eitaa logo
کلینیک تخصصی زبان و ادبیات عربی دکتر تقی زاده
311 دنبال‌کننده
143 عکس
76 ویدیو
2.6هزار فایل
کانال، کلینیک تخصصی زبان وادبیات عربی، فوت وفن عربی کنکور،جامع کامل و دقیق.ارائه فیلم های آموزشی،جزوه، فایل ،قواعد و...
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸 ترکیب وصفی و اضافی ☑️ عربی پایه نهم 🔳 قسمت اول (ترکیب وصفی) در زبان عربی هرگاه دو اسم در کنار هم واقع شوند غالباً یکی از این سه حالت را خواهند داشت : ▫️الف) مبتدا و خبر   ﷲُ علیمٌ. - ﷲُ : مبتدا   علیم ٌ : خبر ▫️ب) ترکیب اضافی (مضاف و مضاف الیه)  بابُ الصَّفِّ، کتابُ محمَّدٍ ▫️ج) ترکیب وصفی (صفت و موصوف)    الانسانُ الفاضِلُ             🔺 گاهی دو اسم در کنار هم به گونه ای قرار می گیرند که از لحاظ لفظی و ظاهری و نیز معنائی با همدیگر مرتبط می شوند. اینگونه ترکیب ها را «اضافی» یا «وصفی» می گویند. ☑️ تعریف موصوف و صفت هرگاه دو اسمی که پشت سرهم قرار می گیرند، پیوند و ارتباط بین آنها چنان باشد که نتوانیم آنها را از یکدیگر جدا نمائیم در این صورت آنها را «موصوف و صفت» می نامیم. بنابراین میان صفت و موصوف از نظر معنی یک پیوند عمیق وجود دارد و در حقیقت صفت همان موصوف یا بخشی از موصوف است. به عبارت دیگر به دو جز ترکیباتی مانند : «التلمیذُ الْمجِدُّ» (دانش آموز کوشا) «العطش الشدیدُ» (تشنگی شدید)  «الوردُ الحمراءُ» ( گل سرخ ) که جز دوم با قرار گرفتن در کنار اسم اول وجود معین و مشخص می گیرند، «موصوف و صفت» گفته می شود. ☑️ راه های تشخیص موصوف و صفت (ترکیب وصفی) 🔺۱- هر دو کلمه از لحاظ جنس (مذکر و مونث بودن) با هم برابر هستند. مثال : مُخْتَبَرٌ        صَغیرٌ : آزمایشگاهی کوچک موصوف     صفت ▫️ هر دو کلمه مذکر هستند. مُحافَظَةٍ     جَمیلَةٍ : استانی زیبا  موصوف     صفت   ▫️هر دو کلمه مونث هستند. الصِّناعَةُ         الجَدیدَةُ : صنعت جدید موصوف         صفت ▫️ هر دو کلمه مونث هستند.  🔺 ۲-هر دو کلمه از لحاظ عدد (مفرد، مثنی و جمع) با هم برابرند. یعنی یا هر دو کلمه مفرد است، یا هر دو کلمه مثنی و یا هر دو کلمه جمع هستند. مثال : طُلّابُ      مُجْتَهِدونَ : دانشجویانی کوشا موصوف  صفت ▫️هر دو کلمه جمع هستند. 🔺 ۳- مَعْرِفه (شناخته شده) و نَکَرِه (نا شناخته) بودن : هر دو کلمه از لحاظ داشتن (ال) با هم برابرند. یا هر دو (ال) دارند یا هر دو ندارند. مثال : اَلْجِسْرُ           الْاَبْیَضُ.               موصوف        صفت ▫️هر دو کلمه دارای (ال) هستند.  اِعراب (حرکت ها) : هر دو کلمه از لحاظ داشتن فتحه، کسره و ضمه و انواع  تنوین با هم برابرند. یعنی هر دو کلمه یا دارای تنوین نصب یا تنوین جر و یا دارای تنوین رفع هستند. قَلعَةٌ              تاریخیَّةٌ               موصوف         صفت هر دو کلمه تنوین ضَمِّه (رفع) دارند.      🔸 ترکیب وصفی و اضافی ☑️ عربی پایه نهم 🔳 قسمت دوم (ترکیب اضافی) ☑️ تعریف مضاف و مضاف الیه (ترکیب اضافی) هرگاه دو اسم پشت سرهم بیایند و اولی را به دومی نسبت دهیم، به اسم اول «مضاف» و به اسم دوم «مضافٌ الیه» می گویند. به عبارت دیگر به دو جزء ترکیباتی مانند : کتابُ التلمیذِ ، ماءُ البِئر، اَشجارُ الغابَةِ که جزء دوم به تنهایی وجود خارجی دارد و برای خود استقلال و هویت معین و مشخصی دارد، «مضاف» و «مضافٌ الیه» گفته می شود. ☑️ راه های تشخیص مضاف و مضاف الیه 🔺۱- مضاف و مضاف الیه در جنس با هم برابر نیستند. یعنی یکی مذکر است و دیگری مونث. ▫️مثال : صِناعةُ        الوَرَقِ : صنعت کاغذ  مضاف      مضاف الیه    مَدینَةِ      بغداد : شهر بغداد مضاف      مضاف الیه                                                🔺۲- مضاف و مضاف الیه در عدد با هم برابر نیستند. یعنی ممکن است یکی مفرد بیاید و یکی جمع یا مثنی. ▫️مثال : طُلّابُ       الْجامِعَةِ : دانشجویان دانشگاه مضاف    مضاف الیه ▫️در این مثال {طُلّاب} جمع و {الجامِعَةِ} مفرد است. 🔺۳-مَعْرِفه (شناخته شده) و نَکَرِه (نا شناخته) بودن : هر دو کلمه از لحاظ داشتن (ال) با هم برابر نیستند. یعنی یکی (ال) دارد و دیگری ندارد. ▫️مثال : تَماثیلُ         الْعُلَماءِ.       مضاف      مضاف الیه ▫️در این مثال یکی (ال) دارد و دیگری ندارد. 🔺۴-اِعراب : هر دو کلمه از لحاظ داشتن فتحه ، کسره و ضمه با هم برابر نیستند. یعنی یک کلمه تنوین ضَمِّه (رَفع) دارد و دیگری ندارد. ▫️مثال : آلَةَ              الطِّباعَةِ. مضاف     مضاف الیه ▫️در این مثال یک کلمه فتحه دیگری کَسْرِه دارد. 🔸 نکته : راه دیگر تشخیص صفت یا مضاف الیه از طریق معنا می باشد به این صورت که با اضافه کردن حرف (تَر) به کلمه دوم، اگر معنا بدهد صفت می باشد و اگر معنا ندهد مضاف الیه می شود. ▫️مثال : گل زیبا : در این مثال با اضافه کردن (تَر) به کلمه {زیبا} معنا تغییر نمی کند و درست است، 《گل زیبا تَر》 که معنا می دهد. ولی در مثال شهر بغداد :  به کلمه {بغداد} نمی توان (تَر) اضافه کرد زیرا، 《شهر بغداد تَر》 معنی نمی دهد.
گنجینه سؤالات درس به درس عربی دوازدهم انسانی طراحان محترم : 🔻درس اول (1): خانم فاطمه جاوید-ناحیه یک تبریز    🔻درس اول(2): خانم نعیمه توحیدی -گوگان         🔻درس دوم : خانم ها: حمیده سلماسیه - زهرا دباغ/ نواحی یک و چهار تبریز 🔻درس سوم: آقای محمد رضانژاد-بستان آباد            🔻درس چهارم: آقای محرم قربانی-هریس        🔻درس پنجم: خانم زهرا اوقاتی-ناحیه 3 تبریز 📚 دبیرخانه راهبری کشوری درس عربی مستقر در استان فارس @arabi_gam2
گنجینه سؤالات درس به درس عربی دوازدهم تجربی - ریاضی      طراحان محترم:    🔸درس اول: آقای منصور جهانی - عجبشیر    🔸درس دوم: آقای اسماعیل اصغری-میانه          🔸درس سوم: خانم زهرا دباغ - ناحیه چهار تبریز    🔸درس چهارم: خانم نسرین منصوری -ناحیه چهار تبریز 📚 دبیرخانه راهبری کشوری درس عربی مستقر در استان فارس @arabi_gam2
🌴🌴🍃🍃🍃🌴🌴 1. مَنْ طَلَبَ شیئاً وَ َجَدَّ وَجَدَ. (عاقبت جوینده یابنده بود.) 2. مَنْ صارَعَ الحقّ صَرَعَــهُ . (هر که با حق در افتد ور افتد.) 3. الیَـدُ الواحدةُ لا تُــصفّق . (یک دست صدا ندارد) 4. وَهَبَ الأمیرُ ما لا یَـمْلِک . (از کیسه خلیفه می‌بخشد) 5. لا یمدح العروسَ إلّا أهلُها (هیچ کس نمی‌گوید ماست من ترش است) 6. مَنْ قَــرَعَ باباً و لَجّ وَلَجَ . (عاقبت جوینده یابنده است) 7. من طلب العُلی سَهِرَ اللیالی . (گنج خواهی در طلب رنجی ببر.) 8. لکلّ مقام مقال. (هر سخنی جایی و هر نکته مکانی دارد) 9. الکلام یجرّ الکلام. (حرف حرف می کشد .) 10. باتَ یَشوی القراح . (آه ندارد که با ناله سودا کند) 11. ماهکذا تورد یا سعد الإبل (این ره که تو می‌روی به ترکستان است) 12. کلّ رأس به صداع (هر سری دردی دارد) 13. من طلب أخاً بلا عیب بقی بلا أخ. (گل بی‌خار خداست) 14. من حَفَرَ بئراً لأخیه وََقَعَ فیها . (چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی) 15. تَسْمَع بالمُعیدی خیرٌ مِن أن تَراه. (آواز دهل شنیدن از دور خوش است) 16. لکلّ فرعون موسی . (دست بالای دست بسیار است) 17. ماحَکّ ظَهری مثلُ ظُفری . (کسی نخارد پشت من جز ناخن انگشت من) 18. کلم اللسان أنکی مِن کلم السنان (زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است) 19. کالمُسْتَجیر من الرّمضاء بالنّار .(از چاله به چاه افتادن) 20. لا تؤخّر عمل الیوم إلی غدٍ . (کار امروز را به فردا میفکن) 21. لا یؤخذ المرء بذنب أخیه (کسی به خاطر گناه برادرش مؤاخذه نمی شود.) 22. لکلّ جدید لذّة. (نو که آمد به بازار کهنه شود دل آزار) 23. لا یُلدَغُ العاقلُ من جُحر مرّتین (آدم خردمند دوبار از یک سوراخ نیش نمی خورد.) 24. عند الشدائد تعرف الإخوان (دوست آن باشد که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی) 25. غاب القطّ إلعب یا فار (گربه نیست پس ای موش بازی کن .هر کاری می خواهی بکن.) 26. فعل المرء یدلّ علی أصله (از کوزه همان برود تراود که در اوست) 27. فوق کلّ ذی علم علیم (دست بالای دست بسیار است) 28. أظهرُ من الشمس . (آشکارتر از خورشید است .) 29. قاب قوسین أو أدنی (کنایه از بسیار نزدیک بودن) 30. الصبر مفتاح الفرج (گر صبر کنی زغوره حلوا سازی) 31. الطیور علی أشکالها تقع (کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز) 32. عاد بخُفَّی حنین ـ عاد صفر الیدین (دست خالی بازگشت ـ دست از پا درازتر برگشت) 33. أین الثَـری و أین الثریّا ؟ (دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه هر دو جانسوزند ولی این کجا و آن کجا) 34. زاد الطّین بلّه (قوز بالا قوز شد.) 35. خیر الناس من ینفع الناس (بهترین مردم کسی است که به مردم نفعی برساند) 36. بیضة الیوم خیر من دجاجة الغَد. (سیلی نقد به ازحلوای نسیه) 37. بلغ السّکین العظم (کارد به استخوان رسید) 38. عصفور فی الید خیر من عشرة علی الشجرة. (سرکه نقد به زحلوای نسیه) 39. ربّ سکوت أبلغ من الکلام (چه بسا سکوتی که از سخن گفتن شیواتر است) 40. السکوت أخو الرّضا. (سکوت علامت رضاست) 41. رحم الله إمرئ عمل عملاً صالحاً فأتقنه (کار نیکو کردن از پر کردن است) 42. حبه حبه تصبح قبه (قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود) 43. الحسود لا یسود (حسود هرگز نیاسود) 44. الحقّ مرّ .(راستی تلخ است) 45. خیر الأمور أوسطها (اندازه نگهدار که اندازه نکوست هم لایق دشمن است و هم لایق دوست.) 46. خیر البرّ عاجله (در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست) 47. خیر الکلام ما قلّ و دلّ (کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ تا ز اندک تو جهان شود پر) 48. خالِفْ تُـعْرَف (مخالفت کن تا مشهور شوی .) 49. لک یَفُتْ مَن لَمْ یَمُتْ ← ماهی را هر موقع از آب بگیری تازه است 50. الفائتُ لا یُستَدْرَکُ ← آب رفته به جوی نیاید 51. کالقابِضِ علی الماء ← آب در هاون کوفتن - باد در قفس کردن 52. مَقْتَلُ الرَجُل بین فَکّیْهِ ← زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد . 53. قُدّتْ سُیورُهُ مِنْ اَدِیمِکَ ← سر و ته یک کرباس‌اند 54. یُقدِّمُ رِجْلاً و یُؤخّرُ أُخْری ← یک پا پس یک پا پیش می کشد. 55. لَیسَ القَوادمُ کالخوافی ← خدا پنج انگشت را مثل هم نیافریده است. 56. مِنَ القَلبِ الی القَلبِ ← دل به دل راه دارد 57. اِقْلَع شَوْکک بِیَدک ← کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من 58. لَوُقُلْتُ ثَمْره لَقال جَمْره ← اگر بگویم ماست سفید است می‌گوید سیاه است 59. القَولُ ینفذُ مالا تَنْفُذُ الِابَرُ ← با زبانش مار راهنمایی از سوراخ بیرون می‌کشد 60. و بَعضُ القولِ یَذْهَبُ فی الرِّیاحِ ← حرف او و باد هوا یکی است 61. مِن کثَرهِ مَلّاحِیها غَرقتِ السَّفینهُ ← آشپز که دو تا شد آش یاشور می شود یا بی نمک. 🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴