با سلام و احترام و ارادت و تشکر از سروران عزیز و گرامی. با توجه به اینکه وضعیت گروه قبلی از هدف اصلی تخصصی خودش کم کم خارج شده بود، با اجازه سروران محترم ان را به کانال تبدیل کردم. البته هر مطلبی که در راستای گفتمان و تحلیل گفتمان و مایلید منتشر شود می توان برای اینحانب ارسال کنید، و تلاش می شود در کانال منتشر گردد. هدف اصلی این کانال مباحث مختلف گفتمان و تحلیل گفتمان است که بخش عمده انها می تواند درسهایی در این زمینه باشند که می توان در کلاس های درسی استفاده کرد. تحلیل گفتمان در هر زمینه نیازمند فهم ما از گفتمان و روشهای تحلیل گفتمان و ارایه نمونه های مختلف در این زمینه است. بدون شناخت این مباحث به صورت علمی و روشمند انجام یک تحلیل جامع با چالش های زیادی روبرو می شود. امیدوارم این مباحث مفید فایده باشند.
ارادتمند. بشیر
درسهایی در تحلیل گفتمان (درس اول و دوم)
دیدگاه فوکو و فرکلاف
https://bashirwebnama.ir
درسهایی در تحلیل گفتمان (درس سوم)
دیدگاه تئون ون دایک
https://bashirwebnama.ir
درسهایی در تحلیل گفتمان ( درس چهارم)
دیدگاه لاکلاو و موفه
https://bashirwebnama.ir
درسهایی در تحلیل گفتمان ( درس پنجم)
دیدگاه جمیز پل جی
https://bashirwebnama.ir
درسهایی در تحلیل گفتمان (درس ششم)
دیدگاه روث وداک
https://bashirwebnama.ir
درسهایی در تحلیل گفتمان (7)
دیدگاه پاتریک شاراودو (Patrick Charaudeau)
https://bashirwebnama.ir
درسهایی در تحلیل گفتمان (8)
جمع بندی دیدگاه های اندیشمندان غربی درباره گفتمان
https://bashirwebnama.ir
هدایت شده از سعید اشیری
جنگ و گفتمان
بخشی از یک گفتگوی درونگروهی:
+ به باور بنده ما با پدبده رنسانس انقلاب اسلامی روبه رو هستیم. دامنه این زایش جدید، بیش از مواردی هست که به درستی متذکر شده اید. نه صرفا نظام اقتصادسیاسی ناکارآمد بلکه حوزه ارتباطات سیاسی معیوب نیز متحول خواهد شد! بعون الله
- علاوه بر این در تحلیل فرهنگ عمومی و حتی دیدگاه ها درباره دینداری جامعه ایران، بحران هویت نوجوان و جوان و بویژه زنان نیز باید بازبینی شود .
+ این رنسانس، میتواند مصادره شود! علت آن هم به سازوکارهای مفهومی و معنایی بازمیگردد. ببینید، انتخاب مسیر شهادت و واقعهی شهید شدنِ آقا، برای ایشان اوج فضل و سعادت است اما برای امّتِ این امام چه؟! نکته/تذکر حقیر این است که امت، خطا کرد؛ نتیجهی خطای امت هم این بود رهبر خود را به خطّ مقدم برد و او را در موقعیت تیررس دشمن نهاد. این نکته را خیلی محترمانه و با تشریفات خاصی، داریم فراموش میکنیم! این فراموشی، محصول آن اختلال معنایی است که عرض کردم؛ بر همین اساس، امکان مصادرهی این رنسانس هم وجود خواهد داشت.
- میشود پیشبینی کرد که دوگانهی معنایی جدیدی شکل بگیرد که یکی خواستار تعامل و مذاکرهی منطقی و گفتگو با جهان پس از جنگ است (طیف دمکراسیخواهان) و دیگری که خواستار تأدیب دشمن و انتقام از او با ابزارهای تنگهی هرمز و بابالمندب است.
یعنی همان دوگانهی مقاومت - مذاکره، دوباره شکل میگیرد و رهبری جدید، در این موقعیت جدید و در یک سرِ این طیف، جانمایی میشود.
وقتی این موقعیت معنایی، طراحی و بازسازی شد، عملاً ما وارد یک مفصلبندی معنایی و یک فضای گفتمانی شدهایم و در این فضا، امکانات مصادره شدن این رنسانس فراهم خواهد شد.
تحلیلی از جناب آقای دکتر محمدهادی همایون، استاد تمام دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)، در مورد حوادث اخیر جنگ در ایران.
لازم به ذکر است که جناب آقای دکتر همایون، تحلیل های گفتمانی مفصلی در زمینه تحولات آخر الزمانی با استفاده از قران کردیم و روایات معصومین دارد که در کتاب معروف ایشان "چهل ستون" بخشی از آنها درج شده است.
سلام علیکم.
در ماجرای فتنه قوم بنیاسرائیل با حکمی بسیار عجیب مواجه هستیم. حضرت موسی ع پس از ۱، نشان دادن شدت غضب خود با انداختن الواح ۲، مؤاخذه هارون و سپس تبرئه او در افکار عمومی ۳، محاکمه سامری و صدور حکم لا مساس و تبعید اجتماعی ۴، سوزاندن گوساله و آثار فتنه، ۵، فرمان عفو عمومی میدهد ۶، و سپس بالابردن سطح فهم و بصیرت مردم را با آموزش تورات آغاز میکند. ۷، در پایان این معالجه وقتی قوم بالاتر از عفو، وارد مرحله توبه میشوند، این حکم عجیب صادر میشود که برای پذیرش توبه، خودتان را بکشید.
وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِۦ يَٰقَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُم بِٱتِّخَاذِكُمُ ٱلْعِجْلَ فَتُوبُوٓاْ إِلَىٰ بَارِئِكُمْ فَٱقْتُلُوٓاْ أَنفُسَكُمْ ذَٰلِكُمْ خَيْرࣱ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ (بقره،٥٤)
در این مرحله مؤمنان توبه کار و بازگشته، چشمان خود را بستند و با شمشیر به یک تصفیه اجتماعی شدید دست زدند. جبران قتل یک نفر، قصاص قاتل است، اما جبران فتنه اجتماعی و گروهی، تصفيه اجتماعی و گروهی است، با حفظ مراتب ایمان و قدر توبه کاران.
در اسلام این حکم به دلیل عدم توانایی اتباع از سوی مسلمانان، ضمن گوشزد کردن اهمیت و کارکرد مثبت آن، برداشته شده و ذیل همان موضوع ولایتپذیری، سازوکارهای دیگری به جای آن نشسته است.
وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ ٱقْتُلُوٓاْ أَنفُسَكُمْ أَوِ ٱخْرُجُواْ مِن دِيَٰرِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلࣱ مِّنْهُمْۖ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِۦ لَكَانَ خَيْرࣰا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتࣰا (نساء،٦٦)
در جریان انقلاب اسلامی و در پیشبرد الگوی پنج مرحلهای تمدن نوین اسلامی امام شهید، سالها بود که متوجه و درگیر یک نقطه اشکال بودیم، طول زیاد توقف در مرحله دولت اسلامی و ماندن جامعه اسلامی در پشت سد آن.
این مسأله فراتر از جریان نفوذ و حاکمیت دولتمردان غیرانقلابی و غربزده است. این ماجرایی است که در میان اهل انقلاب اتفاق افتاده. فتنهای که میتوان نام آن را دچار شدن انقلابیون به تحلیل های اصطلاحاً عاقلانه دنیوی و فاصله گرفتن از اصل توکل و امداد الهی در جریان انقلاب گذاشت. این نوع تحلیل ها اگرچه بر اساس ماهیت دنیا تا جایی ما را موفق نشان میدهد، اما در ادامه و سخت شدن شرایط و ابتلائات ضعف آن کاملاً آشکار میشود. در اینجاست که دولتمرد و تحلیلگر باید بتواند خود را از آن قواعد بیشتر مادی کنده، و روی به تحلیل های بیشتر ملکوتی کند. ناتوانی در این انقطاع بود که طول توقف ما را در مرحله دولت اسلامی سبب شده بود.
اما آنچه در جریان دو جنگ اخیر رخ داد، اجرای فرمان فاقتلوا انفسکم بود که در سازوکار حمله دشمن و به شهادت رساندن بزرگان انقلاب صورت پذیرفت. مو سپید کرده های سیاسی و نظامی انقلاب اسلامی در این فرایند مزد خود را علیرغم برخی کوتاهی های گذشته و عدم عملیات بموقع بر اساس امر ولی، با شهادت گرفتند و جای خود را به جوانانی شجاع و انقلابی دادند که با منطق انقلاب اسلامی بزرگ شده بودند. نتیجه توکل این سرداران جوان را البته بر اساس بنای ساخته شده نسل قبل، امروز در میدان میبینیم. همراهی مردمِ دارایِ نشان افتخار حضور بموقع در صحنه، با این نسل جوان، نشانگر بموقع بودن عملیات آنان نیز هست. شهادت گوارای آن گروه و مزد همه تلاشها و خستگیهایشان برای انقلاب و نظام اسلامی، و پیروزی نصیب و شایسته این گروه باد.
این پدیده را میتوان یک لایهبرداری و بازسازی سازمان دولت اسلامی دانست که مشابه آن هم با انفجار پیجرها در میان بزرگان حزبالله اتفاق افتاد.
همه اینها به برکت خون پاک آن بزرگمرد تاریخ و امام شهید بود، که با انتخاب شهادت این راه بظاهر بسته را بر ما گشود.
تحلیل گفتمان بیانات مقام معظم رهبری دربارة انتخابات یازدهم ریاست جمهوری اسلامی ایران (24 خرداد1392)
حسن بشیر
دانشیار/استاد تمام دانشگاه امام صادق (ع) bashir@isu.ac.ir
جعفر عبدالملکی
پژوهشگر و مدیر کل استان ها و خارج از کشور صدا و سیما
Maleki52j@gmail.com
فاطمه احمدی
دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات دانشکده¬ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران f.ahmadi@ut.ac.ir
چکیده:
مشارکت در انتخابات و رأی دادن، از مؤلفه¬های اساسی رفتار سیاسی شهروندان و یکی از اشکال مشارکت سیاسی محسوب می¬شود. در این مقاله، بیانات مقام معظم رهبری دربارة انتخابات یازدهم ریاست جمهوری اسلامی ایران (24 خرداد 1392) مورد مطالعه قرار گرفته است. رویکرد نظری در این مقاله، ترکیبی از نظریات گفتمانی فوکو، لاکلاو و موفه، فرکلاف و اقتدار و مشروعیت بوده که نهایتا از روش عملیاتی تحلیل گفتمان (پدام) (Practical Discourse Analysis Method (PDAM)) برای تحلیل بیانات مزبور استفاده شده است. نتایج تحلیل منجر به کشف یا پیشنهاد « اصول نظریه انتخابات ریاست جمهوری از دیدگاه رهبری» شده است که بر اساس چهار محور اساسی، «ساختارسازی انتخاباتی»، «اخلاق گرایی انتخاباتی»، «اصولگرایی انتخاباتی» و «مشروعیت سازی انتخاباتی» استوار است.
واژگان کلیدی: مردم سالاری، مشروعیت انتخاباتی، انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، ایران، تحلیل گفتمان، روش پدام
اصل مقاله در لینک زیر است:
https://bashirwebnama.ir