هدایت شده از ﺁﻳﻣﻰ ✣ 𝑐𝑎𝑙𝑜𝑢𝑠
محتوای خوابت: خوابت نمایشگاه اشیای گمشده بود.
قفسههای بیپایانی که روی هر کدام یک وسیلهی عجیب قرار داشت؛ یک دستکش که فقط دست چپش وجود داشت، یک لیوان که آب داخلش همیشه گرم بود، یک مهرهی شطرنج که هیچ بازیای آن را نمیشناخت...
هیچ تابلویی وجود نداشت و باید خودت حدس میزدی هر وسیله چه داستانی دارد.
راه خروج از خواب : باید وسیلهای را پیدا میکردی که اصلاً گم نشده بود و اشتباهی وارد نمایشگاه شده بود.
موجود همراهت : یک بز کوهی پیر با شاخهایی که رویشان نقشهای مارپیچ حک شده بود.
گاهی بیدلیل میایستاد و به یک نقطه خیره میشد. اگر همانجا را بررسی میکردی، همیشه چیزی پیدا میشد که بقیه از کنارش رد شده بودند.
شی که پایان خوابت پیدا می کردی :یک جعبهی کبریت که داخلش به جای کبریت، دانههای خیلی ریز شیشهای بود.
شی جادوییت: یک گرهی طناب.
قدرتش : هر چیزی را که با آن گره میزدی، دیگر بهراحتی از هم جدا نمیشد؛ فرقی نمیکرد دو تکه چوب باشد، دو مسیر، یا حتی یک قرار و قول.
بهایی که برای استفاده از ان باید می دادی : هر بار که از آن استفاده میکردی، تا طلوع روز بعد نمیتوانستی چیزی را دور بیندازی. هر وسیلهای را که برمیداشتی، حس میکردی هنوز ممکن است یک روز به درد بخورد.
𐙚 [ https://eitaa.com/joinchat/1328153732Ccff7b1cd38 ]
هدایت شده از ﺁﻳﻣﻰ ✣ 𝑐𝑎𝑙𝑜𝑢𝑠
محتوای خوابت: خوابت دشتی بود که روی آن هزاران تکه شیشهی رنگی پخش شده بود. هر بار نور خورشید از یکی رد میشد، منظرهی کاملاً جدیدی جلوی چشمت شکل میگرفت.
راه خروج از خواب : باید دو تکه شیشه را پیدا میکردی که کنار هم، رنگی را میساختند که قبلاً وجود نداشت. وقتی آن رنگ برای اولین بار دیده میشد، خواب تمام میشد.
موجود همراهت : آفتابپرست کریستالی
به جای اینکه رنگش را با محیط یکی کند، رنگ نور اطرافش را تغییر میداد؛ انگار خودش نور را نقاشی میکرد.
شی که پایان خوابت پیدا می کردی : یک تکه نور جامد؛ مثل شیشه بود، اما گرم. اگر آن را کف دستت میگرفتی، نورش فقط برای خودت دیده میشد.
شی جادوییت: یک مداد ششضلعی زرد.
قدرتش : هر چیزی را که با آن علامت میزدی، هیچوقت از یادت نمیرفت.
بهای که برای استفاده از اون باید می دادی :هر بار که از آن استفاده میکردی، یکی از صفحههای جورنالت کاملاً سفید میشد؛ انگار آن خاطره را داده بودی تا خاطرهی جدیدی را برای همیشه نگه داری.
𐙚 [ https://eitaa.com/Sib_Sibb ]
هدایت شده از ﺁﻳﻣﻰ ✣ 𝑐𝑎𝑙𝑜𝑢𝑠
محتوای خوابت : خوابت دادگاهی بود که هیچ قاضیای نداشت.
همه متهم بودند. همه شاهد بودند. همه بیگناه بودند. و عجیبتر از همه، هیچکس نمیدانست جرم دقیقاً چیست.
راه خروج از خواب : برای خارج شدن از خواب باید تنها کسی میشدی که از خودش دفاع نمیکرد.
موجود همراهت : یک آدمک ساختهشده از سنجاق قفلی. قدش به زانویت هم نمیرسید، اما هر وقت درِ قفلشدهای میدید، چند سنجاق از بدنش جدا میشدند و شکل یک کلید جدید را میساختند.
شی که پایان خوابت پیدا می کردی :
پروندهای که همهی صفحههایش سفید بود، جز آخرین صفحه...
و آخرین صفحه، جای امضای خودت را داشت.
شی جادوییت : برچسب قیمت
یک برچسب کاغذی که هیچ عددی رویش نبود.
قدرتش: اگر روی چیزی میچسباندیش، ارزش واقعی آن را آشکار میکرد؛ نه قیمتش، بلکه اینکه واقعاً چقدر میارزد.
بهایی که برای استفاده از ان بابد می دادی: در عوض، ارزش یکی از موفقیتهای خودت برای مدتی از نگاه بقیه ناپدید میشد.
𐙚 [ https://eitaa.com/Willi7am ]