نخل و نارنج ؛
برای اولین بار ۹۰ کیلومتر تو اتوبان رانندگی کردم. سخت بود؟ البته که سخت بود. و خب، شانسِ من یا به عب
دو سال از اون روز گذشته. امروز برای اولین بار بابا ماشین اتومات داد دستم و حدود ۱۰۰ کیلومتر توی اتوبان رانندگی کردم. سخت بود؟ نه اصلا! قطعا و یقینا خیلی آسونتر از روندن با املت عزیزم بود. الان که متنِ دو سال پیش رو خوندم، به این فکر کردم که چقدر با اعتماد بیشتری بابا امروزم کنارم نشست. چقدر حالم خوب بود. چقدر نمیترسیدم. چقدر مشتاقتر بودم واسه روندن ماشین و چقدر خودم هم به خودم اعتماد بیشتری داشتم. چقدر بزرگتر شدم!
#دفترچه / ۶ مرداد ۱۴۰۴
از تابستون متنفرم. اگه یه تابستونفن یا گرمالاوری لطفا نزدیکم نشو تا پاییز بشه و دوباره خوش اخلاق بشم.✨
نخل و نارنج ؛
² - کسی که دوسش دارم / ریحانه 🌚🍒
حقیقتش امروز کلا خواب بود و عکس دیگهای نتونستم ازش بگیرم =›
اگر به غم وابسته بشی، توی بند بند وجودت رخنه میکنه. حالِ خوب رو برای خودت حروم میکنی. احساس میکنی لیاقتش رو نداری. وقتی غمِ واقعیای نباشه که تو رو در آغوش بگیره، احساس ناامنی میکنی. احساس میکنی یه چیزی کمه. یه چیزی نیست! احساس خلأ میکنی. ازت خواهش میکنم به غم وابسته نشو عزیزم.
با آدمهایی رفاقت کنید که بتونید باهاشون بزرگ فکر کنید. دربارهی هدفهای بزرگ حرف بزنید. رشدتون برای هم مهم باشه. تو بزنگاهها واسه هم ترمز یا سکوی پرتاب باشید. با آدمهایی بگردید که حتی صرف بودنشون اجازه نمیده هدفها و آرزوهاتون کمرنگ و محو بشن. بلکه پررنگترش میکنن.
نخل و نارنج ؛
بیاین تا یک ماه چالش بریم. اخجون💖
هنوز چیز نارنجی ندیدم که عکس بگیرم