعی هم به تهدیدها پاسخ (لفظی) میدهیم و هم دالان مذاکره را باز و فعال نگه داشته‌ایم… و حال آنکه دقیقاً در حال پیمودن فازهای مختلف یک جنگ روانی تمام‌عیار هستیم؛ دلقک فاسد و فاجری‌ به اسم ترامپ، طرف حساب ما نیست بلکه تمام عقل مدرن در پیشرفته‌ترین لبه‌ی دانشی و فناورانه‌اش، به سراغ ما آمده است. آنچه عامل اصلی این وضعیت است البته ضعف در تدبیر داخلی بوده است؛ جامعه به‌خاطر شوک‌های متعدد اقتصادی از تعادل و عدل، خارج شده است؛ عامل خارجی، بیشترین بهره‌برداری را کرد از این ضعف ساختاری و سیاستی ما. وقتی امکان «رخداد ناگهانی» بالا میرود جامعه وارد یک تجربه‌ی زمانی دوپاره میشود: از یک طرف تعلیق می‌آید و زمان کند میشود، از طرف دیگر خبرها و بازار و قیمت دلار و طلا و تورم تند و تیز میدوند و زمان شتاب میگیرد. کند شدن زمان یعنی آینده، قفل میشود؛ آدم‌ها کار و فکر را میبرند روی حالت انتظار. پروژه‌ها و تصمیم‌های بزرگ و کوچک به عقب می‌افتند. ذهن جمعی درگیر خبر میشود اما به اطمینان نمیرسد. انگار جامعه در اتاق انتظار نشسته است و انرژی میسوزاند ولی خروجی کمی دارد. اما در یک نگاشت دیگر، زمانِ بیرونی تند میشود؛ نبض جامعه تندتر می‌زند‌. هر موج خبر، هر شایعه، هر جابه‌جایی در منطقه، فوری در بازار ترجمه میشود. سازوکارهای نهادی و جمعی (مثل بورس و دلار و…) به‌طور «آنی» ما را اورژانسی میکنند‌. قیمت، فقط عدد امروز نیست، تفسیر ترس و انتظار فرداست. تکلیف ناموس ملی (ریال) هم که از قبل معلوم است! اینجا یک شکاف دیگر هم پررنگ میشود: زمان سیاست و امنیت با دقیقه و ساعت حرکت میکند، زمان زندگی مردم به دنبال ثبات است. نتیجه‌ی همین دو حسّ متضاد، چنین وضعیتی است: در خانه و کار ایستادن، در خبر و بازار دویدن. فضای مجازی، این وضعیت‌ها را با ابعاد گسترده‌تری در هم ضرب می‌کند. این دو حس در اصل از یک ریشه می آیند: تهدید بزرگ توان کنش را کم میکند و آدم را کند میکند، اما ضرورت واکنش را زیاد میکند و زمان بیرون را تند میکند. در این فضا سه عارضه، بیشتر ما را آزرده میکند‌: بزرگ کردن تهدید نزدیک، سرایت ترس، و تصمیم های هیجانی که خودِ بحران را تشدید میکنند. راه حل خیلی کوتاه است: آرامش را باید برگرداند به ریتم روزانه و به ایمان. خانه را آرام باید کرد. طوفان، بیش از آنکه در واقعیت اجتماعی باشد در ذهنیت جهان اجتماعی ما رخ داده است. باید به شکل‌ها و سیاست‌ها و ابزارهای مختلف، «ثبات» اقتصادی را ایجاد کرد؛ ثبات، پایه‌ی‌ ایجاد درک معنی‌دار از آینده است. خبر خواندن‌ها‌ را کم و محدود کرد. زندگی را ولو کوچک، منظم نگه داشت. تصمیم های بزرگ را تا حد ممکن از اوج هیجان دور کرد. ایمان وقتی کار میکند که تبدیل شود به سکینه و عمل کوچک، نه فقط حرف. ایمان به موشک‌ها به همان اندازه می‌تواند شرک خفی‌ّ ما باشد که تسلیم در برابر طاغوت! باید به حسّ توکل حقیقی دامن زد و خدا را در سیاه‌ترین لحظه‌ی ابتلا جویید. @drAshiri
:: ۱ این روزها با یکی از بغرنج‌ترین جنگ‌های فراگیر هیبریدی - روانی دشمن روبرو هستیم؛ فضای معنایی و ذهنی جامعه، خیلی پیچیده و آشفته است. ایران، همزمان درگیر است با دو چالش در فضای «زمان‌های فرهنگی». در دو ماه اخیر تهدیدهای امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، شدت و گستره‌ی زیادی پیدا کرده است. فضای فکری و کاری بخشی از مردم بابت برآورد از وضعیت جنگی به «تعلیق» فرو رفته است (زمان کُند شده) اما از سوی دیگر به‌خاطر سرعت تحولات منطقه‌ای و رشد سینوسی تهدیدها، تغییرات قیمت دلار و طلا و تورم در ایران، برخی تحولات شتاب گرفته (زمان، تند شده است). ذهنیت و روح و روان مردم درگیر است با این دو نیروی قوی در فضای زمان‌های فرهنگی؛ تعلیق عمیق در عین شتاب هول‌برانگیز! ما فکر می‌کنیم در یک شرایط نسبتاً طبیعی داریم هم به تهدیدها پاسخ (لفظی) میدهیم و هم دالان مذاکره را باز و فعال نگه داشته‌ایم… و حال آنکه دقیقاً در حال پیمودن فازهای مختلف یک جنگ روانی تمام‌عیار هستیم؛ دلقک فاسد و فاجری‌ به اسم ترامپ، طرف حساب ما نیست بلکه تمام عقل مدرن در پیشرفته‌ترین لبه‌ی دانشی و فناورانه‌اش، به سراغ ما آمده است. سادگی و ضعف تدبیر داخلی، مهم‌ترین علت در این وضعیت است؛ جامعه از تعادل و عدل، خارج شده؛ عامل خارجی، بیشترین بهره‌برداری را کرد از این ضعف ساختاری و سیاستی ما.
زندگی در فرهنگ
:: ۱ این روزها با یکی از بغرنج‌ترین جنگ‌های فراگیر هیبریدی - روانی دشمن روبرو هستیم؛ فضای معنایی و
۲ در دو ماه اخیر شاهدیم که تهدیدهای امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران به متن زندگی روزمره‌ی ما برگشته است و هر لحظه باید منتظر یک واقعه باشم… انسانِ گوش‌به‌زنگ! وقتی امکان «رخداد ناگهانی» بالا میرود جامعه وارد یک تجربه‌ی زمانی دوپاره میشود: از یک طرف تعلیق می‌آید و زمان کند میشود، از طرف دیگر خبرها و بازار و قیمت دلار و طلا و تورم تند و تیز میدوند و زمان شتاب میگیرد. کند شدن زمان یعنی آینده قفل میشود. آدم‌ها کار و فکر را میبرند روی حالت انتظار. پروژه‌ها و تصمیم‌های بزرگ و کوچک به عقب می‌افتند. ذهن جمعی درگیر خبر میشود اما به اطمینان نمیرسد. انگار جامعه در اتاق انتظار نشسته است و انرژی میسوزاند ولی خروجی کمی دارد. اما در یک نگاشت دیگر، زمانِ بیرونی تند میشود؛ نبض جامعه تندتر می‌زند‌. هر موج خبر، هر شایعه، هر جابه‌جایی در منطقه، فوری در بازار ترجمه میشود. سازوکارهای نهادی و جمعی (مثل بورس و دلار و…) به‌طور «آنی» ما را اورژانسی میکنند‌. قیمت فقط عدد امروز نیست، تفسیر ترس و انتظار فرداست. تکلیف ناموس ملی (ریال) هم که از قبل معلوم است! اینجا یک شکاف هم پررنگ میشود: زمان سیاست و امنیت با دقیقه و ساعت حرکت میکند، زمان زندگی مردم به دنبال ثبات است. نتیجه‌ی همین دو حسّ متضاد، چنین وضعیتی است: در خانه و کار ایستادن، در خبر و بازار دویدن. فضای مجازی، این دو وضعیت را با ابعاد گسترده‌تری در هم ضرب می‌کند. این دو حس در اصل از یک ریشه می آیند: تهدید بزرگ توان کنش را کم میکند و آدم را کند میکند، اما ضرورت واکنش را زیاد میکند و زمان بیرون را تند میکند. در این فضا سه چیز زیاد میشود: بزرگ کردن تهدید نزدیک، سرایت ترس، و تصمیم های هیجانی که خودِ بحران را تشدید میکنند.
زندگی در فرهنگ
۲ در دو ماه اخیر شاهدیم که تهدیدهای امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران به متن زندگی روزمره‌ی ما برگشته
۳ راه حل خیلی کوتاه است: آرامش را باید برگرداند به ریتم روزانه و به ایمان. خانه را آرام باید کرد. طوفان، بیش از آنکه در واقعیت اجتماعی باشد در ذهنیت جهان اجتماعی ما رخ داده است. باید به شکل‌ها و سیاست‌ها و ابزارهای مختلف، «ثبات» اقتصادی را ایجاد کرد؛ ثبات، پایه‌ی‌ ایجاد درک معنی‌دار از آینده است. تویی که نمی‌فهمی همان کوپنِ دوران جنگ در دهه‌ی شصت، در حدّ خودش توان ایجاد آرامش را ایجاد می‌کرد، ای مدیر و مسئول سهل‌اندیش! خبر را کم و محدود کرد. زندگی را ولو کوچک، منظم نگه داشت. تصمیم های بزرگ را تا حد ممکن از اوج هیجان دور کرد. ایمان وقتی کار میکند که تبدیل شود به سکینه و عمل کوچک، نه فقط حرف. ایمان به موشک‌ها به همان اندازه می‌تواند شرک خفی‌ّ ما باشد که تسلیم در برابر طاغوت! باید به حسّ توکل حقیقی دامن زد و خدا را در سیاه‌ترین لحظه‌ی ابتلا جویید.
زندگی در فرهنگ
۳ راه حل خیلی کوتاه است: آرامش را باید برگرداند به ریتم روزانه و به ایمان. خانه را آرام باید کرد.
۴ کودکِ نازنینی در خانواده‌ی ما، اسباب‌بازی خاصی را طلب کرده بود و شنیده بود فعلاً نمی‌شود خرید… چون اسباب‌بازی‌ها را با پلاستیک می‌سازند و پلاستیک گران شده، چون دلار گران شده. حالا سؤال این طفل معصوم، چند روز است این پرسش پریشان است: چرا دلار گران است؟! سیاستگذاری ما را ببینید! تبعات یک سیاست نادرست را حتی در پایین‌ترین سنین جامعه، سرَیان داده‌ایم!
:: پس از انتشار یادداشت بالا، یکی از استادان گرامی پرسیده‌اند‌ و تکمیل کرده‌اند: برای شکستن تعلیق درون، ثبات اقتصادی گرچه لازم است اما برای چه؟ اگر ثبات تنها برای بازگرداندن وضعیت عادی مصرف و توسعه باشد، خود بخشی از چرخه بحران است. این تجزیه زمان را انسان ایرانی گرچه در شرایط جنگی بیشتر حس می کند اما اختصاص و انحصار به اکنون ندارد دوپارگی زمان، خاصیت مدرنیته است. پاسخ و توضیح بنده: ثبات اقتصادی، کالبد ثبات روانی و فرهنگی جامعه است؛ چون جامعه «اقتصادی الحدوث» و «فرهنگی البقاء» است. پس اگر بپرسید ثبات اقتصادی برای چه؟ پاسخ این است: برای رسیدن به ثبات فرهنگی؛ بلکه ثبات اقتصادی، مرتبه‌ی نازله‌ی ثبات فرهنگی است.
دوست دیگری پرسیده‌اند: پرسش دقیقا سر لیست "عمل کوچک" است... مصادیقش در عرصه حکمرانی کدام‌هاست ؟ پاسخ داده‌ام: در متن آمده: خانه را آرام باید کرد. آرامش اجتماعی از خانه آغاز میشود و «عمل کوچک» ناظر به همه‌ی‌ کارهایی است مثل رصد خبر، چرخیدن در اینترنت، شتاب کردن برای خرید، هول‌وهراس برای خریدن و ذخیره کردن و…. نظام حکمرانی، باید بعد از حدود ۳۵ سال شوک‌درمانی (از دوران اجرای سیاست‌های تعدیل تاکنون) به تثبیت شرایط گردن بگذارد.
ترامپ به خواستۀ ایران تن داد 🔹وبگاه آمریکایی آکسیوس خبر داد که دولت ترامپ با خواستۀ ایران برای انتقال مذاکرات از ترکیه به عمان موافقت کرد. 🔹منابع این رسانه آمریکایی مدعی شدند «ایرانی‌ها همچنین می‌خواهند مذاکرات را به‌صورت دوجانبه، فقط با حضور ایالات متحده برگزار کنند.» 🔹یک منبع آگاه آکسیوس گفت که دلیل این امر این است که ایران می‌خواهد مذاکرات را به مسائل هسته‌ای محدود کنند و در مورد مسائلی مانند موشک‌ها و گروه‌های نیابتی که اولویت‌های سایر کشورهای منطقه هستند، بحث نکنند. @Farsna - Link
زندگی در فرهنگ
ترامپ به خواستۀ ایران تن داد 🔹وبگاه آمریکایی آکسیوس خبر داد که دولت ترامپ با خواستۀ ایران برای انتق
:: این، یعنی بالا رفتن احتمال جنگ! دستاوردسازی‌های موهوم از فضا و میزانسن‌ پیچیده‌ی مذاکره با آمریکا، یک هدف جدی و مهم دارد و آن: تبدیل کردن مسئله‌ی مذاکره با امریکا به یک مسئله‌ی عمومی است. فعال شدن ماجرای مذاکره، به «تنش زمان‌های فرهنگی» و تشدید تقابل میان این دو زمان در فضای اجتماعی دامن خواهد زد: تعلیق درونی (زمان کُندشده‌) و شتاب بیرونی (زمان تندشده‌). وقتی ذهنیت جامعه با رویدادها و روندهای مذاکره با امریکا درگیر میشود، بیش از گذشته حسّ تعلیق و نیز حسّ تشویش، تحریک و تعمیق میشود. منظور بنده این نیست که «مذاکره نکنیم»؛ مذاکره، یک امر اصیل نیست و یک ابزار سیاستی است و در شرایطی می‌تواند به مصلحت ما باشد و در شرایطی خیر؛ منظور بنده، تفطّن و توجّه به این نکته است: این جنگ ترکیبی (هیبریدی) که در آن هستیم، بیش از هر جا، در سپهر و فضای ذهنی جامعه رخ داده است و نباید با سهل‌اندیشی در بازی و چهارچوب قواعد و طراحی دشمن، فرو رفت. خطر غافل‌گیری نظامی ایران و نیز اجتماعی کردنِ پیامدهای مذاکره با آمریکا، دو خطر اصلی و کلیدی خواهد بود. @drAshiri
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این سخنان ترامپ را در همین چهارچوب بالا، تحلیل بفرمایید. ترامپ: در حال مذاکره با ایران هستیم. ایرانی‌ها دوست دارند کاری انجام دهند و باید دید آیا واقعاً کاری انجام می‌شود یا نه. مدتی قبل هم فرصت انجام کاری را داشتند اما نتیجه نداد و ما عملیات «چکش نیمه‌شب» را انجام دادیم. فکر نمی‌کنم بخواهند چنین اتفاقی دوباره تکرار شود اما مایل به مذاکره هستند. ما همین حالا هم در حال مذاکره با آنها هستیم. @drAshiri
زندگی در فرهنگ
:: این، یعنی بالا رفتن احتمال جنگ! دستاوردسازی‌های موهوم از فضا و میزانسن‌ پیچیده‌ی مذاکره با آمری
:: دوستِ بزرگواری گفته‌اند: خطر غافلگیری نظامی خصوصا بعد از غافلگیری ۲۳خرداد کلا منتفی است... اصل خطر را باید اینجاها دید: افزایش تنش اجتماعی به دلیل اقتصادی و جنگ شناختی سوق یافتن دولت و سران اصلاحات و اعتدال به سمت فتنه جدید سیاسی. پاسخ بنده به ایشان: خیر، این‌طور نیست؛ منظورم این است که نکات شما دقیق است اما به این نکته‌ی روش‌شناختی توجه بفرمایید: ما بعد از جنگ خرداد - که اوج غافل‌گیری امنیتی نظامی بود - در کودتای دی‌ماه، دوباره در برآورد تهدید داخلی غافل‌گیر شدیم. نکته این است: چیزی به اسم «جنگ و تهدید نظامی» اساساً بی‌معنی‌ست و تماماً در جنگ هیبریدی - ترکیبی هستیم؛ بنابراین غافل‌گیری‌های ما نیز همواره صبغه‌ی هیبریدی خواهند داشت.
یادداشت بنده در وبگاه: Khamenei.ir پول به‌مثابه‌ی ناموس حکمرانی ملّی ▫️برآیند دیدگاه رهبر انقلاب درباره‌ی پول ملّی، آن را به‌مثابه‌ی «اقتدار ملّی»، «آبروی کشور» و «ارزش تولید ملّی» تعریف می‌کند که حفظ ارزش آن مستقیماً بر معیشت مردم و امنیّت و هویت نظام و جامعه و رشد بنیه‌ی اقتصاد ملّی، اثرگذار است؛ این نگاه با یکی از اندیشه‌های بنیادی در فلسفه‌ی اجتماعی همگراست؛‌ دیدگاه و اندیشه‌‌ای که از جمله توسط خواجه‌نصیرالدین طوسی در «اخلاق ناصری» طرح شده است. ▫️از نگاه جناب خواجه، پول (دینار) «ناموس سوم» جامعه و نظام حکمرانی است، ناموسی که برای تحقق عدالت و مساوات در جامعه ضرورت دارد و باید تابع ناموس حاکم (حکومت مبتنی بر شریعت) و ناموس اول (دین و شریعت الهی) باشد. (طوسی، اخلاق ناصری، صص‌ ۹۷-۱۰۰) ▫️در هر دو دیدگاه، پول تنها یک واسطه‌ی مبادله نیست بلکه نماد اعتماد، نظم، انسجام اجتماعی و اقتدار جامعه و مسیر تحقق عدالت اجتماعی و سعادت عمومی است؛ لذا تقویت پول ملّی در گفتمان جمهوری اسلامی، اجرای یک «ناموس» حکمرانی در سیاست‌گذاری ملّی است که هم‌زمان هم اقتدار ملّی را تضمین می‌کند و هم عدالت اجتماعی را محقق می‌سازد و هم با تولید ملّی و بنیه‌ی اقتصادی کشور و اعتبار و آبرو و عزّت ملّی، رابطه‌ی تأثیری و تأثّری دارد. @drAshiri https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62542