درسهایی در تحلیل گفتمان (درس سوم)
دیدگاه تئون ون دایک
https://bashirwebnama.ir
درسهایی در تحلیل گفتمان ( درس چهارم)
دیدگاه لاکلاو و موفه
https://bashirwebnama.ir
درسهایی در تحلیل گفتمان ( درس پنجم)
دیدگاه جمیز پل جی
https://bashirwebnama.ir
درسهایی در تحلیل گفتمان (درس ششم)
دیدگاه روث وداک
https://bashirwebnama.ir
درسهایی در تحلیل گفتمان (7)
دیدگاه پاتریک شاراودو (Patrick Charaudeau)
https://bashirwebnama.ir
درسهایی در تحلیل گفتمان (8)
جمع بندی دیدگاه های اندیشمندان غربی درباره گفتمان
https://bashirwebnama.ir
هدایت شده از سعید اشیری
جنگ و گفتمان
بخشی از یک گفتگوی درونگروهی:
+ به باور بنده ما با پدبده رنسانس انقلاب اسلامی روبه رو هستیم. دامنه این زایش جدید، بیش از مواردی هست که به درستی متذکر شده اید. نه صرفا نظام اقتصادسیاسی ناکارآمد بلکه حوزه ارتباطات سیاسی معیوب نیز متحول خواهد شد! بعون الله
- علاوه بر این در تحلیل فرهنگ عمومی و حتی دیدگاه ها درباره دینداری جامعه ایران، بحران هویت نوجوان و جوان و بویژه زنان نیز باید بازبینی شود .
+ این رنسانس، میتواند مصادره شود! علت آن هم به سازوکارهای مفهومی و معنایی بازمیگردد. ببینید، انتخاب مسیر شهادت و واقعهی شهید شدنِ آقا، برای ایشان اوج فضل و سعادت است اما برای امّتِ این امام چه؟! نکته/تذکر حقیر این است که امت، خطا کرد؛ نتیجهی خطای امت هم این بود رهبر خود را به خطّ مقدم برد و او را در موقعیت تیررس دشمن نهاد. این نکته را خیلی محترمانه و با تشریفات خاصی، داریم فراموش میکنیم! این فراموشی، محصول آن اختلال معنایی است که عرض کردم؛ بر همین اساس، امکان مصادرهی این رنسانس هم وجود خواهد داشت.
- میشود پیشبینی کرد که دوگانهی معنایی جدیدی شکل بگیرد که یکی خواستار تعامل و مذاکرهی منطقی و گفتگو با جهان پس از جنگ است (طیف دمکراسیخواهان) و دیگری که خواستار تأدیب دشمن و انتقام از او با ابزارهای تنگهی هرمز و بابالمندب است.
یعنی همان دوگانهی مقاومت - مذاکره، دوباره شکل میگیرد و رهبری جدید، در این موقعیت جدید و در یک سرِ این طیف، جانمایی میشود.
وقتی این موقعیت معنایی، طراحی و بازسازی شد، عملاً ما وارد یک مفصلبندی معنایی و یک فضای گفتمانی شدهایم و در این فضا، امکانات مصادره شدن این رنسانس فراهم خواهد شد.
تحلیلی از جناب آقای دکتر محمدهادی همایون، استاد تمام دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)، در مورد حوادث اخیر جنگ در ایران.
لازم به ذکر است که جناب آقای دکتر همایون، تحلیل های گفتمانی مفصلی در زمینه تحولات آخر الزمانی با استفاده از قران کردیم و روایات معصومین دارد که در کتاب معروف ایشان "چهل ستون" بخشی از آنها درج شده است.
سلام علیکم.
در ماجرای فتنه قوم بنیاسرائیل با حکمی بسیار عجیب مواجه هستیم. حضرت موسی ع پس از ۱، نشان دادن شدت غضب خود با انداختن الواح ۲، مؤاخذه هارون و سپس تبرئه او در افکار عمومی ۳، محاکمه سامری و صدور حکم لا مساس و تبعید اجتماعی ۴، سوزاندن گوساله و آثار فتنه، ۵، فرمان عفو عمومی میدهد ۶، و سپس بالابردن سطح فهم و بصیرت مردم را با آموزش تورات آغاز میکند. ۷، در پایان این معالجه وقتی قوم بالاتر از عفو، وارد مرحله توبه میشوند، این حکم عجیب صادر میشود که برای پذیرش توبه، خودتان را بکشید.
وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِۦ يَٰقَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُم بِٱتِّخَاذِكُمُ ٱلْعِجْلَ فَتُوبُوٓاْ إِلَىٰ بَارِئِكُمْ فَٱقْتُلُوٓاْ أَنفُسَكُمْ ذَٰلِكُمْ خَيْرࣱ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ (بقره،٥٤)
در این مرحله مؤمنان توبه کار و بازگشته، چشمان خود را بستند و با شمشیر به یک تصفیه اجتماعی شدید دست زدند. جبران قتل یک نفر، قصاص قاتل است، اما جبران فتنه اجتماعی و گروهی، تصفيه اجتماعی و گروهی است، با حفظ مراتب ایمان و قدر توبه کاران.
در اسلام این حکم به دلیل عدم توانایی اتباع از سوی مسلمانان، ضمن گوشزد کردن اهمیت و کارکرد مثبت آن، برداشته شده و ذیل همان موضوع ولایتپذیری، سازوکارهای دیگری به جای آن نشسته است.
وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ ٱقْتُلُوٓاْ أَنفُسَكُمْ أَوِ ٱخْرُجُواْ مِن دِيَٰرِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلࣱ مِّنْهُمْۖ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِۦ لَكَانَ خَيْرࣰا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتࣰا (نساء،٦٦)
در جریان انقلاب اسلامی و در پیشبرد الگوی پنج مرحلهای تمدن نوین اسلامی امام شهید، سالها بود که متوجه و درگیر یک نقطه اشکال بودیم، طول زیاد توقف در مرحله دولت اسلامی و ماندن جامعه اسلامی در پشت سد آن.
این مسأله فراتر از جریان نفوذ و حاکمیت دولتمردان غیرانقلابی و غربزده است. این ماجرایی است که در میان اهل انقلاب اتفاق افتاده. فتنهای که میتوان نام آن را دچار شدن انقلابیون به تحلیل های اصطلاحاً عاقلانه دنیوی و فاصله گرفتن از اصل توکل و امداد الهی در جریان انقلاب گذاشت. این نوع تحلیل ها اگرچه بر اساس ماهیت دنیا تا جایی ما را موفق نشان میدهد، اما در ادامه و سخت شدن شرایط و ابتلائات ضعف آن کاملاً آشکار میشود. در اینجاست که دولتمرد و تحلیلگر باید بتواند خود را از آن قواعد بیشتر مادی کنده، و روی به تحلیل های بیشتر ملکوتی کند. ناتوانی در این انقطاع بود که طول توقف ما را در مرحله دولت اسلامی سبب شده بود.
اما آنچه در جریان دو جنگ اخیر رخ داد، اجرای فرمان فاقتلوا انفسکم بود که در سازوکار حمله دشمن و به شهادت رساندن بزرگان انقلاب صورت پذیرفت. مو سپید کرده های سیاسی و نظامی انقلاب اسلامی در این فرایند مزد خود را علیرغم برخی کوتاهی های گذشته و عدم عملیات بموقع بر اساس امر ولی، با شهادت گرفتند و جای خود را به جوانانی شجاع و انقلابی دادند که با منطق انقلاب اسلامی بزرگ شده بودند. نتیجه توکل این سرداران جوان را البته بر اساس بنای ساخته شده نسل قبل، امروز در میدان میبینیم. همراهی مردمِ دارایِ نشان افتخار حضور بموقع در صحنه، با این نسل جوان، نشانگر بموقع بودن عملیات آنان نیز هست. شهادت گوارای آن گروه و مزد همه تلاشها و خستگیهایشان برای انقلاب و نظام اسلامی، و پیروزی نصیب و شایسته این گروه باد.
این پدیده را میتوان یک لایهبرداری و بازسازی سازمان دولت اسلامی دانست که مشابه آن هم با انفجار پیجرها در میان بزرگان حزبالله اتفاق افتاد.
همه اینها به برکت خون پاک آن بزرگمرد تاریخ و امام شهید بود، که با انتخاب شهادت این راه بظاهر بسته را بر ما گشود.
تحلیل گفتمان بیانات مقام معظم رهبری دربارة انتخابات یازدهم ریاست جمهوری اسلامی ایران (24 خرداد1392)
حسن بشیر
دانشیار/استاد تمام دانشگاه امام صادق (ع) bashir@isu.ac.ir
جعفر عبدالملکی
پژوهشگر و مدیر کل استان ها و خارج از کشور صدا و سیما
Maleki52j@gmail.com
فاطمه احمدی
دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات دانشکده¬ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران f.ahmadi@ut.ac.ir
چکیده:
مشارکت در انتخابات و رأی دادن، از مؤلفه¬های اساسی رفتار سیاسی شهروندان و یکی از اشکال مشارکت سیاسی محسوب می¬شود. در این مقاله، بیانات مقام معظم رهبری دربارة انتخابات یازدهم ریاست جمهوری اسلامی ایران (24 خرداد 1392) مورد مطالعه قرار گرفته است. رویکرد نظری در این مقاله، ترکیبی از نظریات گفتمانی فوکو، لاکلاو و موفه، فرکلاف و اقتدار و مشروعیت بوده که نهایتا از روش عملیاتی تحلیل گفتمان (پدام) (Practical Discourse Analysis Method (PDAM)) برای تحلیل بیانات مزبور استفاده شده است. نتایج تحلیل منجر به کشف یا پیشنهاد « اصول نظریه انتخابات ریاست جمهوری از دیدگاه رهبری» شده است که بر اساس چهار محور اساسی، «ساختارسازی انتخاباتی»، «اخلاق گرایی انتخاباتی»، «اصولگرایی انتخاباتی» و «مشروعیت سازی انتخاباتی» استوار است.
واژگان کلیدی: مردم سالاری، مشروعیت انتخاباتی، انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، ایران، تحلیل گفتمان، روش پدام
اصل مقاله در لینک زیر است:
https://bashirwebnama.ir
هدایت شده از زندگی در فرهنگ
گفتمان «گریز هستهای»
سعید اشیری
۱ فروردین ۱۴۰۵
بخش اول
با تحلیل منطقی برخی گفتارهای پراکنده برخی از استادان و پژوهشگران و با التفات به وضع و شرایطی که در آن هستیم، میتوان چند گزارهی کلیدی زیر را بهعنوان یک شرایط معنایی و مفصلبندی گفتمانی نوپدید، طرح کرد.
▫️مسئله این است: آیا دشمن، تداوم استراتژی ایران در این ضربات را تاب میآورد؟ اگر از شگفتانههای او، حملهی هستهای یا یک حملهی ترکیبی باشد، چارهی کار چیست؟ آیا میتوانیم از «گریز هستهای ایران» در وضعیت و بافت جدید سخن بگوییم؟
یک. دشواری جنگ و لزوم صبر و مقاومت
علیرغم فضای تشجیع عمومی و گزارشهای مطلوب میدانی، در دو عرصهی «ترور و نقطهزنی فرماندهان» و «استراتژی خروج» با امر مستصعب (دشوار) جنگ مواجهیم؛ این شکاف، زمینهی آسیبپذیری ما را نشان میدهد. منظور از استراتژی خروج، وضعیت انتهایی و اهداف پایانی ما و طرف مقابل در این جنگ است.
این وضعیت، نیازمند صبر و پایداری و مقاومت فراگیر است تا ایران بتواند به نتایج قویتری دست پیدا کند.
دو. ضعف در سطح بازدارندگی موجود
از سه بازوی اصلی بازدارندگی ما (قدرت موشکی، گروههای مقاومت در منطقه و سوم، حضور و حمایت مردم ایران)، بهویژه دو عامل اول، نتوانستند از وارد شدن ضربات مهلک در بالاترین سطوح (شهادت رهبر انقلاب) جلوگیری کنند؛ بنابراین چالش از اینجا آغاز میشود: آیا این معماری بازدارندگی، پاسخگوی تهدیدات موجود است؟
سه. نبود اجماع نخبگانی در مسئلهی هستهای
فتوا و دیدگاه صریح رهبر انقلاب، سیاست اصلی و اعلامی ایران در خصوص نرفتن بهسمت گریز هستهای بوده است اما همواره نظرات و دیدگاههای فقهی، نظامی و استراتژیک دیگری نیز مطرح بوده است؛ این نظرات، همواره خود را در سایهی نظر رهبر شهیدمان قرار دادهاند اما حتی در سطح برخی مجتهدان، این دیدگاه بدیل، طرح میشده است.
▫️در آخرین فقره، میتوان به اشارهی شهید لاریجانی در اینباره استناد کرد:
در فروردین ۱۴۰۴، شهید لاریجانی در گفتگوی ویژهی تلویزیونی بر این نکته تأکید کرد در صورت تهدید نظامی گسترده از سوی آمریکا، ایران ممکن است تحت فشار افکار عمومی به سمت تغییر سیاستهای هستهای خود حرکت کند.
نهایتاً فقدان وحدت نظر کارشناسی و اجتهادی در موضوع هستهای، اکنون این ذهنیت را تقویت کرده است که میتوان به استراتژی گریز هستهای بهطور جدیتر توجه کرد.
چهار. پرداخت هزینههای گریز هستهای بدون بهرهمندی از منافع آن
یکی از مهمترین استدلالها این است که جمهوری اسلامی تمامی هزینههای سنگین گریز هستهای (تحریمها، فشارهای نظامی و دیپلماتیک) را متحمل شده، اما به منافع حداقلی آن (بازدارندگی مؤثر) دست نیافته است. آیا به کرهی شمالی، میتوانند آنچنان حمله کنند که رهبر و عالیترین مقامات او ترور شوند و…؟
پنج. تغییر مقتضیات فتوایی و گفتمانی
با ترور امام خامنهای عزیز، شهادت صاحب فتوای تحریم گریز هستهای نیز رخ داد؛ این ترور حاکی از عدم اعتنای طرف مقابل به تعهد ماست. همچنین این ترور نشان داد در نظم جهانی جدید، نظم و شرایط جدیدی شکل گرفته است و دیگر هنجارهای پیشین، محلّ اعتنا نیست؛ نهایتاً شرایط برای شکلگیری تصمیمی جدید فراهم شده و فضای گفتمانی در برخی سطوح کارشناسی به سمت بازتعریف بازدارندگی حرکت میکند.
@drAshiri
هدایت شده از زندگی در فرهنگ
گفتمان «گریز هستهای»
سعید اشیری
۱ فروردین ۱۴۰۵
بخش دوم
شش. امکان بازدارندگی بدون بمب
یکی از مهمترین استدلالها در برابر گفتمان حرکت بهسمت گریز هستهای این است: بازدارندگی هستهای ضرورتاً به داشتن بمب متکی نیست؛ توان پاسخ فلجکننده (هدف قرار دادن تمامی آبشیرینکنها، نیروگاهها و صنایع حیاتی دشمن) نیز میتواند بازدارندگی ایجاد کند؛ اگر این توان در ما هست چرا بهسمت گریز هستهای برویم؟!
هفت. ملاحظات افکار عمومی جهان
همچنین استدلال دیگر این است: استفاده از بمب هستهای از سوی دشمن در این جنگ، در افکار عمومی جهان غیر قابل پذیرش است؛ آمریکا حتی در قضایایی مانند مدرسهی میناب نیز نتوانسته افکار عمومی را مدیریت کند، لذا گزینهی هستهای برای طرف مقابل هزینههای سنگین تبلیغاتی خواهد داشت.
هشت. ابهام هستهای؛ قابلیتهای ساختاری ایران بهعنوان عامل بازدارنده
در مقابل موافقان و مخالفان گریز هستهای، این دیدگاه/گفتمان میانه هم مطرح است: «ابهام هستهای».
این استدلال طرح میشود که شاید لازم نباشد از سیاست اعلامی در خصوص گریز هستهای سخن بگوییم چراکه گستردگی سرزمینی ایران، امکان ساخت بمب در محیطهای کوچک بدون نیاز به تأسیسات بزرگ، فاصلهی کوتاه احتمالی تا گریز هستهای و وجود تسلیحات اعلامنشده احتمالی در ایران، همگی موانع مؤثری در برابر اقدام دشمن ایجاد کرده است. بنابراین بهجای سیاست اعلامی بازدارندگی، سیاست ابهام و اعمالی بازدارندگی هستهای را پیگیری کنیم.
نُه. جنگ ارادهها و عملیات روانی دشمن
دیدگاه دیگری اساساً بحث دربارهی گریز هستهای را عملیات روانی دشمن در این جنگ بزرگ هیبریدی میداند؛ چراکه دشمن تمرکز خود را بر ایجاد نگرانی از بمب اتم در افکار عمومی و شکننده جلوه دادن تابآوری مردم، معطوف کرده است؛ از اینرو تبیین دقیق موضوع برای خنثیسازی این عملیات روانی، اهمیتی حیاتی دارد.
ده. جهان در حال گذار و بیتأثیری هنجارهای بینالمللی
نظم کنونی جهان در حال تغییر قطب قدرت است و آمریکا و اسرائیل در عمل نشان دادهاند که به افکار عمومی جهان (شاهد: کشتار وسیع در غزه) و تعهدات بینالمللی (از جمله NPT) وقعی نمینهند؛ بنابراین ایران به سطح جدیدی از بازدارندگی نیاز دارد و بازدارندگی مؤثر، نیازمند بازنگری در راهبرد هستهای مبتنی بر واقعیات جدید است.
گویی گفتمان جدیدی در حال شکلگیری است؛ با توجه به ناکارآمدی بازدارندگی موجود، پرداخت کامل هزینههای گریز هستهای بدون دریافت منافع آن، تغییر مقتضیات فتوایی و گفتمانی، و همچنین تحول در نظم جدید جهانی، بازتعریف راهبرد هستهای در جهت دستیابی به بازدارندگی مؤثر (اعم از گریز هستهای یا ایجاد توان پاسخ فلجکننده) به ضرورت حیاتی تبدیل شده است؛ این بازتعریف باید با حفظ منافع ملی و با در نظر گرفتن ظرفیتهای ساختاری ایران و مدیریت افکار عمومی صورت پذیرد.
@drAshiri
هدایت شده از زندگی در فرهنگ
#رتوریک_جنگ
ایرانی بهمثابهی بَربر، وحشی!
سعید اشیری
۱ فروردین ۱۴۰۵
یک. سخنرانی بنیامین نتانیاهو
نتانیاهو در یک کنفرانس مطبوعاتی در تاریخ ۱۹ مارس ۲۰۲۶ (۲۹ اسفند ۱۴۰۴)، ضمن دفاع از عملیات نظامی علیه ایران، جملات زیر را به کار برد:
▫️تشبیه مسیح و چنگیزخان: او با نقلقول از «ویل دورانت»، مورخ آمریکایی، گفت: «تاریخ ثابت کرده که متأسفانه عیسی مسیح هیچ مزیتی بر چنگیزخان ندارد؛ زیرا اگر به اندازه کافی قوی و بیرحم باشید، شر بر نیکی غلبه خواهد کرد.» او بعداً توضیح داد که منظورش ضرورت قدرت دفاعی برای تمدنهای اخلاقی بوده است.
▫️استفاده از واژه «وحشیها»: او تأکید کرد که «ما باید از بربرها/وحشیها (barbarians) قدرتمندتر باشیم، وگرنه آنها دروازههای ما را میشکنند و جوامع ما را نابود میکنند.» او این جنگ را تلاشی برای «حفاظت از تمدن» توصیف کرد.
منبع:
https://www.timesofisrael.com/netanyahu-transcript-we-have-to-be-more-powerful-than-the-barbarians-or-they-will-crash-our-gates-destroy-our-societies/
دو. اظهارات پیت هگست (وزیر جنگ آمریکا)
▫️ادعای مربوط به پیت هگست (که در دولت جدید آمریکا عنوان «وزیر جنگ» برای او به کار میرود) نیز صحت دارد. او در نشست خبری ۱۰ مارس ۲۰۲۶ (۱۹ اسفند ۱۴۰۴) در پنتاگون، ضمن تشریح اهداف «عملیات خشم حماسی» (Operation Epic Fury)، مقامات ایران را «وحشیهای بربر» (barbaric savages) خطاب کرد و آنها را مسئول کشته شدن سربازان آمریکایی در دهههای گذشته دانست.
منبع:
https://www.war.gov/News/Transcripts/Transcript/Article/4429953/secretary-of-war-pete-hegseth-and-chairman-of-the-joint-chiefs-of-staff-gen-dan/
🖋️پینوشت:
گفتن ندارد اما حقیر برای این یادداشتها، وقت میگذارم و تلاش میکنم بهترین و کوتاهترین متنِ مستند را آماده و منتشر کنم؛ سپاسگزارم از اینکه این قبیل متون را بازنشر خواهید کرد __ حتی بدون منبع.
با احترام
@drAshiri