معلم زبانم هنوزم از دهم تا حالا زینب صدام میکنه. وقتی داشت باهام حرف میزد، میگفت دیگه زینبِ من نیستی :) حتی پیش مامانم هم بهم میگفت زینب.
دیشب هم فاطمه بهم گفت زینب. بعد خانم نوری گفت زینب بهم میاد. بعد فاطمه گفت فاطمه زینب سادات صدام کنن😂 جدای از شوخی خوشم اومد. فاطمه زینب اسم قشنگیه.
آقا حستون نسبت به کانال چیه؟
واله چه وایبی بهتون میده؟
قبلا این سوال رو توی نخل و نارنج پرسیده بودم و جوابهاتون خیلی قشنگ بود. الانم میخوام ببینم چه حسی دریافت میکنین از اینجا؟ اینجا شبیه چیه براتون؟
https://payamenashenas.ir/alia
هدایت شده از نخل و نارنجِ خصوصی.
میدونی چیه؟
بعضی وقتا که به آسمون نگاه میکنم،
میبینم، فقط آسمونه که بهم جون میده.
حالمو خوب میکنه و سر پا نگهم میداره.
هدایت شده از نخل و نارنجِ خصوصی.
زندگی ما آدما پر شده از جنگیدنایی که برای هیچه. برای توهمهای غیرواقعی. انگار تو یه برکه که آبش به زحمت به زانوهات میرسه، تقلا کنی برای نجات پیدا کردن از غرق شدن!
هدایت شده از نخل و نارنجِ خصوصی.
مشکل اینجاست که تو تمام مدتی که زندگی میکنیم، کسی بهمون نمیگه پاشو وایسا. تا ببینیم حقیقت چیه و در واقع این همه انرژی مصرف کردیم برای هیچ. برای صفر. و حتی خودمونم به این فکر نمیکنیم که این مدل جنگیدنِ پرمصرف و بینتیجه رو، تغییر بدیم؛ بلکه اتفاق جدیدی افتاد و چیز جدیدی فهمیدیم.
هدایت شده از نخل و نارنجِ خصوصی.
بیشتر تقصیر خودمونه البته. خودمون که فکر نمیکنیم. فقط مثل آدمهای آهنی، یه خط سیاه مشخص رو دنبال میکنیم بدون این که فکر کنیم چرا باید این کار رو بکنیم و اصلا چرا اینطوری؟ چرا طور دیگهای نه؟ اصلا تهش که چی؟ فکر نمیکنیم. جماعتی هستیم که قوه تفکر مغزمون رو پلمپ کردیم.